فارض نت اخی جهان

ADS
نويسنده : قدیر پیری جمعه ۱٢ تیر ۱۳٩٤, ٩:٢٤ ‎ب.ظ

قال الله تعالی:

و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما...سوره اسراء: 23.

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند (که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو.



و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.

پیشگفتار

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه ای از وجود این دو عزیزیم و میوه ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی نظیر پدر و مادریم.

انسان فراموشکار، وقتی به قدرت و موقعیتی رسید، دوران عجز و کوچکی خویش را از یاد می برد و پدر و مادر و زحمات طاقت فرسای آنان را فراموش می کند، و چه ناسپاسی و کفرانی بدتر از این؟

انسانیت و اخلاق ایجاب می کند که پاسدار این دو گوهر باشیم و در حال حیاتشان از نیکی و احسان و پس از مرگشان از صدقات و یاد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم و فرزندان ما تداوم وجود مایند، چگونگی برخورد ما با پدر و مادر و احترام و نیکی ما به آنان سبب می شود: که فرزندان ما نیز در نسل آینده، حق شناس و قدردان و نیکوکار به بار آیند. فرزندان ما همانگونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می کنیم.

باری... ادای حق والدین و انجام سپاس زحمات آنان نیز مانند حق خدا و شکر نعمتهایش از عهده توانائی ما خارج است و تنها باید زبان به عجز بگشائیم و بال تواضع و فروتنی به زیر پای آندو فرشته بگستریم.

با اینحال، توجه به مقام پدر و مادر و شناخت قدر و منزلت آنان نزد خداوند، زمینه ادای بخشی از حق بزرگ آنان را فراهم می سازد.

روایاتی که در این مجموعه چهل حدیث والدین مطالعه می کنید، ما را با گوشه ای از وظایف خود در برابر والدین آشنا می کند.

توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدر و مادر خویش به حساب آئیم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است.

خدایا! ما را قدردان زحمات پدر و مادر بگردان.

خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.

1. بزرگترین واجب

قال امیر المؤمنین علی(ع):

بر الوالدین اکبر فریضة.

امیر المؤمنین علی(ع) فرمود:

بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.

میزان الحکمة، ج 10، ص 709.

2. برترین اعمال

قال الصادق(ع):

افضل الاعمال الصلاة لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(ع) فرمود:

برترین کارها عبارتست از: 1 - نماز در وقت 2 - نیکی به پدر و مادر 3 - جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج 74، ص 85.

3. انس با پدر و مادر...

فقال رسول الله(ص):

فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیلة خیر من جهاد سنة.

مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت:

پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود:

پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد).

بحار الانوار، ج 74، ص 52.

4. محبوبترین کارها

عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(ص):

ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال:

الصلاة لوقتها، قلت ثم ای شی ء؟

قال: بر الوالدین، قلت: ثم ای شی ء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می گوید: از پیامبر گرامی(ص) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟

فرمود: نماز در وقت،گفتم: بعد از آن چه چیز؟

فرمود: نیکی به پدر و مادر،گفتم: بعد از آن چه چیز،فرمود: جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج 74، ص 70.

5. نگاه به پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

ما ولد بار نظر الی ابویه برحمة الا کان له بکل نظرة حجة مبرورة.

فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائة نظرة؟

قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

هر فرزند نیکو کاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول باو داده می شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟

فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

بحار الانوار، ج 74، ص 73.

6. عظمت پدر و مادر

عن ابی الحسن الرضا(ع) قال:

ان الله عز و جل امر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخری: امر بالصلاة و الزکاة، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صلة الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(ع) فرمود:

خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

1 - به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی شود.

2 - به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

3 - به تقوای الهی فرمان داده و به صله رحم، پس کسی که صله رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

بحار الانوار، جلد 74، ص 77.

7. احترام پدر و مادر

قال الصادق(ع):

بر الوالدین من حسن معرفة العبد بالله اذ لا عبادة اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمة الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(ع) فرمود:

نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی رساند.

بحار الانوار، ج 74، ص 77.

8. اطاعت از والدین

قال رسول الله(ص):

من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنة و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد یک درب گشوده می شود.

کنز العمال، ج 16، ص 467.

9. ارزش اطاعت از پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

بنده ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

کنز العمال، ج 16، ص 467.

10. پرداخت بدهی والدین

عن رسول الله(ص):

من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامة مع الابرار.

رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می انگیزد.

کنز العمال، ج 16، ص 468.

11. خشنودی پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

کنز العمال، ج 16، ص 470.

12. عاقبت نیکی به پدر و مادر

عن الصادق(ع) قال:

بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟

فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمة.

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟

خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن چینی نمی کرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 65.

13. سفر برای نیکی به پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

سر سنتین بر والدیک، سر سنة صل رحمک.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله رحم انجام بده، (یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

بحار الانوار، ج 74، ص 83.

14. پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(ص):

من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد.

کنز العمال، ج 16، ص 475.

15. آثار نیکی به پدر و مادر

عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(ع) و فینا میسر فذکروا صلة القرابة فقال ابو عبد الله(ع):

یا میسر قد حضر اجلک غیر مرة و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(ع) فرمود:

ای میسر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

بحار الانوار، ج 74، ص 84.

16. اول نیکی به مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

جاء رجل الی النبی(ص) فقال:

یا رسول الله من ابر؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): اباک.

امام صادق(ع) فرمود:

مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟

فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟

فرمود: به پدرت؟

بحار الانوار، ج 74، ص 49.

17. نتیجه نیکی به پدر و مادر

عن رسول الله(ص) قال:

بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(ص) فرمود:

به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

کنز العمال، ج 16، ص 466.

18. حق پدر

عن ابی الحسن موسی(ع) قال:

سال رجل رسول الله(ص): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود:

مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: 1 - او را با نام صدا نکند 2 - در راه رفتن از او جلو نیفتند. 3 - قبل از او ننشیند. 4 - کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

بحار الانوار، ج 74، ص 45.

19. عبادت در نگاه

قال رسول الله(ص):

نظر الولد الی والدیه حبا لهما عبادة.

رسول خدا(ص) فرمود:

نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.

بحار الانوار، ج 74، ص 80.

20. رفتار با والدین

عن ابی ولاد الحناط قال:

سالت ابا عبد الله(ع) عن قول الله:

«و بالوالدین احسانا» (1)

فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می گوید:

معنای آیه «و بالوالدین احسانا» را از امام صادق(ع) پرسیدم، فرمود:

احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان » نیازشان را برطرف کنی ».

بحار الانوار، ج 74، ص 79.

21. وظیفه در برابر والدین

قال ابو عبد الله(ع):

لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.

امام صادق(ع) فرمود:

چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

بحار الانوار، ج 74، ص 79.

22. نیابت از پدر و مادر

قال ابو عبد الله(ع):

ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(ع) فرمود:

چه چیز مانع شخص می شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می کند.

بحار الانوار، ج 74، ص 46.

23. نیکی به والدین بد

عن ابی جعفر(ع) قال:

ثلاث لم یجعل الله (عز و جل) لاحد فیهن رخصة اداء الامانة الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(ع) فرمود:

در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است.

1 - ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.

2 - وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.

3 - نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

بحار الانوار، ج 74، ص 56.

24. برخورد با پدر و مادر مشرک

فیما کتب الرضا(ع) للمامون:

بر الوالدین واجب، و ان کانا مشرکین و لا طاعة لهما فی معصیة الخالق.

در نوشته حضرت رضا(ع) به مامون آمده که:

نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 72.

25. زیارت قبر والدین

عن رسول الله(ص) قال:

من زار قبر والدیه او احدهما فی کل جمعة مرة غفر الله له و کتب برا.

رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می بخشد و او را نیکوکار می نویسد.

کنز العمال، ج 16، ص 468.

26. بهشت و نیکی به والدین

عن ابی الحسن(ع) قال: قال رسول الله(ص):

کن بارا و اقتصر علی الجنة و ان کنت عاقا فاقتصر علی النار.

از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود:

رسول خدا(ص) فرمود:

نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.

اصول کافی، ج 2، ص 348.

27. نگاه تیز به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

لو علم الله شیئا ادنی من اف لنهی عنه، و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیهما.

امام صادق(ع) فرمود:

اگر خداوند چیزی کمتر از اف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند. (خیره شود).

اصول کافی، ج 4، ص 50.

28. نگاه خشم آلود به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

من نظر الی ابویه نظر ماقت، و هما ظالمان له، لم یقبل الله له صلاة.

امام صادق(ع) فرمود:

کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که باو ستم کرده اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی شود.

اصول کافی، ج 4، ص 50.

29. غمگین کردن پدر و مادر

قال امیرالمؤمنین(ع):

من احزن والدیه فقد عقهما.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است. (حق آنها را رعایت نکرده است.)

بحار الانوار، ج 74، ص 64.

30. نتیجه بی ادبی به والدین

عن ابی جعفر(ع) قال:

ان ابی نظر الی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متکی ء علی ذراع الاب، قال:

فما کلمه ابی مقتا له حتی فارق الدنیا.

امام صادق(ع) فرمود:

پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود، (وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 64.

31. درگیری با پدر

قال ابو عبد الله(ع):

ثلاثة من عازهم ذل:

الوالد و السلطان و الغریم.

امام صادق(ع) فرمود:

هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می گردد:

پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

بحار الانوار، ج 74، ص 71.

32. محرومیت عاق والدین

قال رسول الله(ص):

ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف عام و لا یجدها عاق و لا قاطع رحم.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)

بحار الانوار، ج 74، ص 62.

33. بدبختی عاق والدین

عن الصادق(ع) قال:

لا یدخل الجنة العاق لوالدیه و المدمن الخمر و المنان بالفعال للخیر اذا عمله.

امام صادق(ع) فرمود:

عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت گذار وارد بهشت نمی شوند.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

34. عاقبت عاق والدین

قال رسول الله(ص):

اربعة لا ینظر الله الیهم یوم القیامة، عاق و منان و مکذب بالقدر و مدمن خمر.رسول خدا(ص) فرمود:

در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:

1 - عاق والدین 2 - منت گذار3 - منکر قضاء و قدر4 - شرابخوار.

بحار الانوار، ج 74، ص 71.

35. مجازات عاق والدین

قال رسول الله(ص):

ثلاثة من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخرة:

عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می شود.)

1 - عاق پدر و مادر2 - ظلم و تجاوز به مردم 3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

36. عاق والدین

عن ابی عبد الله(ع) قال:

الذنوب التی تظلم الهواء عقوق الوالدین.

امام صادق(ع) فرمود:

از گناهانی که هوا را تیره و تار می کند عاق والدین شدن است.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

37. شقاوت عاق والدین

قال الصادق(ع):

عقوق الوالدین من الکبائر لان الله (عز و جل) جعل العاق عصیا شقیا.

امام صادق(ع) فرمود:

عاق پدر و مادر شدن از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

38. هلاکت عاق والدین

عن ابی عبد الله(ع):

ان رسول الله(ص) حضر شابا عند وفاته فقال(ص) له:

قل: لا اله الا الله،قال(ع): فاعتقل لسانه مرارا فقال(ص) لامراة عند راسه: هل لهذا ام؟

قالت: نعم انا امه،قال(ص): افساخطة انت علیه؟

قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(ص) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(ص): قال: لا اله الا الله قال(ع): فقالها... ثم طفی...

امام صادق(ع) فرمود:

هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(ص) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد، پیامبر(ص) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله بخاطر رضایت تو خدا از او راضی شود. (من از او راضی شدم) سپس پیامبر(ص) بجوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 75.

39. اعمال عاق والدین

قال رسول الله(ص):

یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک.

رسول خدا(ص) فرمود:

به عاق والدین از (طرف خدا) گفته می شود: هر کاری می خواهی انجام بده دیگر تو را نمی بخشم و به نیکوکار (نسبت به پدر و مادر) هم گفته می شود: هر چه می خواهی انجام ده تو را می بخشم.

بحار الانوار، ج 74، ص 80.

40. نیکی به والدین و آمرزش گناه

قال علی بن الحسین(ع):

جاء رجل الی النبی(ص) فقال: یا رسول الله ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی توبة؟

فقال له رسول الله(ص):

فهل من والدیک احد حی؟

قال: ابی قال: فاذهب فبره.

قال: فلما ولی قال رسول الله(ص):

لو کانت امه.

امام سجاد(ع) فرمود:

مردی خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می توانم توبه کنم؟ رسول خدا(ص) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن (تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: کاش مادرش زنده بود. (یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می کرد، زودتر آمرزیده می شد.)

بحار الانوار، ج 74، ص 82.

پی نوشت ها:

1) سوره بقره، آیه 83.

 

جایگاه پدر و وظایف ما

 

معمایی شگرف با پاسخی آسان

صحنه زندگی ما با خاطره‏ هایی سرشار از گذشت و ایثار، گره خورده است. در اطراف ما، هنرمندانی هستند که عمری پروانه بودن را حتی با شرارت شمع و باغبانی را حتی با تلخی تیغ، عمیق زندگی کرده‏اند. آنان تمام شدن را به بهای ساختن و سوختن را به قیمت شادی بخشیدن اندوخته ‏اند. اینکه کسی بتواند تا این حد، بی‏دریغ عشق بورزد و این‏گونه لبریز از سخاوت باشد، معمایی است شگرف با پاسخی آسان؛ قداست واژه‏ ای به نام پدر. اوست که می‏تواند بی هیچ چشم ‏داشت، این‏گونه چشمه زلال مهربانی باشد و جوهر گران‏ مایه وجود را جاری جسم و جان فرزندانش سازد. اوست که می‏تواند این‏گونه ارزان عاطفه ارزانی کند. او بلندتر از ادراک واژه ‏ها و فراتر از قامت سپاس ‏های ماست.

 

سازنده ترین نظام ارتباطی

انسان، در چرخه ارتباط‏ ها زندگی می‏کند؛ ارتباط با خدا، خود، پدر و مادر، همسر، همسایه، هم ‏سفر، هم ‏سفره، هم‏ جنس، نا هم‏ جنس، دوست، دشمن و حتی حیوانات و طبیعت. در این میان، یکی از دیرپا ترین و سرنوشت‏سازترین ارتباط‏ ها، همراهی و هم ‏زیستی انسان با پدر و مادر است. این ارتباط، برنامه ‏ای پویا و فراگیر برای پاسداری از نظام خانواده را می‏ طلبد. اگر پیوندها و پیمان ‏های استوار سنتی و دینی در هجوم آتش ناک بی‏تفاوتی و بی ‏مهری سست گردد و ناهنجاری‏های اخلاقی و اجتماعی همه‏گیر شود، انسانِ بی‏پناه، میزبانِ تنهایی وحشت ‏خیز خویش می‏گردد. پدر و مادر، دو بنیاد خانواده هستند و استوار ماندن خانواده و آفت ‏زایی از آن، به پاس داشتن حقوق و حرمت آنان وابسته است. از این‏ رو، دین اسلام، حقوق و وظایفی را که باید در این ارتباط ‏ها رعایت شود، به زیبایی بیان کرده و سازنده‏ ترین نظام‏ ها را بر هم ‏زیستی سالم و سرشار از نشاط و تعالی پیشنهاد داده است. بی‏شک، ژرف ‏ترین نگاه‏ ها و آموزنده‏ت رین مفاهیم را باید در اندیشه‏های بلند اسلام جست.

 

دو پدر معنوی

در برخی روایات، واژه «اَب» به معنای پدر، برای حضرت رسول صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله و حضرت علی علیه ‏السلام و به معنای پدران معنوی امت اسلام آمده است. پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله فرمود: «اَنا وعلیٌ اَبَوَا هذِه الاُمَّةِ؛ من و علی دو پدر این امتیم.»  بنابراین، همان‏گونه که پدر، اسباب پدید آمدن مادّی و فیزیکی ماست و حقوق بسیاری بر ما دارد، آن دو بزرگوار، انگیزه پدید آمدن هویت دینی و معنوی ما هستند و ما وام‏ دار حقوق عظیم معنوی آنان هستیم. همان‏ گونه که در برابر پدران جسمانی خویش وظایفی چونان فرمان ‏پذیری، فروتنی، محبت، سپاس ‏مندی، احسان، بزرگداشت و... داریم، در برابر این پدران معنوی نیز چنان وظایفی را بر عهده داریم. البته حقوق این پدران معنوی بسیار گسترده ‏تر و پاسداشت آن بسی سخت‏تر است؛ زیرا سعادت دنیایی و اخروی که ره‏ آورد اسلام است و زندگی ما را سرشار ساخته، همه دستاورد رنج ‏ها، تلاش ‏ها و مجاهدت‏ های آن عزیزان است. همچنین با از دست دادن پدر جسمانی، فرزند یتیم می‏شود و در چرخه زندگی آفت ‏ها می‏بیند. با گُسست معنوی، اعتقادی و عملی از پدران معنوی نیز انسان، بی‏ هدف، بی‏راهنما و بی ‏پناه می‏شود.

 

مربی و معلم به منزله پدر

در فرهنگ اسلامی، افزون بر تأکید بر تکریم و احترام پدر حقیقی، برای پاسداشت برخی دیگر از افراد اثرگذار در تکوین شخصیت انسان، از آنان با واژه پدر یاد و به تعظیم و اکرامشان سفارش شده است. در روایتی آمده است: «به راستی پدران، سه نفر هستند: پدری که عامل پیدایی ما شده است (پدر حقیقی) ؛ پدری که ما را پرورش داده است (مربی) و پدری که به ما آموزش داده است (معلّم).» همچنین در برخی روایات، تکریم برادر بزرگ‏تر را توصیه کرده و او را به منزله پدر شمرده‏اند.

 

معنای احسان به پدر و مادر

در آیات بسیاری از قرآن مجید، مردمان به احسان و نیکی کردن به پدر و مادر امر شده‏اند که از آن جمله است:

 آیه 83 سوره بقره،   آیه 36 سوره نساء،   آیه 151 سوره انعام،   آیه 23 سوره إسراء،   آیه 15 سوره أحقاف و   آیه 8 سوره عنکبوت.

دراین ‏باره، یکی از یاران امام صادق علیه ‏السلام از معنای احسان در آیه 83 سوره بقره پرسید. آن حضرت فرمود: « یعنی با آنان به طور شایسته هم ‏زیستی کنی و پیش از آنکه مجبور شوند چیزی از تو بخواهند، تو نیازشان را برآورده سازی، اگر چه از نظر مال بی‏نیاز باشند».

 

راغب اصفهانی، واژه‏ شناس نکته ‏سنج نیز درباره معنای احسان گفته است: «احسان، بالاتر از عدل است؛ زیرا عدل بدان معناست که هر چه بر عهده دارد، بدهد و آنچه بر اوست، بگیرد، ولی احسان آن است که بیشتر از آنچه بر عهده دارد، بدهد و کمتر از آنچه برای اوست، بگیرد.» این تفسیرها، وظیفه سترگ فرزندان را در برابر والدین گوشزد می‏کند.

 

دستور عام نیکی به پدر و مادر

نیکی به پدر و مادر، سفارشی ویژه و دستوری عام است تا آنجا که حتی نا پارسایی، شیعه نبودن و حتی نامسلمان بودن پدر و مادر، مانع نیکی کردن به آنان نمی‏شود. دراین‏باره امام باقر علیه ‏السلام در حدیثی فرموده است: « سه چیز است که خداوند متعالی در مورد آنها اجازه مخالفت نداده است: بازگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار؛  وفای به پیمان در مورد درست‏کردار و بدرفتار، نیک‏رفتاری با پدر و مادر چه نیکوکار باشند و چه بد کردار. » امام رضا علیه ‏السلام نیز می‏فرماید: « نیکی کردن به پدر و مادر واجب است، اگر چه آن دو مشرک باشند، ولی در نا فرمانی خداوند نباید از آنان فرمان ‏پذیر بود».

 

سپر آتش

خدمت به پدر و مادر، از وظایف دینی و اخلاقی ماست و ره‏ آوردهای معنوی بسیاری دارد. این امر، افزون بر پاداش ‏های آخرتی، در سرنوشت مادی و خوش ‏بختی ‏ها و کام‏ یابی‏های زندگی دنیایی ما بسیار اثرگذار است. این وظیفه در روزگار ضعف و سستی آنان، اهتمامی ویژه و توجهی خاص می‏طلبد. در روایتی آمده است:

مردی به نام ابراهیم از یاران امام صادق علیه ‏السلام به آن حضرت گفت: پدر من بسیار کهن ‏سال و ناتوان است، به گونه ‏ای که وقتی می‏خواهد قضای حاجت کند، او را بر دوش می‏گیریم و می ‏بریم. حضرت فرمود: « اگر می‏توانی خودت چنین کاری را انجام بده و با دست خویش برایش لقمه بگیر؛ زیرا چنین خدمتی، سپر آتش فردای قیامت توست».

 

گفتار کریمانه

از شیوه‏ های تعظیم و تکریم مقام پدر، گفتار کریمانه با اوست. قرآن کریم، شیوه ‏های گفتار با مخاطبان گوناگون را بیان کرده و درباره درون ‏مایه و محتوا، شکل القای سخن و نوع آهنگ صدا، دستورهای راه ‏آموزی ارائه داده است. قرآن کریم درباره شیوه گفتار با پدر و مادر می‏گوید: « وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا؛ با آن دو، سخن کریمانه، ارجمند و شرافتمندانه بگو. » (اسرا: 23) امام سجاد علیه‏السلام نیز در نیایشی از خداوند متعالی می‏ خواهد: «خدایا! آهنگ صدایم را در پیشگاه پدر و مادر آرام و فرود آمده قرار ده و سخنم را برای آنان گوارا و دل ‏نشین ساز.» در روایتی آمده است که فردی به امام صادق علیه ‏السلام گفت: پدرم به من خانه‏ای بخشیده و سپس تصمیم گرفته است آن را از من باز پس گیرد. حضرت فرمود: «کار پدرت نارواست، ولی اگر بین تو و پدرت بگو مگو پیش آمد، صدایت را از صدای او بالاتر نبر و اگر او صدایش را بالا برد، تو آهنگ کلامت را پایین آور».

 

حفظ حریم حرمت پدر

در فرهنگ اسلامی، مرز های پاسداشت مقام بلند پدر و شیوه‏ های ارج و احترام او با دقتی ژرف و نگاهی نکته ‏سنجانه ترسیم شده است. در آیین اسلام، فرزند افزون بر آنکه خود باید پیوسته قدر قداست پدر را بداند، نباید کاری کند که دیگران حریم حرمت پدرش را بشکنند و او را آماج ناسزاهایشان قرار دهند؛  چون از زمان دیرین، چنین رسم بوده که به پدر و مادر کسی که کار ناروا می‏کرد، ناسزا می‏گفتند. دراین‏باره در روایتی آمده است که پیامبر اعظم صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله ، کسانی را که پدر و مادر خویش را لعنت می‏کنند، لعنت کرد. از آن حضرت پرسیدند: آیا کسی پدر و مادر خود را لعنت می‏کند؟ حضرت پاسخ داد: « آری. کسی که پدر و مادر مردم را لعنت می‏کند و آنان در مقابل، پدر و مادر او را لعنت می‏کنند ».

