فارض نت اخی جهان

ADS
نويسنده : قدیر پیری سه‌شنبه ٩ دی ۱۳٩۳, ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

 

شوخی با نامحرم

با توجه به اینکه در اسلام توصیه زیادی به عدم انجام شوخی های بی مورد شده است و مرتبا آن را نهی کرده است، احادیث زیبا و گران بهایی را در این مقاله قرار داده ایم تا به سمع شما دوستان برسد.

۱- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: 

هر کس با یک زن نامحرم دست بدهد، روز قیامت در غل و زنجیر به محشر وارد می‌شود و خداوند دستور می‌دهد که او را به آتش جهنم بیفکنند، و هر کس با یک زن نامحرم شوخی کند، در مقابل هر کلمه حرامی که به او گفته است، هزار سال حبس خواهد شد. 


 


۲- امام صادق علیه السلام: 

رسول خدا فرمان داده بود که زن مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه – که آن هم در موضوعات ضروری باشد- سخن نگوید. 
۳- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: 

نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است هر کس آن را از خوف خدا ترک کند خداوند حلاوت ایمان را به او می‌چشاند. 
۴- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: 

در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند. 
هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمی‌آورد

۵- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

تمام چشم‌ها در روز قیامت گریان خواهد شد، مگر چشمی که از خوف و عظمت خدا بگرید، و چشمی که از حرام بسته شود، و چشمی که در راه خدا شب‌ها بیدار بماند و شب زنده داری کند. 
۶- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: 

هر کس چشمان خود را از نگاه به زن نامحرم پرکند (و با خیال راحت به این نگاه خود ادامه دهد)، خداوند متعال در روز قیامت میخ‌های آتشین به چشمان او فرو خواهد برد و بعد از رسیدگی به کار مردم، دستور خواهد داد که او را به آتش جهنم بیندازند.
۷- یکی از راویان می‌گوید در کوفه به زنی قرآن می‌آموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیه‌السلام) شتافتم،
امام باقر علیه السلام فرمود:

آن که (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره‌ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود:
تکرار نکن. 
۸- حضرت علی علیه‌السلام : 

اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می‌سازد. 
۹- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند (عطر بزند) و سپس از خانه خارج شود، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت، تا وقتی که به خانه برگردد، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد. 
۱۰- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

شیطان به حضرت موسی علیه السلام گفت : ای موسی! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن (تنها مباش، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی‌کند، مگر این که من همراه آن دو هستم. (و خودم شخصاً آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می‌کنم). 
۱۱- امام صادق علیه‌السلام فرمود :

هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمی‌آورد. 
۱۲- امام باقر علیه‌السلام: 

سخن گفتن با زن نامحرم، از دام‌های شیطان است. 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: 


هرکس با غیر همسر خویش شوخی و مزاح کند 

به اندازه هر کلمه ای که در دنیا سخن گفته باشد ، 
خداوند هزار سال او را در زندان دوزخ نگاه خواهد داشت.
ثواب الاعمال ص ۲۸۳ / وسائل الشیعه ج ۲۰ ص

 

عاقبت روابط نامشروع در کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم

روابط  نامشروع دختر و پسر و عواقب آن از دیدگاه پیامبر: هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود.

در هر خیابان و پارکی نگاه کنی یک دختر و پسر دست همدیگر را گرفته و در حال عبور و مرور هستند هر چقدر هم خوشبین باشیم باز یک جای سؤال باقی میماند که : اینها که سنشان به ازدواج نمی خورد و به طور معمول خواهران و برادران هم چنین صمیمانه تمام مدت دست در دست هم نیستند تمام طول مسیر ، پس این ها چه نسبیتی با هم دارند؟یا زیبنده یک جامعه مسلمان است که این چنین راحت حکمی صریح از دین نادیده گرفته شود ؟

با هیچ زبانی نمیشود به جوانان عزیز گفت که کارشان درست نیست چون توجیهات زیادی برای این رابطه تراشیده شده و کلا به گونه ای آن را پذیرفته و منطقی میدانند و نبودش را غیر ممکن میدانند خوب در این مقاله چند سخن گهربار از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می آوریم باشد که از پیامبر حرف شنوی داشته باشیم و کمی در کار خود تأمل کنیم . بدون پیش داوری  این ها نه حرف ستاد امر به معروف است و نه اداره منکرات حرف کسی است که خداوند به جان شریفش سوگند میخورد و او راستگو ترین راستگویان است .

باید این نکته را افزود که این دوستی های نامشروع سبب حرص و ولع و از بین رفتن حجب و حیاء در بقیه جوانان می گردد. وقتی جوانی دید جوانان دیگر به راحتی با دختر یا دخترانی دوست می شوند، و یا دختری دید دختران مثل او، با پسران ارتباط برقرار می کنند، پیش خود فکر می کند، گویا برای این کارها مانعی پیش پای او نیست. لذا اگر چه دختر و پسری باشند که چندان تمایل به ارتباط نامشروع ندارند، اما به خاطر عدم نبودن تقوای بالا و نداشتن  شناخت درستی از دین و برخوردار نبودن از معارف بلند دینی و از طرفی وسوسه شیطان، همه اینها دست به دست هم می دهند، زمینه را برای ورود اکثر جوانان به این باتلاق متعفن فراهم می سازند.

وقتی در بین اکثر جوانان جامعه روابط نامشروع رواج یافت، زندگی برای افراد سالم و متدین و کسانی که پایبند به دین و مذهبی هستند، مشکل خواهد بود. در حقیقت چنین جامعه ای به مرضی مبتلا شده که درمان آن بسیار سخت و یا غیر قابل علاج می گردد. همان گونه که اکثر جوامع غربی و برخی کشورهای اسلامی از این روابط نامشروع به ستوه آمدند و دائم در صدد درمان آن می باشند، که متاسفانه به خاطر دوری از دین و معنویت موفق نشده اند. و تنها راه درمان، بازگشت به دین و هویت و اصالت فرهنگی می باشد. اکنون به روایاتی در این مورد توجه فرمایید:

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:

«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء له».

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. 1

همچنین آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: « ایاک و الخلوة بالنساء و الذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهما و لان بزحم رجل خنزبراً منلطخاً بطین و حماة خبر له من ان یزحم منکئه امراة لا نجلّ له ».

از خلوت کردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی کند. مگر اینکه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوکی آلوده به کثافت و لجن باشد و به انسان برخورد کند بهتر است از آنکه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد کند. 2

و نیز آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: « لان یطعن فی راس احدکم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له ». اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی را که نامحرم است لمس کند. 3

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم  درباره شوخی با زن نامحرم فرمود: «من فاکه امراة لا یملک ها حبس به کل کلمة کلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاکهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها کان علی الرّجل وزره ووزرها».

هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود. 4

حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم فرمود: از خلوت کردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی کند. مگر اینکه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوکی آلوده به کثافت و لجن باشد و به انسان برخورد کن بهتر است از آنکه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد کند

حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم در مورد دست دادن با زن نامحرم فرمود:

«من صافح امراة حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یومر به الی النّار».

هر کس با زن نامحرمی دست دهد، روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور شود، سپس امر می شود تا او را به آتش ببرند. 5

حضرت علی علیه السلام در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:

« عباد الله! اعلموا... محادثة النّساء تدعوا الی البلاء و بزبغ القلوب. و الرّمق لهنّ یخطف نور ابصار القلوب و لمح العبون مصائد الشّیطان ».

ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است. 6

(منظور از با گوشه چشم آن است که شیطان ملعون گاهی انسان را وسوسه می کند و می گوید: یک لحظه به این زن بنگر و فوری چشمت را برگردان! که همین کار باعث نگاه های بعدی و مقدمه گناهان بزرگ خواهد شد.)

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:

« ایاک و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها ».

از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینکه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می کند. 7

خوب اکنون کدامیک از شما دوست دارد به خاطر شوخی و لذتی زودگذر آخرت خود را نابود کند جوانانی که این قبیل روابط را داشته اند و بعدا صدمه هایی از همان محبوب و معشوق خود می بینند صدها بار در دل آرزو می کنند که  ای کاش هرگز وارد این روابط نمی شدند که از یک طرف ترک آن حتی بعد از ازدواج برایش سخت باشد و هم اینکه لذت پاک بودن را مثل کسانی که وارد این گود نشده اند از دست داده اند هر چند توبه کنند توبه اگر واقعی باشد مجازات اخروی آن را از بین می برد اما اثر وضعی آن گناه خو د را نشان خواهد داد مثل یک اثر سوختگی روی پوست که با درمان سوزش آن از بین میرود و حس نمیشود اما ردش بر روی پوست باقی میماند بالاخره باید فرقی بین آن هایی که  گناه می کنند و آن هایی که خویشتن داری میکنند باشد یا نه ؟ پاک ماندن هنر است و والا گناه کردن که کاری ندارد .

پی نوشت ها:

1- بهشت جوانان، ص 468.

2- بهشت جوانان، ص 468. مرات النساء ص 117، و مانند آ« مستدرک الوسائل ج 14 ص 5- 264.

3- بهشت جوانان، ص 469. مرات النساء ص 117.

4- بهشت جوانان، ص 441. عِقاب الاعمال: ص 652.

5- بهشت جوانان، ص 442. عِقاب الاعمال: ص 652.

6- بهشت جوانان، ص 472. بحارالانوار ج 74 ص 291 و مانند آن بخارج 75  ص 232.

7- بهشت جوانان، ص 472. مرآت النساء: ص 141.

 
 - منبع: کتاب پاسخ به پرسش های جوانان

 

محرم و نامحرم

محرمیت از راه شیر زنانى که ازدواج با آنان حرام است

احکام حجاب و نگاه به نامحرم و فعالیت اجتماعى بانوان

محرم و نامحرم محرم به کسى گفته میشود که به دلیل ارتباط نسبى یا سببى یا شیرى , ازدواج بااو حرام است .
انسان میتواند به محارم خود به طور عادى و آزاد نگاه کند و برآنها لازم نیست در حضور او حجاب داشته باشند.
کسانى که با هم محرم نیستند باید در معاشرت با هم حجاب را مراعات کنند و حریم نگه دارند و باهم خلوت نکنند و احکام دیگرى که در جاى خود بیان خواهد شد.
محدودیتهایى دین در روابط محرم و نامحرم , نوعى پیشگیرى از انحرافات جنسى و مفاسد اخلاقى و باعث حفظ نهاد خانواده و سلامت جامعه است .
چه کسانى محرم یا نامحرمند؟ (مسأ له 1806) زنان به مردان از سه راه محرم میشوند: اول از راه نسب , دوم ازراه رضاع , سوم از راه ازدواج .
کسانى که از راه نسب به انسان محرمند, عبارتند از: 1. پدر و مادر و هر چه بالا روند, مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ .
2. اولاد و هر چه پایین روند, مانند نوه و نتیجه .
3. خواهر و برادر و هرچه پایین روند, مانند خواهرزاده و برادر زاده .
4. عمو و عمه و هر چه بالا روند مانند عمو و عمه پدر یا مادر.
5. دایى و خاله و هرچه بالا روند مانند دایى و خاله پدر و مادر.
کسانى که از راه رضاع به انسان محرمند همانها هستند که از راه نسب محرم هستند, مانند پدر, مادر, فرزند, خواهر, برادر, عمو, عمه , دایى و خاله رضاعى و نیز مادر زن رضاعى و دختر زن رضاعى و زن پدر رضاعى و زن پسررضاعى .
کسانى که از راه ازدواج به انسان محرم میشوند: 1ـ مادر زن و هر چه بالا روند مانند مادر مادر زن .
2ـ دختر زن و هر چه پایین رود, مانند دختر دختر زن .
3ـ زن پدر یعنى نامادرى و هر چه بالا رود, مانند زن اجداد.
4ـ زن پسر یعنى عروس وهر چه پایین رود مانند زن نوه و نتیجه .
کسانى هم هستند که به انسان محرم نیستند ولى ازدواج با آنها حرام است ماننددختر نسبى یا رضاعى زنى که انسان با او زنا کرده است و خواهر و مادر ودختر نسبى یا رضاعى پسرى که انسان با او لواط کرده است .
(مسأ له 1807) خواهر و برادرى که به هم محرمند سه قسمند: اول : خواهر و برادر پدرى ومادرى که پدر و مادرشان یکى باشد.
دوم : خواهر و برادر پدرى که فقط پدرشان یکى است .
سوم : خواهر و برادر مادرى که فقط مادرشان یکى باشد.
اما اگر مردى از همسر خود اولاد پسر و دختر دارد و همسر جدیدى میگیردکه او هم از شوهر قبلى خود پسر و دختر دارد, دختر و پسرهاى همسر اول , به دختر و پسرهاى همسر دوم , محرم نیستند چون نه پدرشان یکى است و نه مادرشان .
بنابراین نمیتوانند در یک خانه مثل برادر و خواهر حقیقى با هم زندگى کنند.
ولى اگر همسر دوم از این شوهر جدید اولاددار شود, اولاد او به اولاد قبلى شوهرش محرمند, زیرا پدرشان یکى است .
(مسأ له 1808 ) اگر زن از شوهر دیگرش دخترى داشته باشد, انسان میتواندآن دختر را براى پسر خود که از آن زن نیست عقد کند و نیز اگر دخترى را براى پسر خود عقد کند میتواند با مادر آن دختر ازدواج نماید.
(مسأ له 1809) عمو و عمه اى که به انسان محرمند, سه قسمند: اول عمو و عمه پدرى و مادرى که پدر ومادرشان با پدر و مادر پدر انسان یکى است .
دوم عمو و عمه پدرى که فقط پدرشان با پدر پدر انسان یکى است .
سوم عمو و عمه مادرى که فقط مادرشان با مادر پدر انسان یکى است .
اما عمو و عمه برادر و خواهر مادرى انسان به انسان محرم نیستند زیرا عمو وعمه آنها عمو و عمه انسان نیستند یعنى برادر و خواهر پدر انسان نیستند.
توضیح : زنى که دو شوهر کرده و از هر کدام اولاد دارد عمو و عمه اولاد شوهراول با عمو و عمه اولاد شوهر دوم یکى نیستند پس عمو و عمه اولاد شوهراول به اولاد شوهر دوم و به عکس محرم نیستند.
(مسأ له 1810) دایى و خاله اى که به انسان محرمند سه قسمند: دایى و خاله پدر و مادرى که پدر و مادرشان با پدر و مادر مادر انسان یکى است .
دایى و خاله پدرى که فقط پدرشان با پدر مادر انسان یکى است .
دایى و خاله مادرى که فقط مادرشان با مادر مادر انسان یکى است .
اما دایى و خاله برادر و خواهر پدرى انسان به انسان محرم نیستند, زیرا دایى وخاله آنها دایى و خاله انسان نیستند یعنى برادر و خواهر مادر انسان نیستند.
توضیح : مردى که دو زن گرفته و از هر کدام اولاد دارد دایى و خاله اولاد زن اول با دائى و خاله اولاد زن دوم یکى نیستند, پس دایى و خاله اولاد زن اول به اولاد زن دوم و به عکس محرم نیستند.
(مسأ له 1811) عمه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر یا مادر پدر و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر یا پدر مادر هر چه بالا روند به انسان محرمند.
(مسأ له 1812 ) مسأ له هایى که در مورد پدر و مادر, اولاد, خواهر و برادر, عموو عمه , دایى و خاله گفته شد هم نسبى را شامل میشود و هم رضاعى را یعنى همانطور که مادر و خواهر و عمه و خاله نسبى به انسان محرم هستند, مادر ودختر و خواهر و عمه و خاله رضاعى هم به انسان محرم هستند و همانطور که پدر و پسر برادر وعمو و دایى نسبى به انسان محرم هستند, پدر و پسر و برادرو عمو و دایى رضاعى هم به انسان محرمند.
(مسأ له 1813) دختر عمو و دختر عمه و دختر دایى و دختر خاله به انسان محرم نیستند و همینطور پسر عمو و پسر عمه و پسر دایى و پسر خاله به انسان محرم نیستند.
(مسأ له 1814) زن عمو اگر خاله انسان باشد به انسان محرم است و زن دایى اگرعمه انسان باشد به انسان محرم است و گرنه زن عمو و زن دایى و همینطورشوهر عمه و شوهر خاله به انسان محرم نیستند.
(مسأ له 1815) زن عمو و زن دایى اگر مادر زن انسان باشند (یعنى انسان بادختر عمو یا دختر دایى خود ازدواج کرده باشد) به انسان محرمند.
(مسأ له 1816) زن پدر خود انسان , و زن پدر پدر انسان , و زن پدر مادر انسان به انسان محرمند و ازدواج با آنها تا آخر عمر حرام است .
اما زن پدر زن انسان به انسان محرم نیست و حکم مادر زن را ندارد.
(مسأ له 1817) عروس خود انسان یعنى همسر پسر انسان و عروس پسر انسان یعنى همسر نوه انسان و عروس دختر انسان یعنى همسر نوه دخترى انسان به انسان محرمند.
اما عروس زن انسان یعنى همسر پسر زن انسان به انسان محرم نیست .
(مسأ له 1818) از اینجا حکم عکس مسأ له قبل نیز معلوم میشود یعنى پدر پدرشوهر انسان به انسان محرم است و همچنین پدر مادر شوهر انسان به انسان محرم است .
(مسأ له 1819) پدر و جد شوهر, هر چه بالا روند, و پسر و نوه پسرى ودخترى او هر چه پایین آیند چه در موقع عقد باشند, یا بعدا به دنیا بیایند به زن او محرم هستند.
(مسأ له 1820) داماد خود انسان یعنى شوهر دختر انسان و داماد پسر انسان یعنى شوهر دختر پسر انسان و داماد دختر انسان یعنى شوهر دختر دخترانسان به انسان محرمند.
اما داماد شوهر انسان یعنى شوهر دختر شوهر انسان به انسان محرم نیست .
(مسأ له 1821) اگر کسى زنى را براى خود عقد نماید, اگر چه با او نزدیکى نکند, مادر زن او به او محرم است , چه مادر نسبى زن باشد چه مادر رضاعى او,و همچنین است مادر مادر زن و هر چه بالا رود.
(مسأ له 1822 ) اولاد شوهر انسان و نوه هاى پسرى و دخترى او به انسان محرمند.
(مسأ له 1823) اولاد زن انسان (در صورتى که با او آمیزش کرده باشد) ونوه هاى پسرى و دخترى او به انسان محرمند, چه این اولاد از شوهر قبل باشدو چه از شوهر بعد, اما قبل از اینکه با او آمیزش کرده باشد اولادش به او محرم نیستند.
(مسأ له 1824) خواهر زن انسان به انسان محرم نیست اما در عین حال نمیتواند با او ازدواج کند مگر اینکه زن انسان فوت کند یا طلاق بگیرد در این صورت پس از تمام شدن عده او میتواند با خواهرش ازدواج کند.
(مسأ له 1825) برادر زاده زن انسان و خواهر زاده زن انسان که زن انسان عمه یاخاله او میشود, به انسان محرم نیست اما ازدواج با این دو بدون اجازه زن انسان یعنى عمه و خاله آنها جایز نیست .
(مسأ له 1826) مادر پدر زن انسان به انسان محرم است زیرا انسان داماد پسر اومیشود, و داماد پسر مانند داماد دختر و داماد خود انسان به انسان محرم هستند.
(مسأ له 1827) همانطور که عروس خود انسان به انسان محرم است عروس پسر و دختر و نوه هاى پسرى و دخترى همه به انسان محرم هستند.
ولى عروس زن انسان به انسان محرم نیست , یعنى اگر زنى از شوهر دیگر پسرى دارد و آن پسر عروسى کند, زنش به شوهر مادرش محرم نیست .
(مسأ له 1828) یکى از زن هایى که به مرد محرم است ربیبه یعنى دختر زن انسان است که از شوهر دیگر باشد, چه از شوهر قبل باشد چه از شوهر بعد,یعنى اگر زن انسان طلاق بگیرد و شوهر جدید اختیار کند و از او دختر دارشود, آن دختر هم ربیبه شوهر قبل حساب میشود و به او محرم است وهمچنین اگر پسر زن انسان دختردار شود, آن دختر هم ربیبه انسان حساب میشود و محرم است .
البته محرمیت ربیبه مشروط بر این است که انسان با مادر او آمیزش کرده باشدو قبل از دخول , ربیبه محرم نیست .
نه تنها دختر زن بلکه نوه دخترى و پسرى زن نیز به شوهر محرم است چه در وقت عقد باشند یا بعدا به دنیا بیایند.
(مسأ له 1829) خویشان زن انسان غیر مادر مادرش و مادر پدرش و دخترى که از شوهر دیگر است به انسان محرم نیستند, بنابراین خواهر زن , عمه زن , خاله زن , زن برادر زن , برادر زاده زن , خواهر زاده زن و عموزاده زن به انسان محرم نیستند.
و زن پدر زن انسان به انسان محرم نیست یعنى زن پدر زن به جاى مادرزن حساب نمیشود و زن پدر نمیتواند بگوید این شخص داماد من است زیرا داماد او نیست بلکه داماد شوهر اوست .
(مسأ له 1830) مادر زن پدر انسان به انسان محرم نیست یعنى مادر زن جدیدپدرمان به ما محرم نیست , اما زن پدر محرم است .
(مسأ له 1831) اگر مردى بخواهد دختر بچه اى را که بزرگ میکند به او محرم باشد میتواند او را به زن برادرش یا خواهرش بدهد تا او را شیر دهد (باشرایطش ) تا عموى رضاعى یا دائى رضاعى آن دختر شود و به او محرم گرددو همینطور اگر زنى بخواهد پسر بچه اى را که بزرگ میکند به او محرم باشدمیتواند او را به زن برادر خود و یا خواهر خود بدهد تا او را شیر بدهد و عمه رضاعى یا خاله رضاعى آن پسر شود و به او محرم گردد.
(مسأ له 1832) با بله برى و شیرینیخوردن و قرار ازدواج گذاشتن زن و مرد به یکدیگر محرم نمیشوند.
بنابراین قبل از عقد شرعى نمیتوانند نگاه و رفتارزناشویى داشته باشند.

