فارض نت اخی جهان

ADS
نويسنده : قدیر پیری یکشنبه ۱ تیر ۱۳٩۳, ٧:٠۳ ‎ق.ظ

drk9_1_(1)_page_1.jpg


برای مشاهده سایز اصلی ، روی تصاویر کلیک کنید.

 fzxt_1_(2)_page_1.jpg

ks38_1_(3)_page_1.jpg

 c6cs_1_(4)_page_1.jpg

yk5u_1_(5)_page_1.jpg

juxg_1_(6)_page_1.jpg

vkzh_1_(7)_page_1.jpg 

مجموعه نکات ابتدایی در ترجمه عربی به فارسی

  1. در متن های ادبی و تاریخی مانند کلام الله و نهج البلاغه و مانند آن کلمه «اِنّ» اغلب برای تاکید بر مفهوم جمله به کار می رود. در ترجمه چنین جملاتی می توان از کلماتی چون «همانا، به راستی، حقیقتا، حتما و ...» استفاده کرد. اما در متون امروزی و گفتارهای روزمره، استفاده از «اِنّ» لزوما برای تاکید نیست و بیشتر نوعی تکیه کلام برای جمله های اسمیّه به شمار می آید. «اِنّ» در وسط جمله به معنای «که، این که» به کار می رود و مانند حرف ربط در زبان فارسی است.
  2. خبر حروف «لَیتَ» و «لَعَلّ» در صورتی که مضارع باشد، معمولا در فارسی به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.
  3. در ترجمه صیغه های فعل مجهول به زبان فارسی، اغلب از فعل شدن کمک گرفته می شود. چنان که می دانیم در جملات مجهول نایب فاعل می تواند مانند فاعل به صورت ضمیر مستتر بیاید. لذا هنگام ترجمه لازم است به این گونه صیغه ها توجه شود.
  4. صیغه «کانَ» همراه فعل مضارع، در ترجمه فارسی معادل ماضی استمراری و همراه فعل ماضی معادل ماضی بعید است. هرگاه دو یا چند فعل از افعال مضارع و ماضی بر یکدیگر عطف شده باشند، کان فقط یک بار در ابتدای آن ها به  کار می رود.
  5. هرچند صفت در زبان عربی مفرد نباشد، در زبان فارسی به صورت مفرد ترجمه می شود. مثلا ترجمه «التلامیذ المجتهدون» به فارسی «دانش آموزان کوشا» است.
  6. در ترجمه جمله وصفی حرف که را بر آن می افزاییم و خود فعل مطابق نیاز جمله معمولا به ترتیب ذیل ترجمه می شود:
  7. ماضی + ماضی = ماضی بعید در زبان فارسی یا ماضی. مثال: «اشتریت کتابا قد رایته فی مکتبه المدرسه»: «کتابی را خریدم که آن را در کتابخانه ی مدرسه دیده بودم (دیدم)».
  8. ماضی + مضارع = ماضی استمراری در زبان فارسی. مثال: «سمعت نداء یدعونی الی الصدق»: «ندایی را شنیدم که مرا به صداقت فرا می خواند.»
  9. مضارع + مضارع = مضارع التزامی در زبان فارسی. مثال: «افتش عن کتاب یساعدنی فی فهم النصوص»: «دنبال کتابی می گردم که مرا در فهم متون یاری کند.»
  10. ادوات نصب مانند «اَن (که)، کَی، لِکَی، حَتّی، لَ» (تا، تا این که، برای اینکه) معنی فعل مضارع را غالبا به مضارع التزامی فارسی تبدیل می کنند.
  11. حرف «لَن» معنی فعل مضارع را غالبا به مستقبل (آینده) منفی فارسی تبدیل می کند.
  12. به کاربرد لام در جمله ها دقت کنیم:
  13. الملک لله. (حکومت از آن خداست.)
  14. اجتهدت لانجح. (تلاش کردم برای این که موفق شوم.)
  15. لنتبعد عن الکذب! (باید از دروغ دوری بجوئیم!)
  16. فعل مضارع مجزوم به لم را می توان به صورت ماضی ساده ی منفی و یا ماضی نقلی منفی ترجمه کرد.
  17. صیغه های غایب و متکلم فعل مضارع، هنگامی که همراه لام امر به کار روند، به صورت مضارع التزامی ترجمه می شوند.
  18. هر یک از دو فعل شرط و جواب شرط در صورتی که ماضی باشند، می تواند به صورت مضارع ترجمه شود.
  19. در ترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند، گاهی ی (وحدت و یا نکره اضافه می کنیم: رایت طالبا. دانش آموزی را دیدم. (یک دانش آموز را دیدم.)
  20. هرگاه اسم بعد از اشاره همراه ال باشد (مشارالیه)، خودِ اشاره (هر چند مفرد نباشد) به صورت مفرد ترجمه می شود:
  21. هذه الشجره باسقه. (این درخت، بلند است.)
  22. هذه الطالبه مجتهده. (این دانش آموز، کوشا است.)
  23. هولاء الطالبات مجتهدات. (این دانش آموزان کوشا هستند.)
  24. اسم بعد از اشاره هرگاه بدون ال بیاید، اشاره طبق صیغه خود ترجمه می شود.
  25. هذا طالب. (این دانش آموز است.)
  26. هولاء طلاب. (این ها دانش آموز هستند.)