 

پاسداری از نام و یاد پدر

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ‏دل

یاد پدر نمی‏کنند این پسران ناخلف

 

یکی از سفارش ‏های اخلاقی اسلام، زنده نگه داشتن نام و یاد پدر و مادر است. در بخشی از دعای امام سجاد علیه ‏السلام آمده است: « ای خدای من! یاد پدر و مادرم را در پایان نمازها از خاطرم مزدای و در همه لحظه ‏های شبانگاهان و در همه ساعت‏های روز، یاد آنان را از ضمیرم مَبر.» این پاس‏داشت نام و یاد، به هر شکل و هر شیوه، از جنس نیکی کردن به پدران و نوعی قدردانی از زحمت ایشان و ترویج سنت احترام به بزرگ‏ترهاست.

 

روایتی درس‏ آموز

سیره گران‏قدر زندگانی اهل‏بیت علیهم‏السلام از نکته‏های درس‏آموز در بزرگداشت مقام پدر سرشار است. در روایتی آمده است: مردی با پسرش میهمان حضرت علی علیه‏السلام شد. آن حضرت با اکرام و احترام آنان را در صدر مجلس نشاند. پس از صرف غذا، حضرت خواست به رسم آن زمان، دست میهمان را بشوید. او خود را عقب کشید و گفت: چگونه ممکن است من دست ‏هایم را بگیرم و شما آنها را بشویید. حضرت علی علیه ‏السلام با فروتنی و اصرار خواست تا به شرافت خدمت کردن به برادر مؤمن برسد. آن حضرت، دست پدر را شست، ولی برای شستن دست فرزند میهمان، محمد حَنَفیّه، فرزندش را طلبید و فرمود: « دست پسر را تو بشوی. اگر پدر این پسر اینجا نبود و تنها این پسر میهمان ما بود، خودم دستش را می ‏شستم، ولی خداوند دوست دارد آنجا که پدر و پسری هر دو حاضرند، بین آنها در احترام گذاشتن فرق گذاشته شود ».

 

نخواستم بالاتر از او بنشینم

در مطالعه رفتار و منش مردان راستین خدا و عالمان اهل عمل، درس‏هایی آموزنده برای الگوگیری در زندگی خود می‏یابیم. گفته‏اند: یکی از مراجع بزرگوار نجف اشرف که هر روز بالای منبر درس می‏گفت، روزی بر زمین نشست و تدریس کرد. پس از درس، شاگردان از او پرسیدند: چرا امروز بر فراز منبر نرفتید؟ پاسخ داد: امروز پدرم که در ایران پیشه کشاورزی دارد، به مجلس درسم آمده بود و من نخواستم بالاتر از او بنشینم.

 

احترام آیت ‏الله مرعشی نجفی به پدر

درباره مرحوم آیت‏الله العظمی نجفی مرعشی رحمه‏الله ، مرجع بزرگ تقلید که افزون بر توفیق ‏های سترگ معنوی و علمی و پرورش فرهیختگان بسیار حوزوی، آثار گسترده فرهنگی از خود به یادگار گذاشت، آورده ‏اند که آن بزرگوار گفته بود: آن‏ گاه که نوجوان بودم و مادرم از من می‏خواست پدرم را از خواب بیدار کنم، صدا کردن پدر برایم دشوار بود. ازاین ‏رو، چهره و گونه ‏هایم را کف پاهای پدرم می ‏مالیدم و با چنین لطافت فروتنانه ‏ای پدرم را بیدار می‏ساختم. هنگامی که پدرم بیدار می‏شد و مرا در چنین موقعیت متواضعانه ‏ای می‏نگریست، با چشم‏های سرشار از اشک، دست به سوی آسمان بر می ‏افراشت و از خداوند متعالی برایم توفیق درخواست می‏کرد. آیت‏الله العظمی مرعشی نجفی بارها می ‏فرمود: « موفقیت کنونی من و فراوانی توفیقاتم به برکت دعای پدر و مادر است».

 

تاوان اندکی سستی

یکی از درس‏ های شگرف و تأمل ‏برانگیز زندگی حضرت یوسف علیه‏السلام ، داستان رویارویی او با پدرش، حضرت یعقوب علیه‏السلام پس از سال‏ها رنجِ گرانِ فراق است. آن‏گاه که حضرت یوسف علیه ‏السلام به پیشواز پدر خویش آمد، شکوهی عظیم داشت. او در پیش و انبوه سواران همراهش بودند و در دیگر سوی، پدر پیرِ فراق کشیده و اندوه چشیده، چشم انتظار بود. حضرت یوسف علیه ‏السلام می ‏بایست وقتی چشمش به رخسار پدر افتاد، با شتاب از اسب به زمین آید و پیاده به پیشگاه پدر برود، ولی اندکی سستی کرد. از این رو، خداوند متعالی، نبوت را از نسل او برگرفت و پس از او فرزندانش پیامبر نشدند. این محرومیت بزرگ بدین سبب بود که تکریم در خور پدر را به جای نیاورد. پس از او، نبوت در نسل پسران برادرش، لاوی قرار گرفت؛ زیرا هنگامی که برادران یوسف می‏خواستند او را بکشند، گفت: «لا تَقْتُلُوا یُوسُفَ؛ یوسف را نکشید. (یوسف: 10)» حافظ با اشارت به همین رخداد گفته است:

 

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور           

پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی

 

آیین راه رفتن با پدر

راه رفتن، از عمومی ‏ترین رفتار مردم است و گونه ‏های مختلف و حالت ‏های متفاوتی دارد. راه رفتن ‏های گوناگون، نمودی از حالت ‏های روانی، صفات اخلاقی و منش‏ های ماست. فرهنگ ادب ‏گستر اسلام، آیین راه رفتن و شیوه‏ های پسندیده و ناپسند آن را بیان کرده است.

قرآن کریم در آیه 37 سوره اسرا می‏فرماید:

 « روی زمین با تکبر راه مرو. تو نمی‏توانی زمین را بشکافی و طول قامتت نیز هرگز به کوه‏ها نمی‏رسد.» همچنین در آیه 63 سوره فرقان می‏فرماید: « بندگان خدای رحمان کسانی هستند که بی ‏آرایه و فروتنانه راه می ‏روند.»

در فرهنگ اسلام به آیین راه رفتن با پدر و مادر نیز اشاره شده است. در روایات می‏خوانیم: « جلوتر از پدرت راه مرو » یا « در راه رفتن از پدر و مادر پیشی نگیر. » همچنین در روایت دیگری آمده است: « فرزند نباید جلوتر از پدر راه برود ».

 

واجب بودن اطاعت پدر

واجب بودن اطاعت و فرمان‏ پذیری فرزندان از پدر، از حقوق ویژه‏ای است که اسلام برای تکریم و پاس‏داشت مقام پدران وضع کرده است. حضرت علی علیه ‏السلام دراین‏باره می‏فرماید: « حق پدر آن است که فرزند در هر چیز جز معصیت خداوند از او اطاعت کند. » گفتنی است در فقه اسلامی به احکام ویژه ‏ای برمی‏خوریم که با هدف عزیز و ارجمند شمردن پدر، اهمیت مقام او را گوشزد می‏کند. برای مثال، اگر پدر، فرزندش را از سفری نهی کند و فرزند اطاعت نکند و به سفر رود، باید نمازش را تمام بخواند و روزه‏اش را بگیرد؛ اگر چه سفر او از حد مسافت شرعی بیشتر باشد؛ چون این سفر، حرام است. یا اگر فرزند در نماز نافله باشد و پدر و مادر او را فرا خوانند، باید نماز را بشکند و به آنان پاسخ دهد. همچنین لازم است فرزند، قسم و عهد بدون اذن پدر را ترک گوید.

 

واجب بودن تأمین هزینه‏ های زندگی پدر

اگر پدر و مادر به هر دلیل، ناتوان و تهی‏دست گردند، پرداخت هزینه زندگی آنان که در فقه اسلامی از آن به نفقه تعبیر می‏شود، بر فرزندان واجب است. نکته جالب توجه دیگر آنکه در روایات بسیاری تصریح شده است که وقتی پدر نیازمند شد، می‏تواند در دارایی‏های فرزند تصرف کند. حتی در برخی روایات آمده است پدر می‏تواند از مال فرزندش حج بگزارد. در فلسفه این حکم می‏توان گفت فرزند با همه هستی‏اش، وام ‏دار وجود پدر است. این سخن پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله است که به فرزندی فرمود: « انتَ و مالُکَ لاِبیک؛ تو و دارایی‏ ات از پدرت هستید».

 

محبت به پدر و مادر

انسان، موجودی عاطفی و نیازمند مهر دیدن و مهر ورزیدن است. این نیاز معنوی چونان احتیاج به آب و غذا و هوا، از نیازهای ضروری آدمی است. در این میان، عاطفه‏ پروری در نظام خانواده اهمیتی ویژه دارد. اگر محبت نباشد، کی مادر، دل ‏پذیرترین آسایش‏ هایش را فدای فرزند خود می‏کند؟ کجا پدر، رنج طاقت ‏سوز زندگی را به جان می‏خرد تا فرزندش راه زندگی بپوید؟ همان‏سان که پدر و مادر، مهرمندانه، لطف بی‏دریغ خود را نثار فرزندانشان می‏کنند، خود نیز نیازمند محبتند. دین خوش ‏بختی‏آفرین اسلام، سرشار از توصیه‏ های گسترده درباره محبت کردن به پدر و مادر است. امام سجاد علیه ‏السلام در نیایشی می‏فرماید: « خداوندا! قلب مرا از عطوفت شان انباشته دار و چنانم گردان که با آنان هم‏ساز باشم و به آنان مهر بورزم. » همچنین امام باقر علیه ‏السلام می‏فرماید: « هرکس این ویژگی ‏ها را داشته باشد، خداوند خانه ‏ای در بهشت برای او برپا می‏کند: به یتیم پناه دهد، به ناتوان رحم کند و به پدر و مادرش محبت ورزد».

 

نیکی به پدر پس از مرگ

آنان که از نعمت حضور پدر محروم شده ‏اند، فرصت نیکی کردن به او را تمام شده نپندارند. بی ‏شک، پدر و مادر ما پس از مرگ، بینواتر و نیازمندتر از همیشه ‏اند و اگر چه دستشان کوتاه گشته و فرصت عملشان تمام شده است، ولی چشم به راه احسان مایند. درباره شیوه‏ های احسان به پدر و مادر پس از هجرت ابدی ‏شان، به روایتی از رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله استناد می‏کنیم: « مردی درباره نیکی کردن به پدر و مادر پس از مرگ، از پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله پرسید. آن حضرت این وظایف را معیّن کرد:  نماز خواندن برای آنان، آمرزش‏ خواهی برای ایشان، وفا کردن به پیمان ‏هایشان و بزرگ ‏داشت دوستان آنان ».

 

منبع:erfan.ir

 

احترام به پدر، سازنده آینده‌ای درخشان

 

والدین

 

پیامبر خدا در پاسخ به سؤال از حق پدر بر فرزندش فرمود: «لا یسَمِّیهِ بِاسْمِهِ وَلا یمْشی بَینَ یدَیهِ وَلا یجْلِسُ قَبْلَهُ وَلا یسْتَسِبُّ لَهُ؛ او را به اسم صدا نزند، جلوتر از او راه نرود، قبل از او ننشیند و باعث نشود که دیگران به پدرش دشنام دهند.» (1)

 


 

احترام به پدر و رعایت حقوق او نردبانی است که هر کس می‌تواند از طریق آن به موفقیتهای زیادی دست یابد.

 

فرزند استاد شهید مطهری درباره ایشان چنین نقل می‌کند:

 

«ایشان نصیحتها و پندهای گرانبهایی در مورد احترام، دعای خیر و نیکی به والدین و همچنین حقوق والدین نسبت به فرزند بیان می‌کردند. خاطرم هست که می‌گفتند:

 

«گاه که به اسرار وجودی خود و کارهایم می‌اندیشم احساس می‌کنم یکی از مسائلی که باعث خیر و برکت در زندگی‌ام شده و همواره عنایت و لطف الهی را شامل حال من کرده، احترام و نیکی فراوانی بوده است که به والدین خود کرده‌ام، به ویژه در دوران پیری و هنگام بیماری و علاوه بر توجه معنوی و عاطفی [با وجود فقر مالی و مشکلات مادی] از نظر هزینه و مخارج زندگی به آنان کمک و مساعدت کرده‌ام.»(2)

 

نیکی به پدر و مادر و در نتیجه دعای متقابل آنها در حق فرزند می‌تواند منشأ توفیقهای بزرگ از سوی خداوند نسبت به انسان باشد.

 

حجة الاسلام والمسلمین جمّی امام جمعه آبادان نقل کردند:

 

«یک بار به محضر امام خمینی رحمه الله در جماران رسیدم، یکی از مسئولین مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید، پدر سالخورده‌اش نیز همراهش بود، وقتی که می‌خواست حضور امام برسد، خودش جلوتر از پدر حرکت می‌کرد، پس از تشرف به خدمت امام، پدرش را معرفی کرد، امام نگاهی به آن مسئول نمود و فرمود: «این آقا پدر شما هستند؟» عرض کرد: آری، امام فرمود: «پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی؟» (3)

 

احترام و نیکی به پدر و مادر، معنی وسیع و گسترده‌ای دارد و به طور کلی از هر نوع بی احترامی به آنها و هر چیزی که موجب ناخشنودی آنها شود، باید دوری جست

به این ترتیب امام راحل رحمه الله مقام ارجمند پدری را گوشزد کرده و درس بزرگ احترام به پدر را به دیگران می‌آموخت.

احترام و نیکی به پدر و مادر، معنی وسیع و گسترده‌ای دارد و به طور کلی از هر نوع بی احترامی به آنها و هر چیزی که موجب ناخشنودی آنها شود، باید دوری جست.

 

در قرآن کریم در مورد پدر و مادر در سیزده جا سخن به میان آمده است و در شش مورد با کلمه «احسان» و «حُسن» دستور به نیکی صادر گردیده است.

 

واژه «اُفّ» که در آیه «فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ»؛ (4) به آنها اف نگو» از آن نهی شده، به معنی سبکترین و کوچکترین تعبیر نامؤدبانه است که برای ابراز ناراحتی از آنها ممکن است گفته شود. از این تعبیر، وسعت دامنه احترام به پدر و مادر به خوبی فهمیده می‌شود.

 

 

 

پی نوشت:

 

1- کافی، ج 2، ص 159، حدیث 5.

 

2- پاره‌ای از خورشید (گفته‌ها و ناگفته‌هایی از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری) ، حمیدرضا سید ناصری و امیررضا ستوده، ص 109، به نقل از مجتبی مطهری فرزند استاد.

 

3- محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج 1، ص 161.

 

4- اسراء / 23.