محرمیت از راه شیر (مسأ له 1833) هرگاه زنى کودکى را با شرایطى که در مسائل آینده گفته میشودشیر دهد, آن زن در حکم مادر اوست و آن مرد که صاحب شیر است در حکم پدر او, پدر آن مرد در حکم جد و مادرش در حکم جده و برادر او عمو وخواهرش عمه و فرزندانش برادر و خواهر او محسوب میشوند, همچنین پدر آن زن در حکم جد مادرى و مادرش جده مادرى و برادرش دائى و خواهرش خاله , همچنین دخترى را که زن شیر داده بر شوهر او حرام است (به شرط آنکه با آن زن نزدیکى کرده باشد ) و نیز انسان نمیتواند با مادررضاعى زن خود ازدواج کند زیرا در حکم مادر زن او است و به عبارت دیگرهرگاه زنى بچه اى را با شرایطى که گفته میشود, شیر دهد آن بچه به این عده محرم میشوند: 1. خود آن زن و او را مادر رضاعى میگویند.
2. شوهر آن زن که شیر متعلق به اوست و او را پدر رضاعى گویند.
3. پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند, اگر چه پدر و مادر رضاعى او باشند.
4. بچه هایى که از آن زن به دنیا آمده اند یا به دنیا میآیند.
5. بچه هاى اولاد آن زن هر چه پایین روند چه از اولاد او به دنیا آمده , یا اولاد اوآنها را شیر داده باشند.
5. خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعى باشند.
7. عمو و عمه آن زن اگر چه رضاعى باشند.
8. دائى و خاله آن زن اگر چه رضاعى باشند.
9. اولاد شوهر آن زن که شیر متعلق به اوست هر چه پایین روند, اگر چه اولادرضاعى او باشند.
10. پدر و مادر شوهر آن زن که شیر متعلق به اوست هر چه بالا روند.
11. خواهر و برادر شوهرى که شیر متعلق به اوست اگر چه خواهر و برادررضاعى او باشند.
12. عمو و عمه و دائى و خاله شوهرى که شیر متعلق به اوست هر چه بالا رون اگر چه رضاعى باشند, همچنین عده دیگرى که در مسائل بعد گفته میشود دراثر شیر دادن محرم میشوند.
(مسأ له 1834) اگر زنى بچه اى را با شرایطى که در مسائل آینده گفته میشودشیر دهد, پدر آن بچه نمیتواند با دخترها و نوه هائى که از آن زن به دنیا آمده اندازدواج کند.
و نیز بنابر احتیاط نمیتواند دخترهاى شوهرى را که شیر متعلق به او است اگرچه رضاعى باشند و همچنین دخترهاى رضاعى آن زن را براى خود عقد نماید.
نیز نگاه محرمانه به آنها بنابر احتیاط ممنوع است .
(مسأ له 1835) اگر زنى بچه اى را با شرایطى که در مسائل آینده گفته میشودشیر دهد, شوهر آن زن که صاحب شیر است به خواهرهاى آن بچه محرم نمیشود, ولى احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج نکند, و نیز خویشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمیشوند.
(مسأ له 1836 ) اگر زنى بچه اى را شیر دهد, به برادرهاى آن بچه محرم نمیشود.
و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچه اى که شیر خورده محرم نمیشوند.
(مسأ له 1837) اگر انسان با زنى که دخترى را شیر کامل داده ازدواج کند و با آن زن نزدیکى نماید, دیگر نمیتواند آن دختر را براى خود عقد کند.
نیز اگر بادخترى ازدواج کند, دیگر نمیتواند با زنى که آن دختر را شیر کامل داده ازدواج نماید.
(مسأ له 1838) انسان نمیتواند با دخترى که مادر, یا مادر بزرگ انسان او راشیر کامل داده ازدواج کند.
و نیز اگر زن پدر انسان از شیر پدر او دخترى را شیرداده باشد, انسان نمیتواند با آن دختر ازدواج نماید و چنانچه دختر شیرخوارى را براى خود عقد کند بعد مادر یا مادر بزرگ یا زن پدر او از شیر همان پدر, آن دختر را شیر دهد, عقد باطل میشود.
(مسأ له 1839) با دخترى که خواهر, یا زن برادر انسان از شیر برادرش او راشیر کامل داده نمیشود ازدواج کرد, و همچنین است اگر خواهرزاده یابرادرزاده , یا نوه خواهر یا نوه برادر انسان آن دختر را شیر داده باشد.
(مسأ له 1840 ) اگر زنى بچه دختر خود را شیر دهد, آن دختر به شوهر خودحرام میشود.
و همچنین است اگر بچه اى را که شوهر دخترش از زن دیگردارد شیر دهد.
ولى اگر بچه پسر خود را شیر دهد, زن پسرش که مادر آن طفل شیر خوار است بر شوهر خود حرام نمیشود.
(مسأ له 1841) اگر زن پدر دخترى , بچه شوهر آن دختر را از شیر آن پدر شیردهد, بنابر احتیاط آن دختر به شوهر خود حرام میشود, و باید با طلاق از هم جدا شوند, خواه بچه از همان دختر باشد و یا از زن دیگر شوهر او.
(مسأ له 1842) شیر دادنى که باعث محرمیت میشود شرائطى دارد که درکتابهاى مفصل آمده است در اینجا به دو شرط آن اشاره میکنیم : 1 ـ کودک پانزده مرتبه یا یک شبانه روز شیر کامل بخورد یا آن مقدار شیر به اوبدهند که بگویند از آن شیر استخوانش محکم شده و گوشت در بدنش روئیده است و احتیاط آن است که اگر ده مرتبه شیر بخورد و بین آن ده مرتبه چیزى دیگرى نخورد, کسانى که در اثر شیر خوردن , به او محرم میشوند با اوازدواج نکنند و نگاه محرمانه هم به او ننمایند.
2 ـ دو سال کودک تمام نشده باشد;Š بنابر این بعد از تمام شدن دو سال اگر به اوشیر بدهند به کسى محرم نمیشود.
(مسأ له 1843) همانطور که در مسأ له سابق گفته شد اگر کودکى یک شبانه روزشیر زنى را بخورد باعث محرمیت میشود, ولى باید در بین یک شبانه روزغذا یا شیر زن دیگرى را نخورد, مگر اینکه غذا به قدرى کم باشد که به حساب نیاید, همچنین در بین پانزده مرتبه شیر خوردن باید شیر زن دیگرى را نخوردو در هر مرتبه باید به قدرى بخورد که سیر شود و بنابر احتیاط دو دفعه شیرخوردن بطور ناقص , نه دو دفعه حساب میشود و نه یک دفعه و باید احتیاط مراعات شود.
(مسأ له 1844) اگر زن از شیر شوهر خود بچه اى را شیر دهد, بعد شوهر دیگرى کند و از شیر او بچه دیگرى را شیر دهد, آن دو بچه به یکدیگر محرم نمیشوند, اگر چه بهتر است با هم ازدواج نکنند و نگاه محرمانه به یکدیگرنیندازند.
(مسأ له 1845) اگر زن از شیر یک شوهر چندین بچه را شیر دهد, همه آنان به یکدیگر و به شوهر و به زنى که آنان را شیر داده محرم میشوند.
(مسأ له 1846) اگر کسى چند زن داشته باشد و هر کدام آنان با شرایطى که گفتیم بچه اى را شیر دهد, همه آن بچه ها به یکدیگر و به آن مرد و به همه آن زنهامحرم میشود.
(مسأ له 1847) اگر کسى دو زن شیر ده داشته باشد و یکى از آنان بچه اى را مثلاهشت مرتبه و دیگرى هفت مرتبه شیر بدهد آن بچه به کسى محرم نمیشود.
(مسأ له 1848) اگر زنى از شیر یک شوهر پسر و دخترى را شیر کامل بدهد,خواهر و برادر آن دختر به خواهر و برادر آن پسر محرم نمیشوند.
(مسأ له 1849) زنى که برادر انسان را شیر داده به انسان محرم نمیشود, اگر چه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.
(مسأ له 1850) انسان نمیتواند با دو خواهر, که در اثر شیر خوردن , خواهریکدیگر شده باشند ازدواج کند.
(مسأ له 1851) اگر زن از شیر شوهر خود افراد ذیل را شیر دهد, شوهرش بر اوحرام نمیشود, ولى بهتر است این کار را نکند : 1. برادر و خواهر خود را.
2. عمو و عمه و دائى و خاله خود را.
3. عمو زاده و دائى زاده خود را.
4. برادر زاده خود را.
5. برادر شوهر یا خواهر شوهر خود را.
5. خواهر زاده خود, یا خواهر زاده شوهرش را.
7. عمو و عمه و دائى و خاله شوهرش را.
8. نوه زن دیگر شوهرش را.
(مسأ له 1852) هرگاه زنى دختر عمه یا دختر خاله کسى را شیر دهد به او محرم نمیشود, ولى احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.
(مسأ له 1853) کسانى که در اثر شیر خوردن با یکدیگر خویشاوند میشوندمستحب است یکدیگر را احترام کنند, ولى حقوق خویشاوندى ندارند و ازیکدیگر ارث نمیبرند.
(مسأ له 1854) شیر دادنى که سبب محرمیت است به دو چیز ثابت میشود.
اول : خبر دادن عده اى که انسان از گفته آنان یقین پیدا کند.
(و اگر فقط اطمینان پیدا شود نباید با او ازدواج کند و اگر ازدواج کرد بنابر احتیاط باید او را طلاق بدهد و از او جدا شود) دوم : شهادت دو مرد عادل .
شهود باید شهادت دهند که شرایط شیر دادن هم مراعات شده است یعنى بگویند دیده اند که فلان بچه مدتها (که حتما شامل 15مرتبه میشود) از پستان فلان زن شیر خورده است و در آن مدت غیر از شیرچیز دیگرى نخورده است .
و در صورت شهادت یک مرد و یک زن یا چهارزن بنابر احتیاط با او ازدواج نکند و اگر ازدواج کرد بنابر احتیاط باید او را طلاق دهد و از او جدا شود.
(مسأ له 1855) هرگاه ندانند آیا کودک به مقدارى که موجب محرم شدن است شیر خورده یا نه , محرم بودن ثابت نمیشود و باید یقین یا اطمینان حاصل شود.
(مسأ له 1856) مستحب است از زنها جلوگیرى کنند که هر بچه اى را شیرندهند زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده اند و بعدا دونفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند.
(مسأ له 1857) زن میتواند بدون اجازه شوهر بچه دیگرى را شیر دهد, به شرط آن که حق شوهر از بین نرود, ولى جایز نیست بچه اى را شیر دهد که دراثر شیر دادن به او به شوهر خود حرام شود.