  27. علامت «ین» میان مثنی و جمع مشترک است، در هنگام ترجمه به حرکت نون و ماقبل یا و یا قرائن موجود در جمله دقت کنیم.
  28. فعل هرگاه به فاعل اسم ظاهر اسناد داده شود و آن فاعل، مثنی یا جمع باشد، در فارسی به صورت جمع ترجمه می شود.
  29. در هنگام ترجمه به مرجع ضمایر غایب دقت شود.
  30. دقت در زمان افعال، لازم و متعدی بودن آن ها، مفرد و مثنی و جمع بودن کلمه، تشخیص فاعل و مفعول از جمله اموری است که برای یک ترجمه صحیح باید به آن توجه کرد.
  31. گاهی می توان مصدر را به صورت فعل ترجمه کرد، قصدت الرجوع الی المکتبه: خواستم به کتابخانه برگردم.
  32. فعل هایی که در یکی از باب های افعال، تفعیل به کار می روند، اغلب به صورت متعدی ترجمه می شوند. به عبارت دیگر در ترجمه به مفعول نیاز خواهند داشت.
  33. پاره ای از افعال همراه حرفی به کار می روند که در هنگام ترجمه نیازی به ترجمه آن حروف نیست. مانند: سخر من (مسخره کرد.)، حصل علی (به دست آورد)، شعر ب (متوجه شد، احساس کرد)
  34. گاهی در ترجمه فعل های باب تفاعل و مفاعله به آوردن حرف ربط با نیاز داریم.
  35. فعل های باب انفعال به صورت لازم ترجمه می شوند.
  36. فعل های باب افتعال و تفعل گاهی لازم و گاهی متعدی هستند.
  37. فعل های باب استفعال غالبا متعدی هستند.
  38. اسم فاعل بر انجام دهنده یا دارنده حالتی بودن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولا صفت فاعلی یا اسم فاعل است. مانند حامی: پشتیبان، منذر: بیم دهنده.
  39. صفت فاعلی در زبان های فارسی دارای پسوندهایی از قبیل «نده» و «ا» است مانند: بیم دهنده، دانا.
  40. اسم مفعول بر انجام شدن و یا واقع شدن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولا صفت مفعولی یا اسم فاعل است. مانند مقتول: کشته شده، محترم: احترام شده.
  41. در ترجمه اسم مفعول گاهی از پسوند شده استفاده می کنیم. مانند مستضعف: ضعیف نگاه داشته شده.
  42. در ترجمه اسم های مبالغه معمولا از قید بسیار استفاده می کنیم. مانند غفار بسیار آمرزنده.
  43. گاهی میان اسم های تفضیل از نظر ظاهری با فعل ماضی باب افعال مشابهت ایجاد می شود، در این گونه موارد، توجه به مفهوم عبارت راهگشای مساله است.
  44. اگر بعد از اسم تفضیل عبارت مِن بیاید به صورت صفت تفضیلی ترجمه می شود: احسن مِن: نیکوتر از... و اگر همراه من نیاید، معمولا به صورت صفت عالی ترجمه می شود: احسن کتاب: بهترین کتاب
  45. ضمیر یکی از اجزای اصلی جمله است. در تشخیص انواع ضمیر و ترجمه ی صحیح هر یک دقت کنیم.
  46. تشخیص مرجع ضمایر غایب به دقت بسیار احتیاج است.
  47. کلماتی مانند الذی و التی هرگاه پس از اسم دارای ال بیایند، به معنی «که» خواهند بود، مانند: ذهبت الی المسجد الذی قرب مدرستنا.
  48. دقت کنیم که حرف «ما» گاهی حرف نفی است و گاه اسم استفهام و گاه موصول. به کمک قرائن موجود در جمله باید هر یک را از دیگری تمییز داد.
  49. در زبان فارسی، فعل معمولا در آخر جمله قرار می گیرد، و حال آن که در عربی، فعل معمولا ابتدای جمله می آید.
  50. در ترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند، گاهی ی وحدت یا نکره اضافه می کنیم. کتاب: کتابی
  51. اسم پس از فعل همیشه فاعل نیست. فاعل گاهی در داخل فعل به صورت مستتر قرار می گیرد.
  52. فعل گاهی در آغاز جمله به صورت مفرد می آید و حال آن که فاعل آن به صورت جمع است. در این صورت، فعل به صیغه جمع ترجمه می شود: کتب الطلاب: دانش آموزان نوشتند.
  53. جایگاه مفعول معمولا پس از فاعل است. اما در همه جای جمله می تواند قرار گیرد. بدین جهت توجه به مفهوم عبارت راهگشای یافت مفعول یک فعل است.
  54. ضمایر منفصل نسبی هرگاه در آغاز جمله به کار روند، در ترجمه آن ها کلماتی از قبیل «تنها، فقط و ...» را اضافه می کنیم.
  55. در پایان جمله های اسمیهِ فاقد فعل، از صیغه های مختلف فعل ربطی است استفاده می کنیم.
  56. خبر مفرد درصورتی که مثنی و یا جمع باشد، معمولا به صورت مفرد ترجمه می شود. (المومنون صادقون فی حیاتهم: مومنان در زندگی خود راستگو هستند.)