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

احترام به پدر و مادر از دیدگاه قرآن

احترام به پدر و مادر از دیدگاه قرآن
احترام در حوزه کنش های ارتباطی از جایگاه خاصی برخوردار است. اصولا انسان های بی احترام نمی توانند اجتماعی را تشکیل دهند. از این رو احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلی در ایجاد جامعه دارای جایگاه و اهمیت خاصی است.
پدر و مادر به عنوان دو انسان فداکار و زحمتکش که تمام بار مسئولیت های مربوط به تربیت فرزند را بر دوش دارند، در نزد خداوند از جایگاه منحصر به فردی برخوردار هستند به طوری که در چندین آیه قرآن کریم، بر لزوم اطاعت و تکریم آنها فرمان داده شده است و ذات باری تعالی نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و بر رعایت مقام و منزلت آنها تأکید نموده است. در مقاله حاضر نویسنده ضمن تشریح موضوع احترام، به پاره ای از تأکیدات قرآن درخصوص ضرورت تکریم پاسداشت مقام پدر و مادر اشاره کرده است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
● جایگاه احترام در جامعه و رفتارهای انسانی
احترام در حوزه کنش های ارتباطی از جایگاه خاصی برخوردار است. اصولا انسان های بی احترام نمی توانند اجتماعی را تشکیل دهند. از این رو احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلی در ایجاد جامعه دارای جایگاه و اهمیت خاصی است. باحفظ حریم ها و حرمت هاست که زمینه تعامل سازنده و مثبت میان دو شخص فراهم می شود. به هر حال دو شخص، شخصیت ها و اندیشه ها و خواسته ها و منافع و نیازهای مستقل و جداگانه ای دارند و گاه این تفاوت ها خود عامل مهمی برای اختلاف و جدایی است. از این رو برخی از اندیشمندان چون استاد مرتضی مطهری بر این باور هستند که اصل، در میان انسان اختلاف است و تنها با بهره گیری از اصولی انسانی می توان آن را به اتحاد تبدیل کرد.
علامه طباطبایی خاستگاه و ریشه آن را در اصل استخدام می داند و بر این نکته تأکید می ورزد که استخدام، خود عاملی مهم در ایجاد اختلافات و هم چنین ایجاد و پدیداری جوامع است. به این معنا که دو شخص با دو شخصیت مستقل و متفاوت با یک دیگر، اختلاف طبیعی دارند ولی از آن جایی که می کوشند منافع خود را که به تنهایی قابل دست یابی نیست با استخدام و بهره گیری از دیگری برآورده سازند و لذا با دست کشیدن از برخی خواسته های کوچک تر و ریزتر و کوتاه آمدن از برخی دیگر، اجتماع را تشکیل می دهند تا با بهره گیری و استخدام دیگری به خواسته ها و منافع بزرگ تری دست یابند. البته استخدام و ایجاد اجتماع، پیامدهای نابهنجار و تضادهایی را به همراه دارد که گاه به تنازع و حتی درگیری های خشونت آمیز می انجامد. از این روست که قانون برای جلوگیری از افزایش اختلافات و تنازع به وجود آمد.
به هر حال اصول اجتماع بر پایه احترام متقابل و حفظ قانون و رعایت آن نهاده شده است. البته پیش از این که قانون حضور یابد احترام متقابل است که پایه های اجتماع را حفظ می کند و جامعه را معنا می بخشد. دو شخص، تنها زمانی نیاز به قانون می یابند که نتوانند با توجه به اصول انسانی و ظرفیت های عاطفی و اخلاقی با یک دیگر تعامل سازنده داشته باشند و کنار بیایند.
زمانی قانون پا به میدان می گذارد که عواطف و اصول اخلاقی انسانی نتواند تعامل را در موقعیت خود به درستی حفظ و برقرار کند. از این زمان است که عقل به شکل قانون حضور می یابد و با اصول خشک و غیرعاطفی و احساسی می کوشد تا تعادلی میان دو سوی درگیری برقرار کند.
بنابراین احترام که خاستگاهی عاطفی و احساسی دارد عاملی مهم و اساسی در حفظ تعادل اجتماعی و بقای ارتباط میان دو شخص و یا اشخاص و یا گروه های اجتماعی به شمار می آید.
● خانواده، اجتماعی متفاوت
مسئله زن و شوهر در تحلیل قرآنی از هر اجتماع دیگری متفاوت است و تحلیل و تبیین دیگری دارد. اصولا نمی توان روابط زن و شوهر را براساس روابط اجتماعی ای سنجید و یا تحلیل کرد که بیرون از دایره زن و شوهری هستند.
زن و شوهر در تحلیل قرآنی تنها برای استخدام اجتماع، خانواده تشکیل نمی دهند تا اصول اجتماعی آن را همانند دیگر اجتماع فرض کرد و یا اصول اجتماعی بیرون از دایره خانواده را بدان تعمیم و گسترش داد. بررسی این مطلب فرصت دیگری را می طلبد ولی در کوتاه سخن می توان گفت که خانواده از نظر قرآن تنها نهادی است که بر پایه عاطفه و احساس شکل می گیرد و مرد در تحلیل قرآنی تنها با زن آرامش و سکونت می یابد و زن بی مرد اصولا قوام نمی یابد و بی بهره گیری از تکیه گاهی به نام شوهر اصولا نمی تواند برپا باشد. از این رو زن برای قوام خویش به مرد نیاز ذاتی دارد و مرد برای دست یابی به آرامش درون، نیاز ذاتی به زن دارد بر این اساس اجتماع زن و شوهر را نمی توان در دایره دیگر اجتماع دید. اصول و معیارهای ایجادی و پایداری آن با دیگر اجتماعات، تفاوت اساسی دارد و تنها وجه مشابهت آن در همان جمع و اجتماع دوتن البته با دو جنسیت مخالف و متفاوت یعنی زن و مرد است.
هر اجتماعی حتی اجتماع زن و شوهر و خانواده (دراین جا شامل فرزندان نیز می شود) براساس اصل احترام متقابل قوام می یابد و پایدار می گردد. از این روست که احترام در همه حوزه های اجتماعی از خرد تا کلان نقش سازنده و اساسی ایفا می کند.
● احترام در آموزه های قرآنی
احترام از واژه های غیرمصرح قرآنی است که از ریشه حرم و حرمت گرفته شده. حریم چاه به معنای آن محدوده ای است که نمی توان بدان نزدیک شد و کسی حق تصرف و حفر چاه دیگر در آن محدوده را ندارد.
حرمت شخص به معنای چیزی است که شخص از آن حمایت و دفاع می کند. احترام براین اساس چنان که در اصطلاحات عرفی نیز آمده به معنای تعظیم و تکریم و گرامی داشت شخص است که بی ارتباط با معنای لغوی آن نیست؛ زیرا شخص یا هر چیز دیگری که محل احترام است، از نظر مردم دارای حرمت و حریمی است که می بایست آن را حفظ کرده و هتک آن نکرد.
چنان که گفته شد در قرآن این اصطلاح با لفظ احترام به کار نرفته ولی مفهوم آن به شکل اصطلاحات دیگر و یا بیان مصداقی احترام، تبیین و توصیه شده است. از این رو در آیات قرآنی سخن از حرام به معنای محترم شمردن ماه های خاص (توبه آیه ۵)، نفس و جان آدمی (انعام آیه ۱۵۱) خانه خدا (مائده آیه ۹۷) و نیز تکریم (علق آیه ۳ و اسراء آیه ۷۰) و احسان و نیکوکاری (بقره آیه ۸۳ و نساء آیه ۳۶) و توقیر و بزرگداشت (فتح آیه ۹) و تعزیز (همان) و تعظیم (حج آیه ۳۰ و ۳۲)، بسیار آمده که همه این ها همان مفهوم احترام اصطلاحی را به گونه ای بازگو می کند.
قرآن در برخی از موارد با بیان مصادیق، به بازگویی احترام پرداخته و با تبیین موضوعی و مصداقی، مردمان را به عملی کردن احترام توجه داده است. به سخن دیگر احترام را تنها در حوزه گفتاری نگه نداشته و به حوزه عمل و رفتار اجتماعی سوق داده است تا شخص در کنش ها و واکنش های رفتاری، هنجار خاصی را به عنوان احترام مراعات نماید. به عنوان نمونه همان گونه که از صلوات فرستادن بر پیامبر به زبان و دل به عنوان نوعی احترام و تکریم آن حضرت(ص) یاد کرده (احزاب آیه ۵۶ و نور آیه ۲۷) و یا از سلام و تحیت گفتن زبانی سخن گفته است، (نساء آیه ۸۶) از سجده کردن (یوسف آیه ۱۰۰) اذن و پیش اجازه (احزاب آیه ۵۳ و نور آیه ۲۷) به عنوان نمودهای خارجی و عملی احترام یاد نموده است.
عدم تقدم بر دیگری، بلند نکردن صدا در برابر دیگران و آرام سخن گفتن، از دیگر نمونه های مصداقی احترام است که قرآن به آن اشاره کرده است.این آیات هرچند که درباره چگونگی احترام گزاری به پیامبر(ص) است ولی می توان آن را به دیگر افراد نیز تعمیم داد.
در عرف مردم، روش های دیگری برای احترام وجود دارد که هریک با توجه به سنت ها و آداب اجتماعی و فرهنگی مردم هر منطقه و یا هرجامعه متفاوت است. بلند شدن و یا دست به سینه بودن و یا بوسیدن پای والدین از نمونه هایی است که در جوامع مختلف برای احترام گذاشتن استفاده می شود.
● انسان، نیازمند احترام
انسان به طور طبیعی احساس نیاز می کند که مورد توجه و احترام و تکریم قرار گیرد. گرایش ذاتی انسان به این است که آبرومند و با کرامت و با شخصیت و اعتبار اجتماعی باشد و از سوی مردم تکریم شود و آبروی وی حفظ و حرمت هایش پاس داشته شود. در داستان یوسف و زن عزیز مصر به این نکته به روشنی اشاره شده است. با آن که عمل خلاف و ناهنجاری از سوی همسر عزیز صورت گرفته اما وی از یوسف(ع) می خواهد که به پاسداشت آبرو و حیثیت اجتماعی از بیان داستان و رخداد خودداری کند. (یوسف آیه ۲۹) هم چنین حضرت لوط(ع) از مردم خویش می خواهد که به خاطر حفظ احترام و پاسداشت آن، از تعرض به میهمانان وی خودداری کرده و او را نزد میهمانانش شرمنده نسازند. (حجر آیه ۶۸ و ۶۹)
قرآن از مردم می خواهد که برای حفظ آبرو و حرمت و احترام خویش به اعمالی نپردازند که موجبات خواری و بی احترامی شان را فراهم می آورد و آبروی آنان را در دنیا و آخرت از بین می برد. (نور آیه ۴ و ۲۳ و نیز نساء آیه ۱۴۸ و زمر آیه ۲۵)
از نظر قرآن احترام به دیگران و بی احترامی به آنان دارای آثار وضعی و تکلیفی و نیز پاداش و کیفر خاصی است. در برخی از آیات قرآنی به اثر وضعی بی احترامی، اهانت و تحقیر دیگران در آخرت اشاره شده است. (مطففین آیه ۲۹ تا ۳۶) در برخی دیگر نیز اشاره شده که کاهش نعمت و عدم جلب سود و یا خیر، به علت و سبب بی احترامی و عدم پاسداشت امری بوده است که می بایست حرمت و احترام آن نگه داشته می شد. (حج آیه ۳۰)
● جایگاه تکریم پدر و مادر در نزد خداوند
احسان و تکریم به پدر و مادر از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است و خداوند همواره پس از بیان حکم وجوب پرستش خدای یگانه، به احترام و تکریم پدر و مادر اشاره کرده و حکم می کند: و بالوالدین احسانا (بقره آیه ۸۳ و نیز نساء یه ۳۶)
قرآن در آیه ۸۳ سوره بقره احسان به پدر و مادر را به عنوان پیمان خداوند با بنی اسرائیل یاد کرده است و می فرماید: و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاالله و بالوالدین احسانا؛ و هنگامی که از بنی اسرائیل پیمان و عهد گرفتیم که جز خدا را نپرستند و به پدر و مادر احترام گذارند و احسان و نیکی کنند.
در این آیه و نیز در چهار مورد دیگر از جمله در سوره اسراء آیه ۲۳ هنگامی که خداوند به مردمان فرمان می دهد که تنها او را بپرستند، بی درنگ حکم و فرمان احسان و نیکی به پدر و مادر را مطرح می سازد که بیانگر میزان اهمیت و جایگاه احسان به پدر و مادر در پیشگاه خداوند است. به این معنا که پرستش خدای یگانه و احسان به والدین در کنار هم آمده تا مردمان از جایگاه پدر و مادر آگاه شوند.
اگر خداوند به عنوان آفریدگار و پروردگار می بایست پرستش شود، پدر و مادر نیز به عنوان واسطه فیض وجود و نعمت های خداوندی بر انسان، باید مورد احترام و احسان قرار گیرند. از این رو خداوند امور چندی را که می تواند نسبت به خدا و پدر و مادر به جا آورده شود در کنار هم می آورد. به سخن دیگر اگر عبودیت و پرستش کسی غیر از خدا جایز بود آن شخص همان والدین هستند و از آن جایی که چنین امری کفر و شرک است خداوند فرمان می دهد که به جای پرستش ایشان در حق آنان احسان شود. احسان، برترین حالتی است که پس از پرستش می توان تصور کرد. به این معنا که احسان مرتبه دوم پرستش است و اگر پرستشی به غیر خدا جایز بوده حکم به آن می شد و چون امکان پذیر نیست مرتبه دوم آن مورد تأکید قرار گرفته است. امور دیگری که جایز است انسان هم نسبت به خدا و هم غیر خدا به جا آورد، خداوند در آیات قرآنی به آنها فرمان داده و از مردمان خواسته است تا آنها را انجام دهند. از این رو در آیه ۱۴ سوره لقمان فرمان می دهد: ان اشکر لی و لوالدیک؛ از من و پدر و مادرتان تشکر کنید.
برخی از مفسران باتوجه به نکره بودن احسان در آیه ۲۳ سوره اسراء بر این باورند که نکره آوردن به معنای آن است که فرزندان می بایست در همه امور در حق آنان مراعات احسان را بکنند و چیزی را فروگذار نکنند. این حکم قرآنی اختصاصی به مؤمنان نداشته و همه انسان ها را دربرمی گیرد. قرآن به این شیوه دیگرانی را که ایمان به قرآن و خدا ندارند تشویق می کند که حداقل در حق پدر و مادر خویش به حکم وظیفه انسانی، احسان و احترام بگذارند.
● روشهای احسان و تکریم والدین
احسان و احترام به پدر و مادر باتوجه به سنت ها و فرهنگ ها متفاوت است ولی اصولی انسانی است که می توان در همه جا آن را یافت و بدان پای بند بود.
برخورد پسندیده براساس عرف هر جامعه و به کارگیری واژگان زیبا و شیوا، تواضع و فروتنی در برابر آنان، مهربانی و محبت، دعای خیر کردن برای ایشان، دوری از درشت گویی و یا حتی به کار نبردن واژه اف و خسته شدم و آخ و دیگر اصوات نابهنجاری که ایشان را ناخوش آید از جمله روش های احسان و اکرام و احترام به پدر و مادر است.
فریاد زدن و درشتی کردن و اف و اخ کردن و اعتراض نمودن و دشنام و ناسزا دادن و پیشی گرفتن از ایشان در نشستن و دراز کشیدن و امور دیگر می تواند از مصادیق بی احترامی به آنها باشد که می بایست از آنها پرهیز کرد.اطاعت کامل از پدر و مادر امری است که قرآن بدان فرمان داده و تنها موردی که استثنا شده و شخص می تواند از دستور پدر و مادر اطاعت نکند و با حفظ احترام ایشان از آن سرپیچی کند دستور آنها به کفر خداست که در این مورد می توان از حکم و فرمانشان اطاعت نکرد. اما در همأ موارد دیگر می بایست از ایشان اطاعت کرد و فرمان برد.
در روایت اهل بیت(ع) احترام به پدر و مادر و احسان به ایشان به معنای برخورد نیکو و رسیدگی به نیازهای آنان پیش از درخواست، و ابراز قول کریم به معنای طلب مغفرت آمده است.
تعبیر جناح الذل نیز نگاه با رأفت و رحمت و دوری از نگاه های تیز و تند و بلند نکردن صدا و بالا نبردن دست و پیش نیفتادن از آنان معنا شده است. (کافی ج۲ ص۷۱۵ تا ۳۱۶) بر جای بلند و برتر نشاندن از دیگر روش های تکریم و احسان به پدر و مادر و احترام نهادن به آنان است که از آیه ۰۱۰ سوره یوسف می توان آن را به دست آورد.به هر حال تکریم و احترام به پدر و مادر امری است که بیش از هر کار دیگری بدان تأکید شده و نمی توان از آن چشم پوشید. نادیده گرفتن و بی احترامی به ایشان در این دنیا موجب می شود تا شخص گرفتار مصیبت ها و بلایا گردد و خیر و برکت از زندگی او برود و در آخرت نیز خوار و ذلیل شود.

مقام پدر و مادر در اسلام

زین العابدین احمدی، حسنعلی احمدی

 فهرست مطالب
 مقدمه
 بخش اوّل: نیکی به پدر و مادر
 سیمای والدین در قرآن
 احسان به پدر و مادر بعد از پرستش خداوند
 حدود اطاعت والدین
 دعا و نیایش برای والدین
 لزوم اطاعت از والدین
 لزوم اطاعت از والدین در آیات و روایات
 اثرات رضایت والدین در زندگی دنیوی
 آثار اطاعت از والدین در خانواده و اجتماع
 نیکی کننده به پدر و مادر، همنشین انبیاست
 قاتل پدر، جوانمرگ می شود
 عدم رضایت والدین، مرگ را دشوار می کند
 سفارش حضرت مهدی (عج) در نیکی به پدر
 احسان به پدر و مادر، کفّاره گناهان است
 احترام و نیکی پیامبر(ص) به والدین رضاعی
 گریه امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارش
 آثار نفرین یا رضایت پدر
 کسی که با پدر تندی کند، ذلیل می شود
 کسی که به پدر احترام کند، مورد احترام پیامبر صلی الله علیه و آله است
 مقام مادر
 چند دستور درباره دوران شیرخوارگی
 خاله به منزله مادر است
 مادران چهارده معصوم علیهم السلام
 نیکی به پدر و مادر ستمکار
 پدر و مادر کافر نیز باید احترام شوند
 لذّت زندگی، در خدمت کردن به والدین است
 فواید نیکی به پدر و مادر
 نیکی به پدر و مادر بعد از دوران حیات
 زیارت قبر پدر و مادر
 آفات عقوق والدین
 اثر نفرین پدر و مادر
 دوری از نفرین پدر و مادر
 بخش دوم: حقوق فرزند در اسلام
 انتخاب نام نیکو برای کودک
 تربیت شایسته
 آموختن قرآن
 سفارش به قرآن
 آموزش قرآن
 روایاتی چند درباره یادگیری قرآن
 فراهم کردن مقدمات ازدواج
 تحصیل علم
 تعلیم ورزش
 احترام و تکریم فرزندان
 رعایت عدالت و مساوات
 دعا در حقّ آنان
 وفای به عهد
 آموختنِ آداب غذا خوردن
 انفاق برای خانواده
 اهمّیت دادن به نماز
 اهمّیت دادن به روزه
 آموزش مستحبّات و تشویق به آنها
 آموزش دین شناسی و خداشناسی
 جلوگیری از افکار انحرافی
 تشویق به کارهای خیر
 کنترل دوستان
 مسئولیت والدین در تربیت کودک
 نقش رفتارهای تربیتی والدین در محیط خانواده
 غریزه بازی در کودک
 بازی پدر و مادر با کودک
 نیاز کودک به راهنما
 احترام به کودک در اسلام
 تکریم کودک با جواب سلام
 خوشحال نمودن کودک
 نوازش کودک و محبّت به او
 عدالت در محبّت
 بوسیدن کودک
 پرورش ایمان در کودک
 تشویق کودک به عبادت
 ولایت پدر بر فرزندان
 دختر، هدیه ارزشمند الهی
 احکام فرزند
 کتابنامه

وقتی من...... ساله بودم ؛ به دیگران  گفتم :  پدرمن ........

 

4ساله  –      پدر من هر کاری را می تواند انجام دهد.

5ساله  –      پدر من خیلی چیزها میداند  .

6ساله  –      پدر من از تو باهوش تر است .

8ساله  -       پدر من همه چیز را دقیقا می داند .

10ساله –     در زمانهای قدیم که پدر من زندگی میکرد ؛ مطمئنا همه چیز فرق داشت .

12سالگی–   اوه بله ؛ طبیعتا پدر همه چیز را در مورد آن نمی داند .

13 سالگی –  پدر من پیر تر از آن است که کودکی اش را به خاطر بیاورد .

14 سالگی –  به پدر من زیاد توجه نکن ؛ او خیلی کهنه پرست است .

21سالگی  -  اوه ببخشید ! متاسفانه فکر او  خیلی قدیمی است .

25سالگی –  پدرشاید  یک چیزهائی راجب آن می داند چونکه عمر زیادی از او گذشته .

30سالگی –  شاید لازم باشد نظر پدر را سوال کنیم ؛ بالآخره او تجربیات زیادی دارد .

40 سالگی – من تعجب می کنم پدر چگونه این کار را انجام داده است ؛ او واقعا خیلی عاقل و با تجربه است .

پس از مرگ پدر – اگر پدر الآن اینجا بود هیچ غصه ای نداشتیم ؛ چون میتوانستیم با او مشورت کنیم ؛ متاسفانه نفهمیدیم که چقدر دانا  است ؛ اگر قدر میدانستیم و میتوانستیم خیلی چیزها از او یاد بگیریم ...... و خدا بیا مرزش  ................................ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

 

« برگرفته از کتاب غذای روح به نویسندگی مارک ویکتور هانس و جک کنفیلد  و به ترجمه عمران هاشمی »


جایگاه و نقش اعضای خانواده یکی از مسائلی است که باید به‌مرور برای فرزندان نهادینه شود. معمولاً اولین افرادی که کودک می‌شناسد، پدر و مادر هستند، اما شاید او اطلاع دقیقی از نقش پدر و مادر در زندگی نداشته باشد.

 

به‌مرور و با به دنیا آمدن خواهر یا برادر، کودک متوجه نقش دیگری در خانواده خواهد شد؛ اما یکی از مهم‌ترین ارکان تربیت فرزند، شناخت جایگاه پدر در خانواده است.

 

شاید تعجب کنید که چرا جایگاه مادر را مثال نزدیم. به این دلیل که فرزندان چه پسر باشند و چه دختر، از ابتدای تولد تا سن ۷ سالگی، انس بیش‌تری با مادر دارند و بیش‌تر از سمت مادر توجه می‌بینند و به همین دلیل مادر را به‌عنوان حامی خود می‌شناسند، اما برای فرزندانی که در سن مدرسه هستند، لازم است تا نقش و جایگاه پدر را در خانواده تبیین کنید.

 

رئیس خانواده؛ پدر

 

در کتاب‌های خانواده، به دانش‌آموزان چنین آموزش داده می‌شود که پدر نقش رئیس خانواده را دارد و مادر به‌عنوان مدیر در خانه است، اما شاید این بیان کتابی با نوع رفتار خانوادگی شما طوری باشد که کودکان را دچار تناقض کند. به همین دلیل لازم است که شما نقش پدر را به‌عنوان رئیس خانواده در ذهن فرزندان‌تان تثبیت کنید.

 

رئیس خانواده بودن به معنی این است که همه تصمیمات خانواده باید به اطلاع پدر برسد و حرف‌های پدر مهر تأیید نهایی خواهد بود. به‌عنوان ‌مثال وقتی فرزند شما از مدرسه برگه رضایت‌نامه می‌آورد تا آخر هفته به همراه معلمان و همکلاسی‌هایش به اردو برود، این‌جا لازم است تا پدر مهر تأیید این رضایت‌نامه را بزند. هرچند که مادر هم به اندازه‌ پدر در تربیت و ولایت بر فرزند نقش دارد، اما جایگاه رئیس خانواده را در چنین مواردی می‌توانید برای فرزندان جا بیندازید.

 

در این‌گونه موارد برای جلوگیری از دوگانگی تربیتی در فرزندان خود، بدون مشورت با پدر خانواده اقدام به امضای برگه رضایت‌نامه نکنید.

 

به فرزندتان بگویید که از طرف خودتان مانعی ندارد که او با هم‌کلاسی‌هایش به اردو برود، اما باید نظر پدرش را هم بپرسد و از او هم اجازه بگیرد و پاسخ نهایی را پدر خواهد داد.

 

مهربانی و اقتدار پدرانه

 

هروقت با تدبیری که همسرتان برنامه‌ریزی کرده، فرزندتان به سمت شما آمد و برگه رضایت‌نامه اردوی آخر هفته مدرسه را به شما داد، منعطف و مهربان برخورد کنید. این به معنی نداشتن اقتدار نیست، بلکه لازم است شما به‌عنوان یک رئیس مقتدر به فرزندتان بگویید که به چه دلایلی راضی هستید او به اردو برود و یا به چه دلایلی صلاح نمی‌دانید او به اردو برود.

 

با جا انداختن نقش خود به‌عنوان یک پدر مهربان که در جایگاه تصمیم‌گیری برای خانواده است، می‌توانید این نکته تربیتی را در فرزندان‌تان نهادینه کنید که برای کارهایشان با شما مشورت کنند و به شما اعتماد داشته باشند. همچنین مهربانی شما باعث می‌شود که آن‌ها نقش محور بودن شما در خانواده را پذیرفته و بدانند که در صورت بروز مشکل، می‌توانند بدون ترس و اضطراب به سراغ شما بیایند و با شما مشورت کنند.

 

هم‌گرایی بین پدر و مادر در تربیت فرزندان

 

اگر شما مادر خانواده هستید و فرزندان برای خواسته‌ای به سراغ شما می‌آید، اقتدار شوهرتان را به‌عنوان پدر در ذهن فرزندتان ثبت کنید؛ با این روش که بدون مشورت با پدر خانواده هرگز به فرزندتان حرفی نزنید. حتی اگر خیال‌تان راحت است که نظر شما و همسرتان یکسان است، اما لازم است به فرزندتان بگویید: لازم است با پدرت هم مشورت کنم.

 

و پس از گذشت مدتی پاسخ فرزندتان را که دربردارنده مشورت میان شما و همسرتان به‌عنوان پدر خانواده هست را بیان کنید.

 

این نوع رفتار باعث می‌شود که فرزندان متوجه شوند که شما در تربیت آن‌ها و در تمام امور زندگی با هم مشورت می‌کنید و نظرات و سلیقه‌های همدیگر را قبول داشته و نقش‌های ریاست و مدیریت خانواده یکدیگر را پذیرفته‌اید.

 

فرزندانی که در چنین خانواده‌ای تربیت می‌شوند که نقش هر دوی پدر و مادر را پررنگ می‌بینند و برای کارهای‌شان اجازه مشورتی والدین را می‌گیرند، معمولاً موفق‌تر بوده و پدر و مادر خود را به‌عنوان الگوی خود انتخاب می‌کنند.

 

نظر پدر بدون واسطه مادر

 

اگر فرزند شما اشتباهی انجام داد یا تقاضایی از شما داشت که لازم بود همسرتان به‌عنوان پدر خانواده به او نظر بدهد، به فرزندتان بگویید که خودش باید با پدرش صحبت کند و نظر او را جویا شود. دراین‌باره بدون این‌که فرزندتان متوجه شود، مسئله را با پدر خانواده مطرح کنید و نظر خودتان را هم به اطلاع پدر برسانید. از پدر بخواهید که در برابر اشتباه فرزندتان نرم‌تر برخورد کند و به‌عنوان رئیس خانواده نظرش را مستقیم به او بگوید و با او صحبت کند.

 

بی‌واسطه بیان کردن نظرات پدر خانواده به فرزندان باعث می‌شود که آن‌ها نقش پدر را در تربیت و همچنین در زندگی خود پررنگ‌تر حس کنند.

 

تهدید با نام پدر

 

پدر ستون خانواده است و باید همه اعضای خانواده با شنیدن نامش آرامش بگیرند نه این‌که بترسند و دچار دلهره شوند. هرچند نقش پدر در خانه به‌عنوان رئیس خانه به نحوی است که شاید کمتر از مادر منعطف و مهربان باشد، اما این نباید به نحوی در تربیت فرزندان پررنگ شود که آن‌ها از پدرشان بترسند یا نام پدر برای‌شان تهدید باشد.

 

به‌عنوان‌مثال اگر فرزند شما کار اشتباهی انجام می‌دهد، شما به‌عنوان مادر و مدیر خانه اشتباه او را بیان کنید و سعی کنید فرزندتان را مجاب کنید که این‌کار را دیگر انجام ندهد. اگر فرزند شما کار اشتباهی انجام بدهد و شما بدون تبیین اشتباهش صرفاً بر سر او فریاد زده و او را تهدید کنید که: "وقتی بابا آمد به او خواهم گفت تا تو را دعوا کند”، این روش شاید تا مدت کوتاهی جلوی شیطنت‌های فرزند شما را بگیرد، اما در درازمدت باعث می‌شود فرزند شما تصویر نامطلوبی از پدرش در ذهن داشته باشد و پدر را اهرمی برای ترس و اضطراب و دعوا شدنش بشناسد.

 

به‌جای ترساندن فرزندتان از پدرش بهتر است به او این‌گونه بگویید: این‌کار که انجام دادی به این دلایل اشتباه بود و وقتی پدر آمد بیش‌تر دراین‌باره با هم صحبت خواهیم کرد.

 

 

احادیث و روایات درباره احترام به پدر و مادر

 

 

پیامبر اکرم(ص) در پاسخ مردى که از حقوق والدین پرسیده بود, فرمود: (هما جنّتک و نارک . پدر و مادر, بهشت و جهنم تو هستند، بهشت در رضاى آنها و دوزخ در خشم آنهاست.)

 

حضرت محمد (ص) :مردی از حضرت رسول (ص) پرسید حق پدر بر فرزندش چیست ؟ فرمود او را به نامش نخواند ، و جلو او راه نرود ، پیش از او ننشیند ، و موجب دشنام او نشود { با مردم طوری رفتار نکند که به پدرش دشنام دهند }. اصول کافی جلد ۳ باب البر بالوالدین حدیث ۵ و ۹

 

امام سجاد(ع) فرمود:مردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا (ص) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن (تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: کاش مادرش زنده بود. (یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می‌کرد، زودتر آمرزیده می‌شد).
بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۸۲

 

پیامبر خدا (ص) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می‌شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صدمرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است. 
بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۳

 

امام صادق(ع): فرمود:موسى بن عمران(ع) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردى را زیر سایه عرش خدا دید, عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وى افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد, داراى دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکى مى کند و براى سخن چینى گام برنمى دارد.