زنانى که ازدواج با آنان حرام است (مسأ له 1858) ازدواج با زنهایى که مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است .
(مسأ له 1859) اگر با زنى که براى خود عقد کرده نزدیکى هم نکرده باشد, تا وقتى که آن زن در عقد او است , بنابر احتیاط نمیتواند با دختر او ازدواج کند.
(مسأ له 1860) اگر زنى را به ازدواج دائم یا موقت براى خود عقد کند, تا وقتى که آن زن در عقد اوست نمیتواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.
(مسأ له 1861) اگر مرد, با طلاق رجعى از همسرش جدا شود, در بین عده نمیتواند خواهر او را عقد نماید ولى در عده طلاق بائن میتواند با خواهر اوازدواج کند و در عده ازدواج موقت نیز بنابر احتیاط نمیتواند با خواهر او ازدواج کند.
(مسأ له 1862) انسان نمیتواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده و برادرزاده نسبى یا رضاعى او ازدواج کند و اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد کند اگر چه بعد زن رضایت دهد, بنابر احتیاط کافى نیست و نیاز به عقد مجدد دارد.
(مسأ له 1863) اگر انسان پیش از آن که دختر عمه یا دختر خاله خود را بگیرد بامادر آنان زنا کند, بنابر احتیاط دیگر نمیتواند با آنان ازدواج نماید و اگر با آنهاازدواج نماید و پیش از آنکه با آنان نزدیکى کند با مادرشان زنا کند احتیاط آن است که با طلاق از آنها جدا شود.
(مسأ له 1864) اگر با زنى غیر از عمه و خاله خود زنا کند, بنابر احتیاط نباید بادختر او ازدواج کند, ولى اگر زنى را عقد نماید و با او نزدیکى کند بعد با مادراو زنا کند, آن زن بر او حرام نمیشود و اما اگر بعد از عقد و پیش از آمیزش بامادرش زنا کند, احتیاط آن است که زن را طلاق دهد و دیگر هم او را نگیرد.
(مسأ له 1865) زن مسلمان نمیتواند با کافر ازدواج کند و همچنین بنابراحتیاط مرد مسلمان نمیتواند زن کافر بگیرد, ولى ازدواج موقت با زنان اهل کتاب مانعى ندارد.
(مسأ له 1866) بنابر احتیاط اگر با زنى که در عده طلاق رجعى است زنا کند آن زن بر او حرام میشود و بنابر احتیاط در عده ازدواج موقت و عده وفات وطلاق بائن نیز حکم همین است .
(مسأ له 1867) اگر با زن بى شوهرى که در عده نیست زنا کند, بعدا میتواند آن زن را براى خود عقد نماید, ولى بنابر احتیاط پیش از آنکه زن توبه کند با اوازدواج نکند و بنابر احتیاط صبر کند تا آن زن حیض ببیند بعد اورا عقد کند واگر دیگرى بخواهد او را عقد کند لازم نیست صبر کند و قبل از توبه هم میتواند با او ازدواج کند مگر اینکه مشهور به زنا باشد.
(مسأ له 1868) هرگاه زنى را که در عده دیگرى است براى خود عقد کندچنانچه مرد و زن یا یکى از آنان بداند زن در عده است و نیز بداند عقد کردن زن در عده حرام است آن زن بر او حرام ابدى میشود, خواه با او نزدیکى کرده باشد یا نه , ولى اگر هیچ کدام ندانند زن در عده است و ندانند عقد کردن زن درعده حرام است , اگر با هم نزدیکى کرده باشند زن بر او حرام میشود و اگرنزدیکى نکرده باشند حرام نمیشود.
(مسأ له 1869) اگر انسان با آنکه میداند زنى شوهر دارد و ازدواج با او حرام است , با او ازدواج کند باید از او جدا شود و بنابر احتیاط بعدا هم نمیتواند اورا براى خود عقد کند.
و اگر بداند شوهر دارد و نداند ازدواج با او حرام است ,بنابر احتیاط باید با طلاق از او جدا شود و دیگر نمیتواند با او ازدواج کند واگر نداند آن زن شوهر دارد ولى بعد از ازدواج , با او نزدیکى کرده باشد و بعد متوجه شود شوهر دارد, بنابر احتیاط باید با طلاق از او جدا شود و دیگرنمیتواند با او ازدواج کند.
(مسأ له 1870) زن شوهردار اگر زنا کند بر شوهر خود حرام نمیشود وچنانچه توبه نکند و بر روابط نامشروع خود باقى باشد بهتر است شوهرش اورا طلاق دهد ولى باید مهریه اش را بدهد و اگر به این کار شهرت پیدا کند, بنابراحتیاط واجب , باید شوهر او را طلاق دهد.
(مسأ له 1871) مادر و مادر بزرگ و خواهر و دختر و نوه پسرى که لواط داده برلواط کننده حرام است , اگر چه بنابر احتیاط لواط کننده نابالغ و لواط دهنده بالغ ‌باشند.
ولى اگر گمان کند که دخول شده , یا شک کند که دخول شده یا نه , بر اوحرام نمیشوند.
(مسأ له 1872) اگر با مادر یا خواهر یا دختر کسى ازدواج کند و بعد از ازدواج ودخول , با آن کس لواط کند بنابر احتیاط آنان بر او حرام میشوند و با طلاق دادن باید از هم جدا شوند.
و به جهت عمل شنیع لواط که از گناهان کبیره است باید فورا توبه کند.
(مسأ له 1873) اگر کسى در حال احرام , که یکى از اعمال حج است با زنى ازدواج کند عقد او باطل است و چنانچه میدانسته که زن گرفتن در حال احرام ,حرام است , زن بر او حرام ابدى میشود.
(مسأ له 1874) اگر زنى که در حال احرام است با مردى که در حال احرام نیست ازدواج کند, عقد او باطل است و اگر زن میدانسته که ازدواج در حال احرام حرام است , بنابر احتیاط دیگر با آن مرد نمیتواند ازدواج کند.
(مسأ له 1875) اگر مرد یا زن براى حج یا عمره محرم شوند ولى طواف نسأ رابه جا نیاورند نمیتوانند با کسى روابط زناشویى برقرار کنند.
(مسأ له 1876) هرگاه کسى دختر نابالغى را با اجازه ولى او براى خود عقد کند,پیش از آنکه نه سال دختر تمام شود آمیزش با او حرام است و بنابر احتیاطحتى بعد از نه سال نیز اگر آمادگى جسمانى نداشته باشد.
ولى در هر حال اگرآمیزش کند و او را افضأ (1) نماید آن زن بر او حرام نمیشود, ولى بنابر احتیاطتا آخر عمر نباید با او نزدیکى کند و اگر افضأ نشود نیز بنابر احتیاط تا آخرعمر نباید با او نزدیکى کند.
(مسأ له 1877) زنى را که سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام میشودولى اگر با شرایطى که در کتاب طلاق گفته میشود با مرد دیگرى ازدواج کند وسپس طلاق بگیرد میتواند با شوهر اول دوباره ازدواج کند.

احکام حجاب و نگاه به نامحرم و فعالیت اجتماعى بانوان (مسأ له 1878) واجب است زن بدن و موى خود را از نامحرم بپوشاند و بنابراحتیاط از پسر نابالغ که خوب و بد را میفهمد نیز بپوشاند, و پوشانیدن صورت و دستها تا مچ نیز بنابر احتیاط لازم است .
(مسأ له 1879 ) در حجاب , لباس خاصى شرط نیست .
همین کافى است که زن خود را در برابر نامحرم به هر وسیله اى بپوشاند.
ولى پوشیدن لباسهاى تنگ وچسبان و همچنین لباسهاى زینتى اشکال دارد;Š نیز بنابر احتیاط باید پوشش زنها به گونه اى باشد که برجستگیهاى بدن آنان نمایان نباشد.
(مسأ له 1880) پوشیدن هرگونه لباسى که رنگ یا مدل آن معمولا میهج باشدیعنى توجه نامحرم را جلب کند چه براى زن و چه براى مرد جایز نیست .
(مسأ له 1881) نمایان بودن چانه , گردن , گوش , سینه , ساعد و بازوى خانمهاجایز نیست و باید این قسمتها را از نامحرم بپوشانند.
(مسأ له 1882) پوشیدن لباس نازک و لباسى که در صورت تابش نور بدن زن نمایان میشود در جایى که نامحرم باشد اشکال دارد;Š همچنین پوشیدن لباس رنگین و چشمگیر در صورتى که براى زن زینت حساب شود و نامحرم او راببیند اشکال دارد.
(مسأ له 1883) جایز نیست کف پا, روى پا و یا پاشنه پاى زنان در برابر نامحرم نمایان باشد.
(مسأ له 1884) زنان نباید در حضور نامحرم جورابهاى نازک پانما بپوشند.
(مسأ له 1885) زیر ابرو برداشتن و بند انداختن براى بانوان زینت حساب میشود وباید از نامحرم بپوشانند.
(مسأ له 1886) نگاه مرد و زن به جنس مخالف یا همجنس , اگر تؤام با شهوت باشد, حرام است مگر آنکه زن و شوهر باشند.
(مسأ له 1887) نگاه مرد به بدن و موى زن نامحرم جایز نیست بلکه بنابراحتیاط به صورت و دستها تا مچ نیز نمیتوان نگاه کرد.
همچنین نگاه به بدن وموى دختر نابالغى که خوب و بد را تشخیص میدهد, بنابر احتیاط جائزنیست .
(مسأ له 1888) اگر نگاه به قصد نگاه نباشد بلکه نگاهى باشد که معمولا دراثناى درس یا داد و ستد پیش میآید, اشکال ندارد.
(مسأ له 1889) بنابر احتیاط نگاه زن به بدن مرد نامحرم و پسر نابالغى که خوب و بد را تشخیص میدهد, جائز نیست و نگاه به آن مقدار که معمولانمیپوشانند مثل سر و گردن و مقدارى از دست و پا اشکالى ندارد.
(مسأ له 1890) اگر خانمى ببیند یا بداند نامحرم به دست و صورت او به قصدلذت نگاه میکند باید دست و صورت خود را از دید او بپوشاند, اگر چه آرایش نکرده باشد.
(مسأ له 1891) بنابر احتیاط مرد نباید دختر نامحرم 6 ساله به بالا را بغل کند یاروى پاى خود بگذارد.
(مسأ له 1892) نگاه عادى به دست و صورت زنان اهل کتاب جایز است , به شرط آنکه نترسد که به حرام بیفتد و بنابر احتیاط باید به غیر دست و صورت نگاه نکند.
(مسأ له 1893) نگاه به عکس زن نامحرمى که پوشش کامل ندارد در صورتى که او را بشناسد جایز نیست و اگر او را نشناسد جایز است مشروط بر آنکه به قصد لذت و ریبه نباشد.
(مسأ له 1894) نگاه زن به عکس مرد جایز است خواه مرد را بشناسد یا نشناسدمشروط بر آنکه به قصد لذت و ریبه نباشد.
(مسأ له 1895) نگاه به نامحرم در تلویزیون یا فیلم , حکم نگاه به عکس رادارد.
(مسأ له 1896) نگاه کردن به عورت دیگرى حرام است , اگر چه از پشت شیشه یا در آیینه یا آب صاف و مانند اینها باشد.
و بنابر احتیاط, واجب است که به عورت بچه ممیز هم نگاه نکنند.
ولى زن و شوهر میتوانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.
(مسأ له 1897) حضور در مهمانیهاى مختلط که زنان نامحرم پوشش کامل ندارند جایز نیست .
(مسأ له 1898 ) حرکت و بوق زدن ماشین عروس در سطح شهر اگر موجب اذیت و آزار مردم یا جلب نظر نامحرم به صورت عروس شود جایز نیست .
(مسأ له 1899) خرید لباس ابریشم خالص و هرگونه طلا براى استفاده داماد,جایز نیست (اگر چه حلقه یا دگمه سر دست یا ساعت باشد).
(مسأ له 1900) خودنمایى زن یا مرد به قصد تحریک جنسى یا جلب توجه نامحرم جایز نیست .
(مسأ له 1901) خانمها نمیتوانند براى تماشاى مسابقات ورزشى که مردهاپوشش کافى ندارند مثل شنا, کشتى , وزنه بردارى , فوتبال و... به اماکن ورزشى بروند.
(مسأ له 1902) رانندگى , آموزش نظامى , تحصیل و هرگونه حضور در اجتماع براى بانوان جایز است به شرط آنکه اولا: پوشش اسلامى و عفت عمومى رارعایت کرده و از اختلاط با نامحرم بپرهیزند و ثانیا حضور آنان مستلزم تضییع حقوق شوهران نباشد.
ولى با این حال مطابق آنچه از کتاب و سنت استفاده میشود بهتر است زنان در اجتماعاتى که نامحرم وجود دارد ظاهر نشوند.
(مسأ له 1903) اجراى برنامه هاى خلاف عفت و غیرت و تعالیم اسلامى دراماکن و معابر عمومى به اسم ورزش بانوان , علاوه بر آنکه نمایش اندام بانوان (اگر چه پوشیده باشد), به مردان نامحرم است , مستلزم ترویج فحشأ ومنکرات است و حضور در این برنامه ها و پخش و تماشا و تشویق و ترغیب به آنها حرام است .
(مسأ له 1904) مرد و زنى که با هم محرمند مثل خواهر و برادر میتوانند به بدن یکدیگر غیر از عورت , بطور عادى نگاه کنند, اگر چه احتیاط این است که به مابین ناف و زانو نگاه نکنند, بلکه بنابر احتیاط به غیر از آنچه در میان محارم معمول است , نگاه نکنند.
(مسأ له 1905) مرد و زن نامحرم نمیتوانند با یکدیگر دست بدهند و یاهرگونه تماس بدنى داشته باشند.
(مسأ له 1906) نشستن در کنار نامحرم در تاکسى و یا وسیله نقلیه دیگر که تماس از روى لباس است , اشکال ندارد.
(مسأ له 1907) قدم زدن و گفت و شنود با نامحرم اگر به قصد لذت نباشداشکالى ندارد.
(مسأ له 1908) عکس انداختن مرد از زن نامحرم اگر مستلزم نگاه به او باشدبنابر احتیاط جایز نیست .
(مسأ له 1909) هرگاه پرستار یا دکتر ناچار باشد دست به عورت بیمار بزند بایددستکش یا مانند آن در دست داشته باشد;Š همچنین اگر دکتر و پرستار مردناچار باشد دست به بدن زن بزند یا دکتر و پرستار زن دست به بدن مرد بزند,ولى در صورت ضرورت و ناچارى اشکال ندارد.
(مسأ له 1910) اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد که او را نگاه کند ودست به بدن او بزند اشکال ندارد, ولى باید به حداقل اکتفا کند.
یعنى اگر بانگاه کردن بتواند معالجه کند نباید دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند, نباید او را نگاه کند.
(مسأ له 1911 ) نگاه دکتر مرد به زن نامحرم براى معالجه در صورت ضرورت جایز است .
(مسأ له 1912) در غیر موقعیت اضطرارى زنان یا مردان نمیتوانند بمنظورآمپول زدن یا فشار خون گرفتن یا دیگر خدمات پزشکى به بدن نامحرم نگاه کنند یا آن را لمس کنند.
(مسأ له 1913) اگر زن شغلى دارد که مراعات حجاب براى او ممکن نیست ,باید شغلى را انتخاب کند که بتواند حجاب شرعى را رعایت نماید.
(مسأ له 1914) نگاه مرد به زنى که میخواهد با او ازدواج کند به منظور اطلاع ازعیوب و زیبائیهاى او جایز است .
حتى اگر با یکبار نگاه کردن این منظورحاصل نشود, میتواند چند بار در چند مجلس نگاه کند.
(مسأ له 1915) تحقیق درباره سابقه و عیوب هر یک از زوجین یا خانواده هاى آنها اگر در تصمیم به ازدواج دخیل باشد, جایز است و حکم تجسس را ندارد.
(مسأ له 1916) شنیدن صداى زن نامحرم به طور عادى اشکال ندارد, اما اگرصداى زن مهیج باشد نباید به آن گوش داد.
(مسأ له 1917) زن نباید لحن صدا یا کیفیت پوشش و طرز نگاه و راه رفتن اوهوس انگیز و موجب جلب نظر مردان باشد.
(مسأ له 1918) تولید, چاپ و نشر هرگونه کتاب , مقاله , مجله , عکس , دیسک و فیلمى که موجب تحریک جنسى نوع خواننده ها شود, حرام است و نگاه ومطالعه آن جایز نیست .
(مسأ له 1919) بنابر احتیاط مرد و زن نامحرم نباید در محل خلوتى که کسى نمیتواند به آنجا وارد شود, بمانند, حتى اگر خوابیده باشند.