 ترجمه اشتراکات لفظی در افعال فارسی و عربی

بسیاری از افعال در زبان فارسی و عربی مشترک هستند، بدین معنی که برای توصیف کار‌های مختلف از یک فعل مشترک استفاده می‌شود. اما وقتی این فعل را ترجمه می‌کنیم نباید آن‌ها را به صورت مشترک ترجمه نما‌ییم در ادامه به مثال‌هایی توجه کنید که مطلب را روشن‌تر بیان می‌کنند.

غذا خورد

تناول الطعام

سرما خورد

اصیب بالبرد او بالزکام

آب خورد

شرب الماء

غصه خورد

اغتم

قسم خورد

اقسم

لیز خورد

انزلق

زمین خورد

سقط علی الارض

در امتحان رانندگی رد شد

رسب فی اختبار قیاده السیاره

پیشنهاد شما رد شد

رفض اقتراحکم

از این‌جا رد شد

مر من هنا

ضَرَبَ

زد

ضَرَبَ الی کذا

متمایل شد

ضَرَبَ الجزیه

جزیه و مالیات را واجب ساخت

ضَرَبَ الخیمه

خیمه برافراشت

ضَرَبَ الدهر بینهم

روزگار بین آن‌ها جدایی افکند

ضَرَبَ علیه الحصار

او را محاصره کرد

ضَرَبَ فی البوق

در بوق دمید

ضَرَبَ فی الارض

در طلب روزی خارج شد

ضَرَبَ به عرض الحایط

با خواری رهایش ساخت

ضَرَبَ عنه صفحا

از او روی گردانید

ضَرَبَ علی یده

مانع کار او شد

ضَرَبَ بیده

اشاره کرد

ضَرَبَ الشی بالشی

چیزی را با چیزی مخلوط کرد

ضَرَبَ له مثلا

برایش مثلی زد

ضَرَبَ فی حدید بارد

تلاش بیهوده کرد

ضَرَبَ  الاجل

مهلت تعیین کرد

ضَرَبَ آباط الامور

باطن امور را دریافت

ضَرَبَ اخماسا فی اسداس

بدنبال مکر و نیرنگ بود

ضَرَبَ الخاتم

انگشتر را ساخت

ضَرَبَ علیهم اللیل

شب بر آن‌ها طولانی گشت

ضَرَبَ فی الماء

شنا کرد

ضَرَبَ قلبه

قلبش تپید

ضَرَبَ له فی ماله سهما

در اموالش برای او سهمی قرار داد

ضَرَبَه العقرب

عقرب او را نیش زد

 

اشتراکات لفظی در اسم‌ها فارسی و عربی

 

زبان عربی علاوه بر خط و نگارش، ارتباط بسیار نزدیکی با فارسی دارد. از این رو بسیار اتفاق افتاده که واژگان فارسی و عربی با یک لفظ نوشته می‌شوند اما این بدان معنا نیست که هر دو واژه از نظر معنایی مشابه یکدیگر باشند. در چنین حالتی مترجم باید نهایت دقت خود را بدین امر مبذول دارد تا در انتقال معنا دچار مشکل نشود.

 

مخابرات

اداره مخابرات

اداره اطلاعات

زبون

خوار، ناتوان

مشتری

حوصله

صبر

چینه‌دان

تقلیدی

تقلید شده

سنتی

صورت

چهره

عکس

خسیس

بخیل

پست

میمون

حیوان

مبارک

ناظر

نظارت گر

ناظم مدرسه

رسوم

آداب

نقاشی‌ها

منظور

مقصود

قابل رویت

شراب

مسکر

نوشیدنی

مجتمع

محل مسکونی

اجتماع

اداره

موسسه

چرخاندن

نفر

شخص

جماعت مردان

مکتب

مدارس قدیم

دفتر کار

دغدغه

نگرانی

غلغلک

ملت

مردم

دین

برق

الکتریسیته

تلگراف

ادویه

چاشنی

داروها

تخلف

خلاف کردن

عقب ماندگی

عکس

تصویر

برعکس

نشاط

شادمانی

چابکی

مجرم

گناهکار

جنایتکار

بهار

فصل بهار

چاشنی

موظف

مکلف

کارمند

ناظم

معاون

سراینده

شوکت

عظمت

چنگال غذا

مصرف

استفاده کردن

بانک

تورم

گرانی

متورم شدن

اسباب

وسایل

سبب‌ها

 

 

ترجمه ضرب المثل های عربی به فارسی


  1. فی الامتحان یکرم المرء أو یحان.

ترجمه: در امتحان است که انسان سربلند شده یا سرافکنده می شود.

معادل: (از حافظ)

خوش بود گر محک تجربه آید به میان             تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

  1. القرد فی عین أمه غزال.

ترجمه: میمون در چشم مادرش چون آهو (زیبا) است.

معادل: سوسک به بچه اش میگوید قربان دست و پای بلوریت.

  1. قلیل البخت یلاقی العظم فی الکرشة.

ترجمه: بداقبال در خوراک سیرابی استخوان می یابد.

معادل:

بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد     یا طاق فرود آید و یا قبله کج آید.

  1. الطیور على اشکالها تقع.

ترجمه: پرندگان هم شکل با هم می پرند.

معادل: (از نظامی)

کند با جنس خود هر جنس پرواز   کبوتر با کبوتر باز با باز

  1. ابن الوزّ عوّام.

ترجمه: جوجه غاز چون خودش شناگر است.

معادل: (از فردوسی)

پسر کو ندارد نشان از پدر    تو بیگانه خوانش نخوانش پسر

  1. لبس البوصة، تبقى عروسة.

ترجمه: لباس عروسی بپوش تا عروس جلوه کنی.

معادل: آستین نو بخور پلو

و یا: (از سعدی)

تن آدمی شریف است به جان آدمیت    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت.

  1. باب النجّار مخلع.

ترجمه: در نجاری به چهارچوب چفت نیست.

معادل: کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

  1. عریان الطوق بینط لفوق.

ترجمه: لباس بی یقه دارد اما ادعای ترقی می کند.

معادل: پز عالی با جیب خالی

  1. احنا فی الهوا سوا.

ترجمه: ما در یک هوا هستیم.

معادل: ما در یک موقعیت هستیم.

ویا

ما همدردیم

  1. ید واحدة ماتسقفش.

ترجمه: یک دست کف نمی زند.

معادل: یک دست صدا ندارد.

  1. على قد لحافک مد رجلیک.

ترجمه: پایت را به اندازه پتویت دراز کن.

معادل: پایت را به قدر گلیمت دراز کن.

  1. اللی یتلسع من الشوربة ینفخ فی الزبادی.

ترجمه: کسی که زبانش از آش داغ سوخته، ماست را فوت می کند.

معادل: مار گزیده از ریسمان دورنگ (سیاه و سفید) می ترسد.

  1. الفاضی یعمل قاضی.

ترجمه: آدم بیکار در کار قاضی هم دخالت می کند. (مضرات بیکاری)

معادل: (از عطار)

 گر تو بنشینی به بی کاری مدام  کارت ای غافل کجا زیبا شود.

  1. طبّاخ السمّ بیدوقه.

ترجمه:  آشپز غذای سمی آن را خواهد چشید.