 

پیامبر اکرم (ص): نسبت‏ به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت‏ باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.
اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۸

 

امام رضا (ع) : نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت‏ خدا نباید اطاعتشان کرد.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۲

 

امام کاظم (ع) : مردی از پیامبر خدا (ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱ – او را با نام صدا نکند ۲ – در راه رفتن از او جلو نیفتند. ۳ – قبل از او ننشیند. ۴ – کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۵

 

امام باقر (ع) : در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است: ۱- ادای امانت‏ به مرد نیکوکار و فاسق ۲- وفای به عهد و پیمان نسبت‏ به نیکوکار و فاسق ۳- نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق ولا ابالی
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۶

 

امام علی (ع) : کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴

 

امام هادی (ع) : نافرمانی(فرزند از پدر و مادر) مصیبت مصیبت نادیدگان است.
مستدرک، ج۱۵، ص۱۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۹، باب۲۸

 

پیامبر اکرم (ص) : کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت‏ برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد یک درب گشوده می‏ شود.
کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷

 

پیامبر اکرم (ص) : بنده‏ ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.
کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷

 

پیامبر اکرم (ص) : کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت‏ با نیکان بر می‏ انگیزد.
کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸٫

 

پیامبر اکرم (ص) : آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.
کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۰

 

پیامبر اکرم (ص) : کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت‏ به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد.
کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵٫

 

پیامبر اکرم (ص) : به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم‏ پوشی کنید تا دیگران نسبت‏ به زنهای شما چشم‏ پوشی کنند.
کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۶٫

 

پیامبر اکرم (ص) : نگاه محبت‏ آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰٫

 

پیامبر اکرم (ص) : کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آن دو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می‏ بخشد و او را نیکوکار می‏ نویسد.
کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸٫

 

پیامبر اکرم (ص) : از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می‏رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۲٫

 

پیامبر اکرم (ص) : در قیامت‏ خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد: ۱ – عاق والدین‏۲ – منت‏گذار۳ – منکر قضاء و قدر۴ – شرابخوار.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱٫

 

پیامبر اکرم (ص) : کیفر سه گناه به قیامت نمی‏ ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می‏ شود.) ۱ – عاق پدر و مادر ۲ – ظلم و تجاوز به مردم ‏۳ – ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

 

امام صادق (ع) : چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹٫

 

امام صادق (ع) : هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‏گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱٫

 

امام صادق (ع) : از گناهانی که هوا را تیره و تار می‏کند عاق والدین شدن است.
بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴٫

 

امیرالمومنین علی (ع) فرمود : بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است. میزان الحکمه جلد ۱۰ صفحه ۷۰۹

 

امام صادق (ع) فرمود : برترین کارها عبارت است از: ۱- نماز در وقت ۲- نیکی به پدر و مادر ۳- جهاد در راه خدا. بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۸۵
مردی خدمت پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت : پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم ، رسول خدا (ص) فرمود : پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. ( البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد ).بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۵۲

 

ابن‌مسعود می‌گوید: از پیامبر گرامی(ص) : سؤال کردم، محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چیز؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چیز، فرمود: جهاد در راه خدا. ( بالاترین جهاد یعنی جهاد اکبر ، مخالفت با هواهای نفسانی ) بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۰

 

پیامبر خدا (ص) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می‌شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صدمرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است. بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۳

 

امام رضا (ع) فرمود : خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد : ۱- به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی‌شود. ۲-به سپاسگذاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگذاری نکند، خدا را شکر نکرده است. ۳- به تقوای الهی فرمان داده و به صله‌ی رحم، پس کسی که صله‌ی رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است. بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۷

 

امام صادق(ع) فرمود :نیکی به پدر و مادر نشانه‌ی شناخت شایسته‌ی بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی‌رساند.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۷

 

پیامبر اکرم (ص) فرمود :بنده‌ای که مطیع پدر و مادر ( البته مطیع بودن در برابر پدر و مادر در راه دین و گرنه اگر پدر و مادر معصیت از ما خواستند نباید انجام دهیم ) و پروردگارش باشد ، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۶۷

 

رسول خدا (ص) فرمود :کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمی‌‌انگیزد. کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۶۸

 

پیامبر اکرم(ص) فرمود:آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است. کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۷۰

 

امام صادق (ع) فرمود :هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه‌ی عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن‌چینی نمی‌کرد. بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۶۵

 

پیامبرخدا(ص) فرمود:دو سال را برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله‌ی رحم انجام بده، (یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله‌ی دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد). بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۸۳

 


پیامبر خدا(ص)  فرمود:کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله‌ی رحم بجای آورد.کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۷۵

 

حنان ‌ابن سُدیر می‌گوید : در حضور امام صادق(ع) بودیم که مُیّسِر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(ع) فرمود: ای مُیّسِر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آنرا بخاطر صله رحم با خویشاوندانت تأخیر انداخته است، اگر می‌خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن. بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۸۴

 

امام صادق(ع) فرمود:مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت.بحارالانوارجلد ۷۴ صفحه ۴۹

 

رسول خدا(ص) فرمود:به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم‌پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم‌پوشی کنند.کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۶۶

 

از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود: مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱- او را با نام صدا نکند. ۲- در راه‌رفتن از او جلو نیفتد. ۳- قبل از او ننشیند. ۴- کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش دهند.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۴۵

 

رسول خدا(ص) فرمود: نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.بحارالانوارجلد ۷۴ صفحه ۸۰

 

اَبی ولّاد می‌گوید: معنای آیه «وَبِالوَالِدَینِ اِحسَاناً» را از امام صادق(ع) پرسیدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان نیازشان را برطرف کنی».بحارالانوار، جلد ۷۴ صفحه ۷۹

 

امام صادق(ع) فرمود: چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن، دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.بحارالانوار، جلد ۷۴ صفحه ۷۹

 

امام صادق(ع) فرمود: چه چیز مانع شخص می‌شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده‌اند به آنها نیکی کند، به این صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می‌رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می‌شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می‌کند.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۴۶

 

امام باقر(ع) فرمود: در سه چیز خداوند متعال اجازه ترک آنها را نداده است. ۱- ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق. ۲- وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق. ۳- نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا فاسق و لاابالی.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۵۶

 

در نوشته امام رضا(ع) به مأمون آمده که: نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگر چه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۲

 

از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاقّ آنها شوی جهنمی خواهی بود.اصول کافی جلد ۲ صفحه ۳۴۸

 

امام صادق(ع) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اُف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌کرد: و اُف‌گفتن از کمترین مراتب عاق‌شدن است. نوعی از عاق‌شدن این است که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند. (خیره شود).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۳۴۸

 

امام صادق(ع) فرمود: کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که به او ستم کرده‌اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی‌شود.اصول کافی جلد ۴ صفحه ۵۰

 

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است. (حق آنها را رعایت نکرده است).بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۶۴

 

امام صادق (ع) فرمود: پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می‌رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود، (وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۶۴

 

امام صادق(ع) فرمود: هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‌گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۱

 

پیامبر خدا(ص) فرمود: از عاق والدین‌شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزارسال به مشام می‌رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۶۲

 

امام صادق(ع) فرمود: عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت‌گذار وارد بهشت نمی‌شود.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۴

 

رسول خدا(ص) فرمود: در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد: ۱- عاق والدین ۲- منت‌گذار ۳- منکر قضا و قدر ۴- شرابخوار بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۱

 

رسول اکرم (ص) فرمود: کیفر سه گناه به قیامت نمی‌ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می‌شود). ۱- عاق پدر و مادر ۲- ظلم و تجاوز به مردم ۳- ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۴

 

امام صادق (ع) فرمود: از گناهانی که هوا را تیره و تار می‌کند عاق والدین‌ ‌شدن است.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۴

 

امام صادق (ع) فرمود: عاق پدر و مادر شدن از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۴

 

امام صادق (ع) فرمود: هنگام مرگ جوانی، پیامبر خدا (ص) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لااله‌الا‌الله، زبانش بند آمد، چند بار تکرار فرمودند، ولی زبان او بند شد، پیامبر (ص) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده‌ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یارسول‌الله بخاطر رضایت تو خدا از او راضی شود. (من از او راضی هستم) سپس پیامبر(ص) به جوان گفت: بگو لااله‌الا‌الله، جوان در این هنگام گفت: لااله‌الا‌الله و پس از لحظاتی مُرد.بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۵

 


امام سجاد(ع) فرمود: مردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا (ص) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن (تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: کاش مادرش زنده بود. (یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می‌کرد، زودتر آمرزیده می‌شد).بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۸۲

 

حضرت محمد (ص) : همچنانکه فرزند در صورت عدم ادای حقوق پدر و مادر عاق آنها میشود پدر و مادر نیز چنانچه فرزند صالح باشد و حقش را ادا نکنند عاق فرزند می شوند. خصال الصدوق باب الاثنین حدیث ۶۷

 

حضرت محمد (ص) : از جمله حقوق فرزند بر پدرش سه چیز است ، او را نام نیک گذارد و نوشتن آموزد و چون بالغ شود برای او زن بگیرد. روضه الواعظین صفحه ۳۶۹

 

حضرت محمد (ص) : مردی از حضرت رسول (ص) پرسید حق پدر بر فرزندش چیست ؟ فرمود او را به نامش نخواند ، و جلو او راه نرود ، پیش از او ننشیند ، و موجب دشنام او نشود { با مردم طوری رفتار نکند که به پدرش دشنام دهند }. اصول کافی جلد ۳ باب البر بالوالدین حدیث ۵ و ۹

 

حضرت محمد (ص) : مردی خدمت نبی اکرم (ص) آمد و عرض کرد ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم ؟ فرمود به مادرت گفت سپس به که ؟ فرمود به مادرت ، گفت سپس به که ؟ فرمود به مادرت ، { برای مرتبه چهارم } عرض کرد سپس به که ؟ فرمود به پدرت. اصول کافی جلد ۳ باب البر بالوالدین حدیث ۵ و ۹

 

حضرت محمد (ص) : خشنودی خدا تمامش در خشنودی پدر و مادر و خشم خدا در خشم آندو است. جامع الاخبار صفحه ۹۸

 

حضرت محمد (ص) : نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است. تحف العقول مواعظ النبی (ص)

 

حضرت محمد (ص) : هرکه به والدینش احسان و نیکی کند خداوند عمرش را زیاد گرداند. روضه الواعظین صفحه ۳۶۸

 

حضرت محمد (ص) : خداوند لعنت کند بر والدینی که فرزندشان را بر نافرمانی خودشان وادار کنند. بحارالانوار جلد ۷۷ صفحه ۵۸

 

حضرت محمد (ص) : خداوند رحمت کند پدر و مادری را که فرزندشان را بر نیکی کردن به آنها وادار کنند. بحارالانوار جلد ۷۷ صفحه ۵۸

 

حضرت محمد (ص) : هرکه پدر و مادرش را اندوهگین سازد آنها را نافرمانی کرده است. بحارالانوار جلد ۷۷ صفحه ۵۸

 

حضرت محمد (ص) : از نفرین پدر بترسید و دور باشید که بالای ابر ( به آسمان ) بلند شود و خداوند عزوجل ( به فرشتگان ) فرماید : آنرا به سوی من بلند کنید تا برایش استجابت کنم ، و از نفرین مادر بترسید که آن از شمشیر تیزتر است. مجموعه ورام جلد ۱ صفحه ۱۲

 

حضرت محمد (ص) : به فرزندان خود شنا کردن و تیر اندازی بیاموزید. طرائف الحکم جلد ۲ صفحه ۱۱۷ نقل از وسائل

 

حضرت محمد (ص) : بر در بهشت دیدم نوشته شده ؛ تو بر هر بخیل و ریاکار و عاق { والدین } و سخن چین حرام هستی. جامع الاخبار صفحه ۹۸

 

حضرت محمد (ص) : مردی خدمت پیغمبر خدا (ص) آمد و عرض کرد یا رسول الله من با شور و نشاط به جهاد تمایل دارم ، نبی اکرم (ص) به او فرمود پس در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوی در نزد خداوند زنده بوده و روزی خواهی خورد و اگر ( در اینراه به اجل طبیعی ) بمیری پاداش تو بر خداوند است و اگر سالم از میدان جنگ برگشتی از گناهانت پاک شوی مانند روز ولادتت ؛ عرض کرد یا رسول الله (ص) من پدر و مادر پیری دارم که گمان میکنند به من اُنس گرفته اند و خروج مرا ( از نزد خود ) خوش ندارند ، رسول خدا (ص) فرمود در این صورت نزد والدینت بمان قسم به آنکه جامن من در دست اوست موآنست آنها یک شبانه روز به تو از جهاد یکسال بهتر است. اصول کافی جلد ۳ باب البر بالوالدین حدیث ۱۰

 

حضرت محمد (ص) : میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید همچنانکه دوست دارید در احسان و لطف میان شما به عدالت رفتار نمایند. سفینه البحار جلد ۲ صفحه ۶۸۴

 

حضرت محمد (ص) : فرزندانتان را با اسامی پیغمبران نام گذارید و بهترین نامها عبدالله و عبدالرحمن است. سفینه البحار جلد ۲ صفحه۶۸۴

 

 

 

از اربعین سلیمانى نقل شده که والدین را بر فرزند, هشتاد حق است: چهل, در حال حیات ایشان و چهل, در حال ممات آنها. اما آن چهل که در حال حیات است, ده تا به تن, ده تا به زبان, ده تا به دل و ده تا به مال است. 
آن ده که به تن است, عبارت است از: 
۱ ـ به آنان خدمت کند، زیرا حق تعالى فرموده است : (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)
۲ ـ حرمتشان را نگه دارد .
۳ ـ جلو ایشان ننشیند .
۴ ـ فرمان آنها را اگر شرع نهى نکرده، انجام دهد و از نهیشان، اگر واجب نیست، خوددارى کند .
۵ ـ روزه مستحبى را با اجازه آنان بگیرد .
۶ ـ چون ظاهر شوند, برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند .
۷ ـ بى رضاى ایشان به سفر (غیر واجب عینى) نرود .
۸ ـ در وقت راه رفتن, پشت سر آنان حرکت کند .
۹ ـ همیشه با مهربانى به آنان بنگرد .
۱۰ ـ همواره آماده خدمت کردن به آنان باشد .

 

اما آن ده حق که به زبان است, عبارت است از :

 

۱ ـ با آنان به نرمى سخن بگوید.
۲ ـ صداى خود را بر آنها بلند نکند.
۳ ـ گستاخى و پر چانگى نکند.
۴ ـ آنان را به نام نخواند.
۵ ـ سخن ایشان را قطع نکند.
۶ ـ گفته ایشان را رد نکند.
۷ ـ به امر و نهى، آنان را خطاب نکند.
۸ ـ همیشه آنان را دعا کند.
۹ ـ به آن دو اُف نگوید و روى خود را از آنان بر نگرداند.
۱۰ ـ با ایشان مؤدبانه سخن بگوید. 
اما آن ده چیز که به دل است، عبارت اند از: 
۱ ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند.
۲ ـ همواره آنان را دوست بدارد, اگر چه از حیث اقتصادى در مضیقه باشند.
۳ ـ به شادى آنان شاد باشد.
۴ ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد.
۵ ـ با دشمنان آنها دوستى نکند که آن دو مى رنجند.
۶ ـ از بدگویى یا کج خویى آنان نرنجد.
۷ ـ اگر به او ستم کردند، بر آنان خشم نگیرد، حتى اگر او را زدند، دستشان را ببوسد.
۸ ـ هر چند حق آن دو را رعایت مى کند، اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد.
۹ ـ همیشه در دل قصد کسب رضاى آنان را بنماید.
۱۰ ـ در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بیمارى آن دو به تنگ آمده باشد.

 

 اما آن ده چیز که به دل است, عبارت اند از:
۱ ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند.
۲ ـ همواره آنان را دوست بدارد, اگر چه از حیث اقتصادى در مضیقه باشند.
۳ ـ به شادى آنان شاد باشد.
۴ ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد.
۵ ـ با دشمنان آنها دوستى نکند که آن دو مى رنجند.
۶ ـ از بدگویى یا کج خویى آنان نرنجد.
۷ ـ اگر به او ستم کردند, بر آنان خشم نگیرد, حتى اگر او را زدند, دستشان را ببوسد.
۸ ـ هر چند حق آن دو را رعایت مى کند, اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد.
۹ ـ همیشه در دل قصد کسب رضاى آنان را بنماید.
۱۰ ـ در دل, طول عمر آنان را بخواهد, هر چند از زحمت و فقر و بیمارى آن دو به تنگ آمده باشد.

 

اما آن ده چیز که به مال تعلق دارد ، عبارت است از:

 

۱ ـ لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند. ۲ ـ آنان را از طعام خویش (بلکه بهتر) بخوراند, زیرا در هر انفاقى, آنان جلوترند. ۳ ـ قرض آن دو را بدهد; ۴ ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب, از زیارت بدهد .۵ ـ اگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند, از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد; ۶ ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد; ۷ ـ اگر مسکن ندارند, برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد; ۸ ـ از مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند; ۹ ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد; ۱۰ ـ مال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند, به روى آنان نیاورد.

 

اما آن چهل حق که بعد از وفات ایشان است ، عبارت است از:

 

۱ ـ در غسل و کفن و دفنشان تسریع کند; ۲ ـ از هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود; ۳ ـ مراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد; ۴ ـ طبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد; ۵ ـ شب دفن, نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند; ۶ ـ مخارج و هزینه هاى مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزارى نماید; ۷ ـ حساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند; ۸ ـ اگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند; ۹ ـ براى آنها هر روز قرآن بخواند; ۱۰ ـ بعد از هر نماز براى آنها دعا کند, به ویژه در نماز شب و اوقات دعا; ۱۱ ـ هر روز به نیابت آنها صدقه بدهد; ۱۲ ـ اگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند; ۱۳ ـ بر مصایب آنان صبر نماید; ۱۴ ـ قضاى نمازهاى واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد; ۱۵ ـ روزه هاى مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد; ۱۶ ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابى برابر حج دارد; ۱۷ ـ در قبرستان, آیه الکرسى و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و براى آنان هدیه کند; ۱۸ ـ هنگامى که به زیارت مشاهد مشرفه مى رود, به نیابت آنان هم زیارت کند; ۱۹ ـ به نیابت از آنان عمره به جاى آورد و اگر در حج واجب است, در وقت فراغت طواف کند; ۲۰ ـ اگر حج واجب خود را انجام داده و توانایى دارد, به نیابت از آنان حج واجب برود; ۲۱ ـ اگر کسى را ناراحت کرده اند یا بر شخصى ستمى روا داشته اند, با زبان یا وجه یا هر امر دیگر, او را راضى کند; ۲۲ ـ به عنوان رد مظالم, وجهى را به فقیر بدهد تا اگر حقى از کسى به گرنشان است ادا شود; ۲۳ ـ تا حد امکان اگر مجلس روضه و عزادارى به صورت هفتگى یا ماهانه داشته است, آن را ادامه دهد; ۲۴ ـ اگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندى قربانى مى کرده, سنت هاى خوب او را به پا دارد; ۲۵ ـ اگر کار خیر ناتمامى از او مانده, به اتمام برساند; ۲۶ ـ اگر آنان مالى را غصب کرده اند و بداند, باید براى خلاصى شان آن را به صاحبانش رد کند; ۲۷ ـ اگر خمس یا زکات بدهکارند, حتما آن را رد کند; ۲۸ ـ به پدر و مادر کسى بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند; ۲۹ ـ کارى نکند که بدگویى مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد; ۳۰ ـ با مردم به نیکى رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند; ۳۱ ـ دوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند; ۳۲ ـ احتمال گرفتارى آنها را بدهد و در صدد حاجاتشان برآید; ۳۳ ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید; ۳۴ ـ به جاى زیارت پدر و مادر به زیارت عمو, عمه, دایى و خاله برود و خوبى هاى پدر و مادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد; ۳۵ ـ اگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهى کرده, بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد; ۳۶ ـ سعى کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود; ۳۷ ـ خیرات, مبرّات و صدقات را براى آنان تداوم بخشد و فراموش نکند; ۳۸ ـ احترام اسامى و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسى آنان را به بدى یاد کند; ۳۹ ـ چنانچه آنان مؤمن بوده اند, شوق لقاى آنها را داشته باشد; همان گونه که ائمه& شوق پدران خود را داشتند; ۴۰ ـ چنانچه قبر آنان ویران شده, ترمیم نماید.

 

 همسرداری نمونه در اسلام

 

در آئین همسرداری

 

چکیده

 

یکی از مبانی اخلاقی در اسلام، مبحث همسرداری است. همسرداری نیازمند به اجرای مباحث طرفینی بین زن و مرد می باشد، بدین معنا که برای دست یابی به همسرداری بهینه و اصولی، هم مرد نقش مهم و به سزایی دارد و هم زن. بر همین اساس، ما در این مقاله برآنیم که اولاً از اصول همسرداری مباحثی ارائه کنیم و ثانیاً وظایف هر یک از مرد و زن نسبت به یکدیگر را به صورت جداگانه بررسی نماییم و در آخر به علل اختلافات بین زن و مرد بپردازیم.

 

کلید واژه: همسرداری، شوهر، همسر، زن، مرد، اختلاف.

 

 

 

مقدمه

 

بنیان ازدواج، محبت است. اگر به فرض، دو نفر در تمامی معیارهای عقلانی با هم یکی باشند، اما به هر دلیلی یکدیگر را دوست نداشته باشند، نمی توانند با هم زندگی خوبی را آغاز کنند. محبت بین زن و شوهر و ابراز آن و توجه آن ها به یکدیگر عصاره بسیاری از اخلاقیاتی است که باید بین آنها رعایت شود. وجود محبت در زندگی مشترک ریشه حضور وفق و مدارا، خوش خُلقی، نگاه مسرورانه، همراهی در غم و شادی، به دوش کشیدن مشترک سختی و رنج است و زمینه گذشت و بخشش از خطاها و دوری از عیب جویی و سرزنش و پذیرش، عذرخواهی است.