منبع :

http://www.al-shia.org/html/far/books/fegh/res_eht/res-38.htm

 

 

محرم و نامحرم را چگونه بشناسیم ؟

شناخت  محرم و نامحرم برای رعایت عفاف در خانواده و بیرون، امری لازم است و انسان مسلمان، افراد محرم و نامحرم را در شرع باید بشناسد . مَحرم ( به غیر از همسر)  کسى است که ازدواج با او حرام است و نگاه به او اشکالى ندارد. که در اینجا اجمالا به آن اشاره می کنیم :

افراد زیر به خاطر رابطه نَسَبى بر پسرها و مردان محرمند:

* مادر و مادربزرگ.

* دختر و دختر فرزند (نوه).                      

* خواهر.

* خواهر زاده (دختر خواهر).

* برادر زاده (دختر برادر).

* عمّه (عمّه خودش و عمّه پدر و مادرش).

* خاله (خاله خودش و خاله پدر و مادرش).

و گروهى دیگر هم به سبب ازدواج محرم مى‏شوند، از جمله آنهاست:

* همسر

* مادرِ زن و مادربزرگ او.

* زنِ پدر (نامادرى).

* زنِ پسر (عروس)

زن برادر و خواهر زن نامحرمند؛ همچنین زن‏عمو و زن‏دایى.

افراد زیر به خاطر رابطه نَسَبى بر دخترها و زنان محرمند:

* پدر و پدربزرگ.

* پسر و پسرِ فرزند (نَوه).

* برادر

* خواهرزاده (پسر خواهر).                  

* برادرزاده (پسر برادر).

* عمو (عموى خودش و عموى پدر و مادرش).

* دایى (دایى خودش و دایى پدر و مادرش).

و گروهى دیگر هم به سبب ازدواج بر دخترها و بانوان محرم مى‏شوند، از جمله آنهاست:

* شوهر.

* پدر شوهر و پدربزرگ شوهر.

* شوهر دختر (داماد).

شوهر خواهر و برادرشوهر محرم نیستند، همچنین شوهر عمّه و شوهر خاله.[1]

 

 محرم و نامحرم

 

برای هرفرد مسلمان شناخت محرم و نامحرم و رعایت قوانین و مقرارت مربوط به آن یک ضرورت است. نوشته زیرشما را با این موضوع آشنا می کند.

1-افراد همجنس : هر مردی‌ با مرد دیگر محرم‌ است‌، نیز هر زنی‌ با زن‌ دیگر محرم‌ است‌، هر چند از لحاظ‌ نژاد و زبان‌ و رنگ‌ و پوست‌ وحتی‌ دین‌ مختلف‌ باشد.

2. هر زنی‌ با هر مردی‌ نامحرم‌ است‌ و فقط‌ سه‌ عامل‌ (خویشاوندی‌، ازدواج‌ و شیردادن‌)سبب‌ محرم‌ شدن‌ زن‌ با مرد می‌شود

3-افراد محرم  می‌توانند به‌ اعضای‌ بدن‌ یکدیگر - غیر ازعورتین‌ - نگاه‌ کنند، به‌ شرط‌ این‌که‌ همراه‌ با لذت‌ و تحریک‌ شهوت‌ نباشد. دو انسان‌ محرم‌، در هیچ‌ صورت‌ حق‌ ندارند با یکدیگر ازدواج‌ کنند.

4-مرد و زن  نامحرم‌ حق‌ ندارند به‌ اعضای‌ بدن‌ یکدیگر نگاه‌ کنند مگر دست ازمچ تا سر انگشت و صورت به اندازه ای که دروضو شسته می شود. و می‌توانند با یکدیگر ازدواج‌ کنند

5. پدر و مادر به‌ دختر و پسر خود محرم‌اند؛ همچنین‌ پدربزرگ‌ و مادربزرگ‌ نسبت‌به‌ نوه‌ها و نبیره‌های‌ خویش‌ محرم‌ هستند.

توضیح‌: هر انسانی‌ یک‌ پدر و مادر دارد و هر یک‌ از پدر و مادر او هم‌ یک‌ پدر و مادردارند و باز هر یک‌ از آن‌ پدرها و مادرها دارای‌ پدر و مادری‌ می‌باشند؛ بنابراین‌ هر انسانی‌در طبقة‌ سوم‌ نسبش‌ (یعنی‌ سه‌ نسل‌ بالاتر از خود)، دارای‌ چهار پدر و چهار مادر است‌، به‌این‌ ترتیب‌ 1) پدر پدر پدرش‌، 2) پدر پدر مادرش‌، 3) پدر مادر پدرش‌، 4) پدر مادر مادرش‌،5) مادر مادر مادرش‌، 6) مادر مادر پدرش‌، 7) مادر پدر مادرش‌، 8) مادر پدر پدرش‌. همة‌اینها به‌ انسان‌ محرم‌اند به‌ اضافة‌ پدر و مادر خودش‌ و پدر و مادر پدر ومادرش‌ که‌ جمعاً چهارده‌ تن‌ می‌شوند و در طبقة‌ چهارم‌ (یعنی‌ چهار نسل‌ بالاتر از خود)شانزده‌ تن‌ دیگر به‌ اینها اضافه‌ می‌شوند. به‌ طور خلاصه‌ مادة‌ پنجم‌ محارم‌ را می‌توان‌ چنین‌ ذکر کرد: پدر و مادر بی‌واسطه‌ و پدر و مادر با واسطه‌ که‌ پدر بزرگ‌ و مادر بزرگ‌ انسان‌ هستند، به‌ انسان‌ محرم‌اند.

6. فرزندان‌ انسان‌، چه‌ دختر باشند و چه‌ پسر و هر چه‌ پایین‌ روند، به‌ پدر و مادر خویش‌و نیز به‌ پدربزرگ‌ و مادر بزرگ‌ خودم‌ محرم‌اند.

توضیح‌: نام‌ طبقات‌ فرزندان‌ و فرزندزادگان‌ در لغت‌ فارسی‌ به‌ ترتیب‌ از این‌ قرار است‌:

1ـ فرزند، 2ـ نوه‌ (که‌ او را نواده‌ و نواسه‌ هم‌ گویند)، 3ـ نتیجه‌، 4ـ نبیره‌، 5ـ نبینه‌ یا ندیده‌(از آنجا که‌ نوعاً عمر انسان‌ به‌ مقداری‌ نمی‌رسد که‌ طبقة‌ پنجم‌ فرزندان‌ خود را ببیند، آن‌طبقه‌ را نبینه‌ یا ندیده‌ نامیده‌اند) و هر فردی‌ از این‌ طبقات‌، چه‌ دختر باشد و چه‌ پسر، به‌ پدربزرگ‌ و مادر بزرگ‌ اعلای‌ خود محرم‌ است‌؛ حتی‌ هر دختر سیدی‌ در این‌ عصر با امیرالمؤمنین‌ (ع‌) و همچنین‌ با پیغمبر اکرم‌ (ص‌) محرم‌ است‌ و هر پسر سیدی‌ با حضرت‌ زهرا(س‌) و همچنین‌ با جناب‌ خدیجه‌ مادر حضرت‌ فاطمه‌ (س‌) محرم‌ است‌. لذا بند ششم‌ محارم‌را می‌توان‌ چنین‌ خلاصه‌ کرد که‌ فرزندان‌ بی‌واسطه‌ و فرزندان‌ با واسطه‌ به‌ انسان‌ محرم ‌هستند.

7. هر خواهر و برادری‌ به‌ هم‌ محرم‌اند، چه‌ تنی‌ باشند (از یک‌ پدر و مادر) و چه‌ ناتنی‌ (ازپدر تنها یا از مادر تنها) و نیز فرزندان‌ آنها نسبت‌ به‌ دایی‌ و خاله‌ و عمو و عمة‌ خویش‌ محرم‌اند.

توضیح‌: اگر مردی‌ از همسر خود پسر و دختر دارد، سپس‌ با زن‌ جدیدی‌ ازدواج‌ می‌کندکه‌ او هم‌ از شوهر پیشین‌ خود، پسر و دختر دارد، این‌ فرزندان‌ برادر و خواهر نیستند، اگرچه‌ در یک‌ خانواده‌ زندگی‌ کنند، زیرا نه‌ پدر مشترکی‌ دارند و نه‌ مادر مشترکی‌، بلکه‌نامحرم‌اند و می‌توانند با یکدیگر ازدواج‌ کنند، و اولاد آنها هم‌ خواهرزاده‌ و برادرزاده‌ نیستند و می‌توانند با یکدیگر ازدواج‌ کنند. بلی‌، در صورتی‌ که‌ همسر جدید از این‌ شوهردارای‌ اولاد شود، این‌ اولاد بر اولادی که ‌ از شوهر قبلی‌ داشته‌ است‌ محرم‌اند (زیرا مادرشان‌یکی‌ است‌).

 

8. عمو و عمه‌ به‌ برادر زادگان‌ خود محرم‌اند، چه‌ عمو و عمة‌ تنی‌ باشند و چه‌ ناتنی‌ و چه‌عمو و عمة‌ خود انسان‌ باشند یا عمو و عمة‌ پدر و مادر انسان‌ و همچنین‌ عمو و عمة‌ پدربزرگ‌ و مادر بزرگ‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌اند.

توضیح‌: عمو یا عمة‌ تنی‌ انسان‌ کسی‌ است‌ که‌ با پدر و مادر انسان‌ از یک‌ پدر و مادرباشد و عمو و عمة‌ ناتنی‌ انسان‌ کسی‌ است‌ که‌ با پدر انسان‌ از یک‌ پدر یا یک‌ مادر باشد،بنابراین‌ عمو و عمة‌ برادر و خواهر مادری‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند، زیرا آنها برادر وخواهر انسان‌ نیستند (نه‌ تنی‌ هستند و نه‌ ناتنی‌). بنابراین‌ زنی‌ که‌ دو شوهر کرده‌ و از هرکدام‌ اولاد دارد، عمو و عمة‌ اولاد شوهر اول‌ با اولاد شوهر دوم‌ محرم‌ نیستند همچنین‌ عمو و عمة‌ اولاد شوهر دوم‌ با اولاد شوهر اول‌ نامحرم‌اند.

 

9. دایی‌ و خاله‌ به‌ خواهرزادگان‌ خود محرم‌اند، چه‌ دایی‌ و خالة‌ تنی‌ باشند و چه‌ ناتنی‌، وچه‌ دایی‌ و خالة‌ خود انسان‌ باشد یا دایی‌ و خالة‌ پدر و مادر یا پدر بزرگ‌ و مادر بزرگ‌.

 

توضیح‌: دایی‌ یا خالة‌ تنی‌ انسان‌ کسی‌ است‌ که‌ با مادر انسان‌ از یک‌ پدر و مادر باشد ودایی‌ یا خالة‌ ناتنی‌ انسان‌ کسی‌ است‌ که‌ با مادر انسان‌ از یک‌ پدر یا از یک‌ مادر باشد.بنابراین‌، دایی‌ و خالة‌ برادر و خواهر پدری‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند، زیرا آنها برادرو خواهر مادر انسان‌ نیستند (نه‌ تنی‌ هستند و نه‌ ناتنی‌). پس‌، مردی‌ که‌ دو همسر گرفته‌است‌ و از هر دو زنش‌ اولاد دارد، اولاد زن‌ اول‌ با دایی‌ و خالة‌ اولاد زن‌ دوم‌ محرم‌ نیستند وهمچنین‌ اولاد زن‌ دوم‌ با دایی‌ و خالة‌ اولاد زن‌ اول‌ نامحرم‌اند.

 

 

10. عموی‌ عموی‌ انسان‌ و عمة‌ عمة‌ انسان‌ وقتی‌ با انسان‌ محرم‌اند که‌ عمو و عمة‌ پدرانسان‌ هم‌ باشند. بنابراین‌ اگر عمو و عمة‌ انسان‌، پدر و مادری‌ یا پدری‌ نباشند، بلکه‌ فقط‌ مادری‌ باشند و آنها عمو و عمه‌ای‌ داشته‌ باشند، آن‌ عمو و عمه‌ با انسان‌ محرم‌ نیستند،زیرا برادر و خواهر شوهر جدة‌ انسان‌ (مادر پدر) می‌شوند و چنانچه‌ گفتیم‌، خواهر وبرادر شوهر مادر انسان‌، به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند تا چه‌ رسد به‌ خواهر و برادر شوهر جده‌.و همچنین‌ اگر دایی‌ و خالة‌ انسان‌، پدر و مادری‌ با مادری‌ باشند، دایی‌ و خالة‌ آنها دایی‌ وخالة‌ انسان‌ هم‌ می‌شوند و با انسان‌ محرم‌اند، ولی‌ اگر دایی‌ و خالة‌ انسان‌ پدری‌ باشند وآنها خاله‌ و دایی‌ داشته‌ باشند، آن‌ خاله‌ و دایی‌ نه‌ با خاله‌ و دایی‌ انسان‌ محرم‌اند و نه‌ با خودانسان‌.

 

11. اولاد عمو و عمه‌ و نیز اولاد دایی‌ و خالة‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند و می‌توان‌ باآنها ازدواج‌ کرد و همچنین‌ نوادگان‌ ایشان‌ و هر چه‌ پایین‌تر بروند (مانند نتیجة‌ عمو ونبیرة‌ خاله‌) به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند.

 

تبصره‌: خویشاوندی‌هایی‌ را که‌ تا کنون‌ شرح‌ دادیم‌، اگر به‌ وسیلة‌ و طی‌ به‌ شبهه ‌حاصل‌ شود، محرمیت‌ واقع‌ می‌شود. بنابراین‌ اگر مردی‌ زنی‌ را در شب‌ تاریک‌ زن‌ خودبپندارد و با او آمیزش‌ کند و آن‌ زن‌ باردار شود و کودکی‌ بزاید، آن‌ مرد و زن‌، پدر و مادرکودک‌ خواهند بود و برادر و خواهر آن‌ مرد و زن‌، عمو و عمه‌ و دایی‌ و خاله‌ آن‌ کودک‌ محسوب‌ می‌شوند.

 

درنوشته پیشین با محارم نسبی آشنا شدید اکنون به معرفی محارم سببی(ازطریق ازداوج) می پردازیم.

12. مردی که با زنی ازدواج میکند

 اول: مادر آن‌ زن‌ و مادر بزرگ‌های‌ پدری‌ ومادری‌ او با آن‌ مرد محرم‌ می‌شوند، هر چند با آن‌ زن‌ عروسی نکرده‌ و فقط‌ صیغة‌ عقدجاری‌ شده‌ باشد.

دوم‌: اگر آن‌ زن‌ از شوهر قبلی‌اش‌ دختر داشته‌ باشد پس ازعروسی با شوهر دومش (نه صرف خواندن عقد) آن‌ دختر {که ربیبة‌ مرد نامیده‌ می‌شود) هم‌ به‌ آن‌ مرد محرم‌می‌شود.