معادل: چاه کَن همیشه ته چاه است.

  1. الجیات أحسن من الرایحات.

ترجمه: آن چه در پی است، بهتر از آن چه گذشته است.

معادل: گذشته ها گذشته است.

و یا: (از مولوی)

بر گذشته حسرت آوردن خطاست بازناید رفته یاد آن هباست .

  1. وقع فی شر أعماله.

ترجمه: درگیر اعمال پلید خود گردید.

معادل: از مکافات عمل غافل مشو        گندم از گندم بروید جو ز جو.

  1. العین بصیرة والید قصیرة

ترجمه: چشم به آن دید دارد ولی دست از آن کوتاه است.

معادل: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.

  1. اللى یشوف بلوة غیره تهون علیه بلوته.

ترجمه: دیدن مشکلات دیگران، مشکلات خود را کوچکتر می کند.

معادل: (از رودکی)

 زمانه پندی آزاد وار داد مرا          زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

به روز نیک کسان گفت غم مخورزنهار             بسا کسا که به روز تو آرزومند است

  1. حامیها حرامیها

ترجمه: نگهبانش ، غارتش کرد.

معادل: شریک دزد و رفیق قافله بود.

  1. اللى مکتوب عالجبین لازم تشوفه العین.

ترجمه: آن چه بر پیشانی نوشته باشد لاجرم به چشم خواهد آمد.

معادل: ز این دو برون نیستش سرنوشت        اگر دوزخ جاودان گر بهشت .

 

 

مروری بر تاریخ زبان عربی

صدها سال پیش اقوامی صحرانشین در شبه جزیره عربستان زندگی می‌کردند که سامیان نام داشتند و زبان کهنی که میان سامیان رواج داشت، سامی نامیده می‌شد. هر چند برخی سامیان هنوز هم در مناطق دورافتاده عربستان زندگی می‌کنند، در گذشت ایام بسیاری از آن‌ها به تدریج از شبه‌جزیره خارج شدند و به مناطق اطراف کوچ کردند و در زبان و فرهنگ با مردم آن مناطق آمیخته شدند. در طی این مهاجرت‌ها تمدن‌های عظیمی در مناطق اطراف به‌وجود آمد که از آن‌جمله می‌توان به تمدن‌های بابلی، آرامی، سومری، کنعانی و عبری اشاره نمود. زبان‌های باستانی ایجاد شده در هر منطقه با هم تفاوت‌های آشکاری دارند اما همگی جز زبان‌های سامی به شمار می‌آیند. دسته بندی زبان‌های سامی بر حسب نسبت آن با جزیره العرب انجام می‌گیرد: زبان‌های شرقی (مانند بابلی و آشوری)، زبان‌های غربی (مانند کنعانی، عبری و آرامی) و جنوبی (مانند عربی و حبشی).

تاریخ زبان عربی را در یک روش می‌توان به قبل و بعد از اسلام تقسیم نمود. در زمان‌های قبل از اسلام زبان عربی به دو شاخه عربی جنوبی و عربی شمالی تقسیم می‌گردید. عربی جنوبی در اطراف یمن کنونی صحبت می‌شد و تحت تاثیر ارتباط با مصریان باستان و تمدن فنیقی قرار گرفته بود. این زبان با ظهور اسلام کم‌کم به دست فراموشی سپرده‌شد و به جای آن زبان عربی شمالی که مبنای عربی امروزی است در سراسر عربستان غلبه پیدا نمود. این زبان را اکنون عربی کلاسیک نیز می‌نامند.

 

عربی کلاسیک

به دلیل ضعف تمدن عربی در قبل از اسلام که به دوره جاهلیت نیز معروف شده‌است و ساختار بادیه‌نشین و غالبا جنگجوی اعراب، منابع مکتوب زبان عربی کلاسیک بسیار محدود است. در واقع آن‌چه که از آغاز روزگار رواج عربی کلاسیک یعنی سده های سوم تا ششم میلادی تا ظهور اسلام و بعد از آن به‌جا مانده‌است را می‌توان در گروه‌های زیر طبقه بندی نمود:

 

  • قرآن: کلام الله
  • مکاتبات رسمی پیامبر اکرم: شامل رساله‌ها، قراردادها، پیمان‌نامه‌ها و خطبه‌های حضرت محمد (ص) است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها خطابه مشهور حجه‌الوداع و خطبه شیوای آن حضرت در هنگام ازدواج حضرت فاطمه با علی بن ابی طالب است.
  • احادیث اصیل نبوی و امامان معصوم: که مهمترین آن‌ها نهج‌البلاغه اثر شگرف مولای متقیان است.
  • اشعار جاهلی و اشعار صدر اسلام: که شعرا بیشتر به شرح جنگ‌آوری‌ها، غزل‌های عاشقانه و افتخار به اصل و نسب و رجزخوانی‌ها می‌پرداخته‌اند.
  • ایام العرب: تاریخ جنگ‌های عهد جاهلیت میان قبیله‌های عربی یا اتحاد قبایل علیه اقوام خارجی‌است. برخی تواریخ مربوط به صدر اسلام به طریق مشابه ثبت گردیده‌اند.
  • برخی موارد فرعی از قبیل کتیبه‌های بسیار محدودی که از آن زمان در کشور‌های غیر عربی باقی‌مانده است و ترجمه‌های کهن انجیل به زبان عربی کلاسیک.