 

 

 

 

 

پنجاه اصل همسرداری

 

۱. صداقت؛ ۲. انصاف؛ ۳. گذشت؛ ۴. مدارا؛ ۵. رازداری؛ ۶. عشق و محبت با یکدیگر؛ ۷. محکوم نکردن طرف مقابل؛ ۸. نظافت و خوش بویی؛ ۹. احترام به یکدیگر؛ ۱۰. عدم جابجایی نقش های یکدیگر؛ ۱۱. من و تو نداشتن؛ ۱۲. پرهیز از اهانت؛ ۱۳. تأمین غرائز جنسی یکدیگر؛ ۱۴. درک ضرورت های یکدیگر؛ ۱۵. پذیرش اصل اختلاف سلیقه و تفاوت روش ها؛ ۱۶. داشتن روحیه عذرخواهی و اعتراف به اشتباه؛ ۱۷. یکپارچگی در امور مالی؛ ۱۸. همدیگر را خوشبخت و بهشتی کردن؛ ۱۹. مشورت با یکدیگر؛

 

۲۰. تشکر از یکدیگر؛ ۲۱. پرهیز از امر و نهی کردن یکدیگر؛ ۲۲. اظهار علاقه به یکدیگر؛ ۲۳.خود را جای طرف مقابل قرار دادن؛ ۲۴. اعتماد داشتن به هم؛ ۲۵. وفاداری به هم؛ ۲۶. پرهیز از تحقیر و سرزنش یکدیگر در نزد دیگران؛ ۲۷. تعریف و تمجید از یکدیگر، به ویژه در غیاب هم؛ ۲۸. انتقاد طلبی؛ ۲۹. عدم تحریک حسادت و غیرت یکدیگر؛ ۳۰. تفکیک مسائل کار از مسائل منزل؛ ۳۱. رعایت عدالت در دید و بازدید از بستگان یکدیگر؛ ۳۲. غمخوار هم بودن؛ ۳۳. پرهیز از حل مشکلات زناشویی در حالت دعوا و خشم؛ ۳۴. جلوگیری از انباشتن اختلافات و مشکلات؛ ۳۵. خوش رفتاری؛ ۳۶. ساده زیستی؛ ۳۷. خوب گوش دادن به سخنان یکدیگر؛ ۳۸. جلوگیری از دخالت های نابجای دیگران؛ ۳۹.داشتن مشاور خانواده؛

 

۴۰. آشنایی با ویژگی های مردان و زنان؛ ۴۱. روحیه و امید دادن به هم؛ ۴۲. مطالعه کتاب های اخلاقی مربوط به اصول همسرداری؛ ۴۳. استفاده از تجربیات گذشتگان؛ ۴۴. توجه به نقاط قوت همسر؛ ۴۵. پرهیز از مخفی کاری؛ ۴۶. کاهش توقعات از یکدیگر؛ ۴۷. عیب پوشی همدیگر؛ ۴۸. احترام به خانواده یکدیگر؛ ۴۹. پرهیز از زندگی خشک قانونی و حقوقی؛ ۵۰. پرهیز از بزرگ نمایی اختلافات کوچک.

 

 

 

وظایف مرد نسبت به همسر (۱)

 

۱. مهر و محبت و احترام؛ زن کانون مهر و محبت است و بهترین کلید همسرداری را محبت می داند. زن سعادت خویش را در زندگی، مهر و محبت شوهر می داند. محبت باعث تحکیم روابط زناشویی می شود و رفتار شوهر در افزایش مهر و محبت از ناحیه همسر، بسیار مهم و قابل توجه است. چون او تشنه محبت است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «هرچه ایمان کامل تر باشد بیشتر به همسرش اظهار محبت می کند.» (۲) نیز امام صادق علیه السلام می فرمایند: «کسی که به خانواده اش نیکی کند، خداوند بر عمرش می افزاید.» (۳)

 

۲. عذر خواهی؛ چنان که تشکر سبب محبت است؛ عذرخواهی هم موجب محبت نسبت به همسر می شود. چه بسا با یک معذرت خواهی، کدورت های مختلف زدوده می شود و زندگی شیرین تر از اول می شود. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «بدترین مردم کسی است که معذرت خواهی دیگران را نپذیرد و از خطایشان نگذرد.» (۴)

 

۳. عدم توجه به حرف های بدخواهان؛ مرد نباید زودباور و ساده لوح باشد و همسرش را مورد آزار و اذیت قرار دهد. چه بسا افرادی هستند که به خاطر حسادت و کینه توزی و انتقام گرفتن از مرد، بدگویی می کنند و مرد نباید حرف های این بدخواهان و بدگویان را گوش دهد چون ممکن است به دروغ سخنی گفته باشند.

 

۴. خوش اخلاقی؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید: «با همسران خود با نیکی و مهربانی معاشرت کنید و از بی عدالتی و خشونت بپرهیزید.» (۵)

 

۵. انعطاف پذیری مرد؛ کسی می تواند در زندگی خود موفق شود که خوی نرم و انعطاف پذیری داشته باشد، و این انعطاف پذیری از نشانه های مروت و مردانگی مرد است.

 

۶. نادیده گرفتن خطاها و لغزش ها؛ انسان دچار لغزش و اشتباه می شود و زن هم از این قاعده مستثنی نیست، پس لازم است که مرد با تدبیر و اندیشه، خطاهای احتمالی همسرش را نادیده بگیرد. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «هر مردی که برای خود همسری اختیار کرد، باید در احترام نمودن و گرامی داشتن او بکوشد، خطای زن را در پیش فرزندان بازگو نکنید و حتی اگر فرزندان شما خطای مادرشان را یادآوری کردند، شما باید ذهن بچه ها را از این بابت آسوده سازید و احترام مادر را در دل ایشان استوار گردانید.البته بر مادر نیز واجب است که احترام پدر را همیشه به خاطر فرزندان بیاورد.» (۶)

 

۷. عدم تنبیه بدنی همسر؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «هر مردی که همسرش را بیش از سه بار در عمرش بزند، خداوند او را در میان تمام مردم محشر چنان رسوا کند که اولین و آخرین، به وی بنگرند.» (۷)

 

۸. چشم پوشی از غیر همسر؛ مردان باید از زنان نامحرم چشم بپوشند و جز به همسر خویش، به دیگری نظر نیفکند. چون نگاه به دنبال نگاه، بذر شهوت را در قلب می کارد و این تیر زهرناک از تیرهای شیطان است، که باعث حسرت می شود.

 

۹. تأمین مخارج خانواده؛ مرد در اسلام، مدیر و سرپرست خانواده است و تأمین کلیه مخارج زندگی و حتی بودجه شخصی زن به عهده مرد می باشد، اگرچه زن دارای درآمدی سرشار باشد. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «برای گناهکاری مرد، همین بس که در تأمین مخارج افراد تحت تکفل خود کوتاهی کند.» (۸)

 

۱۰. همکاری؛ رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم روزی به منزل امیرالمؤمنینعلیه السلام تشریف بردند و ایشان را در حال پاک کردن عدس یافتند، از این کار خیلی شاد شدند و او را فرمودند: «یا علی، کسی که در کار منزل به زنش کمک کند، ثواب حج عمره دارد.» (۹)

 

۱۱. پاکیزه بودن؛ بعضی از مردها به فکر نظافت شخصی خودشان، اعم از بدن و لباس نیستند، دیر حمام می روند و بدن آنها بوی عرق می دهد و پاهایشان هم آزاردهنده است. امام رضاعلیه السلام از پدران بزرگوارش نقل می کند که: «زنان بنی اسرائیل از عفت و تقوا دست کشیده اند و هیچ علتی نداشت جز این که شوهران، خود را برای آنها نمی آراستند؛ زن هم از مرد همان انتظاری را دارد که مرد از او دارد.» (۱۰)

 

۱۲. مقایسه؛ هر زنی ویژگی خاص خود را دارد و در قابلیت ها و توانایی ها به هیچ وجه نمی توان زن خود را با زن های دیگر مقایسه نمود.

 

۱۳. خوش زبانی؛ مرد می تواند با زبان خوش بر امارت دل افراد خانواده حکومت داشته باشد.

 

۱۴. نیکو سخن گفتن؛ خداوند در قرآن می فرماید: «با مردم سخن نیکو بگویید.» (۱۱) امام علی علیه السلام می فرمایند: «زبانت را به نرمی در سخن و سلام کردن عادت ده تا دوستانت بسیار و دشمنانت اندک گردند.» (۱۲)

 

۱۵. احسان و نیکی؛ امام علی علیه السلام می فرمایند: «با احسان، آدمی مالک دل ها می-شود.» (۱۳)

 

۱۶. خوش رفتاری؛ آنچه باعث گرمی خانواده می شود، خوش رفتاری است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «پاکی و حسن خلق روزگار را می سازد و عمر را افزون می-کند.» (۱۴)

 

۱۷. تعلیم و تربیت همسر؛ مرد باید ساعتی از زندگی را برای تعلیم و تربیت همسرش بگذارد، یا همسرش را آزاد بگذارد تا او در جلسات مذهبی و دینی و آموزش احکام و ضروریات خودش شرکت کند و واجبات را به نحو احسن فرا گیرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «پیش از آن که زنان به زشتی، فرمانتان دهند، شما آنان را به کارهای نیک نصیحت کنید.» (۱۵)

 

 

 

۱۸. پرستاری از همسر؛ زن، در موقع کسالت و بیماری از شوهرش انتظار دارد که از او پرستاری کند و با دلجویی و مهربانی در معالجه اش کوشش نماید. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «هر کس برای بر آوردن حاجت بیماری کوشش کند، موفق شود یا نه، از گناهانش خارج می شود. مانند روزی که از مادر متولد شده است.» یکی از انصار عرض کرد: «پدر و مادرم قربانت یا رسول ا…! اگر مریض از اهل بیتش باشد آیا ثواب بیشری ندارد؟» حضرت فرمودند: «بلی». (۱۶)

 

۱۹. فراهم آوردن زمینه آسایش خانواده؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «ملعون است کسی که حقوق خانواده خود را نادیده انگارد.» (۱۷) امام سجادعلیه-السلام می فرمایند: «مورد رضایت ترین افراد در پیشگاه خدا کسی است که زمینه های آسایش خانواده خود را برآورده سازد.» (۱۸)

 

۲۰. حفظ حرمت زن؛ هر فردی دارای شخصیتی است و دوست دارد که حرمتش حفظ شود و تحقیر را نمی پذیرد. البته گاهی اوقات همسر حاضر است کلمات تندی را از شوهرش در خلوت بشنود ولی شکستن حرمتش در پیش فرزندانش و… را نمی پذیرد. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است.» (۱۹)

 

۲۱. نیکی و خدمت به همسر؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: «هر کس خوبی خود را نسبت به عیالش با بهترین وجه انجام دهد، خداوند متعال عمرش را زیاد می کند.» (۲۰)

 

۲۲. پرهیز از لجاجت؛ مرد لج باز سخن همسرش را نمی پذیرد و هرگز در زندگی به هدفش نمی رسد. علاوه بر این که حرمت خود را می شکند بین اعضاء خانواده هم جای ندارد، در زندگی زمین می خورد و بذر شرارت را در دل می پروراند. امام علی علیه-السلام می فرمایند: «بهترین خُلق و خوی آن است که از لجاجت دورتر باشد.» (۲۱)

 

۲۳. زندگی را به بازی نگیرید؛ مرد باید در زندگی هدف دار باشد و از سرگرم شدن به مسائل پوچ و بی محتوا پرهیز کند.

 

۲۴. حفظ وقار و متانت؛ رفتارهای بچه گانه و سبک، مرد را در نزد دیگران بی ارزش می سازد. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «وقار، نشانه عقل است.» (۲۲)

 

۲۵. پرهیز از کینه توزی؛ دل جایگاه کینه ها و دشمنی ها نیست و نباید زندگی را بر افراد خانواده تلخ و تنگ نمود. کینه توزی، بیماری خطرناک و کشنده ای است که بسیاری از زندگی ها را نابود می کند و موجب جدایی زندگی مشترک می شود. امام علی علیه السلام می فرمایند: «ریشه تمام فتنه ها، کینه توزی است.» (۲۳)

 

۲۶. پرهیز از پرگویی و پرخوری و پرخوابی؛ حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «چون خداوند صلاح بنده اش را بخواهد، به او الهام می کند که سخن اندک گوید و طعام اندک خورد و خواب اندک کند.» (۲۴)

 

۲۷. قدردانی از اعضای خانواده؛ قدردانی و تشکر از زحمات همسر، او را برای بهتر خانه داری کردن تشویق می کند و نسبت به زندگی دلگرم می شود. امام صادق علیه-السلام می فرمایند: «خداوند لعنت کند بر کسی که راه نیکی را سدّ می کند و او مردی است که در حق او خوبی می شود ولی نادیده می گیرد و به همین خاطر مانع آن می-شود که خیر و نیکی انجام گیرد.» (۲۵)

 

۲۸. پرهیز از اهانت؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: « خداوند (عزوجل) فرموده است: کسی که بنده مؤمن مرا آزار دهد، باید مرا با خود در جنگ بداند و کسی که بنده مؤمن مرا احترام کند، باید از غضب من ایمن باشد.» (۲۶)

 

۲۹. خدمت گذاری؛ مرد باید چه در کارهای منزل و چه در نگهداری کودکان، به همسرش کمک کند. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «خدمت به اهل خانه کفاره گناهان است و افزوده اند: این عمل غضب الهی را فرو می نشاند و مهریه حورالعین است.» (۲۷)

 

۳۰. حضور در خانه؛ رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «حضور پدر در کنار خانواده اش، پاداشی معادل پاداش اعتکاف در مسجد مرا به همراه دارد.» (۲۸)

 

۳۱. نرمی و مدارا؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «هر مردی که بر اخلاق زشت زن بد اخلاقش شکیبایی به خرج دهد، و در مقابل آن از خداوند پاداش بخواهد، خداوند ثواب و پاداش اهل شکر را به او عطا می فرماید.» (۲۹) حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «آن که مدارا نکند با کسی که چاره ای جز مدارای با او ندارد، حکیم نیست.» (۳۰)

 

۳۲. تعصب و غیرت بی جا؛ غیرت یک سرمایه گران بها و پرقیمت است. اما سخت گیری و بدگمانی بیش از حد مرد، چه بسا زن با عفت و پاک دامن را به سوی آلودگی می-برد. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «امیرالمؤمنین، علی علیه السلام در نامه اش خطاب به امام حسن مجتبیعلیه السلام نوشت: از غیرت ورزی در غیر محل خود بپرهیز؛ زیرا که چنین عملی موجب می شود زن مبرّا و پاک از معصیت، معیوب شود.» (۳۱)

 

۳۳. غیرت برای مردها؛ ناموس انسان بالاترین سرمایه هاست. تمامی سرمایه ها از قبیل طلا و جواهرات قابل مقایسه با ناموس نیست. اگر اشیاء قیمتی و گران بها مورد دستبرد دزدان و خیانت کاران قرار گیرد زیانش مالی و جبران پذیر است، ولی اگر ناموس انسان مورد دستبرد قرار گیرد زیانش جبران پذیر نیست. رسول اکرم صلی الله-علیه وآله وسلم می فرمایند: «غیرت، نشانه ایمان و بی غیرتی نشانه بی ایمانی است.» (۳۲)

 

۳۴. پرهیز از دوستی با افراد آلوده؛ بر اثر دوستی با افراد آلوده، فسادهای اجتماعی به تدریج به خانواده زناشویی رخنه کرده و بنای آن را فرو می ریزد. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «بپرهیز از هم نشینی با افراد بد؛ زیرا تو، به وسیله او شناخته می شوی.» (۳۳) امام صادق علیه السلام می فرمایند: «با تبه کاران هم نشین نشو، مبادا عمل بد او در تو تأثیر گذارد.» (۳۴)

 

۳۵. پرهیز از شراب و مِی گُساری؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید: «شیطان قصد دارد به وسیله شراب و قمار روابط شما را با یکدیگر تیره کند و بین شما کینه و دشمنی برانگیزد.» (۳۵)

 

۳۶. دوری از تنبلی و بیکاری؛ حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «کسی که به تن آسایی و تنبلی بسنده کرده است هرگز به خوشبختی و آزادگی نخواهد رسید.» (۳۶)

 

۳۷. پرهیز از رفیق بازی؛ برخی از مردها به جهت آزادی که دارند، رفیق باز هستند. هر کسی را به منزل می آورند و بر اساس غفلتی که دارند یک زمان به خودشان می آیند که در دام فساد گرفتار شده اند. به قمار بازی یا استعمال مواد مخدر یا مِی گُساری و در نهایت بی بندوباری، عادت کرده و به شب نشینی های خانمان برانداز قدم می گذارند.

 

۳۸. تعدد زوجات و ازدواج موقت؛ دین اسلام، تعدد زوجات را برای مردان جایز و مباح دانسته است؛ لذا اگر مردی بنده شهوت و برده غریزه جنسی است و بدون مراعات عدالت و با داشتن همسری عفیف و پاک دامن و صالح و دارای صورت و سیرت زیبا، مبادرت به تجدید فراش نماید و مهر و محبت و صفا و عطوفت، که چاشنی لذت بخش زندگی شان بود را به بغض و کینه و حسادت تبدیل می کند.

 

 

 

وظایف زن نسبت به شوهر (۳۷)

 

۱. عشق و محبت؛ اولین نیاز روحی و روانی شوهر، مهر و محبت و دوست داشتن اوست. ابراز محبت، موجب دلگرمی و علاقه مندی او نسبت به زندگی می شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «بهترین زنان شما، زنانی هستند که دارای عشق و محبت باشند.» (۳۸)

 

۲. خوش اخلاقی و رفتار نیکو؛ اخلاق، در اصل به معنای نهاد، باطن و سیرت است. انسان خوش اخلاق، یعنی انسانی که دارای نهاد و باطنی پاکیزه و ارزشمند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «سنگین ترین اعمال که در میزان اعمال قرار می گیرد، حُسن خُلق است.» (۳۹)

 

۳. حیا و عفت؛ عفت و حیا از صفات نفسانی هستند که شهوت و تمام حرکات و سکنات و گفتار و قلم انسانی را کنترل می کنند. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می-فرمایند: «حیا لباسی است که هر کسی آن را بپوشد عیب هایش از مردم پوشیده می-ماند.» (۴۰)

 

۴. تشکر و سپاس گذاری؛ امام سجادعلیه السلام می فرمایند: «شکرگذارترین شما نسبت به خدا، شکرگذارترین شما نسبت به مردم است.» (۴۱)

 

۵. قناعت؛ اسلام قناعت و مصرف با دقت را ستایش کرده است. انسان قانع هیچ گاه دست نیاز به طرف دیگران دراز نمی کند و به اندازه درآمدش خرج می کند.

 

۶. عفو و گذشت و چشم پوشی؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «بر شما باد به گذشت و عفو؛ زیرا که گذشت چیزی بر شما جز عزّت نیفزاید و از یکدیگر بگذرید تا این که خدا شما را عزیز گرداند.» (۴۲)

 

۷. آرایش؛ زن باید همیشه تمیز باشد و زیبایی و آراستگی ظاهری داشته باشد و خود را برای شوهرش آرایش کند. اگر زن به وضع ظاهری اش نرسد ممکن است شوهرش در دام شیادان و زنان آرایش کرده در خیابان بیفتد آن گاه از شما دل بِبُرَد و از مسیر منحرف شود. امام محمدباقرعلیه السلام می فرمایند: «سزاوار نیست زن بدون زیور باشد ولو این که گردنبندی به گردن آویزد. سزاوار نیست دستش را بی رنگ و ساده بگذارد ولو این که حنایی به دست بکشد، هرچند سال خورده باشد.» (۴۳)

 

۸. احترام؛ زن باید از زحمات شوهرش قدردانی کند و با احترام و محبت با او سخن بگوید و او را با احترام صدا بزند و وقتی درب منزل را می زند با لب خندان و چهره ای شاد به استقبالش برود و فرزندان را نسبت به احترام پدر سفارش کند.

 

۹. حفظ حجاب اسلامی؛ نبودن حریم میان زن و مرد و بی حجابی و آزادی معاشرت ها، تنش ها و ناهنجاری ها و بی بندوباری ها را در جامعه بیشتر کرده و در نهایت انسان را به نابودی می کشاند.

 

۱۰. خانه داری؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «خدمت هر یک از شما زنان در خانه، برابر جهاد مجاهدان است.» (۴۴) امام صادق علیه السلام می فرمایند: «بهترین زنان شما، زنی است که خوشبو، خوش پخت و پز باشد، بجا خرج کند و بجا صرفه-جویی نماید…» (۴۵)

 

۱۱. نظافت و مرتب کردن منزل؛ محیط منزل، باید دلپذیر و مسرَّت بخش باشد. پاکیزگی و نظافت خانه وظیفه اخلاقی خانم خانه است. نظافت خانه باعث آرامش اعضای خانواده، مخصوصاً مرد خانه است. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «جلوی خانه های خود را تمیز نگه دارید؛ خود را به یهود شبیه نکنید.» (۴۶) نیز در جای دیگر می فرمایند: «هرچه می توانید پاکیزه باشید؛ زیرا خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاده و جز مردم پاکیزه کسی به بهشت نمی برد.» (۴۷)

 

۱۲. امانت داری؛ مرد، زن را امین خود در خانه می داند و او باید تمام توان و کوشش خود را برای حفظ اموال و وسائل خانه به کار ببرد.

 

۱۳. راز داری؛ فاش کردن راز همدیگر، روابط مرد و زن و بنیان خانواده را تلخ می کند و اعتماد و اطمینان و احترام آنها از بین می رود. اما با حفظ اسرار و راز شوهر، بر درجات ایمان همسر افزوده شده و اعتماد مردم را به خود جلب کرده و مرد با دیده احترام به همسرش می نگرد.

 

 

 

۱۴. بی اجازه از خانه خارج نشدن؛ امام صادق علیه السلام از پدرانش و آنها از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم نقل می کنند که حضرت می فرمایند: «زن نباید بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود، و اگر بدون اجازه خارج گردد ملائکه آسمان، جن، انس و هر آن چه که این زن (نافرمان) از نزد آن عبور می کند به او لعنت می کند تا به آن هنگام که به خانه برمی گردد.» (۴۸)

 

۱۵. خوش بویی و خودآرایی؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «زن باید خودش را برای شوهر به خوشبوترین عطرها معطر کند و زیباترین لباس هایش را بپوشد و به نیکوترین آرایش، برای شوهرش آرایش نماید و پیوسته خودش را به شوهر عرضه کند.» (۴۹)

 

۱۶. استقبال از شوهر؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «شایسته است که زن چراغ خانه را روشن کند و خوراک را آماده سازد و چون شوهرش به خانه آمد تا نزدیک درب خانه از او استقبال نماید و به او خوش آمد بگوید. و با آوردن آب و حوله، به شوهرش در شستشوی دستش کمک کند و بدون جهت از انجام خواسته های او امتناع ننماید.» (۵۰)

 

۱۷. پرهیز از آزار شوهر (تندخویی و بد زبانی)؛ امام جعفر صادق علیه السلام می-فرمایند: «ملعون است ملعون، زنی که همسرش را بیازارد و وی را غمگین و غصه-دار کند، و خوشبخت است خوشبخت، زنی که احترام شوهر را نگه دارد و وی را نیازارد و در هر حال از وی اطاعت نماید.» (۵۱)

 

۱۸. اطاعت زن از شوهر؛ یکی از حقوق شوهر، اطاعت زن از او می باشد. در کنار ایمان و عبادت زن و ادای واجبات و ترک محرمات، اطاعت از شوهر باعث نجات اوست. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «اگر سجده کردن، برای غیر خدا جایز بود، دستور می دادم زن در برابر شوهرش سجده کند.» (۵۲) نیز حضرت در جایی دیگر می فرمایند: «زن نمی تواند حق خدا را ادا کند مگر این که حق شوهرش را ادا کند.» (۵۳)

 

۱۹. پرهیز از طلسم برای ایجاد محبت؛ امام باقرعلیه السلام از پدرانش نقل می کند که زنی به حضور رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم رسید و گفت: «شوهری دارم که نسبت به من خشن و تندخو است و من طلسمی ساخته ام تا قلب او را به خود متمایل سازم.» حضرت به او فرمودند: «آُف بر تو، دریاها و زمین ها را آلوده کردی و ملائک برگزیده خداوند و فرشتگان آسمان ها و زمین، تو را نفرین می کنند.» آن زن روزها را روزه گرفت و شب ها را به عبادت گذراند، موی سر خود را تراشید و لباس خشن پوشید تا بلکه خداوند از تقصیرش بگذرد. وقتی خبر حال او را به حضرت رسولصلی الله-علیه وآله وسلم دادند، حضرت فرمودند: «این اعمال از وی پذیرفته نمی شود.» (۵۴)

 

۲۰. زن بدون اجازه شوهر در اموال او تصرف نکند؛ بر اساس شریعت مقدس اسلامی، زن نمی تواند بدون اجازه از اموال شوهرش، صدقه یا نذر مالی یا به افراد چیزی ببخشد و اگر بدون اذن او مبادرت به بخشش اموال شوهر نماید گناه کرده و ثوابش به شوهر می رسد.