سوم‌: اگر آن‌ مرد، پدر یا جد و اجدادی‌ داشته‌ باشد - چه‌ جد پدری‌ و چه‌ جدمادری‌ - همة‌ آنها با زن‌ محرم‌ می‌شوند و آن‌ زن‌ عروس‌ همة‌ آنهاست‌؛

چهارم‌: اگر آن‌ مرد پسری‌ از زن‌ دیگرش‌ داشته‌ باشد، آن‌ پسر هم‌ با زن‌ پدرش‌ محرم‌ می‌شود، و همچنین‌ با زن ‌پدر پدرش و زن‌ پدر مادرش‌ و هرچه‌ بالاتر رود، محرم است‌.

 

13. محرمیت‌ عروس‌ با پدر شوهر همیشگی‌ است‌؛ یعنی‌ اگر عروس‌ طلاق هم‌ بگیرد و باشوهرش‌ نامحرم‌ شود با پدر شوهرش‌ برای‌ همیشه‌ محرم‌ است‌ و حتی‌ اگر بعد از عقد وقبل‌ از عروسی هم‌ طلاِق بگیرند، بازهم‌ برای‌ همیشه‌ با پدر شوهر محرم‌ می‌شود وازدواجشان‌ جایز نیست‌.

14. اگر زن‌ پسر انسان‌ بعد از عروسی طلاق گرفت‌ و شوهر دیگری‌ اختیار کرد و از آن‌شوهر دختری‌ آورد، آن‌ دختر با انسان‌ نامحرم‌ است‌ ولی‌ با پسر انسان‌ که‌ شوهر قبلی‌ اوبوده‌ محرم‌ است‌، زیرا ربیبة‌ اوست‌ و قبلاً گفته‌ شد که‌ ربیبة‌ انسان‌ به‌ او محرم‌ است‌.

 

15. اگر مردی‌ بعد از طلاق دادن‌ همسرش‌ داماد شود و از زن‌ دوم‌ خود پسری‌ بیاورد،آن‌ پسر با زن‌ اول‌ محرم‌ و ازدواجشان‌ حرام‌ است‌ و همچنین‌ اگر این‌ مرد از زن‌ اولش‌ پسری‌ دارد، زن‌ دومش‌ به‌ این‌ پسر محرم‌ است‌ و نیز پسر این‌ پسر و نوة‌ این‌ پسر و هر چه‌پایین‌ رود نسبت‌ به‌ زن‌ دوم‌ همین‌ حکم‌ را دارد.

 

16. محرم‌ بودن‌ مادرزن‌ با دامادش‌ دائمی‌ است‌، یعنی‌ اگر داماد، زنش‌ را طلاق دهد،بازهم‌ آن‌ داماد با مادر آن‌ زن‌ محرم‌ است‌ اگر چه‌ با خود آن‌ زن‌ نامحرم‌ می‌شود.

 

17. اگر مردی‌ با زنی‌ ازدواج‌ کند که‌ آن‌ زن‌ از شوهر قبلی‌اش‌ دختری‌ دارد، پس‌ از آن‌که‌با زن‌ عروسی کرد، با دختر آن‌ زن‌ محرم‌ می‌شود و همچنین‌ با دختر آن‌ و نوة‌ او و هرچه پایین‌ رود محرم‌ است‌، در صورتی‌ که‌ هیچ‌ یک‌ از این‌ دخترها با پدر آن‌ مرد محرم‌ نیستند.

 

18. اولاد شوهر انسان‌ و نوه‌های‌ پسری‌ و دختری‌ شوهر، به‌ انسان‌ محرم‌اند وهمچنین‌ اولاد زن‌ انسان‌ و نوه‌های‌ پسری‌ و دختری‌ او به‌ انسان‌ محرم‌اند، به‌ شرط‌ آن‌که‌ بازن‌ عروسی کرده‌ باشد، چه‌ این‌ اولاد از شوهر قبل‌ باشد یا از شوهر بعد. پس‌ اگر زن‌ انسان‌طلاق بگیرد و شوهر جدید اختیار کند و از او دختردار شود، آن‌ دختر به‌ انسان‌ محرم‌است‌، و نیز اگر پسر زن‌ انسان‌ دختردار شود، آن‌ دختر به‌ انسان‌ محرم‌ است‌.

 

19. زن‌ پدر زن‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌ و حکم‌ مادرزن‌ را ندارد، زیرا انسان‌ دامادآن‌ زن‌ نیست‌ بلکه‌ داماد شوهر آن‌ زن‌ است‌.

 

20. از آنچه‌ در مادة‌ 12 ضمن‌ جملة‌ سوم‌، گفتیم‌ دانسته‌ شد که‌ عروس‌ خود انسان‌ وعروس‌ پسرانسان‌ و عروس‌ دختر انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌اند، ولی‌ عروس‌ زن‌ انسان‌، یعنی‌همسر پسر زن‌ انسان‌، به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌. بنابراین‌ پدر و پدر شوهر انسان‌ به‌ انسان‌محرم‌ است‌ و همچنین‌ پدر و مادر شوهر انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ است‌، ولی‌ شوهر مادرشوهر انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌.

 

21. داماد شوهر انسان‌، یعنی‌ شوهر دختر شوهر انسان‌، با انسان‌ محرم‌ نیست‌.

 

22. زن‌ عمو زن‌ دایی‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند، مگر این‌که‌ زن‌ عمو، خالة‌ انسان‌ وزن‌ دایی‌، عمة‌ انسان‌ باشند، و همچنین‌ اگر زن‌ عمو و زن‌دایی‌، مادر زن‌ انسان‌ باشند،بازهم‌ محرم‌ می‌شوند.

 

23. خواهرزن‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌، ولی‌ تا وقتی‌ خواهر اول‌ در قید ازدواج‌اوست‌، نمی‌تواند با خواهر دوم‌ ازدواج‌ کند.

 

24. اگر انسان‌ بخواهد خواهرزاده‌ یا برادرزادة‌ همسرش‌ را به‌ عقد ازدواج‌ خودش‌ درآورد، باید از همسرش‌ که‌ خاله‌ یا عمة‌ او می‌شود، اجازه‌ بگیرد و بدون‌ اجازة‌ آنها ازدواج‌ جایز نیست‌.

 

25. از خویشان‌ زن‌ انسان‌، غیر از آنچه‌ گفتیم‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند. بنابراین‌، خواهر زن‌، عمه‌ و خالة‌ زن‌، زن‌ برادر زن‌، برادر زاده‌ و خواهر زاده‌ به‌ انسان‌ نیستند.

 

26. مادر زن‌ پدر انسان‌ به‌ او محرم‌ نیست‌، یعنی‌ مادر زن‌ جدید یا قدیم‌ پدر انسان‌ به‌ اومحرم‌ نیست‌. پس‌ اگر پدر انسان‌ غیر از مادر او دو زن‌ دیگر گرفته‌ باشد آن‌ دو زن‌ به‌ انسان‌ محرم‌اند، ولی‌ مادران‌ آنها به‌ انسان‌محرم‌ نیستند.

 

27. هرگاه‌ مردی‌ زنش را بعد ازعروسی طلاق دهد، آن‌ زن‌ به‌ آن‌ مرد نامحرم‌ می‌شود،ولی‌ دختر قبلی‌ آن‌ زن‌ به‌ مرد محرم‌ است‌، همچنین‌ مادر آن‌ زن‌ به‌ مرد محرم‌ است‌، و نیزپسری‌ که‌ آن‌ مرد از زن‌ سابق‌ داشته‌ با آن‌ زن‌ محرم‌ است‌ و پدر آن‌ مرد با آن‌ زن‌ نیز همین‌حکم‌ را دارد.

 

28. اگر مردی‌ با زنی‌ زنا کند، دختران‌ آن زن نمی توانند با آن مرد زنا کارازدواج‌ کنند و این‌ عمل‌حرام‌ است‌. همچنین‌ اگر (نعوذبالله‌) مردی‌ با مردی‌ لواط‌ کند، خواهر و مادر و دختر لواط دهنده به‌لواط کننده نامحرم‌اند و ازدواج‌ با آنها حرام‌ است‌ و اگر ندانسته‌ ازدواج‌ کنند، باید هر زمان‌ که‌ فهمیدند، از یکدیگر جدا شوند.

 

29. دو برادر می‌توانند با دو خواهر ازدواج‌ کنند، و در این‌ صورت‌، فرزندان‌ آنها عموزاده‌ و خاله‌ زادة‌ یکدیگرند.

 

30. هرگاه‌ کودک‌ شیرخواری‌ که‌ هنوز دوسالش‌ تمام‌ نشده‌ است‌، از پستان‌ زن‌بیگانه‌ای‌ (غیرمادرش‌) که‌ فرزندی‌ زاییده‌ و شیر دارد به‌ مدت‌ یک‌ شبانه‌روز یا پانزده‌ نوبت‌متوالی‌ شیر بخورد، زن‌ شیردهنده‌ حکم مادر شیرخوار را دارد و طفل‌ شیرخوار فرزند او به‌ حساب‌ می‌آید.

  فرزندان‌ واقعی زن شیر دهنده و هربچه ای که ازپستان آن زن شیر خورده باشد  خواهر و برادر آن‌ کودک‌خواهند بود. و همچنین‌ فرزندان‌ این‌ برادر و خواهر، برادرزاده‌ و خواهرزادة‌ آن‌ کودک‌هستند، و نیز شوهر زن‌ شیردهنده‌، پدر کودک‌ است‌ و برادر آن‌ شوهر، عموی‌ کودک‌ وخواهرش‌ عمه‌ او و مادرش‌ جدة‌ او و برادر شیردهنده‌ دایی‌ او و خواهرش‌ خالة‌ او می‌شود.و همچنین‌ تمام‌ نسبت‌هایی‌ را که‌ در بحث‌ خویشاوندی‌ گفتیم‌ در اینجا محقق‌ می‌شود. بنابراین‌ کودکی‌ که‌ از غیر مادر خود شیر می‌خورد وشرایط‌ فوق  محقق‌ می‌شود، دو پدر و دو مادر دارد (پدر و مادر نسبی‌ و پدر و مادررضاعی‌) و وقتی‌ بزرگ‌ بشود و همسر بگیرد و دارای‌ اولاد شود، آن‌ اولاد، نوه‌های‌ زنی‌شیر دهنده‌ و شوهر او نیز محسوب‌ می‌شوند.

 

لازم به توضیح است که:

الف‌. تنها خود کودکی که شیر خورده به زن شیر دهند و شوهر و فرزندانش محرم می شوند اما خواهران و برادران آن کودک با زن شیر دهنده و شوهر و فرزندانش محرم نمی شوند

ب‌ . هرگاه‌ زنی دختری‌ را از یک‌ خانواده‌ شیر بدهد و پسری‌ را از خانوادة‌ دیگر،آن‌ دو کودک‌ خواهر و برادر یکدیگر می‌شوند.

ج‌ . اگر زنی بچه پسری  را با شرایط فوق شیر دهد بعد ازهمسرش جدا شود و ازشوهر دومش نیز دختری را شیر دهد این دو کودک با یکدیگر محرم نمی شوند چون آنها ازدو شیر متفاوت مصرف کرده اند. ولی‌ اگر زن شیر دهنده دختر و پسری‌ را که‌ از دو فامیل‌ هستند، از شیری‌ که‌ از یک‌ شوهر پیدا کرده‌ است‌ شیربدهد، آن‌ دو کودک‌ خواهر و برادر رضاعی‌ می‌شوند، ولی‌ خواهران‌ و برادران‌ دیگر آنهاکه‌ از این‌ زن‌ شیر نخورده‌اند، هر یک‌ به‌ دیگری‌ محرم‌ نمی‌شوند، یعنی‌ مثلاً اگر فاطمه‌ وحسین‌ را (که‌ دو کودک‌ از دو خانواده‌ هستند) خانمی‌ شیر بدهد، فاطمه‌ به‌ حسین‌ محرم‌می‌شود اما به‌ برادر حسین‌ (با فرض‌ این‌که‌ آن‌ خانم‌ به‌ برادر حسین‌ شیر نداده‌) نامحرم‌است‌ و می‌تواند با او ازدواج‌ کند.

 

31. هرگاه‌ کودک‌ شیرخوار بزرگ‌ شود و ازدواج‌ کند و دارای‌ اولاد بشود، اولاد او هم‌نوه‌های‌ زن شیر دهنده و نوه‌های‌ شوهرش‌ محسوب‌ می‌شوند.

 

32. زنی‌ که‌ بچة‌ انسان‌ را شیر داده‌ است‌ ، به‌ منزلة‌ زن‌ انسان‌نیست‌ تا مادرش‌ به‌ انسان‌ محرم‌ باشد، اما اگر همسر انسان‌ مادر رضاعی‌ داشته‌ باشد،یعنی‌ خودش‌ در کودکی‌ از زنی‌ شیرخورده‌ باشد، اکنون‌ آن‌ زن‌ (مرضعه‌) به‌ انسان‌ محرم‌است‌. و همچنین‌ اگر همسر انسان‌ خودش‌ مادر رضاعی‌ باشد، یعنی‌ پیش‌ از آن‌که‌ همسرانسان‌ شود همسر مرد دیگری‌ بوده‌ و در خانة‌ آن‌ مرد بچه‌ای‌ زاییده‌ و شیری‌ پیدا کرده‌ و باشیرش‌ مثلاً دختری‌ را شیر داده‌، اکنون‌ آن‌ دختر رضاعی‌ به‌ انسان‌ محرم‌ است‌، و نیز اگرپسری‌ از زن‌ انسان‌ شیر بخورد و سپس‌ بزرگ‌ شود و داماد بشود، همسر او عروس‌انسان‌ است‌ و با او محرم‌ است‌.

 

33. اگر شما از زنی‌ شیر بخورید که‌ آن‌ زن‌ در زمانی‌ که‌ شیرخوار بوده‌ است‌ از زن‌دیگری‌ شیر خورده‌ باشد، در این‌ صورت‌، شوهر این‌ زن‌ پدر رضاعی‌ او می‌گردد و اکنون‌آن‌ پدر رضاعی‌ به‌ شما هم‌ محرم‌ است‌، زیرا پدر رضاعی‌ مادر رضاعی‌ شما محسوب‌می‌شود و حتی‌ اگر این‌ پدر رضاعی‌، برادر و خواهری‌ داشته‌ باشد، آن‌دو عمه‌ و عموی‌رضاعی‌ شما محسوب‌ می‌شوند و با شما محرم‌اند. فرض‌ کنید نرجس‌ خانم‌ شما را درکودکی‌ شیر داده‌ و خود نرجس‌ را وقتی‌ کوچک‌ بوده‌ مریم‌ خانم‌ شیرداده‌ است‌، بنابراین‌الان‌ شوهر مریم‌ خانم‌ به‌ شما محرم‌ است‌ زیرا پدر رضاعی‌ شماست‌، و نیز برادر شوهرمریم‌ خانم‌ به‌ شما محرم‌ است‌ چون‌ عمومی‌ رضاعی‌ شماست‌، و اگر شما (خوانندة‌ کتاب‌)مرد هستید با مادر و عمة‌ مریم‌ خانم‌ محرم‌اید، زیرا آن‌دو مادر و عمة‌ رضاعی‌ شما هستند.همچنین‌ شوهر نرجس‌ خانم‌ اگر در ایام‌ طفولیت‌ از زنی‌ شیر خورده‌ آن‌ زن‌، هم‌ مادررضاعی‌ شوهر نرجس‌ خانم‌ است‌ و هم‌ مادر رضاعی‌ شما و به‌ شما محرم‌ است‌. پس‌ به‌طور خلاصه‌ می‌توان‌ گفت‌ پدر رضاعی‌ مادر رضاعی‌، و پدر رضاعی‌ پدر رضاعی‌، و مادررضاعی‌ پدر رضاعی‌ و مادر رضاعی‌ مادر رضاعی‌، پدر و مادر رضاعی‌ شما هم‌ محسوب‌می‌شوند و به‌ شما محرم‌اند؛ همچنین‌ خواهران‌ و برادران‌ اینها عمو، عمه‌، دایی‌ و خالة‌رضاعی‌ شما محسوب‌ می‌شوند و با شما محرم‌ هستند.