 با توجه به پیشرفت چشمگیر دین اسلام،‌ زبان عربی کلاسیک که زبان اسلام محسوب می‌شد در طی قرون اولیه بعد از اسلام در کشورهای خارج از شبه‌جزیره عربستان متداول گردید. قرآن کریم در زمان خلافت عثمان به اهتمام حضرت علی به صورت کامل مدون شد و از آن پس به عنوان کامل‌ترین معیار برای زبان عربی استفاده گردید. اوج شکوفایی عربی کلاسیک در قرن‌های دوم و سوم هجری در بغداد، مرکز خلافت عباسیان رخ‌داد. یکی از مهمترین متون کلاسیک عربی در آن روزگار ترجمه عربی کتاب کلیله و دمنه است که ابن مقفع آن را از زبان پهلوی قدیم به طرزی شیوا به عربی ترجمه نمود. همچنین دستور زبان عربی که نحو نامیده می‌شود و ساختار اولیه آن به مولای متقیان منسوب است، به تدریج راه تکامل را می‌پیمود. ایجاد حرکت بر روی حروف مصوت مانند فتحه و کسره از جمله مهمترین نوآوری های نحوی است که مخترع آن از شاگردان حضرت علی بوده‌است. لغت‌شناسان در شهر‌های کوفه، بصره و بغداد با روش‌های گوناگون به پردازش کلمات و تقسیم‌بندی آن‌ها می‌پرداختند که از جمله مشهورترین آن‌ها می‌توان به سیبویه و کسایی اشاره کرد که هر دو ایرانی‌الاصل بوده‌اند. بدین ترتیب بود که دانشمندان مسلمان با استفاده از عربی کلاسیک توانستند علوم مختلف از فلسفه گرفته تا شیمی و ریاضیات را از منابع قدیم سریانی و یونانی ترجمه کنند و آن‌ها گسترش دهند. همچنین کتب بسیاری در شاخه‌های گوناگون علوم اسلامی نظیر تاریخ (رجال)، تفسیرها،‌ کلام، اصول، تصوف و فقه به رشته تحریر درآمد.

با اضمحلال تدریجی عباسیان از زمان خلافت عباسی زبان عربی کلاسیک نیز دچار رکود و ضعف گردید. قواعد عربی کلاسیک دچار نوعی جمود گشت و دانشمندان به جای سعی در گسترش زبان بیشتر به تبعیت بی چون و چرا از گذشتگان روی آورند. در ایران سلسله‌های استقلال‌خواهی چون غزنویان و سلجوقیان پدید آمدند و در مصر فاطمیان با عباسیان مقابله کردند. رشد علوم اسلامی دیگر به صورت متمرکز ادامه نیافت و دانشمندان هر منطقه از مراکش و اندلس گرفته تا ایران سعی کردند تا فعالیت‌های خود را به شکل مستقل ادامه دهند که البته بیشتر آن تلاش‌ها با نتایج درخشانی همراه گردید. مردم هر منطقه عربی را با لهجه خاص خود تکلم می‌کردند و بیشتر آن‌ها از درک متون کلاسیک عاجز بودند. امپراطوری عباسیان با تسخیر بغداد به دست مغولان در اواسط قرن هفتم به کلی نابود شد و زبان عربی وارد دوره رکودی گشت تا قرن سیزدهم هجری و آغاز دوره عربی امروزی ادامه یافت.

 

عربی امروزی

زبان عربی امروزی را می‌توان به دو حالت عربی عامیانه و عربی نوشتاری تقسیم‌بندی کرد. عربی عامیانه در هر منطقه و کشور از دنیای عرب با دیگری تفاوت‌هایی در لهجه و تلفظ کلمات دارد. یک عرب زبان ساکن عراق در فهم سخنان یک مراکشی دچار مشکلات بسیاری خواهد بود. مشهورترین شاخه‌های گفتاری عربی امروزی عبارتند از عربی مصری، مراکشی، بین‌النهرینی، شرقی و عربی نواحی خلیج فارس. با وجود تمامی این چند دستگی‌ها در گفتار زبان عربی امروزی در شکل نوشتاری کاملا یکپارچه‌است. چرا که زبان عربی نوشتاری بر مبنای قرآن استاندارد شده‌است و مسلمانان در تمام کشورهای عربی خود را ملزم می‌دانند که از قواعد مبتنی بر کتاب آسمانی خود پیروی کنند. به این ترتیب است که تمام عرب زبان‌های باسواد می‌توانند از اطلاعات موجود در کتاب‌ها، روزنامه‌ها و مجلاتی که در سراسر دنیای عرب چاپ می‌شوند بدون هیچ اشکالی استفاده کنند.

 

رنگ های مختلف نشان دهنده لهجه های گفتاری مختلف در زبان عربی است

 

زبان عربی از دوره لشگرکشی ناپلیون به مصر مورد هجوم واژه‌های خارجی قرار گرفت. مترجمان عربی درهنگام ترجمه کتاب‌های جدید از زبان‌های اروپایی کلمات را معادل سازی نمی‌کردند و در ابتدای قرن نوزدهم انبوهی از کلمات بیگانه وارد زبان عربی گردید. این کلمات با کمی تغییر در حروف به فرم عربی در می‌آمد و به اصطلاع تعریب می‌گردید. پس از مدتی زبان‌شناسان از تعدد واژه‌های تعریب شده ابراز نارحتی کردند و به فکر واژه‌سازی برای لغات بیگانه افتادند تا زبان را به اصالت اولیه خود برگرداند. آکادمی‌های زبان عربی یکی بعد از دیگری در کشورهای مصر، سوریه و عراق برای پالایش زبان عربی و واژه‌سازی ایجاد گشت. از آن موقع است که واژه‌هایی چون هاتف برای تلفن، قطار برای ترن و افعالی چون بلمر برای پلیمری کردن و هدرج برای هیدروژنه کردن تولدیافته‌‌است. شیوه اشتقاقی از ریشه سه حرفی کلمات عربی آسان‌ترین روش برای ساختن واژه‌های جدید و جلوگیری از تعریب است. امروزه زبان عربی در غنای واژگان و نظم در دستور زبان جزء زبان‌های برتر دنیاست که در سازمان ملل متحد به عنوان یکی از شش زبان رسمی مکالمات و مکاتبات پذیرفته شده‌است.

 

تعریب

برای مطالعه در مورد تعریب ، روی کلمات بالا ( تعریب ) کلیک کنید.