 

۲۱. مصرف بیش از حد و خارج از شأن؛ میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در زندگی، از نظر اسلام، دارای جایگاه خاص است. به مدیر خانه (زن) سفارش می کند که مصرف بیش از حد و خارج از شأن خود نداشته باشد چون اسراف شده و زیاده روی و مصرف بیش از حد نیاز و شایستگی شخصی، حرام است. (۵۵)

 

۲۲. تدبیر در امور زندگی؛ زن نباید بر مبنای اخلاقی و اقتصادی دین، برای جهت بخشیدن به وضع زندگی خود و رفع مشکلات و نابسامانی های اقتصادی برنامه ای هماهنگ و متناسب با درآمدها تهیه و اجرای آن را در زندگی شخصی و اجتماعی خود مد نظر قرار دهد.

 

۲۳. تشویق به درآمد حلال؛ مرد، در راستای تأمین هزینه زندگی به هر در و دیوار می زند تا نزد خانواده شرمنده نشود و جه بسا برخی افراد برای به دست آوردن ثروت، از راه حرام مبادرت می کنند که پیامدهای ناگواری چون بی خاصیتی عبادت، شقاوت ابدی و ملعون خداوند قرار گرفتن را در پی خواهد داشت. و در این راستا، زن در تشویق مرد، در به دست آوردن رزق و روزی حلال می تواند بسیار مؤثر باشد.

 

۲۴. افشا نکردن اسرار و عیوب شوهر؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید: «همسرانتان لباس شما و شما لباس آنها هستید.» (۵۶) تعبیر لباس در این آیه یک تعبیر لطیفی است. لباس، انسان را از سرما و گرما حفظ می کند، زن و شوهر هم باید آبرو و حیثیت یکدیگر را حفظ نمایند. در جای دیگر می فرماید: «زن نوح و لوط که در اختیار دو بنده شایسته از بندگان ما بودند به شوهران خود خیانت کردند، خیانت آن دو زن غیر از جاسوسی نمودن از خانه و شوهر چیز دیگری نبود.» (۵۷)

 

۲۵. تأمین خواسته های جنسی شوهر؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: «لذتی در دنیا و آخرت برتر از کام جویی با همسر وجود ندارد حتی برای اهل جنت، در بهشت لذتی فرح بخش تر از نکاح وجود ندارد.» (۵۸) نیز رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «زن هیچ شبی نباید بخوابد مگر آن که شوهرش از او راضی باشد.» (۵۹)

 

۲۶. پذیرایی شایسته از مهمانان؛ مهمان داری و مهمان نوازی یکی از رسم های پسندیده ای است که باعث محبت و ارتباط با دل ها شده و کینه ها و کدورت ها را برطرف می سازد و باعث افزایش رزق و روزی و آمرزش گناهان میزبان می شود.

 

۲۷. سفره آرایی؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «برترین زنان کسانی اند که خوشبو و سلیقه آشپزی آنها کامل و جالب باشد، و اقتصاد را از دست ندهند. چنین زنانی از عمال و کارکنان خدا خواهند بود و عامل خدا هرگز با شکست و پشیمانی مواجه نخواهد شد.» (۶۰)

 

۲۸. بردباری و تحمل مرارت های زندگی؛ زندگی، دارای مشکلات و فراز و نشیب هایی است که زن و مرد باید خودشان را با آن وفق دهند و با سختی ها بسازند و در مقابل سختی ها صبور باشند و از زندگی دل سرد نشوند. و تنها راه مبارزه با این مشکلات در زندگی، صبر و بردباری و تحمل مرارت های زندگی است.

 

۲۹. پرهیز از سخن چینی؛ حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «از سخن چینی بپرهیز، که سخن چینی تخم کینه را در دل می کارد و آدم را از خدا و مردم دور می سازد.» (۶۱)

 

۳۰. تکبر و بخل و ترس زن؛ حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «خصلت های نیک زنان همان خصلت های بد مردان است: تکبر، بخل، ترس. هرگاه زن، متکبر باشد، خود را در اختیار بیگانه نمی گذارد. اگر بخیل باشد، مال خود و شوهرش را حفظ می کند. و زنی که ترسو باشد، از هر چیز (مشکوک) که در برابرش قرار گیرد، چشم می زند و فاصله می گیرد.» (۶۲)

 

۳۱. سرگرمی های شوهر؛ عده ای از آقایان علاقه مند به بازی های ورزشی، عده ای علاقه-مند به تلوزیون، عده ای علاقه مند به پرورش پرندگان و… می باشند. که این ها باعث علاقه مند شدن مرد به خانه می شود و آرامش روحی و روانی پیدا می کند. اثر مثبت این سرگرمی ها این است که شوهر وقت خودش را در خیابان ها و ولگردی نمی-گذارند و از فسادهای اجتماعی و اخلاقی در امان هستند.

 

۳۲. پرهیز از کوچه نشینی؛ کوچه نشینی زنان، هم زشت و ناپسند، و هم نامشروع است.

 

۳۳. پرهیز از توصیف زنان نامحرم نزد شوهر؛ وصف جمال و زیبایی زنی برای مردان نامحرم حرام است و اگر گناهی بین آن دو صورت گیرد، توصیف کننده، شریک آن مصیبت بوده و بلکه شرّ عاملیت در معصیت گریبان گیر او خواهد بود.

 

۳۴. پرهیز از خیانت؛ حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «از خیانت بپرهیز؛ زیرا که خیانت، بدترین گناه است و خائن به خاطر خیانتش همیشه در عذاب و آتش است. خیانت برکت ها را از بین می برد.» (۶۳)

 

۳۵. پرهیز از قهر کردن؛ حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که فرمودند: هر زنی که با شوهر به ناحق قهر کند در روز قیامت با فرعون و قارون در آخرین طبقه آتش جهنم محشور می شود، مگر آن که توبه کند و برگردد.» (۶۴)

 

۳۶. پرهیز از منت گذاری؛ رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «اگر زنی تمام طلا و نقره ها را به خانه شوهر خود ببرد، آن گاه یک روزی به سرش منّت گذارد و بگوید، تو چه کاره ای مال از آنِ من است. عمل وی نابود می گردد. اگر چه از عابدترین مردم باشد؛ مگر این که از شوهر خود عذر بخواهد.» (۶۵)

 

۳۷. پرهیز از مُدگرایی؛ یکی از بیماری های زنان امروزی، مُدگرایی است. بدون این که بیندیشد با هزاران زحمتی که بری شوهر ایجاد می کنند به دنبال تازه های لباس و آرایشند که برای خودشان شخصیتی غیر واقعی و کاذب بسازند.

 

۳۸. کاستن توقعات؛ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «هر بانویی که با همسر خویش مدارا نکند و او را بر انجام کاری که در توانش نبوده و طاقت آن را ندارد وادارد، هیچ حسنه و کار نیکی از او قبول نخواهد شد و در قیامت خدا را در حالی که بر او غضبناک است ملاقات می کند.» (۶۶)

 

۳۹. بارداری و فرزنددار شدن و شیردهی؛ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به زوجه اش ام سلمه درباره زن باردار می فرمایند: «زمانی که زن باردار شود، اجر و پاداش کسی را دارد که با جان و مالش در راه خدا جهاد می کند و زمانی که فرزندش را بزاید، به او گفته می شود، خدا گناه تو را آمرزید کار و عمل از سر گیر، و زمانی که کودکش را شیر می دهد، خداوند متعال برای هر شیر دادنی، ثواب آزاد کردن بنده از فرزندان اسماعیل پیغمبرعلیه السلام را به او می دهد.» (۶۷)

 

 

 

علل اختلاف بین زن و مرد (۶۸)

 

۱. آشنا نبودن والدین و زن و مرد با وظایفشان؛ شاید بتوان گفت یکی از مهمترین مسائلی که هر انسانی اعم از زن و مرد باید با آن آشنا باشند، روش همسرداری است. بدین معنا که زن یا مرد هر کدام وظایفشان را نسبت به طرف مقابلش بداند. و هر یک بدانند که زن و مرد در مقابل نیازهای اخلاقی، عاطفی، روحی و روانی، جنسی، اجتماعی و خانوادگی یکدیگر وظیفه دارند، که کوتاهی در برابر هر کدام از این ها منشأ اختلاف می شود و دانستن این وظایف محقق نمی گردد مگر آن که زن یا مرد هر کدام مدت زیادی پیرامون این موضوعات مطالعه نمایند و آن را به مرحله عمل برسانند.

 

 

 

به بیان دیگر اصل مدیریت در داخل منزل و خانواده یکی از اصول بسیار مهمی است که بسیاری، از آن غافلند، چون به اهمیت آن آگاهی ندارند. چه بسا یک فرد بتواند استانی را مدیریت نماید و یا لشگری را فرماندهی نماید، اما در مدیریت منزل و خانواده پنج إلی شش نفری عاجز است.

 

۲. محکوم کردن یکدیگر و مچ گیری؛ یکی دیگر از علل اختلاف بین زن و شوهر، پیدا کردن نقاط ضعف دیگری و آن را به رخ او کشیدن و یا در جمع مطرح کردن است، تا از این طریق، دیگری را محکوم کند و حرف خود را به کرسی بنشاند. در این صورت، طرف مقابل هم در صدد مقابله برمی آید و سعی می کند عیب و نقطه ضعفی در دیگری پیدا کند تا او را محکوم نماید. در چنین فضایی زن و شوهر، دائماً با دید منفی به یکدیگر نگاه می کنند و هر کدام دنبال پیدا کردن عیب دیگری است تا او را خُرد کند و شخصیتش را در هم بکوبد. در چنین خانواده هایی فضای خانواده در اثر بغض و کینه، روز به روز تیره تر می گردد و آتش حِقد همه را می-سوزاند.

 

۳. عدم آرایش زنان برای همسران شان؛ زن باید به آراستگی برای شوهر با رعایت موازین اخلاقی در برابر فرزندان، اهمیت دهد و از آرایش در مقابل نامحرم یا خارج از منزل بپرهیزد؛ زیرا عدم خودآرایی زن برای شوهرش باعث می شود که زن برای مرد تکراری شود و دیگر رنگ و بویی نداشته باشد، در حالی که غریزه جنسی به مرد فشار می آورد و همین فشار باعث می شود که مرد بهانه های مختلف بیاورد و هر کاری زن انجام دهد برایش چندان ارزشی نداشته باشد. البته مرد هم در برابر زن این وظیفه را دارد.

 

بر همین اساس رسول مکرم اسلامصلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «بر زن لازم است که برای شوهرش با بهترین عطرها خود را خوشبو نماید، و بهترین لباس ها را بپوشد، و بهترین زینت و آرایش را برای شوهرش بنماید و خود را هر صبح و شب برای شوهرش آماده سازد.» (۶۹) امام محمدباقرعلیه السلام می فرمایند: «برای زن سزاوار نیست که در برابر شوهرش بدون آراستگی باشد، اگر چه به آویزان کردن گردنبندی باشد. و نیز سزاوار نیست دست هایش را بدون حنا و آرایش رها سازد، اگر چه مقدار کمی حنا به دستش بمالد، حتی اگر زن سن زیادی داشته باشد.» (۷۰)

 

۴. عدم احترام متقابل به اقوام یکدیگر؛ زن و مرد وظیفه دارند نسبت به پدر و مادر و اقوام یکدیگر احترام بگذارند. چه بسا بی توجهی و بی احترامی هر یک نسبت به والدین و بستگان دیگری منشأ اختلاف شوند؛ زیرا علاقه به والدین جزء فطرت هر انسانی است، و نمی توان انتظار داشت یک طرف این موضوع را رعایت کند و طرف مقابل رعایت ننماید. بنابراین برای رفع کدورت باید هر کدام برای والدین و اقوام دیگری احترام قائل شود و برخوردی زیبا داشته باشد.

 

 

 

در صورتی که بعضی از بستگان هر یک، از نظر اخلاقی مشکل داشته باشد، و رفت و آمد با آنها اثر منفی روی خودشان و فرزندانشان می گذارد، اگر امر به معروف و نهی از منکر امکان دارد بر انسان واجب است انجام دهد و در صورتی که ممکن نیست باید رفت و آمد را به حداقل و یا به حد تلفنی برساند؛ زیرا سلامت خانواده و فرزندان بر همه چیز مقدم است.

 

۵. ابراز علاقه به دیگران؛ زن نباید نسبت به مرد نامحرم ابراز علاقه کند و از او تعریف و تمجید نماید و همین وظیفه را مرد هم دارد؛ زیرا این کار با غیرت مرد تناسب ندارد و از طرف دیگر مرد دوست دارد زن تمام وجودش عشق و علاقه به او باشد مرد هم نباید به زن نامحرمی ابراز علاقه کند و از او تعریف نماید؛ زیرا عدم رعایت این موضوع حساسیت زن را برمی انگیزد و باعث اختلاف می شود.

 

۶. مقایسه کردن همسر با دیگران؛ مقایسه کردن همسر با دیگران و به رخ کشیدن و برشمردن امتیازات دیگران نسبت به همسر، یکی از کارهایی است که منشأ سرد شدن زن و شوهر نسبت به هم می شود. در حالی که مرد دوست دارد زنش از او ستایش نماید و زن هم علاقه دارد شوهرش به او ابراز عشق و محبت کند.

 

بر همین اساس رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «سخن مرد به زن، که بگوید به راستی من تو را دوست دارم، باعث می شود هرگز محبت آن مرد از دل زن بیرون نرود.» (۷۱) در جایی دیگر نیز می فرمایند: «زمانی که مرد و زن به یکدیگر نگاه محبت آمیز نمایند، خداوند بزرگ هم به آن دو با رحمت و لطفش می نگرد.» (۷۲)

 

۷. اعتیاد و الکلیسم؛ اعتیاد شوهر به سیگار و مواد مخدر و الکل از جمله موضوعاتی است که ایجاد درگیری می کند. هر زنی طبق فطرتش دوست دارد وقتی با شوهرش رو به رو می شود، معطر باشد نه بوی سیگار و مواد مخدر و الکل و… بدهد، به طوری که گاهی اعتیاد و کشیدن سیگار باعث می شود مرد از خود حرکاتی نشان دهد که هر انسانی از او متنفر می گردد. بر این اساس رسول گرامی اسلام صلی الله-علیه وآله وسلم می فرمایند: «کسی که گناه بنگ و حشیش را کوچک شمارد، کافر گردیده است. (مراد از کفر، کفر عملی است).» (۷۳)

 

۸. رفت و آمد زیاد با اقوام یک طرف؛ گاهی رفت و آمد زیاد زن به منزل پدری و اقوامش و بی توجهی به مادر شوهر و سایر اقوام او و بالعکس باعث اختلاف می شود. البته زن به طور طبیعی علاقه بیشتری به والدین و اقوامش دارد، همان طور که مرد هم از این قاعده مستثنی نیست.

 

۹. کم توجهی به غرائز جنسی مرد؛ از روایات استفاده می شود، وظیفه اخلاقی زن آن است که تا شوهرش به بستر، نیامده نخوابد و با رعایت موازین اخلاقی خود را برای شوهر عرضه نماید تا او را از نظر غرائز ارضاء کند. شوهر هم نباید همسرش را زیاد معطل کند. گاهی اوقات مرد خسته است و می خواهد زود بخوابد در حالی که بچه ها بیدارند و زن هم مشغول دیدن فیلم و سخن گفتن با بچه ها و اقوام است و لذا زمینه برای ارضای جنسی مساعد نیست. در چنین مواقعی مرد به خواب می رود در حالی که نتوانسته نیاز خود را تأمین نماید و اگر مدتی به همین طریق بگذرد غریزه جنسی بر مرد فشار می آورد و ناراحتی های ناشی از آن مرد را به طور جدی تحت فشار روحی و اضطراب قرار می دهد.

 

 

 

در نتیجه زندگی برای مرد چندان لذت بخش نخواهد بود و همین امر باعث بروز اختلاف و از بین رفتن صفا و صمیمیت می گردد. بر این اساس، حضرت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «زمانی که زنی دور از بستر شوهرش، شب را به صبح برساند (شب نزد شوهرش نخوابد) فرشتگان الهی تا صبح او را لعنت خواهند کرد.» (۷۴) در مقابل، مرد هم وظیفه دارد روحیه و حالت همسرش را در نظر بگیرد و او را از نظر مسائل جنسی ارضاء نماید، به بیان دیگر، مرد نباید تنها به خودش فکر کند، بلکه طوری با همسرش هماهنگ باشد که او احساس نشاط و فرح نماید.

 

۱۰. تبعیض بین فرزندان و نوه ها؛ انسان به طور طبیعی به برخی از فرزندان و دامادها و عروس ها یا نوه ها به خاطر ایمان قوی، فرمان برداری بیشتر و محبتی که به والدین دارند علاقه زیادتری دارد. اما این علاقه نباید در ظاهر و رفتار و رفت و آمدها بروز کند؛ زیرا فرق گذاشتن بین فرزندان و نوه ها بسیاری از اوقات منشأ کدورت و حسادت و اختلاف بین زن و شوهر می گردد و نظام خانواده را متزلزل می کند. بر این اساس، حضرت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «خداوند دوست دارد بین فرزندانتان عدالت برقرار کنید، حتی در بوسیدن.» (۷۵)

 

۱۱. دیر آمدن شوهر؛ دیر آمدن شوهر به خانه و بودن با دوستان تا پاسی از شب و خانه را به منزله خوابگاه محسوب نمودن و بی توجهی به نیازهای عاطفی و جنسی زن، یکی دیگر از موضوعاتی است که منشأ اختلاف بین خانواده ها است. البته زن هم باید حد اعتدال را رعایت کند، بدین معنا که موقعیت شوهرش را در نظر بگیرد و بداند که شوهر نمی تواند بیش از حد در کنار او باشد؛ زیرا وظیفه او تأمین مخارج زندگی است و لازمه اش آن است که وقت بیشتری را در خارج از منزل صرف کند و به محض ورود به منزل احتیاج به آرامش دارد.

 

۱۲. حاکم نبودن خداوند بر دل ها؛ حاکم نبودن معنویت و تقوا و توجه به زرق و برق دنیا و تمایل به تجملات و تشریفات و وجود فخرفروشی و کبر و غرور و حسادت نسبت به یکدیگر یکی از علل دیگر اختلافات در بین برخی خانواده ها است.

 

۱۳. عدم توجه به خواسته های شوهر؛ برخی زنان وقتی پا به سن می گذارند و داررای عروس و داماد و نوه می شوند، به خاطر سن بالا و سرگرم شدن به اطراف شلوغ خود و فروکش نمودن غریزه جنسی در بعضی از این نوع بانوان و موارد دیگر، از نیازهای جنسی و عاطفی شوهر غافل می شوند.

 

۱۴. شاغل بودن برخی زنان؛ شاغل بودن زن با حفظ حجاب و رعایت موازین شرعی مانعی ندارد، اما این شغل نباید جلوی نشاط و شادابی او را نسبت به شوهر و تربیت فرزندان بگیرد. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.» (۷۶)

 

۱۵. وابستگی شدید و تعصب های ناروا؛ گاهی وابستگی شدید دختر به مادر یا پسر به مادر و تعصب های بی جا و ندیدن نقاط ضعف دختر توسط مادر و توجه نکردن مادر به نقاط ضعف پسر و دفاع غیرمنطقی از او، طرف مقابل را عصبانی می کند و منشأ اختلاف می گردد.

 

۱۶. افکار بچه گانه؛ ازدواج در سنین پایین و آشنا نبودن زن و مرد به وظایفشان در مقابل یکدیگر و بچه گانه فکر کردن یکی از علل دیگر اختلافات است.

 

۱۷. مسافرت های طولانی و دور بودن مرد از خانه؛ مسافرت های طولانی مرد و عدم درک زن توسط همسرش و اذیت کردن فرزندان و مسئولیت همه آنان را به زن سپردن، گاهی صبر او را لبریز می کند و باعث بروز اختلافات می شود.

 

بر این اساس امام رضاعلیه السلام می فرمایند: «زمانی که مرد بیش از چهار ماه همبستر شدن با همسرش را رها سازد گناهکار است.» (۷۷)

 

۱۸. تفاوت در آداب و فرهنگ ها؛ نزدیک نبودن آداب و رسوم فرهنگ ها و اختلاف در سطح معنویت یعنی پایبند بودن یک طرف به دین و احکام الهی و بی توجهی طرف مقابل به عیادت و ارزش های اسلامی باعث ناسازگاری زن و مرد می شود.

 

۱۹. تجملات و تشریفات؛ چشم و هم چشمی، تجملات، تشریفات و توقعات بیش از حد و دور از انتظار از عروس و داماد و یا از مادرشوهر و مادرزن و مقایسه زندگی و جهیزیه همسر با زنان دیگر و یا مقایسه کردن موقعیت و شغل و حقوق شوهر با مردان دیگر، یکی از عوامل بروز ناراحتی در خانواده ها است.

 

بر این اساس، حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «آدم حریص فقیر است اگر چه تمام دنیا مال او باشد.» (۷۸) نیز در جایی دیگر می فرمایند: «فردی که حرص و طمع داشته باشد، ذلیل و گرفتار خواهد شد.» (۷۹)

 

۲۰. عدم درک یکدیگر؛ عدم درک یکدیگر بدین معناست که زن و شوهر به خوبی از خواسته های مادی و معنوی همدیگر آگاه نمی باشند.

 

بر این اساس، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «فقر و تنگدستی در بسیاری از افراد باعث کفر و بی ایمانی می گردد.» (۸۰)

 

۲۱. رابطه نامشروع قبل از ازدواج؛ یکی از علل اختلافات بین زن و مرد، دوست شدن آنان با یکدیگر قبل از ازدواج است؛ زیرا این نوع روابط غرب گونه باعث بدبینی هرکدام به دیگری بعد از ازدواج می شود.

 

۲۲. ثمره ازدواج های خیابانی؛ معمولاً این ارتباط ها بر اساس احساسات، ظواهر، نگاه سطحی، بدون تعقل و یا بی توجهی به آینده و بدون سنجیدن شرایط برای طرفین تحقق می یابد و بر فرض این که این روابط با این شرایط به ازدواج منجر شود، پس از مدتی حقایق روشن می گردد و اختلافات و ناهماهنگ بودن دختر و پسر در موضوعات مختلف آشکار می شود.