 

34. پدر کودک‌ شیرخوار نمی‌تواند با دختر نسبی‌ یا رضاعی‌ شوهر زن شیر دهنده و نیز بادختر نسبی‌ او ازدواج‌ کند، ولی‌ فرزندان‌ این‌ پدر که‌ از آن‌ زن‌ شیر نخورده‌اند، می‌توانند بااولاد آن‌دو ازدواج‌ کنند. مثلاً اگر راضیه‌ خانم‌ پسر شما را شیر داده‌ است‌ و ایشان‌ دختری‌دارد به‌ نام‌ نجمه‌، شما نمی‌توانید با نجمه‌ ازدواج‌ کنید. و نیز اگر شوهر راضیه‌ خانم‌دختری‌ دارد و به‌ نام‌ فاطمه‌، شما نمی‌توانید با فاطمه‌ ازدواج‌ کنید، خواه‌ فاطمه‌ فرزند نسبی‌پدرش‌ باشد (یعنی‌ پدرش‌ او را به‌ وجود آورده‌ باشد) و خواه‌ فرزند رضاعی‌ (ینی‌ شیرهمسر آن‌ مرد را خورده‌ باشد). اما پسران‌ شما (غیر از پسری‌ که‌ راضیه‌ خانم‌ به‌ او شیرداده‌ است‌) می‌توانند با نجمه‌ یا فاطمه‌ ازدواج‌ کنند.

 

 

35.  کسانی که بوسیله شیر خوردن با یکدیکر محرم شده اند نمی توانند با یکدیگر ازداوج کنند و اگر شیر خوردن ،بعد از ازدواج‌ باشد و  این‌ نسبت‌ها پیداشود ازدواج‌  باطل‌ می‌گردد. مثلاً اگر مردی‌ دختر شیرخواری‌ را به‌ عقد خود در آورد،سپس‌ آن‌ دخترک‌ را به‌ دخترش‌ بدهد تا به‌ او شیر بدهد، دیگر آن‌ کودک‌ زن‌ او نیست‌ بلکه‌نوة‌ او (دختر دخترش‌) شده‌ است‌. و اگر کودک‌ را مادرش‌ شیر بدهد، کودک‌ خواهررضاعی‌ او می‌شود و عقد باطل‌ خواهد شد، و نیز اگر خواهرش‌ به‌ کودک‌ شیر بدهد، آن‌مرد دایی‌ دخترک‌ می‌شود، و اگر زن‌ برادرش‌ به‌ او شیر بدهد آن‌ مرد عموی‌ دخترک‌می‌شود، و بالاخره‌ اگر زن‌ خودش‌ به‌ کودک‌ شیر بدهد، هم‌ کودک‌ و هم‌ زنش‌ بر او حرام‌می‌شوند؛ زیرا زن شیر دهنده مادرزن‌ او می‌شود و شیرخوار دختر رضاعی‌ او.

مثال‌ دیگر: هرگاه‌ زنی‌ نوة‌ دختری‌ خود را شیر بدهد، دخترش‌ به‌ دامادش‌ حرام‌می‌شود، به‌ دلیل‌ آنچه‌ در مادة‌ 34 بیان‌ شد که‌ پدر کودک‌ شیرخوار نباید با دختر زن شیر دهنده ازدواج‌ کند. حتی‌ اگر کودک‌ از زن‌ دیگر داماد انسان‌ (غیر از دخترش‌) باشد بازهم‌ اگرانسان‌ کودک‌ را شیر بدهد دخترش‌، به‌ دامادش‌ حرام‌ می‌شود. همچنین‌ اگر انسان‌ بچة‌داماد شوهر خود (بچة‌ داماد ناتنی‌اش‌) را شیر بدهد، ازدواج‌ داماد ناتنی‌ با همسرش‌ به‌ هم‌می‌خورد، زیرا در آن‌ صورت‌، گویی‌ داماد با نوة‌ شوهر انسان‌ ازدواج‌ کرده‌ است‌، در حالی‌که‌ ما قبلاً گفتیم‌ پدر شیرخوار نمی‌تواند با نوة‌ شوهر مرضعه‌ ازدواج‌ کند.

 

یادآوری‌: در تمام‌ این‌ صورت‌ها اگر شرایط‌ رضاع‌ محقق‌ نشود، یعنی‌ شیر کامل‌ داده‌نشود یا کودک‌ از پستان‌ نمکد بلکه‌ با شیردوش‌ و مانند آن‌ شیر بخورد، اشکالی‌ پیش‌نمی‌آید و ازدواج‌ها باطل‌ نمی‌شود. برای‌ اطلاع‌ بیشتر به‌ توضیح‌ المسائل‌ مرجع‌ تقلیدتان‌رجوع‌ کنید.

 

36. اگر مردی‌ بخواهد دختری‌ غیر از دختر خود را که‌ بزرگ‌ می‌کند با او محرم‌ شودمی‌تواند دخترک‌ را به‌ خواهرش‌ بسپارد تا او را شیر کامل‌ بدهد، در آن‌ صورت‌، آن‌ مرددایی‌ رضاعی‌ دخترک‌ می‌شود و با او محرم‌ می‌گردد و اگر زن‌ برادرش‌ به‌ او شیر بدهد، آن‌مرد عموی‌ دخترک‌ می‌شود. و اگر زنی‌ بخواهد پسر غیر خود را بزرگ‌ کند و با او محرم‌شود راهش‌ این‌ است‌ که‌ آن‌ پسر را به‌ خواهر خود یا زن‌ برادر خود بسپارد تا به‌ او شیر ـکامل‌ با شرایطی‌ که‌ دارد ـ بدهد؛ در این‌ صورت‌، آن‌ زن‌ خاله‌ یا عمة‌ رضاعی‌ پسرک‌می‌شود و با او محرم‌ می‌گردد.

 

37. دو برادری‌ که‌ زن گرفته اند  و در یک‌ خانه‌ زندگی‌ می‌کنند، اگر بخواهند زن‌ هر یک‌به‌ دیگری‌ محرم‌ شود، راهش‌ این‌ است‌ که‌ دو برادر، دو دختر شیرخوار پیدا کنند و هر یک‌از آن‌ دو برادر یکی‌ از دو کودک‌ را به‌ عقد خود در آورد، آن‌گاه‌ هر کدام‌ بچة‌ شیرخوار خودرا به‌ زن‌ برادر خویش‌ بسپارد تا به‌ او شیر کامل‌ ـ با شرایط‌ آن‌ ـ بدهد، در این‌ صورت‌، زن‌برادرش‌، مادرزنش‌ می‌شود و به‌ او محرم‌ می‌گردد. البته‌ نباید فراموش‌ کنید که‌ ازدواج‌آنها با کودک‌ باطل‌ می‌شود چون‌ که‌ عموی‌ کودک‌ شده‌اند.

 

 

38. نسبت‌هایی‌ که‌ به‌ وسیلة‌ رضاع‌ پدید می‌آید و سبب‌ محرم‌ شدن‌ زن‌ و مردی‌ می‌شودکه‌ در نتیجه‌، ازدواج‌ آنها با هم‌ جایز نیست‌ ـ به‌ این‌ شرط‌ صحیح‌ است‌ که‌ حصول‌ این‌نسبت‌ در مرحلة‌ اول‌ باشد نه‌ در مرحلة‌ دوم‌ که‌ لازمة‌ مرحله‌ اول‌ است‌ و به‌ منزلة‌ آن‌ مرحله‌محسوب‌ می‌شود. پس‌ اگر همسر شما برادر خودش‌ را شیر بدهد، فقط‌ آن‌ کودک‌ پسر شمامی‌شود نه‌ آن‌که‌ همسرتان‌ هم‌ دختر شما بشود و بگویید خواهر پسرم‌ به‌ منزلة‌ دخترم‌می‌باشد و ازدواج‌ شما با او باطل‌ گردد. نیز اگر همسر شما پسر برادرش‌ را شیر بدهد آن‌کودک‌ پسر شما می‌شود و زن‌ شما عمة‌ اوست‌، ولی‌ نباید بگویید که‌ عمة‌ فرزندم‌ به‌ منزلة‌خواهرم‌ می‌باشد و ازدواج‌ با خواهر حرام‌ است‌. و باز اگر همسرتان‌ عمو یا عمة‌ شما راشیر دهد، مادر رضاعی‌ آنها می‌شود، ولی‌ شما نباید بگویید مادر عمو و عمه‌ام‌ بر من‌ حرام‌است‌، چون‌ آنها به‌ منزلة‌ مادر بزرگ‌ (مادر پدر) من‌ هستند. حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ آنها به‌منزلة‌ مادر بزرگ‌ شما هستند و در مرحلة‌ دوم‌ و لازمة‌ نسبت‌ اول‌ که‌ به‌ وسیلة‌ رضاع‌حاصل‌ شده‌ است‌. یعنی‌ زن‌ شما مادر آنها شده‌ است‌، نه‌ آن‌که‌ مادر بزرگ‌ حقیقی‌ شماباشند.

 

39. زنی‌ که‌ برادر یا خواهر شما را شیر داده‌ و مادر رضاعی‌ آنها شده‌ است‌، می‌توانیداو را به‌ عقد ازدواج‌ خود درآورید. و نباید بگویید او مادر برادر یا خواهر من‌ است‌ پس‌ به‌منزلة‌ مادر من‌ است‌ و همچنین‌ اگر ابتدا زن‌ شما باشد و آن‌گاه‌ برادر یا خواهرتان‌ را شیردهد، ازدواج‌ شما باطل‌ نمی‌شود.

 

40. زنی‌ که‌ کودک‌ دختر شما را شیر داده‌ و مادر رضاعی‌ او شده‌ است‌، به‌ منزلة‌ دخترشماست‌ نه‌ دختر حقیقی‌ شما، تا به‌ شما محرم‌ گردد و ازدواج‌ با او حرام‌ باشد، همچنین‌ اگرهمسر شما او را شیر دهد، همسر شما بر شما حرام‌ نمی‌شود (اگر چه‌ در این‌ صورت‌ دخترشما به‌ داماد شما حرام‌ می‌شود چنانچه‌ در مثال‌ مادة‌ 34 ذکر گردید).

 

41. اگر زنی‌ فرزند خواهر شما را شیر بدهد، مادر رضاعی‌ او می‌شود و به‌ منزلة‌ خواهرشماست‌ ولی‌ با شما محرم‌ نیست‌، زیرا این‌ نسبت‌ در مرحلة‌ دوم‌ حاصل‌ شده‌ و لازمة‌ مرحلة‌ اول‌، یعنی‌ مادر شدن‌ اوست‌، همچنین‌ اگر همسر شما او را شیر بدهد، ازدواج‌ شما بااو باطل‌ نمی‌گردد. همچنین‌ اگر زنی‌ عمه‌ یا عموی‌ شما را شیر بدهد، مادر عمه‌ و عموی‌شما و به‌ منزلة‌ جدة‌ پدری‌ (مادر پدر) شماست‌، ولی‌ با شما محرم‌ نیست‌، همچنین‌ اگر دایی‌یا خالة‌ شما را شیر بدهد، به‌ منزلة‌ جدة‌ مادری‌ (مادر مادر) شماست‌ و با شما محرم ‌نمی‌گردد و اگر همسر شما یکی‌ از اینان‌ را شیر بدهد، ازدواج‌ شما با همسرتان‌ باطل‌ نمی‌گردد.

یادآوری‌ - فقهای‌ عظام‌ می‌فرمایند: شیرخوارگی‌ با شرایطش‌ که‌ موجب‌ محرم‌ شدن‌و حرمت‌ ازدواج‌ می‌گردد باید شرعاً ثابت‌ شود. پس‌ اگر کسی‌ مثلاً شک‌ کند که‌ پانزدة ‌مرتبة ‌ کامل‌ شیر داده‌ و یا کمتر، در این‌ صورت‌، باید بنا را به‌ کمتر بگذارد، یعنی‌ بگوید رضاع شرعی‌ حاصل‌ نشده‌ است‌. و نیز اگر مرضعه‌ مرده‌ است‌ و اکنون‌ کسانی‌ شهادت‌دهند که‌ آن‌ مرحومه‌ این‌ کودک‌ را شیر داده‌ است‌، باید شهادت‌دهندگان‌ دو مرد عادل‌ یاچهارزن‌ عادله‌ باشند و باید شهادت‌ آنها با تفصیل‌ باشد، یعنی‌ بگویند ما به‌ چشم‌ خود دیدیم‌ که‌ آن‌ مرحومه‌ پانزده‌ مرتبة‌ متوالی‌ این‌ کودک‌ را از پستان‌ خود شیر داد، و خلاصه ‌قاضی‌ باید تمام‌ تفاصیل‌ را از آنها بپرسد، اگر همگی‌ شرایط‌ را کامل‌ و صحیح‌ گفتند، آنگاه ‌حکم‌ به‌ رضاع‌ را صادر کند.

 

12. مردی که با زنی ازدواج میکند

 اول: مادر آن‌ زن‌ و مادر بزرگ‌های‌ پدری‌ ومادری‌ او با آن‌ مرد محرم‌ می‌شوند، هر چند با آن‌ زن‌ عروسی نکرده‌ و فقط‌ صیغة‌ عقدجاری‌ شده‌ باشد.

دوم‌: اگر آن‌ زن‌ از شوهر قبلی‌اش‌ دختر داشته‌ باشد پس ازعروسی با شوهر دومش (نه صرف خواندن عقد) آن‌ دختر {که ربیبة‌ مرد نامیده‌ می‌شود) هم‌ به‌ آن‌ مرد محرم‌می‌شود.

سوم‌: اگر آن‌ مرد، پدر یا جد و اجدادی‌ داشته‌ باشد - چه‌ جد پدری‌ و چه‌ جدمادری‌ - همة‌ آنها با زن‌ محرم‌ می‌شوند و آن‌ زن‌ عروس‌ همة‌ آنهاست‌؛

چهارم‌: اگر آن‌ مرد پسری‌ از زن‌ دیگرش‌ داشته‌ باشد، آن‌ پسر هم‌ با زن‌ پدرش‌ محرم‌ می‌شود، و همچنین‌ با زن ‌پدر پدرش و زن‌ پدر مادرش‌ و هرچه‌ بالاتر رود، محرم است‌.

 

13. محرمیت‌ عروس‌ با پدر شوهر همیشگی‌ است‌؛ یعنی‌ اگر عروس‌ طلاق هم‌ بگیرد و باشوهرش‌ نامحرم‌ شود با پدر شوهرش‌ برای‌ همیشه‌ محرم‌ است‌ و حتی‌ اگر بعد از عقد وقبل‌ از عروسی هم‌ طلاِق بگیرند، بازهم‌ برای‌ همیشه‌ با پدر شوهر محرم‌ می‌شود وازدواجشان‌ جایز نیست‌.

14. اگر زن‌ پسر انسان‌ بعد از عروسی طلاق گرفت‌ و شوهر دیگری‌ اختیار کرد و از آن‌شوهر دختری‌ آورد، آن‌ دختر با انسان‌ نامحرم‌ است‌ ولی‌ با پسر انسان‌ که‌ شوهر قبلی‌ اوبوده‌ محرم‌ است‌، زیرا ربیبة‌ اوست‌ و قبلاً گفته‌ شد که‌ ربیبة‌ انسان‌ به‌ او محرم‌ است‌.

 

15. اگر مردی‌ بعد از طلاق دادن‌ همسرش‌ داماد شود و از زن‌ دوم‌ خود پسری‌ بیاورد،آن‌ پسر با زن‌ اول‌ محرم‌ و ازدواجشان‌ حرام‌ است‌ و همچنین‌ اگر این‌ مرد از زن‌ اولش‌ پسری‌ دارد، زن‌ دومش‌ به‌ این‌ پسر محرم‌ است‌ و نیز پسر این‌ پسر و نوة‌ این‌ پسر و هر چه‌پایین‌ رود نسبت‌ به‌ زن‌ دوم‌ همین‌ حکم‌ را دارد.

 

16. محرم‌ بودن‌ مادرزن‌ با دامادش‌ دائمی‌ است‌، یعنی‌ اگر داماد، زنش‌ را طلاق دهد،بازهم‌ آن‌ داماد با مادر آن‌ زن‌ محرم‌ است‌ اگر چه‌ با خود آن‌ زن‌ نامحرم‌ می‌شود.