تَعریب، عربی کردنِ کلمه غیرعربی و به ساختار عربی در آوردن آن می‌باشد.

ادامه مطالعه این مطلب

واژه های غیر عربی و غریب در قرآن

واژه های غیر عربی و غریب در قرآن

نویسنده: آیة الله محمد هادی معرفت

واژه غیر عربی در قرآن
 

در لغت عرب واژه هایی وجود دارد که ریشه عربی ندارد و از لغت های مجاور گرفته شده است و این یک امر طبیعی به شمار می رود و در تمامی زبان های زنده و گذشته بر اثر مجاورت و رفت و آمدها، لغات نیز داد و ستد می شدند. البته شکل واژه های اجنبی همواره با تغییراتی مواجه می شده است و به مرور زمان رنگ و بوی لغت میزبان را به خود می گرفته و هم ساز آن لغت می گردیده است(1). به این گونه تغییرات در واژه های بیگانه اصطلاحا «معرب* عربی شده» می گویند. دراین زمینه کتاب های فراوانی نوشته شده، از جمله به کتناب «المعرب» نوشته ابومنصور جوالیقی، موهوب بن احمد بن محمد (متوفای540) می توان اشاره کرد. این کتاب بیشتر به واژه های فارسی تعریب شده و این گونه کلمات را در اشعار اصیل عربی آورده است. اخیرا این گونه واژه های وارد شده را «دخیل* داخل شده» گویند و در المنجد، این اصطلاح زیاد به کار رفته است. در این مورد گفته می شود: «و کلمة من الدخیل* این کلمه از کلمات داخل شده در زبان عرب است».
وارد شدن واژه های دیگر در هر لغت و در هر زبانی یک امر طبیعی است و هرگز به عنوان عیب یا نقص شمرده نمی شود. وجود این گونه لغات به خالص بودن آن زبان یا آن لغات نیز صدمه ای وارد نمی سازد، یعنی زبان عربی، عربی است گرچه برخی لغات غیر عربی - که رنگ و بوی عربی به خود گرفته - در آن یافت شود، زیرا لغت تازه وارد، تا خلق وخوی آن را به خود نگیرد، امکان کاربرد نمی یابد. لذا استعمال چنین الفاظ و کلمات غیر عربی، به عربی بودن کلام، چه شعر و چه نثر، خللی وارد نمی آورد و این شیوه [استفاده از کلمات اجنبی] در اشعار قدیم عربی و گفته های اصیل پیش از اسلام ، متعارف بوده و عیب و نقص شمرده نمی شده است(2)، بلکه در هیچ لغتی به کار نگرفتن لغات غیر، شرط نیست. حتی در اثری مانند: شاهنامه فردوسی که سعی بر آن بوده تا صرفا واژه های فارسی به کار رود، بسیاری از واژه های آن ریشه فارسی ندارند، بلکه ریشه عربی و ترکی و غیره داشته و در عین حال فارسی کامل به شمار می روند. قرآن نیز که یک سخن عربی کامل است، از این جهت جدا نیست، واژه های غیر عربی - که ریشه عربی ندارند ولی شکل عربی به خود گرفته و معرب گردیده - درآن وجود دارد. در این زمینه بالخصوص نیز کتاب هایی نوشته شده، از جمله کتاب «المذهب فیما وقع فی القرآن من المعرب» نوشته جلال الدین سیوطی، که خلاصه ای از آن را در «الاتقال» آورده است. لذا جای تردید نیست که قرآن کلام عرب است و از جهت عربی بودن در سر حد کمال است و هرگز یا گروهی در عربیت آن شک نبرده است. قرآن تصریح دارد:
«إنا أنزلنا قرآنا عربیا لعلکم تعقلون»(3). «وکذلک أنزلناه قرآنا عربیا»(4). «کتاب فصلت آیاته قرآنا عربیا لقوم یعلمون»(5). «وکذلک أوحینا إلیک قرآنا عربیا لتنذر أم القری و من حولها»(6). «نزل به الروح الأمین. علی قبلک لتکون من المنذرین. بلسان عربی مبین»(7). «وهذا لسان عربی مبین»(8) و آیات دیگر که به صراحت قرآن را عربی معرفی می کند.
برخی بر این باورند که هرگز در قرآن کلمات غیر عربی - گرچه معرب شده باشد به کار نرفته است. ابوعبیده گوید: «هر کس گمان برد در قرآن الفاظ غیر عربی آمده، سخن سنگینی گفته است». ابن جریر طبری گوید: «آن چه گمان می رود از دیگر زبان ها در قرآن آمده، از باب «توارد لغتین» می باشد که هر دو لغت، یک لفظ را وضع کرده اند، آن گاه گمان برده شده که یکی از دو زبان از دیگری گرفته است».
برخی میانه رفته گویند: عرب قدیم را پیش از اسلام، رفت وآمدهایی با ملت ها بوده، آن گاه برخی واژه ها را با خود آورده، مختصر تغییری در آن داده اند و در اشعار و سخنان خود به کار برده اند، لذا رنگ و بوی عربی کامل به خود گرفته است و اگر در قرآن یافت شود، عربی محض و اصیل شمرده می شود.ابوعبیده قاسم بن سلام، بر همین عقیده است. خلاصه این گونه کلمات که در قرآن یافت می شود و گمان برده اند غیر عربی است، در واقع اصالت عربی دارد و عرب قدیم آن را به کار برده ورنگ عربی بدان داده است.
دیگران گویند: اساسا وجود برخی کلمات غیر بومی - گرچه تغییری نیافته باشد - زیانی به عربی بودن کلام نمی رساند، زیرا مقصود شیوه و اسلوب کلام عربی است و همین اندازه در عربی بودن کلام کفایت می کند و ناگزیر هر زبانی از برخی واژه های وارده به کار می برد. جلال الدین سیوطی گوید: «قول صحیح همین است و ابومیسره تابعی بر این باور بوده که در قرآن از همه زبان های مجاور وجود دارد. این مطلب از سعید بن جبیر و وهب بن منبه نیز نقل شده است».
اینک برخی واژه های غیر عربی که با دگرگونی معرب و در قرآن آمده است: 
اباریق، جمع ابریق: معرب: آب ریز.
اکواب، جمع کوب: فنجان، کوزه: «یطوف علیهم ولدان مخلدون. باکواب و اباریق».(9)
ارائک، جمع اربکه: تخت. «هم و أزواجهم فی ظلال علی الأرائک متکئون».(10)
تنور، جوالیقی و ثعالبی گفته اند: فارسی معرب است. «و فار التنور».(11)
جناح، معرب گناه. «فمن حج البیت أو اعتمر فلا جناح علیه أن یطوف بهما».(12)
سجیل، اصل آن: سنگ گل کلوخ .«ترمیهم بحجاره من سجیل».(13)
سرداق، معرب: سرادر، در سرا، سرا پرده. «أحاط بهم سرداقها».(14)
سرابیل، جمع سربال: شلوار. «وجعل لکم سرابیل تقیکم الحر».(15)
مسجد، که برخی آن را معرب مزگت دانسته اند که به معنای معبد یا عبادت گاه است.(16)