 

۲۳. هم شأن نبودن؛ هم شأن نبودن خانواده دختر و پسر و اختلاف بین آن دو در ثروت، تحصیلات، معنویت و موقعیت اجتماعی از علل اختلاف بین زن و مرد است.

 

۲۴. نبودن مدیریت در کارهای منزل؛ هنگامی که زن، هنر کدبانوئی را که یکی از هنرهای زیبا است و باعث جذب شوهر به منزل و ایجاد نشاط در خانواده است، ندارد، شوهرش مدّت ها تحمل می کند و در نهایت، بعد از مدتی از این نوع زندگی خسته می شود و…

 

بر این اساس حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «مدیریت و اداره خانواده در خارج از منزل به عهده مرد است، اما مدیریت و اداره داخل خانه به عهده زن می باشد.» (۸۱)

 

۲۵. تنهایی بیش از حد؛ دختری که به والدین و اقوام خود وابسته است وقتی ازدواج می کند و شوهرش نیز صبح تا غروب سر کار است، تمام روز را در منزل تنهاست؛ در بعضی دختران این تنهایی ضمن ایجاد ناراحتی های روحی، باعث بهانه-جویی و ناسازگاری با شوهر می شود و همین امر به تدریج منشأ نزاع و اختلاف شده و گاهی به طلاق منجر می شود.

 

۲۶. ثمره ازدواج های اجباری؛ در اسلام روی رضایت دختر و پسر در ازدواج سفارش شده؛ زیرا دختر و پسری که می خواهند سال ها شب و روز در کنار هم باشند باید از جهت سن، معنویت، زیبایی، آداب و رسوم تفاهم داشته باشند و به بیان دیگر هم کفو و هم شأن باشند؛ در غیر این صورت، خورشید همیشه پشت ابر پنهان نمی ماند و روزی آشکار شده، اثر خود را می گذارد.

 

۲۷. وجود حسادت، تکبر و حرص؛ یکی از بروز اختلافات در بین خانواده ها تنگ نظری و وجود صفت پلید حسادت است. این خصلت باعث می شود که شخص نتواند احدی را برتر از خود ببیند، حتی شوهر و خانواده شوهر را… بر این اساس، حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «حسادت، زندگی را سخت و تیره و تار می کند.» (۸۲) نیز آن حضرت می فرمایند: «کسی که برای مردم تکبر می کند، ذلیل خواهد شد.» (۸۳) در جایی دیگر می فرمایند: «انسان بخیل دوست و رفیقی نخواهد داشت.» (۸۴) و درباره حرص می فرمایند: «کسی که نسبت به دنیا حریص باشد، نابود خواهد شد.» (۸۵)

 

۲۸. اختلاط زن و مرد در مراکز دولتی و خصوصی؛ اختلاط زن و مرد نامحرم در ادارات و شرکت ها به عنوان همکار و در برخی موقع ساعت ها با یکدیگر حرف زدن و با چهره شاد به دیگری نگریستن، علت دیگر اختلافات خانوادگی است.

 

۲۹. چشم چرانی و مقایسه؛ یکی از علل اختلاف در خانواده، چشم چرانی مرد یا زن و مقایسه کردن همسر خود با دیگران است و این موضوعی است که باعث دلسردی همسران از یکدیگر می گردد.

 

۳۰. مخارج سنگین عروسی؛ یکی از علل دیگر اختلاف بین عروس و داماد، مخارج سنگین عروسی و تعداد میهمانان است.

 

۳۱. توقعات و انتظارات بیش از حدّ؛ برخی از مردان گویا هدف ازدواج و انتخاب همسر را گرفتن کُلفَت و خدمتکار می دانند و همسر را به عنوان یک مستخدم شبانه-روزی محسوب می کنند و… که خود موجب ناسازگاری و اختلاف در خانواده خواهد شد.

 

۳۲. کم حرفی و بی نشاطی؛ کم حرفی برخی از زنان و مردان در منزل و سکوت بیش از حد، زندگی را برای طرف مقابل از حالت عادی خارج می کند و نشاط و سرور و روابط صمیمی را کم رنگ می سازد؛ زیرا زن و مرد غیر از نیازهای جنسی، از نظر عاطفی هم به یکدیگر نیاز دارند.

 

۳۳. عصبانیت و بد اخلاقی؛ عصبانیت و تندخویی یکی از علل بروز اختلاف بین زن و مرد است به طوری که گاهی فضای خانواده را متشنّج کرده و طرف مقابل حوصله اش تمام شده و جر و بحث شروع می شود.

 

۳۴. سخت گیری و عدم اعتدال؛ برخی خانواده ها و زوج های جوان به قول خودشان بسیار با هم راحتند و بین زن و مرد نامحرم موازین شرعی رعایت نمی شود. در نقطه مقابل، بعضی خانواده ها بسیار سخت گیرند، به طوری که رفت و آمد و صله رحم و نشاط و شادابی را از همسر و فرزندان خود سلب کرده اند و… در هیچ کدام از این دو گروه، خانواده جایگاه حقیقی خود را پیدا نکرده است.

 

۳۵. منفی گرایی و دائم، نقاط ضعف را دیدن (عدم انصاف)؛ یکی از عوامل اختلاف در خانواده، منفی گرایی است؛ یعنی دائماً نقاط منفی طرف مقابل را می بیند و از کاه کوهی می سازد و اصلاً به جنبه های مثبت و کارهای خوب دیگری توجه ندارد. بر این اساس، حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «انصاف (عدالت و میانه روی) باعث جذب دل ها می شود.» (۸۶)

 

۳۶. سوء ظن و بدگمانی؛ بدبین بودن زن و مرد نسبت به هم یکی دیگر از علل نزاع بین آن دو است. در این صورت هر روز کانون خانواده را تاریک تر می کنند و چه بسا این سوء ظن ها منجر به ضرب و شتم، طلاق، قتل و… شود.

 

۳۷. ثبت نکردن مطالب زمان خواستگاری؛ در هنگام خواستگاری، دو خانواده معمولاً داغ هستند. اکثر مطالبی که خانواده عروس می گوید، خانواده داماد قبول می کند و داماد هم چون تازه آشنا بوده، بدون تردید و آینده نگری موضوعاتی را پیشنهاد می دهد تا به عروس احترام بگذارد. پس از مدتی که داماد به خود می آید می بیند موقع خواستگاری داغ بوده و حرف های نسنجیده زده یا پذیرفته و از توان او خارج است. در نتیجه به طور کلی منکر می شود و به دنبال آن نزاع ها و درگیری های لفظی و کوچک کردن یکدیگر با غیبت و فرستادن پیغام ها شروع می شود.

 

۳۸. دوستان سابق و حفظ روحیه گذشته؛ گاهی مرد تا دیروقت با دوستانش بیرون از منزل دنبال تفریح و بگو بخندند و توجه ندارند که دل همسرش مثل سیر و سرکه می جوشد و انتظار آمدن شوهرش را می کشد و…

 

۳۹. توهین و تحقیر؛ یکی از عوامل بروز اختلافات، توهین و فحش دادن به همسر و اقوام و والدین یکدیگر است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزاء و مسخره کنند، شاید آنها که مورد تمسخر قرار گرفته اند از این ها بهتر باشند و همچنین هیچ گروهی از زنان نباید زن دیگری را مورد مسخره قرار دهند چرا که ممکن است آنها که مورد اهانت قرار گرفته اند از آنانی که مسخره می کنند بهتر باشند.» (۸۷)

 

۴۰. سُستی مرد در عمل به کارهای روزانه منزل؛ زن برای اداره منزل و آماده کردن غذا و مانند آن نیاز دارد که مرد برخی از کارهای بیرون منزل، از قبیل خرید مایحتاج را انجام دهد.

 

۴۱. وسواس؛ داشتن شک و تردید انسان نسبت به صحیح انجام دادن نظافت بدن، منزل، وضو و غسل، و یا شک و بدبینی نسبت به شوهر و یا زن می باشد. که همه این ها در صورتی انسان در صدد اصلاح خود نباشد منشأ اختلاف و ناراحتی های روحی برای خود فرد و اعضای خانواده می گردد.

 

بر این اساس، امام صادق علیه السلام می فرمایند: «شیطان می خواهد با وارد کردن شک، شما از او اطاعت کنید، راه درمان، آن است که شما گوش به حرف شیطان ندهید و به شک توجه نکنید، زمانی که توجه نکردید، شیطان دیگر برنمی گردد.» (۸۸)

 

۴۲. بچه دار نشدن؛ این امر در برخی از زوجین به اختلاف منجر می شود. اگر چه این امر با سازش و توکل به خدا حل می شود و یا در نهایت با آوردن بچه ای از پرورشگاه.

 

۴۳. ماندن بیش از حد مرد در خانه؛ اگر زندگی از این تنوع خارج شد، به طوری که زن و مرد شب و روز دائم با هم بودند، دیگر آن جاذبه و کشش قبلی نیست و گاهی ماندن زیاد مرد در منزل (بیهوده) موجب بروز اختلاف می شود، به ویژه مردانی که در حیطه و محدوده کار زن وارد می شوند.

 

۴۴. ازدواج داد و ستدی؛ در این میان گاهی از اوقات، جوان برای این که برادر یا خواهرش ازدواج کند، مجبور می شود دختری یا پسری را قبول کند که چندان علاقه به وی ندارد؛ نتیجه این نوع ازدواج ها، عدم سازش بین زوجین و بروز اختلافات است.

 

۴۵. اعتماد به انتخاب دیگران؛ برخی جوانان بر اساس اعتمادی که روی حرف خواهر یا مادر یا استاد یا رفیق دارند، بدون تحقیق و بررسی راضی به زندگی با دختر یا پسری می شوند که اعتماد درست نبوده، در نتیجه به خاطر عدم علاقه به همسرش زندگی شان از نشاط لازم برخوردار نیست.

 

۴۶. عدم نظارت بر رفت و آمدها؛ برخی از جوانان در ابتدای ازدواج به خاطر نداشتن تجربه و عدم مدیریت صحیح در زندگی، و برای این که به اصطلاح خودشان سخت بر همسرشان نگیرند و کاملاً خانم شان از آنان راضی باشد، همسرشان را در رفت و آمدها با دوستان دوران دبیرستان و دوستان دانشگاهی اش آزاد می گذارند. این عدم نظارت مرد و راهنمایی نکردن او همسرش را، گاهی از اوقات منشأ اختلاف و عدم سازش زن می گردد.

 

۴۷. توجه بیشتر به حرف دیگران؛ یکی از علل اختلاف بین زن و شوهر توجه آنان به حرف دیگران است، به گونه ای که به حرف دیگران بیشتر از حرف همسرش گوش می دهد و زود تحت تأثیر قرار می گیرد.

 

۴۸. فاش کردن راز زندگی و نقطه ضعف ها؛ گفتن مسائل جزیی و خصوصی زندگی برای والدین و دیگران، زن یا مرد را به شدت ناراحت می کند و موجب درگیری می شود.

 

۴۹. عدم صداقت، و ظاهر سازی؛ گزافه گویی و خودستایی های بی مورد و دروغ گفتن و… باعث می شود که دو خانواده از همان ابتدا به هم بدبین شوند و نزاع و اختلاف بین آنها روز به روز شدت یابد.

 

۵۰. فقر و بی کاری؛ وقتی مرد بیکار باشد توان اداره نمودن خانواده خویش را با این مخارج ندارد و زن هم، فقط تا مدتی می تواند تحمل کند.

 

بر این اساس، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «فقر و تنگدستی در بسیاری از افراد باعث کفر و بی ایمانی می گردد.» (۸۹)

 

 

 

نتیجه گیری

 

 

 

مباحثی که در این مقاله به آنها پرداخته شد و نتایجی که از این مقاله عاید ما می گردد به شرح ذیل می باشد:

 

۱. هر یک از مرد و زن نسبت به یکدیگر وظایف خود را بداند و به خوبی و بدون چون و چرا، آن وظایف را رعایت نماید.

 

۲. زن کانون مهر و محبت است و بهترین کلید همسرداری را محبت می داند.

 

۳. کسی می تواند در زندگی خود موفق شود که خوی نرم و انعطاف پذیری داشته باشد.

 

۴. مردان باید از زنان نامحرم چشم بپوشند و جز به همسر خویش، به دیگری نظر نیفکند.

 

۵. هر مرد و زنی ویژگی خاص خود را دارد و در قابلیت ها و توانایی ها به هیچ وجه نمی توان مرد یا زن خود را با مرد یا زن دیگر مقایسه نمود.

 

۶. قدردانی و تشکر از زحمات همسر، او را برای کارهای بهتر خانه داری کردن تشویق می کند و نسبت به زندگی دلگرم می شود.

 

۷. سخت گیری و بدگمانی بیش از حد مرد، چه بسا زن با عفت و پاک دامن را به سوی آلودگی می برد.

 

۸. سنگین ترین اعمال که در میزان اعمال قرار می گیرد، حسن خلق است.

 

۹. فاش کردن راز همدیگر، روابط مرد و زن و بنیان خانواده را تلخ می کند و اعتماد و اطمینان و احترام آنها از بین می رود.

 

۱۰. زن نمی تواند حق خدا را ادا کند مگر اینکه حق شوهرش را ادا کند.

 

۱۱. زن و مرد وظیفه دارند نسبت به پدر و مادر و اقوام یکدیگر احترام بگذارند. چه بسا بی توجهی و بی احترامی هر یک نسبت به والدین و بستگان دیگری منشأ اختلاف شوند.

 

۱۲. عدم درک یکدیگر بدین معناست که زن و شوهر به خوبی از خواسته های مادی و معنوی همدیگر آگاه نمی باشند.

 

 

 

  نویسنده: حسن مانیان

 

پی‌نوشت‌ها:

 

۱. اقتباس از کتاب هنر همسرداری، صص ۱۸- ۸۴

 

۲. بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۸

 

۳. بحارالأنوار، ج ۱۰۴، ص ۲۲۵

 

۴. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۴، ص ۱۶۵

 

۵. نساء/ ۱۹

 

۶. آیین کامیابی، ص۱۱۶

 

۷. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۰، ح ۶

 

۸. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۱

 

۹. خانواده در اسلام، ص ۵۹

 

۱۰. بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۱۰۲

 

۱۱. بقره/ ۸۳

 

۱۲. غررالحکم و دررالکلم، ص ۴۳۶

 

۱۳. غررالحکم و دررالکلم، ص ۳۸۵

 

۱۴. میزان الحکمه، ج ۱، ص ۸۰۵

 

۱۵. بحارالأنوار، ج ۲، ص ۲۲۷

 

۱۶. وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۶۴۳

 

۱۷. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۲

 

۱۸. تحف العقول، ص ۲۰۱

 

۱۹. بحارالأنوار، ج ۷، ص ۲۳۲

 

۲۰. بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۵

 

۲۱. غررالحکم و دررالکلم، ج ۲، ص ۶۵

 

۲۲. غررالحکم و دررالکلم، ج ۲، ص ۲۵۰

 

۲۳. غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۲۷۰

 

۲۴. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۶۱

 

۲۵. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۹۷

 

۲۶. اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۰

 

۲۷. جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۴۲

 

۲۸. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۷

 

۲۹. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۱۰

 

۳۰. بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۵

 

۳۱. وسائل الشیعه، ح ۲۵۵۲۴

 

۳۲. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۸

 

۳۳. نهج الفصاحه، ح ۱۰۱۲

 

۳۴. بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۱۹۱

 

۳۵. مائده/ ۹۱

 

۳۶. غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۱۲۶

 

۳۷. اقتباس از کتاب هنر همسرداری، صص ۹۴- ۱۵۸

 

۳۸. بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵

 

۳۹. محجه البیضاء، ج ۳، ص ۲۸۹

 

۴۰. بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۳۷۴

 

۴۱. اصول کافی، ج ۲، ص ۹۹

 

۴۲. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸

 

۴۳. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸

 

۴۴. نهج الفصاحه، ج ۱، ص ۵۹۲، ح ۲۸۹۲

 

۴۵. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵

 

۴۶. نهج الفصاحه، ج ۱، ص ۵۹۲

 

۴۷. نهج الفصاحه، ج ۱، ص ۷۲

 

۴۸. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۴۸

 

۴۹. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۱۲

 

۵۰. مستدک الوسائل، باب ۶۵، ص ۴۱

 

۵۱. بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۵۳

 

۵۲. فروع کافی، ج ۵، ص ۵۰۷

 

۵۳. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۵۲

 

۵۴. وسائل الشیعه، ح ۲۵۵۵۲

 

۵۵. حلیه المتقن، ج ۱۴، ص ۱۵

 

۵۶. بقره/ ۱۸۶

 

۵۷. تحریم/ ۹

 

۵۸. تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۳۸

 

۵۹. حلیه المتقین، ج ۱۴، ص ۱۵

 

۶۰. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵۳

 

۶۱. غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۲۲

 

۶۲. نهج البلاغه، حکمت ۲۳۴

 

۶۳. میزان الحکمه، ج ۱، ص ۸۳۵

 

۶۴. مکارم الأخلاق، ص ۱۹۸

 

۶۵. مکارم الأخلاق، ص ۲۰۲

 

۶۶. مکارم الأخلاق، ص ۴۱۴

 

۶۷. بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۵۲

 

۶۸. اقتباس از کتاب آیین همسرداری، صص ۱۷۷- ۲۳۶

 

۶۹. فروع کافی، ج ۵، ص ۵۰۸

 

۷۰. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۶۳

 

۷۱. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۰

 

۷۲. نهج الفصاحه، ح ۶۲۱

 

۷۳. مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۸۶

 

۷۴. نهج الفصاحه، ح ۱۸۷

 

۷۵. نهج الفصاحه، ح ۷۵۴

 

۷۶. نهج البلاغه، حکمت ۱۳۶

 

۷۷. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۰۰

 

۷۸. میزان الحکمه، ج ۲، ص ۷۷۶

 

۷۹. غررالحکم و دررالکلم، ف ۷۷، ح ۱۴۷۴

 

۸۰. بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۴۶

 

۸۱. نهج الفصاحه، ح ۲۱۷۷

 

۸۲. غررالحکم و دررالکلم، ف ۱، ح ۸۵۹

 

۸۳. بحارالأنوار، ج ۷۷، ص ۲۳۵

 

۸۴. غررالحکم و دررالکلم، ف ۷۳، ح ۲۳

 

۸۵. غررالحکم و دررالکلم، ف ۷۷، ح ۱۵۲

 

۸۶. میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۳۳۰

 

۸۷. حجرات/ ۱۱

 

۸۸. میزان الحکمه، ج ۱۱، ص ۴۶۷۰

 

۸۹. بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۴۶

 

منابع پایانی

 

۱. قرآن کریم.

 

۲. ابن شعبه، حسین بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه وآله وسلم، ترجمه صادق حسن زاده، انتشارات مؤسسه نشر اسلامی، بی چا، قم، ۱۳۷۴ش.

 

۳. امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالبعلیه السلام، غررالحکم و دررالحکم، ترجمه محمد علی انصاری قمی، انتشارات مهر آئین، بی چا، بی جا، ۱۳۷۸ش.

 

۴. امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالبعلیه السلام، نهج البلاغه، انتشارات مرکز البحوث السلامیه، بی چا، بیروت، ۱۳۸۷ق.

 

۵. بارکر، چارلز، آیین کامیابی، ترجمه هوشیار رزم آزما، انتشارات سپنج، بی-چا، بی جا، ۱۳۷۳ش.

 

۶. پیامبر اسلام، محمد بن عبدا…صلی الله علیه وآله وسلم، نهج الفصاحه: مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم، مترجم و گردآورنده ابوالقاسم پاینده، انتشارات بدرقه جاوید، بی چا، بی جا، ۱۳۸۶ش.

 

۷. حویزی، عبدالعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، انتشارات مطبعه الحکمه، بی-چا، بی جا، ۱۴۱۲ش.

 

۸. صدری، حسن، هنر همسرداری، انتشارات میراث ماندگار، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۶ش.

 

۹. طبرسی، رضی الدین ابی نصر الحسن بن الفضل، مکارم الاخلاق، انتشارات دارالکتب الاسلامی، بی چا، بی جا، ۱۳۷۶ق.

 

۱۰. عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، انتشارات مکتبه الاسلامیه، ۱۳۳۹ق.

 

۱۱. کاشانی، فیض، محجه البیضاء فی تهذیب الإحیاء، دفتر انتشارات اسلامی قم، بی چا، قم، ۱۳۶۱-۱۳۶۲ش.

 

۱۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، انتشارات مکتب صدوق، بی چا، تهران،۱۳۸۱ق.

 

۱۳. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، محمدهادی بن محمدصالح المازندرانی، انتشارات دارالحدیث، بی چا، قم، ۱۳۸۷ش.

 

۱۴. مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، خانواده موفق (۱۲۰ اصل همسرداری و تربیت فرزند)، مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۹ش.

 

۱۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۵ش.

 

۱۶. مجلسی، محمدباقر، حلیه المتقین، انتشارات تهران ناس، بی چا، تهران، ۱۳۷۲ش.

 

۱۷. محدث، جلال الدین، شرح غرر و درر تمیمی آمدی، ترجمه محمد علی انصاری، انتشارات دانشگاه تهران، بی چا، تهران، ۱۳۴۶ش.

 

۱۸. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، قم، ۱۳۷۵ش.

 

۱۹. محمدی نیا، اسدا…، آیین همسرداری، انتشارات سبط اکبرعلیه السلام، چاپ پنجم، قم، ۱۳۸۸ش.

 

۲۰. مظاهری، حسین، خانواده در اسلام، انتشارات بنیاد خیریه فرهنگی المهدی، بی چا، بی جا، ۱۳۸۴ش.

 

۲۱. نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، انتشارات دارالنعمان، بی چا، نجف اشرف، بی تا.

 

۲۲. نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل الشیعه، انتشارات مؤسسه آل البیت لإحیاء الثرات، بی چا، بیروت، ۱۹۸۷م. 