 

17. اگر مردی‌ با زنی‌ ازدواج‌ کند که‌ آن‌ زن‌ از شوهر قبلی‌اش‌ دختری‌ دارد، پس‌ از آن‌که‌با زن‌ عروسی کرد، با دختر آن‌ زن‌ محرم‌ می‌شود و همچنین‌ با دختر آن‌ و نوة‌ او و هرچه پایین‌ رود محرم‌ است‌، در صورتی‌ که‌ هیچ‌ یک‌ از این‌ دخترها با پدر آن‌ مرد محرم‌ نیستند.

 

18. اولاد شوهر انسان‌ و نوه‌های‌ پسری‌ و دختری‌ شوهر، به‌ انسان‌ محرم‌اند وهمچنین‌ اولاد زن‌ انسان‌ و نوه‌های‌ پسری‌ و دختری‌ او به‌ انسان‌ محرم‌اند، به‌ شرط‌ آن‌که‌ بازن‌ عروسی کرده‌ باشد، چه‌ این‌ اولاد از شوهر قبل‌ باشد یا از شوهر بعد. پس‌ اگر زن‌ انسان‌طلاق بگیرد و شوهر جدید اختیار کند و از او دختردار شود، آن‌ دختر به‌ انسان‌ محرم‌است‌، و نیز اگر پسر زن‌ انسان‌ دختردار شود، آن‌ دختر به‌ انسان‌ محرم‌ است‌.

 

19. زن‌ پدر زن‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌ و حکم‌ مادرزن‌ را ندارد، زیرا انسان‌ دامادآن‌ زن‌ نیست‌ بلکه‌ داماد شوهر آن‌ زن‌ است‌.

 

20. از آنچه‌ در مادة‌ 12 ضمن‌ جملة‌ سوم‌، گفتیم‌ دانسته‌ شد که‌ عروس‌ خود انسان‌ وعروس‌ پسرانسان‌ و عروس‌ دختر انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌اند، ولی‌ عروس‌ زن‌ انسان‌، یعنی‌همسر پسر زن‌ انسان‌، به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌. بنابراین‌ پدر و پدر شوهر انسان‌ به‌ انسان‌محرم‌ است‌ و همچنین‌ پدر و مادر شوهر انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ است‌، ولی‌ شوهر مادرشوهر انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌.

 

21. داماد شوهر انسان‌، یعنی‌ شوهر دختر شوهر انسان‌، با انسان‌ محرم‌ نیست‌.

 

22. زن‌ عمو زن‌ دایی‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند، مگر این‌که‌ زن‌ عمو، خالة‌ انسان‌ وزن‌ دایی‌، عمة‌ انسان‌ باشند، و همچنین‌ اگر زن‌ عمو و زن‌دایی‌، مادر زن‌ انسان‌ باشند،بازهم‌ محرم‌ می‌شوند.

 

23. خواهرزن‌ انسان‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیست‌، ولی‌ تا وقتی‌ خواهر اول‌ در قید ازدواج‌اوست‌، نمی‌تواند با خواهر دوم‌ ازدواج‌ کند.

 

24. اگر انسان‌ بخواهد خواهرزاده‌ یا برادرزادة‌ همسرش‌ را به‌ عقد ازدواج‌ خودش‌ درآورد، باید از همسرش‌ که‌ خاله‌ یا عمة‌ او می‌شود، اجازه‌ بگیرد و بدون‌ اجازة‌ آنها ازدواج‌ جایز نیست‌.

 

25. از خویشان‌ زن‌ انسان‌، غیر از آنچه‌ گفتیم‌ به‌ انسان‌ محرم‌ نیستند. بنابراین‌، خواهر زن‌، عمه‌ و خالة‌ زن‌، زن‌ برادر زن‌، برادر زاده‌ و خواهر زاده‌ به‌ انسان‌ نیستند.

 

26. مادر زن‌ پدر انسان‌ به‌ او محرم‌ نیست‌، یعنی‌ مادر زن‌ جدید یا قدیم‌ پدر انسان‌ به‌ اومحرم‌ نیست‌. پس‌ اگر پدر انسان‌ غیر از مادر او دو زن‌ دیگر گرفته‌ باشد آن‌ دو زن‌ به‌ انسان‌ محرم‌اند، ولی‌ مادران‌ آنها به‌ انسان‌محرم‌ نیستند.

 

27. هرگاه‌ مردی‌ زنش را بعد ازعروسی طلاق دهد، آن‌ زن‌ به‌ آن‌ مرد نامحرم‌ می‌شود،ولی‌ دختر قبلی‌ آن‌ زن‌ به‌ مرد محرم‌ است‌، همچنین‌ مادر آن‌ زن‌ به‌ مرد محرم‌ است‌، و نیزپسری‌ که‌ آن‌ مرد از زن‌ سابق‌ داشته‌ با آن‌ زن‌ محرم‌ است‌ و پدر آن‌ مرد با آن‌ زن‌ نیز همین‌حکم‌ را دارد.

 

28. اگر مردی‌ با زنی‌ زنا کند، دختران‌ آن زن نمی توانند با آن مرد زنا کارازدواج‌ کنند و این‌ عمل‌حرام‌ است‌. همچنین‌ اگر (نعوذبالله‌) مردی‌ با مردی‌ لواط‌ کند، خواهر و مادر و دختر لواط دهنده به‌لواط کننده نامحرم‌اند و ازدواج‌ با آنها حرام‌ است‌ و اگر ندانسته‌ ازدواج‌ کنند، باید هر زمان‌ که‌ فهمیدند، از یکدیگر جدا شوند.

 

29. دو برادر می‌توانند با دو خواهر ازدواج‌ کنند، و در این‌ صورت‌، فرزندان‌ آنها عموزاده‌ و خاله‌ زادة‌ یکدیگرند.

30. هرگاه‌ کودک‌ شیرخواری‌ که‌ هنوز دوسالش‌ تمام‌ نشده‌ است‌، از پستان‌ زن‌بیگانه‌ای‌ (غیرمادرش‌) که‌ فرزندی‌ زاییده‌ و شیر دارد به‌ مدت‌ یک‌ شبانه‌روز یا پانزده‌ نوبت‌متوالی‌ شیر بخورد، زن‌ شیردهنده‌ حکم مادر شیرخوار را دارد و طفل‌ شیرخوار فرزند او به‌ حساب‌ می‌آید.

  فرزندان‌ واقعی زن شیر دهنده و هربچه ای که ازپستان آن زن شیر خورده باشد  خواهر و برادر آن‌ کودک‌خواهند بود. و همچنین‌ فرزندان‌ این‌ برادر و خواهر، برادرزاده‌ و خواهرزادة‌ آن‌ کودک‌هستند، و نیز شوهر زن‌ شیردهنده‌، پدر کودک‌ است‌ و برادر آن‌ شوهر، عموی‌ کودک‌ وخواهرش‌ عمه‌ او و مادرش‌ جدة‌ او و برادر شیردهنده‌ دایی‌ او و خواهرش‌ خالة‌ او می‌شود.و همچنین‌ تمام‌ نسبت‌هایی‌ را که‌ در بحث‌ خویشاوندی‌ گفتیم‌ در اینجا محقق‌ می‌شود. بنابراین‌ کودکی‌ که‌ از غیر مادر خود شیر می‌خورد وشرایط‌ فوق  محقق‌ می‌شود، دو پدر و دو مادر دارد (پدر و مادر نسبی‌ و پدر و مادررضاعی‌) و وقتی‌ بزرگ‌ بشود و همسر بگیرد و دارای‌ اولاد شود، آن‌ اولاد، نوه‌های‌ زنی‌شیر دهنده‌ و شوهر او نیز محسوب‌ می‌شوند.

 

لازم به توضیح است که:

الف‌. تنها خود کودکی که شیر خورده به زن شیر دهند و شوهر و فرزندانش محرم می شوند اما خواهران و برادران آن کودک با زن شیر دهنده و شوهر و فرزندانش محرم نمی شوند

ب‌ . هرگاه‌ زنی دختری‌ را از یک‌ خانواده‌ شیر بدهد و پسری‌ را از خانوادة‌ دیگر،آن‌ دو کودک‌ خواهر و برادر یکدیگر می‌شوند.

ج‌ . اگر زنی بچه پسری  را با شرایط فوق شیر دهد بعد ازهمسرش جدا شود و ازشوهر دومش نیز دختری را شیر دهد این دو کودک با یکدیگر محرم نمی شوند چون آنها ازدو شیر متفاوت مصرف کرده اند. ولی‌ اگر زن شیر دهنده دختر و پسری‌ را که‌ از دو فامیل‌ هستند، از شیری‌ که‌ از یک‌ شوهر پیدا کرده‌ است‌ شیربدهد، آن‌ دو کودک‌ خواهر و برادر رضاعی‌ می‌شوند، ولی‌ خواهران‌ و برادران‌ دیگر آنهاکه‌ از این‌ زن‌ شیر نخورده‌اند، هر یک‌ به‌ دیگری‌ محرم‌ نمی‌شوند، یعنی‌ مثلاً اگر فاطمه‌ وحسین‌ را (که‌ دو کودک‌ از دو خانواده‌ هستند) خانمی‌ شیر بدهد، فاطمه‌ به‌ حسین‌ محرم‌می‌شود اما به‌ برادر حسین‌ (با فرض‌ این‌که‌ آن‌ خانم‌ به‌ برادر حسین‌ شیر نداده‌) نامحرم‌است‌ و می‌تواند با او ازدواج‌ کند.

 

31. هرگاه‌ کودک‌ شیرخوار بزرگ‌ شود و ازدواج‌ کند و دارای‌ اولاد بشود، اولاد او هم‌نوه‌های‌ زن شیر دهنده و نوه‌های‌ شوهرش‌ محسوب‌ می‌شوند.

 

32. زنی‌ که‌ بچة‌ انسان‌ را شیر داده‌ است‌ ، به‌ منزلة‌ زن‌ انسان‌نیست‌ تا مادرش‌ به‌ انسان‌ محرم‌ باشد، اما اگر همسر انسان‌ مادر رضاعی‌ داشته‌ باشد،یعنی‌ خودش‌ در کودکی‌ از زنی‌ شیرخورده‌ باشد، اکنون‌ آن‌ زن‌ (مرضعه‌) به‌ انسان‌ محرم‌است‌. و همچنین‌ اگر همسر انسان‌ خودش‌ مادر رضاعی‌ باشد، یعنی‌ پیش‌ از آن‌که‌ همسرانسان‌ شود همسر مرد دیگری‌ بوده‌ و در خانة‌ آن‌ مرد بچه‌ای‌ زاییده‌ و شیری‌ پیدا کرده‌ و باشیرش‌ مثلاً دختری‌ را شیر داده‌، اکنون‌ آن‌ دختر رضاعی‌ به‌ انسان‌ محرم‌ است‌، و نیز اگرپسری‌ از زن‌ انسان‌ شیر بخورد و سپس‌ بزرگ‌ شود و داماد بشود، همسر او عروس‌انسان‌ است‌ و با او محرم‌ است‌.

 

33. اگر شما از زنی‌ شیر بخورید که‌ آن‌ زن‌ در زمانی‌ که‌ شیرخوار بوده‌ است‌ از زن‌دیگری‌ شیر خورده‌ باشد، در این‌ صورت‌، شوهر این‌ زن‌ پدر رضاعی‌ او می‌گردد و اکنون‌آن‌ پدر رضاعی‌ به‌ شما هم‌ محرم‌ است‌، زیرا پدر رضاعی‌ مادر رضاعی‌ شما محسوب‌می‌شود و حتی‌ اگر این‌ پدر رضاعی‌، برادر و خواهری‌ داشته‌ باشد، آن‌دو عمه‌ و عموی‌رضاعی‌ شما محسوب‌ می‌شوند و با شما محرم‌اند. فرض‌ کنید نرجس‌ خانم‌ شما را درکودکی‌ شیر داده‌ و خود نرجس‌ را وقتی‌ کوچک‌ بوده‌ مریم‌ خانم‌ شیرداده‌ است‌، بنابراین‌الان‌ شوهر مریم‌ خانم‌ به‌ شما محرم‌ است‌ زیرا پدر رضاعی‌ شماست‌، و نیز برادر شوهرمریم‌ خانم‌ به‌ شما محرم‌ است‌ چون‌ عمومی‌ رضاعی‌ شماست‌، و اگر شما (خوانندة‌ کتاب‌)مرد هستید با مادر و عمة‌ مریم‌ خانم‌ محرم‌اید، زیرا آن‌دو مادر و عمة‌ رضاعی‌ شما هستند.همچنین‌ شوهر نرجس‌ خانم‌ اگر در ایام‌ طفولیت‌ از زنی‌ شیر خورده‌ آن‌ زن‌، هم‌ مادررضاعی‌ شوهر نرجس‌ خانم‌ است‌ و هم‌ مادر رضاعی‌ شما و به‌ شما محرم‌ است‌. پس‌ به‌طور خلاصه‌ می‌توان‌ گفت‌ پدر رضاعی‌ مادر رضاعی‌، و پدر رضاعی‌ پدر رضاعی‌، و مادررضاعی‌ پدر رضاعی‌ و مادر رضاعی‌ مادر رضاعی‌، پدر و مادر رضاعی‌ شما هم‌ محسوب‌می‌شوند و به‌ شما محرم‌اند؛ همچنین‌ خواهران‌ و برادران‌ اینها عمو، عمه‌، دایی‌ و خالة‌رضاعی‌ شما محسوب‌ می‌شوند و با شما محرم‌ هستند.

 

34. پدر کودک‌ شیرخوار نمی‌تواند با دختر نسبی‌ یا رضاعی‌ شوهر زن شیر دهنده و نیز بادختر نسبی‌ او ازدواج‌ کند، ولی‌ فرزندان‌ این‌ پدر که‌ از آن‌ زن‌ شیر نخورده‌اند، می‌توانند بااولاد آن‌دو ازدواج‌ کنند. مثلاً اگر راضیه‌ خانم‌ پسر شما را شیر داده‌ است‌ و ایشان‌ دختری‌دارد به‌ نام‌ نجمه‌، شما نمی‌توانید با نجمه‌ ازدواج‌ کنید. و نیز اگر شوهر راضیه‌ خانم‌دختری‌ دارد و به‌ نام‌ فاطمه‌، شما نمی‌توانید با فاطمه‌ ازدواج‌ کنید، خواه‌ فاطمه‌ فرزند نسبی‌پدرش‌ باشد (یعنی‌ پدرش‌ او را به‌ وجود آورده‌ باشد) و خواه‌ فرزند رضاعی‌ (ینی‌ شیرهمسر آن‌ مرد را خورده‌ باشد). اما پسران‌ شما (غیر از پسری‌ که‌ راضیه‌ خانم‌ به‌ او شیرداده‌ است‌) می‌توانند با نجمه‌ یا فاطمه‌ ازدواج‌ کنند.

 

35.  کسانی که بوسیله شیر خوردن با یکدیکر محرم شده اند نمی توانند با یکدیگر ازداوج کنند و اگر شیر خوردن ،بعد از ازدواج‌ باشد و  این‌ نسبت‌ها پیداشود ازدواج‌  باطل‌ می‌گردد. مثلاً اگر مردی‌ دختر شیرخواری‌ را به‌ عقد خود در آورد،سپس‌ آن‌ دخترک‌ را به‌ دخترش‌ بدهد تا به‌ او شیر بدهد، دیگر آن‌ کودک‌ زن‌ او نیست‌ بلکه‌نوة‌ او (دختر دخترش‌) شده‌ است‌. و اگر کودک‌ را مادرش‌ شیر بدهد، کودک‌ خواهررضاعی‌ او می‌شود و عقد باطل‌ خواهد شد، و نیز اگر خواهرش‌ به‌ کودک‌ شیر بدهد، آن‌مرد دایی‌ دخترک‌ می‌شود، و اگر زن‌ برادرش‌ به‌ او شیر بدهد آن‌ مرد عموی‌ دخترک‌می‌شود، و بالاخره‌ اگر زن‌ خودش‌ به‌ کودک‌ شیر بدهد، هم‌ کودک‌ و هم‌ زنش‌ بر او حرام‌می‌شوند؛ زیرا زن شیر دهنده مادرزن‌ او می‌شود و شیرخوار دختر رضاعی‌ او.