لغات غریبه در قرآن
 

آیا در قرآن غریبه وجود دارد؟ مقصود از لغات غریبه، الفاظ و کلمات نامأنوسی است که شنیدن آن بر طبع گران می آید و وجود آن در کلام موجب خلل در فصاحت می گردد. چنین الفاظ غریبی هرگز در قرآن نبوده و در شأن قرآن نمی باشد، زیرا قرآن در بالاترین مرتبه فصاحت قرار دارد و هیچ گونه کلمات غریبه در آن به کار نرفته است. آری، غرابت معنای دیگری نیز دارد که در قرآن به کار رفته است: غرابت در عرف محلی. قرآن - احیانا - الفاظ و کلماتی را مورد استعمال قرار داده که برای بیشتر عرف محلی تازگی داشته، معنای آن بر آنان چندان روشن نبوده است، زیرا قرآن از لغات تمامی قبایل عرب استفاده کرده و حتی برخی کلمات را که ریشه های آن از عرب گرفته شده به کار برده است، که بعضا معانی آن ها برای فرد فرد عرب روشن نبوده است.
قرآن گاه برخی کلمات شیوا را که مورد استعمال قبایل مختلف عرب بوده به کار برده است، گرچه این کلمات احیانا برای دیگر قبایل تازگی داشته و نامأنوس می نموده است. غریب بدین معنا در قرآن وجود دارد و به فصاحت آن خللی نمی رساند. 
قبایل عرب همان گونه که در امور سیاسی و نظامی واجتماعی و نیز اقتصادی و فرهنگی از هم پراکنده بودند، از لحاظ زبان و لغت نیز از هم جدا بودند و در حالت پراکندگی به سر می بردند و بسیاری از کلمات برخی و اصطلاحات در میان برخی قبایل رواج داشته که قبایل دیگر از آن بی خبر بودند. قرآن از تمامی این لغات بهره جسته و مناسب ترین کلمات را از هر قبیله انتخاب کرده و به کار برده است و از این راه یک نوع آگاهی عمومی در دسترس تمامی عرب قرار داده و خدمت فرهنگی، ادبی و لغوی به عرب نموده، وحدت لغت در میان عرب ایجاد نموده است. لذا نه فقط استعمال این گونه الفاظ به فصاحت قرآن خللی نمی رساند، بلکه یک گونه شیوه ادبی و فرهنگی فراگیر ایجاد کرده که عرب از ایجاد آن عاجز بوده است. اینک به نمونه ایی از این گونه لغات قبایلی می پردازیم. در این زمینه، ابوالقاسم محمد بن عبدالله رساله ای نوشته به نام «اللغات» و لغات قبایل عربی را که در قرآن آمده، برحسب ترتیب سوره ها یادآور شده است. در این رساله لغاتی از 30 قبیله معروف عرب که در قرآن به کار رفته، آورده است و نیز لغاتی از شهرهای مختلف عربی و دیگر ملت های مجاور عرب، که مجموعا رساله لطیفی است و در نوع خود بی نظیر.(17)
جلال الدین سیوطی این رساله را در کتاب التقان خود خلاصه نموده که نمونه هایی از آن نقل می گردد:(18)
از لغت کنانه: 1.شطره = تلقاء(بقره 144)2.خلاق = نصیب(آل عمران 77).
از لغت هذیل: 1.رجز = عذاب(مدثر 5)، 2.صلدا = نقیا(بقره 264) 3.مدرارا = متنابعا(انعام:6)
از لغت حمیر: 1.سقایه = اناء(یوسف70) 2.مسنون = منتن(حجر26) 3.صریح = بیت (نمل 43)
از لغت جرهم: 1.محسور = مقطع(اسراء:29)
2.حدب = جانب(انبیاء:96 ) 3.ودق = مطر(نور:43)

پی نوشت ها :
 

1- مانند: لجام: دهانه اسب، که در اصل لگام بوده ..جناح :که در اصل گناه بوده دیباج = دیبا . فالوذج =پالوده.
2- به کتاب «المعر» جوالیقی مراجعه شود.
3- یوسف: 2
4- طه: 113
5- فصلت: 3
6- شوری: 7 
7- شعراء: 193-195
8- نحل: 103
9- واقعه: 17-18
10- یس: 56
11- هود: 40
12- بقره: 158
13- فیل: 4
14- کهف: 29
15- نحل: 81
16- ر.ک: ابوریحان بیرونی، مقدمه «التفهیم»
17- این رساله در حاشیه تفسیر جلالین ج 1 ابتدا از ص 124 چاپ شده (دار احیاء الکتب العربیه - مصر) و نیز مستقلابه نام «اللغات فی آلقرآن» به تحقیق دکتر صلاح الدین المنجد چاپ شده (چاپ سوم دار الکتاب الجدید - بیروت). جلال الدین سیوطی در دو جای کتاب «الاتقان» از آن نام می برد: چاپ جدید ج 1 ص 19و 91 و آن را تلخیص می نماید.
18- برای مزید اطلاع به «الاتقان» ج 2 ص 104- 89 نوع 37 و نیز التمهید ج 5 ص 130-108 رجوع کنید.
 