مثال‌ دیگر: هرگاه‌ زنی‌ نوة‌ دختری‌ خود را شیر بدهد، دخترش‌ به‌ دامادش‌ حرام‌می‌شود، به‌ دلیل‌ آنچه‌ در مادة‌ 34 بیان‌ شد که‌ پدر کودک‌ شیرخوار نباید با دختر زن شیر دهنده ازدواج‌ کند. حتی‌ اگر کودک‌ از زن‌ دیگر داماد انسان‌ (غیر از دخترش‌) باشد بازهم‌ اگرانسان‌ کودک‌ را شیر بدهد دخترش‌، به‌ دامادش‌ حرام‌ می‌شود. همچنین‌ اگر انسان‌ بچة‌داماد شوهر خود (بچة‌ داماد ناتنی‌اش‌) را شیر بدهد، ازدواج‌ داماد ناتنی‌ با همسرش‌ به‌ هم‌می‌خورد، زیرا در آن‌ صورت‌، گویی‌ داماد با نوة‌ شوهر انسان‌ ازدواج‌ کرده‌ است‌، در حالی‌که‌ ما قبلاً گفتیم‌ پدر شیرخوار نمی‌تواند با نوة‌ شوهر مرضعه‌ ازدواج‌ کند.

 

یادآوری‌: در تمام‌ این‌ صورت‌ها اگر شرایط‌ رضاع‌ محقق‌ نشود، یعنی‌ شیر کامل‌ داده‌نشود یا کودک‌ از پستان‌ نمکد بلکه‌ با شیردوش‌ و مانند آن‌ شیر بخورد، اشکالی‌ پیش‌نمی‌آید و ازدواج‌ها باطل‌ نمی‌شود. برای‌ اطلاع‌ بیشتر به‌ توضیح‌ المسائل‌ مرجع‌ تقلیدتان‌رجوع‌ کنید.

 

36. اگر مردی‌ بخواهد دختری‌ غیر از دختر خود را که‌ بزرگ‌ می‌کند با او محرم‌ شودمی‌تواند دخترک‌ را به‌ خواهرش‌ بسپارد تا او را شیر کامل‌ بدهد، در آن‌ صورت‌، آن‌ مرددایی‌ رضاعی‌ دخترک‌ می‌شود و با او محرم‌ می‌گردد و اگر زن‌ برادرش‌ به‌ او شیر بدهد، آن‌مرد عموی‌ دخترک‌ می‌شود. و اگر زنی‌ بخواهد پسر غیر خود را بزرگ‌ کند و با او محرم‌شود راهش‌ این‌ است‌ که‌ آن‌ پسر را به‌ خواهر خود یا زن‌ برادر خود بسپارد تا به‌ او شیر ـکامل‌ با شرایطی‌ که‌ دارد ـ بدهد؛ در این‌ صورت‌، آن‌ زن‌ خاله‌ یا عمة‌ رضاعی‌ پسرک‌می‌شود و با او محرم‌ می‌گردد.

 

37. دو برادری‌ که‌ زن گرفته اند  و در یک‌ خانه‌ زندگی‌ می‌کنند، اگر بخواهند زن‌ هر یک‌به‌ دیگری‌ محرم‌ شود، راهش‌ این‌ است‌ که‌ دو برادر، دو دختر شیرخوار پیدا کنند و هر یک‌از آن‌ دو برادر یکی‌ از دو کودک‌ را به‌ عقد خود در آورد، آن‌گاه‌ هر کدام‌ بچة‌ شیرخوار خودرا به‌ زن‌ برادر خویش‌ بسپارد تا به‌ او شیر کامل‌ ـ با شرایط‌ آن‌ ـ بدهد، در این‌ صورت‌، زن‌برادرش‌، مادرزنش‌ می‌شود و به‌ او محرم‌ می‌گردد. البته‌ نباید فراموش‌ کنید که‌ ازدواج‌آنها با کودک‌ باطل‌ می‌شود چون‌ که‌ عموی‌ کودک‌ شده‌اند.

 

38. نسبت‌هایی‌ که‌ به‌ وسیلة‌ رضاع‌ پدید می‌آید و سبب‌ محرم‌ شدن‌ زن‌ و مردی‌ می‌شودکه‌ در نتیجه‌، ازدواج‌ آنها با هم‌ جایز نیست‌ ـ به‌ این‌ شرط‌ صحیح‌ است‌ که‌ حصول‌ این‌نسبت‌ در مرحلة‌ اول‌ باشد نه‌ در مرحلة‌ دوم‌ که‌ لازمة‌ مرحله‌ اول‌ است‌ و به‌ منزلة‌ آن‌ مرحله‌محسوب‌ می‌شود. پس‌ اگر همسر شما برادر خودش‌ را شیر بدهد، فقط‌ آن‌ کودک‌ پسر شمامی‌شود نه‌ آن‌که‌ همسرتان‌ هم‌ دختر شما بشود و بگویید خواهر پسرم‌ به‌ منزلة‌ دخترم‌می‌باشد و ازدواج‌ شما با او باطل‌ گردد. نیز اگر همسر شما پسر برادرش‌ را شیر بدهد آن‌کودک‌ پسر شما می‌شود و زن‌ شما عمة‌ اوست‌، ولی‌ نباید بگویید که‌ عمة‌ فرزندم‌ به‌ منزلة‌خواهرم‌ می‌باشد و ازدواج‌ با خواهر حرام‌ است‌. و باز اگر همسرتان‌ عمو یا عمة‌ شما راشیر دهد، مادر رضاعی‌ آنها می‌شود، ولی‌ شما نباید بگویید مادر عمو و عمه‌ام‌ بر من‌ حرام‌است‌، چون‌ آنها به‌ منزلة‌ مادر بزرگ‌ (مادر پدر) من‌ هستند. حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ آنها به‌منزلة‌ مادر بزرگ‌ شما هستند و در مرحلة‌ دوم‌ و لازمة‌ نسبت‌ اول‌ که‌ به‌ وسیلة‌ رضاع‌حاصل‌ شده‌ است‌. یعنی‌ زن‌ شما مادر آنها شده‌ است‌، نه‌ آن‌که‌ مادر بزرگ‌ حقیقی‌ شماباشند.

 

39. زنی‌ که‌ برادر یا خواهر شما را شیر داده‌ و مادر رضاعی‌ آنها شده‌ است‌، می‌توانیداو را به‌ عقد ازدواج‌ خود درآورید. و نباید بگویید او مادر برادر یا خواهر من‌ است‌ پس‌ به‌منزلة‌ مادر من‌ است‌ و همچنین‌ اگر ابتدا زن‌ شما باشد و آن‌گاه‌ برادر یا خواهرتان‌ را شیردهد، ازدواج‌ شما باطل‌ نمی‌شود.

 

40. زنی‌ که‌ کودک‌ دختر شما را شیر داده‌ و مادر رضاعی‌ او شده‌ است‌، به‌ منزلة‌ دخترشماست‌ نه‌ دختر حقیقی‌ شما، تا به‌ شما محرم‌ گردد و ازدواج‌ با او حرام‌ باشد، همچنین‌ اگرهمسر شما او را شیر دهد، همسر شما بر شما حرام‌ نمی‌شود (اگر چه‌ در این‌ صورت‌ دخترشما به‌ داماد شما حرام‌ می‌شود چنانچه‌ در مثال‌ مادة‌ 34 ذکر گردید).

 

41. اگر زنی‌ فرزند خواهر شما را شیر بدهد، مادر رضاعی‌ او می‌شود و به‌ منزلة‌ خواهرشماست‌ ولی‌ با شما محرم‌ نیست‌، زیرا این‌ نسبت‌ در مرحلة‌ دوم‌ حاصل‌ شده‌ و لازمة‌ مرحلة‌ اول‌، یعنی‌ مادر شدن‌ اوست‌، همچنین‌ اگر همسر شما او را شیر بدهد، ازدواج‌ شما بااو باطل‌ نمی‌گردد. همچنین‌ اگر زنی‌ عمه‌ یا عموی‌ شما را شیر بدهد، مادر عمه‌ و عموی‌شما و به‌ منزلة‌ جدة‌ پدری‌ (مادر پدر) شماست‌، ولی‌ با شما محرم‌ نیست‌، همچنین‌ اگر دایی‌یا خالة‌ شما را شیر بدهد، به‌ منزلة‌ جدة‌ مادری‌ (مادر مادر) شماست‌ و با شما محرم ‌نمی‌گردد و اگر همسر شما یکی‌ از اینان‌ را شیر بدهد، ازدواج‌ شما با همسرتان‌ باطل‌ نمی‌گردد.

یادآوری‌ - فقهای‌ عظام‌ می‌فرمایند: شیرخوارگی‌ با شرایطش‌ که‌ موجب‌ محرم‌ شدن‌و حرمت‌ ازدواج‌ می‌گردد باید شرعاً ثابت‌ شود. پس‌ اگر کسی‌ مثلاً شک‌ کند که‌ پانزدة ‌مرتبة ‌ کامل‌ شیر داده‌ و یا کمتر، در این‌ صورت‌، باید بنا را به‌ کمتر بگذارد، یعنی‌ بگوید رضاع شرعی‌ حاصل‌ نشده‌ است‌. و نیز اگر مرضعه‌ مرده‌ است‌ و اکنون‌ کسانی‌ شهادت‌دهند که‌ آن‌ مرحومه‌ این‌ کودک‌ را شیر داده‌ است‌، باید شهادت‌دهندگان‌ دو مرد عادل‌ یاچهارزن‌ عادله‌ باشند و باید شهادت‌ آنها با تفصیل‌ باشد، یعنی‌ بگویند ما به‌ چشم‌ خود دیدیم‌ که‌ آن‌ مرحومه‌ پانزده‌ مرتبة‌ متوالی‌ این‌ کودک‌ را از پستان‌ خود شیر داد، و خلاصه ‌قاضی‌ باید تمام‌ تفاصیل‌ را از آنها بپرسد، اگر همگی‌ شرایط‌ را کامل‌ و صحیح‌ گفتند، آنگاه ‌حکم‌ به‌ رضاع‌ را صادر کند.

 



دسته بندي : محرم و نامحرم، شوخی با نا محرم


» صفحه آغازین ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» خبرها و رویدادهای اخی جهان ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» خبرهای فوری و آنلاین ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» یوزر نیم و پسورد های روزانه نود 32 ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» تلاوت کل قرآن استاد محمد صدیق منشاوی ( یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٥ )
» قرآن درسی هفتم هشتم و نهم ـ 95 ( سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳٩٥ )
» ترتیل سه بار تکرار جزء 30 ( جمعه ٥ آذر ۱۳٩٥ )
» سورة یوسف : مشاری بن راشد العفاسی ( جمعه ٥ آذر ۱۳٩٥ )
» آهنگ زیارت سامی یوسف برای امام رضا (ع) ( جمعه ٥ آذر ۱۳٩٥ )
» دانلود ترتیل قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری به تفکیک ۳۰ جزء ( یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٥ )
موضوعات متفرقه

لينک هاي مفيد

» 1000 سایت در یک سایت
» آپلود سنتر رایگان (1)
» آپلود سنتر رایگان (2)
» آپلود سنتر رایگان (3)
» آپلود سنتر رایگان (4)
» آپلود سنتر رایگان (5)
» ارسال و دریافت فاکس اینترنتی
» آرشیو موسقی
» آرشیو موسیقی سایت خبري ویستا
» آسان دانلود
» افکت گذاری آنلاین برروی تصاویر
» اوقات شرعی شهرهای ایران
» اوقات شرعی آذرشهر
» باشگاه خبر نگاران جوان
» پارس قرآن
» پایگاه خبری 598
» پایگاه خبری افق
» پرشین پرشیا ( موسیقی سنتی )
» پرشین گرافیک
» پرنیان ـ قرآن آنلاین
» پست بانک اخی جهان
» تبدیل آنلاین عکس به آیکون
» تبدیل آنلاین فایلهای صوتی
» تبدیل آنلاین ویدئو، صوت، عکس، متون و کتاب های الکترونیک
» ترجمه آنلاین متون انگلیسی
» تن سنجی آنلاین
» ثامن گرافیگ
» جدیدترین اخبار ایران و جهان
» جهت یاب قبله
» خبر گزاری فارس
» خوشنویسی آنلاین
» دانلود کتب فارسی
» دفتر یادداشت پارسی و تقویم آنلاین
» دهياري اخي جهان
» رادیو آنلاین اینترنتی
» رادیو دیروز
» رادیو معارف
» ساعت رسمی کشور
» سامانه تعویض دفترچه خدمات درمانی
» سامانه فيش حقوق فرهنگيان
» سايت تفريحي و يگ
» سايت توفارقان
» سایت خبری بولتن نیوز
» سایت خبری بی باک
» سایت خبری تعامل
» سایت خبری رصد خانه
» سایت خبری شفاف
» سایت خبری عصر ایران
» سایت خبری موسیقی ایرانی
» سایت خبری موسیقی روز
» سایت شهید آوینی
» سایت طرح های اسلیمی
» سایت غدیر
» سایت فارسی کودکان
» سایت قرآنی تنزیل
» سایت کودک و نوجوان
» سرویس ایمیل فارسی
» سلامت نیوز
» سمت خدا . شبکه سه
» سیستم پرداخت قبوض از طریق اینترنت
» شبکه خبری زمان
» شهدای اخی جهان
» شهر خبر ( موتور جستجوی خبر فارسی )
» شیعه والپیپر
» فرمول نویس آنلاین ریاضی
» قبله یاب آنلاین
» قرآن آنلاین : حوض کوثر
» كتابخانه عترت اخي جهان
» گالری صوتی صلوات
» گالری عکس های جذاب
» متن و ترجمه صوتی قرآن
» محاسبه آنلاین وزن ایده آل بدن
» محاسبه وزن ایده آل
» مدرسه راهنمایی غیر دولتی آزادگان
» مرجع موبایل ایران (تصاویر پس زمینه)
» موسیقی آنلاین
» موسیقی آنلاین
» نقاشی و ویرایش تصویر آنلاین با Picozu
» همشهری آنلاین
» وب سایت ختم قرآن
» وبگردي 20:30
» وبلاگ حاج آقا صالحی
» وبلاگ رضا پور زین العابدین ( اخی جهان )
» وبلاگ ناصر محمد حسيني
» ورزش ایرانی
» ورود به جهان خبر
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .1
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .2
» بزرگترين مرجع قرآني جهان اسلام
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .1
» مجموعه تصاویر بسم الله الرحمن الرحیم
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .2
» گالری تصاوير جالب
» 287 نوع بسم الله ...
» سامانه مدیریت اشیاء گمشده
» ورود به شات نت
» ورود به گالری عکس فارض نت
» فهرست کشورها بر پایه تاریخ ایجاد
» وبلاگ گروهی رضا پیری
» صنایع الماس چوب عابدی ( اخی جهان )
» جدول لیگ های فوتبال
» پیانو آنلاین
» ساخت کد موزیک
» انتخاب کد رنگ آنلاین
» نقاشی آنلاین
» با قطره ها ( میرزا علی اصغر رسولزاده)
» گنجینه عربی ( خانم علیزاده)
» پایگاه کشوری سیم کارت
» مرجع تخصصی موبایل
» نی نی نام
» دهکده موزیک
» فروشگاه شارژ تلفن همراه
» بازی ، مربیگری وباشگاه داری فوتبال در مستر کاپ
» فوتبال فانتزی . لیگ فانتزی
» ورزش سه (3)
» دریافت کد نتایج زنده و جداول لیگ
» جستجوگر هوشمند خبری تحلیل گری
» پایگاه اطلاع رسانی باشگاه تراکتور سازی تبریز
» تراکتور لینک
» آهنگ های تراختور
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 1
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 2
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 3
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 4
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 5

نويسنده

قدیر پیری

آمار روزانه بازديد


درباره ما


مرجع نرم افزار های کاربردی و آموزشی فرهنگی
ايجاد کننده وبلاگ :
لوگوی دوستان http://up.behtarin.com/ وبسایت گالری عکس با گوگل کروم قابل مشاهده نیست http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/