منبع: ماهنامه قرآنی نسیم وحی


دسته بندي : مکالمه عربی، کلمات روزمره، اصطلاحات روز عربی، فارض نت اخی جهان


موضوعات متفرقه

لينک هاي مفيد

» 1000 سایت در یک سایت
» آپلود سنتر رایگان (1)
» آپلود سنتر رایگان (2)
» آپلود سنتر رایگان (3)
» آپلود سنتر رایگان (4)
» آپلود سنتر رایگان (5)
» ارسال و دریافت فاکس اینترنتی
» آرشیو موسقی
» آرشیو موسیقی سایت خبري ویستا
» آسان دانلود
» افکت گذاری آنلاین برروی تصاویر
» اوقات شرعی شهرهای ایران
» اوقات شرعی آذرشهر
» باشگاه خبر نگاران جوان
» پارس قرآن
» پایگاه خبری 598
» پایگاه خبری افق
» پرشین پرشیا ( موسیقی سنتی )
» پرشین گرافیک
» پرنیان ـ قرآن آنلاین
» پست بانک اخی جهان
» تبدیل آنلاین عکس به آیکون
» تبدیل آنلاین فایلهای صوتی
» تبدیل آنلاین ویدئو، صوت، عکس، متون و کتاب های الکترونیک
» ترجمه آنلاین متون انگلیسی
» تن سنجی آنلاین
» ثامن گرافیگ
» جدیدترین اخبار ایران و جهان
» جهت یاب قبله
» خبر گزاری فارس
» خوشنویسی آنلاین
» دانلود کتب فارسی
» دفتر یادداشت پارسی و تقویم آنلاین
» دهياري اخي جهان
» رادیو آنلاین اینترنتی
» رادیو دیروز
» رادیو معارف
» ساعت رسمی کشور
» سامانه تعویض دفترچه خدمات درمانی
» سامانه فيش حقوق فرهنگيان
» سايت تفريحي و يگ
» سايت توفارقان
» سایت خبری بولتن نیوز
» سایت خبری بی باک
» سایت خبری تعامل
» سایت خبری رصد خانه
» سایت خبری شفاف
» سایت خبری عصر ایران
» سایت خبری موسیقی ایرانی
» سایت خبری موسیقی روز
» سایت شهید آوینی
» سایت طرح های اسلیمی
» سایت غدیر
» سایت فارسی کودکان
» سایت قرآنی تنزیل
» سایت کودک و نوجوان
» سرویس ایمیل فارسی
» سلامت نیوز
» سمت خدا . شبکه سه
» سیستم پرداخت قبوض از طریق اینترنت
» شبکه خبری زمان
» شهدای اخی جهان
» شهر خبر ( موتور جستجوی خبر فارسی )
» شیعه والپیپر
» فرمول نویس آنلاین ریاضی
» قبله یاب آنلاین
» قرآن آنلاین : حوض کوثر
» كتابخانه عترت اخي جهان
» گالری صوتی صلوات
» گالری عکس های جذاب
» متن و ترجمه صوتی قرآن
» محاسبه آنلاین وزن ایده آل بدن
» محاسبه وزن ایده آل
» مدرسه راهنمایی غیر دولتی آزادگان
» مرجع موبایل ایران (تصاویر پس زمینه)
» موسیقی آنلاین
» موسیقی آنلاین
» نقاشی و ویرایش تصویر آنلاین با Picozu
» همشهری آنلاین
» وب سایت ختم قرآن
» وبگردي 20:30
» وبلاگ حاج آقا صالحی
» وبلاگ رضا پور زین العابدین ( اخی جهان )
» وبلاگ ناصر محمد حسيني
» ورزش ایرانی
» ورود به جهان خبر
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .1
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .2
» بزرگترين مرجع قرآني جهان اسلام
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .1
» مجموعه تصاویر بسم الله الرحمن الرحیم
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .2
» گالری تصاوير جالب
» 287 نوع بسم الله ...
» سامانه مدیریت اشیاء گمشده
» ورود به شات نت
» ورود به گالری عکس فارض نت
» فهرست کشورها بر پایه تاریخ ایجاد
» وبلاگ گروهی رضا پیری
» صنایع الماس چوب عابدی ( اخی جهان )
» جدول لیگ های فوتبال
» پیانو آنلاین
» ساخت کد موزیک
» انتخاب کد رنگ آنلاین
» نقاشی آنلاین
» با قطره ها ( میرزا علی اصغر رسولزاده)
» گنجینه عربی ( خانم علیزاده)
» پایگاه کشوری سیم کارت
» مرجع تخصصی موبایل
» نی نی نام
» دهکده موزیک
» فروشگاه شارژ تلفن همراه
» بازی ، مربیگری وباشگاه داری فوتبال در مستر کاپ
» فوتبال فانتزی . لیگ فانتزی
» ورزش سه (3)
» دریافت کد نتایج زنده و جداول لیگ
» جستجوگر هوشمند خبری تحلیل گری
» پایگاه اطلاع رسانی باشگاه تراکتور سازی تبریز
» تراکتور لینک
» آهنگ های تراختور
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 1
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 2
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 3
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 4
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 5

نويسنده

قدیر پیری

آمار روزانه بازديد


درباره ما


مرجع نرم افزار های کاربردی و آموزشی فرهنگی
ايجاد کننده وبلاگ :
لوگوی دوستان http://up.behtarin.com/ وبسایت گالری عکس با گوگل کروم قابل مشاهده نیست http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/