 

 

نقش مؤثر زن در خانه از دیدگاه حضرت زهرا(ع)

حجاب

قالت فاطمه الزهرا (ع): «خیر للنساء ان لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال»(قمی،۱۳۷۶،ص۲۵۶)؛ آنچه برای زنان، نیکوست این است که (بدون ضرورت) مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز آنان را ننگرند. البته شایان ذکر است که منظور بانوی بزرگ اسلام نگاه جنسیتی به زن است نه نگاه انسانی.
قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می گوید می فرماید: حجاب عبارت است از احترام گزاردن و حرمت قایل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. از این رو، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز می داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی بهره اند.(جواد آملی،۱۳۸۱،ص۴۱۳)
اصل تستر ظاهر و دارا بودن صفت کمالی عفاف برای زن مؤمن، یکی از وظایف دینی و انسانی به شمار می رود که زنان مسلمان برای حفظ تقوا و کسب رضایت خدا و رسول خدا (ص) و ابراز بندگی خدا و از طرفی، برای حفظ امنیت اخلاقی اجتماع باید ملتزم به آن باشند.(نیلی پور، ۱۳۸۵،ص۲۴۹)
حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است حجاب را یک بند بداند، و حال آن که قرآن کریم وقتی مسئله لزوم حجاب را بازگو می کند، علت و فلسفه حجاب را چنین بیان می فرماید: «ذلک ادنی یعرفن فلا یؤذین»(احزاب:۵۹)؛ یعنی پوشاندن همه بدن به شناخته شدن این موضوع نزدیک است که اهل عفت و حجاب و صلاح و سداد می باشد. در نتیجه، وقتی به این عنوان معروف شوند،

دیگر مورد اذیت واقع نمی گردند؛ یعنی اهل فسق و فجور متعرض آنان نمی شوند. (طباطبایی، [بی تا]، ص۵۱۰) این مسئله برای این است که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند؛ چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.(جوادی آملی، ۱۳۸۱، ص۴۳۸)
از دیدگاه اسلام، فعال بودن زنان در عرصه سیاست و اجتماع امری معقول است و با ارائه چارچوب و ضوابط، این حضور در عین تحکم نقش منطقی و مثبت زنان در جامعه، بخصوص در مسئولیت پذیری های جمعی، از اهمیت نقش های دیگری که کسی غیر از زنان نمی تواند آنها را به خوبی ایفا کند نیز غافل نبوده است، حال آنکه امروزه متأسفانه، در بیشتر موارد، ضرورت های حرفه ای حالت غالب به خود می گیرد و تعهدات مادری و همسری به دست اهمال سپرده می شود. حضور حضرت زهرا(ع) در مسجد مدینه و خواندن خطبه در دفاع از ولایت و همچنین در پشت جبهه برای درمان بیماران، مهر تأییدی است بر چنین حضوری.
عدم توجه به اصول و ضوابط و چارچوب اصلی این حضور ضابطه مند باعث شده علی رغم تمام تلاش ها برای مساوات، زنان در بیماری های قلبی، جرایم، و دخانیات هم فاصله خود را با مردان کم کرده و بخواهند در این سطح هم به مساوات برسند!
بسی مایه تعجب و تأسف است که در نگرش های جامعه شناختی فمینیستی، تلاش می شود توجیه مناسبی برای میزان کمتر جرایم زنان پیدا نمایند. آنان معتقدند: اگر زنان کمتر از مردان مرتکب جرایم اجتماعی می شوند، به این خاطر است که دختران در فرایند اجتماعی شدن خود، بیش از پسران خویشتن داری را می آموزند.

آموزش رفتارهای خاص زنانه، امری است که بعد ها ارتکاب جرم، بخصوص رفتارهای خشونت آمیز را برای دختران و زنان مشکل و بعید می سازد. طبیعی است که اگر آموزش از جنسیت فارغ گردد، تفاوت مزبور نیز رفع خواهد شد.(فریبا علاسوند و انصاری،۱۳۸۳،ص۷۸)

شیوه های تربیتی فاطمه (ع)

خانه حضرت زهرا (ع) یکی از بزرگ ترین دانشگاه های انسان سازی است که با رعایت و ملاحظه همه جنبه های تربیتی، بالاترین و موفق ترین چهره های انسانی را تربیت نموده و به جامعه بشریت ارائه داده است. تحمل بالای فرزند داری و تربیت صحیح آنان، شیر دادن فرزندان، تهیه لوازم بچه داری (گهواره)، رسیدن به انواع موقعیت های خانوادگی، و سرودن شعر برای فرزندان و حتی پدر و شوهر، از مواردی بودکه ایشان بدان اهتمام می ورزید و همچنان رویکرد توحیدی بر این حوزه از زندگی ایشان سایه افکنده بود. وقتی پیامبر (ص) از خبر شهادت امام حسین (ع) او را آگاه کرد، کلمه استرجاع را خواند و گریست و فرمود: «سلمت و رضیت و توکلت علی الله.»(کوفی، ۱۴۱۰ق، ص۵۵)
۱. بازی با فرزندان: یکی از نیازهای طبیعی کودکان بازی کردن و بازی دادن آنهاست. این لحظطه از لحظه های بسیار شیرین برای کودکان است. بازی در این دوران به منزله واکنش کودک در برابر عوامل محیطی و بروز استعدادهای نهفته اوست و همچنین در پرورش نیروی ابداع و ابتکار کودک بی نهایت مؤثر است. حضرت زهرا(ع) فرزندان خود را به بازی و مسابقه تشویق می کرد و گاهی با آنان به بازی مشغول می شد و با حرکت ها و گفتارهای شیرین مادرانه و بالا و پایین انداختن فرزندانش، از احساسات پاک مادری سیراب می نمود. علی رغم اینکه ظهور اسلام در محیطی کاملاً بی فرهنگ و دور از تمدن بود. اما برنامه و شیوه های ارائه شده از طرف اولیای دین متمدن ترین رفتار بود.
۲. آموزش هنگام بازی: بانوی بزرگ اسلام هنگام بازی با کودکانش آداب زندگی و روحیه تعبد را زنده می کرد و در قالب شعر آن را مطرح می نمود. برای امام حسن(ع) این شعر را می خواند:اشبه اباک یا حسن واخلع عن الحق الرسن واعبد الها دالمنن و لا توال ذالاحن
ترجمه: پسرم حسن! مانند پدرت باش، ریسمان ظلم را از حق بر کن، خدایی را بپرست که صاحب نعمت های متعدد است و هیچ گاه با صاحبان ظلم و تعدی دوستی مکن.(مجلسی،۱۴۰۴ق،ص۲۸۶)
و هنگام بازی با امام حسین (ع) می فرمود: «انت شبیه بابی لست شبیها بعلی»؛ تو به پدرم پیامبر شبیهی و به پدرت علی شباهت نداری. این بیت موجب خنده و تبسم حضرت علی (ع) می شد.(همان)
از این قطعات تاریخی می توان استفاده نمود که علی رغم تمام مشکلات و گرفتاری های موجود، در برخورد با کودکان خود را خوشحال و خندان نشان می دادند. این لازمه جوانمردی است که انسان گرفتارهای خارج از خانه را با خود به خانه نیاورد. بدن تردید، فرزندانی که محصول تربیت چنین خانواده هایی هستند از روانی سالم، روحیه ای قوی و نفسی مطمئن برخوردار خواهند بود.
۳. ایجاد روحیه جهادی و دشمن ستیزی در فرزندان: نمونه آن، تربیت جنگاوران و مجاهدانی همچون امام حسن و امام حسین و زینب کبری (ع) است.
۴.ایجاد روحیه انفاق و بخشش گروهی و خانوادگی در فرزندان: نمونه بارز آن، انفاق قرص های نان همه اعضاء خانواده به یتیم، اسیر و مسکین است که نقل قصه آن را سوره «انسان» به تفصیل آمده است.
۵. سفارش به امیرالمؤمنین (ع) درباره حفاظت از فرزندان، «قالت فاطمه (ع) اوصیک فی ولدی خیرا»(دشتی،۱۳۸۴،ص۱۴۰)؛ درباره فرزندانم سفارش به نیکوکاری دارم.
۶. تعلیم مردم دوستی، رعایت حقوق همسایگان و دیگرگرایی به فرزندان خود حتی در مقام مناجات و دعا: امام حسن(ع) می فرماید: شبی مادرم تا اذان صبح در حال دعا بود و مدام در مورد همسایگان دعا نمود و چون از علت آن سؤال کردم فرمود: «یا بنی الجار ثم الدار»؛ ای پسرم، اول همسایگان بعد اهل خانه.(همان،ج۷۷،ص۱۴۹)
۷. رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان و دقت دادن به اصل عدالت در قضاوت: روزی حضرت زهرا(ع) در مقام قضاوت مسابقه خطاطی امام حسن و امام حسین (ع) قرار گرفته بود. آنان اصرار داشتند که مادر بهترین خط را انتخاب نماید. حضرت با خود می گفت: من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟ سرانجام به فکرش رسید قضاوت نهایی را به تلاش خودشان مربوط سازد. فرمود: «یا قرتی عینی انی اقطع قلادتی علی راسکما وانشر بینکما جواهر هذه القلاده فمن اخذ منها اکثر فخطه و احسن و تکون قوته اکثر»؛ ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن بر سر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم، هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد، خط او بهتر است.

۸. مأنوس نمودن فرزندان با مسجد و نماز و دقت در گفتارهای پیامبر(ص) و تشویق تمرین و تربیت عبادی و دینی فرزندان: یکی از محورهایی که حضرت زهرا(ع) بدان توجه و تأکید داشتند. بعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادی و الهی بود.
تقویت حس و پرستش یکی از گرایش های فطری انسان است، این گرایش خارج از وجود انسان نیست، بلکه در عمق جان و ضمیر او ریشه دارد و اگر جز این بود، اساساً ایمان و خداپرستی تحقق نمی یافت. بنابراین، مربیان الهی خداپرستی را القا نکردند، بلکه با شیوه های نظری و عملی به پرورش این نهال فطری پرداختند. بهترین زمان برای پرورش این حس دوران کودکی می باشد.(رهبر و رحیمیان، ۱۳۸۰، ص۸۹)
آن حضرت شوق بندگی و خضوع در برابر معبود را از همان دوران کودکی در جان فرزندان خود تقویت نمود و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خداوند بدانند و از آن بالاترین لذت ها را ببرند. دخت گرامی پیامبر(ص)بر این مطلب تأکید داشتند که باید بچه ها را از کودکی به انجام تکالیف فرا خواندو آنان را به خدا پیوند داد و بذر محبت و ارتباط با معبود را در کام آنان بیفشاند تا انجام تکالیف برای آنان نه تنها رنج و مشقتی نداشته باشد، بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند.

۹.بوسیدن و ملاطفت کودکان: همچنان که ارضای غرایز، منشا احساس لذت برای انسان است، ارضای عواطف انسانی نیز با خود لذتی به همراه دارد، اما لذتی که از این راه حاصل می شود با آنچه در مورد غرایز وجود دارد، در نوع خود متفاوت است. محبت به عنوان یک نیاز اصیل روحی ، در زندگی انسان و تأمین سلامت روحی و روانی او نقش بسزایی دارد و به آن حلاوت خاصی می دهد.
(سادات،۱۳۸۲، ص۱۰۸)
عاطفه انجذابی است نفسانی که یک انسان نسبت به انسانی دیگر در خود احساس می کند و می توان آن را به رابطه بین آهن و آهن ربا تشبیه نمود. عواطف طبیعی یکی از اقسام عاطفه است که مصداق روشن آن، روابط خانوادگی، و قوی تر از آن رابطه مادر و فرزندی و پدر و فرزندی است.(مصباح یزدی،۱۳۷۶، ص۳۲۹)
یکی از مظاهر ابراز عواطف و یکی از بهترین راه های ایجاد ارتباط عاطفی، بوسیدن فرد مورد علاقه است که می تواند در بردارنده چند گونه پیام باشد و از حسنات و اعمال عبادی به حساب می آید. بوسه های مکرر پیامبر (ص) بر دست و بازو و سینه زهرا(ع) را می توان مظهری از این ابراز ارادت و تبادل محبت و عواطف دانست و نیز بوسه های مکرر فاطمه زهرا(ع) بر فرزندان خود و تأکید قولی و عملی بر این رفتار بیانگر لزوم عواطف و ایجاد ارتباط عاطفی با نزدیکان از طریق بوسیدن و بوییدن می باشد.(نیلی پور، ۱۳۸۵، ص۱۸۰-۱۸۲)
اصولاً به زبان آوردن مهر، مایه تحکیم پیوند تربیتی است و حفظ این پیوند، لازمه و زمینه تأثیرگذاری مربی و متربی است. مربی با بیان محبت خویش نسبت به متربی، او را دلبسته خویش می گرداند. این دلبستگی، بسیار قدرتمند و کارساز است و می توان با تکیه بر آن، فرد را آماده و بلکه طالب به دوش گرفتن تکالیف ساخت.(باقری،۱۳۸۸، ص۲۳۱)
از این رو، در توصیه های اسلامی، بر به زبان آوردن مهر تأکید شده است. به گونه ای که در کتب روایی، بابی تحت عنوان «آگاهاندن دوستان از محبت به آنها»(اخبار الرجل اخاه بحبه) وارد شده است.
امام صادق (ع) فرمودند: «اذا احببت رجلاً فاخبره بذلک فانه اثبت للموده بینکما»؛ هر گاه محبت کسی در دل داشتی، او را از این محیت باخبر کن، که این آگاهی، دوستی و مودت شما را استوارتر خواهد کرد.(کلینی، [بی تا]، باب اخبار الرجل اخاه بحبه، ص۴۵۸)
براساس تحقیقات روان شناسان اجتماعی و روان کاوان درباره کودکان از جوامع مختلف، کمبود یا عدم محبت عواقب خطرناکی را برای فرد و جامعه به بار می آورد. اطفالی که در دوره کودکی محبت نبینند، در بزرگی خشن، ناهموار و عقده ای می شوند. همچنین به بیماری های جسمی و بیماری های روانی همچون بدبینی، پر توقعی، یأس، زودرنجی، و نارضایتی مبتلا می گردند و منشأ بسیاری از شرارت ها و جنایت های کودکان، نوجوانان و حتی بزرگ سالان می شوند.(قائمی،۱۳۵۵،ص۱۷۸)

مشمولان شفاعت حضرت فاطمه (ع)

به عنوان حسن ختام، به حدیثی از پیامبر (ص) که به بیان یکی از ضوابط تأثیر گذار در روابط خانواده پرداخته است اشاره می نماییم و آن اینکه یکی از ملاک های شفاعت حضرت زهرا(ع) اطاعت زن از شوهر است. رسول اکرم (ص) در این رابطه فرمودند: هر زنی که نمازهای واجب را ادا کند و روزه رمضان را بگیرد و در صورت استطاعت به حج برود و زکات مالش را بپردازد و اطاعت شوهرش را بکند و علی را پس از من ولی خویش بداند، به شفاعت دخترم به بهشت می رود. (مجلسی، ۱۴۰۴ق،ج۸،ص۵۸)

همچنین مولا علی (ع) فرمودند: بهترین زنان پنج نفرند: آسان گیر، نرم خو، آماده به خدمت که چون شوهرش به او خشمگین شود تا او را از خودش راضی نسازد آسایش نداشته باشد، و زنی که در غیاب شوهر حیثیت و آبرو و خانه و شرف او را نگه دارد.(همان، ج۸، ص۵۸) باید توجه داشت که خانواده در اسلام دارای جایگاه خاصی است و استحکام خانواده مرهون ضوابطی است که بر خانواده حاکم است؛ از جمله، تقسیم کار، شرح وظایف، رعایت جایگاه ها، و ارتباطات اعضای خانواده. دلیل تأکید حضرت زهرا(ع) درباره اطاعت زن از شوهر، اهمیت دادن به کانون خانواده است.
البته باید توجه داشت که اطاعت زن از شوهر نباید مستمسکی برای سوء استفاده مردان قرار گیرد و آن را نشانه فقر معنوی زن بدانند، بلکه همان گونه که در ادارات، وزارتخانه ها و…این نوع مدیریت لازمه یک مسئولیت اجرایی است، در خانواده نیز چنین است.

نتیجه

با توجه به جایگاه حساس و بنیادی خانواده، ابتدا زوجین باید به اهداف ازدواج توجه داشته باشند و برنامه های خود را برای رسیدن به آن اهداف تنظیم نمایند. حضرت زهرا(ع) به نقش محوری زن اشاره دارد؛ مدیریت داخلی خانه، اعم از همسرداری، تربیت فرزندان، و کارهای خانه را به عهده زن می گذارد. به همین دلیل، از تقسیم کار توسط پیامبر (ص) راضی و خوشحال می شود.
از دیدگاه بانوی دو عالم، حضور زن در اجتماع با اولویت دادن او به خانه و فرزندان، آن هم با پوشش مناسب بلامانع است و حجاب خود راه کاری است برای حضور مناسب او در جامعه. علاوه بر آن، حجاب وسیله ای است برای تحکیم نظام خانواده و راهی برای کنترل حس تبرج در زن.
تدبیر زن در خانه و مهارت حفظ آن، از ارکان بقای خانواده می باشد. از این رو، قناعت، تحمل سختی ها، شکایت نکردن و فوق توان مرد انتظار نداشتن از ویژگی های بارز حضرت زهرا(ع) می باشد.
ویژگی های جنسیتی زن و مرد باعث تفاوت هایی در آن دو شده است که حضورشان را در اجتماع بزرگ و مسئولیتشان را در جامعه کوچک (خانواده) متفاوت نموده و نقش هایی متناسب با آن تمایزات، به آنها واگذار شده است، البته این مسئله باعث بروز شبهاتی شده است که نتیجه کج فهمی می باشد.

نویسندگان:مرضیه نصرتی*زهرا امی**

پی‌نوشت‌ها:
* مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، گروه معارف و قرآن و عترت
منابع
قرآن کریم: ترجمه الهی قمشه ای
۱. احمدیان، ابراهیم(ترجمه)؛ نهج الفصاحه؛ چ۴، قم: گلستان ادب، ۱۳۸۶ش.
۲. اربلی (محدث)، علی بن عیسی؛ کشف الغمه؛ تبریز: بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
۳. انصاری زنجانی، اسماعیل؛ الموسوعه الکبری عن فاطمه الزهرا؛ قم:نشر قم، ۱۴۲۸ق.
۴. باقری، خسرو؛ نگاهی دوباره به تربیت اسلامی؛ تهران: مدرسه، ۱۳۸۸ش
۵. بهزاد پور، سیمیندخت؛ نقش حجاب در توسعه؛ تهران: زعیم، [بی تا].
۶. احمدی جلفایی، حمید؛ صحیفه فاطمیه، چ۸، قم: آستانه مقدسه، زائر، ۱۳۸۶ش.
۷. جوادی آملی، عبدالله؛ زن در آیینه جمال و جلال؛ چ۵، قم: مرکز نشر اسراء،۱۳۸۱ش.
۸. حر عاملی، محمد بن حسین؛ وسائل الشیعه؛ قم: الاسلامیه، ۱۳۸۷ش.
۹. دشتی، محمد، نهج الحیاه: فرهنگ سخنان حضرت فاطمه؛ قم: امیرالمؤمنین،۱۳۸۴.
۱۰. رضایی، موسی؛ خانواده و نگرشی نو به تعلیم و تربیت فرزندان؛ چ۳؛ تهران:دانش پرور، ۱۳۸۸ش.
۱۱. رهبر، محمد تقی و محمد حسن رحیمیان؛ اخلاق و تربیت اسلامی؛ چ۷، تهران: سمت، ۱۳۸۰ش.
۱۲. سادات، محمد علی؛ اخلاق اسلامی؛ چ۳۰، تهران: سمت، ۱۳۸۰ش.
۱۳. شیخ الاسلامی، حسین؛ مسند فاطمه زهرا؛ قم: دفتر تبلیغات اسلامی. [بی ت].
۱۴. شیخ بهایی، محمد بن حسین؛ مفتاح الفلاح؛ قم: دارالکتب الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
۱۵. طباطبایی، محمد حسین؛ تفسیر المیزان؛ ترجمه محمد باقر موسوی همدانی؛ قم: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، [بی تا].
۱۶. علاسوند، فریبا و حمیده انصاری؛ نقد کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان؛ چ۲، قم: حوزه (مرکز مدیریت)، ۱۳۸۳ش.
۱۷. فیروز آبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسه من الصصاح السته:[بی تا]، نشر الاسلامیه، ۱۴۱۰ق.
۱۸. قائمی، علی؛ خانواده و تربیت کودکان؛ تهران: برآبادی، ۱۳۵۵ش.
۱۹. قطعنامه شماره ۳۴/ ۱۸۰، مجمع عمومی سازمان ملل متحده مصوبه ۱۹۷۹/ ۲۷آذر ۱۳۷۸.
۲۰. قمی، عباس؛ منتهی الامال؛ چ۱۰، قم: هجرت، ۱۳۷۶ش.
۲۱. قیومی، محمد جواد؛ صحیفه الزهرا؛ قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ش.
۲۲. کلینی ، محمد بن یعقوب بن اسحاق؛ اصول کافی؛ ترجمه سید جواد مصطفوی، قم: علمیه الاسلامیه[ّبی تا].
۲۳. کوفی، فرات بن کوفی؛ تفسیر فرات الکوفی؛ تهران: وزارت الثقافه و الارشاد الاسلامی، مؤسسه الطباعه و النشر،۱۴۱۰ق.
۲۴. مجلسی،محمد باقر؛ بحارالانوار؛بیروت: مؤسسه الوفا،۱۴۰۴ق.
۲۵. مصباح محمد تقی، اخلاق در قرآن؛ قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) ۱۳۷۶ش.
۲۶. زمانی، مصطفی (ترجمه)؛ نهج البلاغه؛ چ۳؛ قم: نبوی،۱۳۷۳ش.
۲۷. مطهری، مرتضی؛ نظام حقوقی زن در اسلام، چ۳۱، تهران: صدرا،۱۳۸۰ش.
۲۸. معین الاسلام، مریم و ناهید طیبی؛ روان شناسی زن در نهج البلاغه؛ چ۳؛ قم: بهشت بینش،۱۳۸۳ش.
۲۹. نیلی پور، مهدی؛ فرهنگ فاطمیه(الفبای شخصیتی حضرت زهرا (ع)؛ چ۵، اصفهان، مرکز فرهنگی شهید مدرس، ۱۳۸۵ش.
فصلنامه علمی- ترویجی مباحث بانوان شیعه شماره-۲۴

 

 

جلب محبّت همسر 

محبّت به همسر، هدیه ای است که خداوند، در آغاز ازدواج، به زن و شوهر می دهد: (وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً)(۱) اگر می خواهید، محبّت همسرتان را حفظ کنید، باید، رفتار خود را محبّت آمیز کنید. از جمله عوامل پایداری محبّت، اعتماد زوجین به یکدیگر است؛ زن و شوهر باید، اعتماد یکدیگر را جلب کنند؛ اعتماد که پیدا شد، محبّت، پایدار می شود. البته، اعتماد یک امر قراردادی نیست که دو نفر با هم قرارداد ببندند تا به یکدیگر اعتماد کنند، بلکه، باید، با رعایت حدود و موازین شرعی و رعایت اخلاق اسلامی آن را به دست آورد.
دین اسلام اخلاق نیکو را ضامن بقا و دوام همه ی روابط سالم اجتماعی می داند و نقش آن را در خانه و خانواده فوق العاده برمی شمارد. ابتدا با هم به نقش اخلاق نیکو در اجتماع می پردازیم و سپس از آن به مسائل ویژه ی خانه و خانواده می پردازیم.

حُسن خُلق
شاید، گیراتر از حسن خلق، واژه ای نباشد که ترسیم کننده ی روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه دار باشد.
بخشی از اخلاق نیکو، در خوشرویی متجلّی است، بخشی، در خوشخویی و بخشی هم در خوشگویی. و چه خوب است که به این سه خوش مبارک و مقدس، بپردازیم و از آن ها کلیدی، برای گشودن قلعه ی دل ها و عاملی، برای تحکیم رابطه ها بسازیم(۲)!

خوشرویی
در مواجهه ی دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم روبه رو می شود. مواجهه ی دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه ی گفتار دارد و رمز گشایش قفل دل هاست.
خوشرویی، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند؛ هم در گفتار آشکار می شود، هم در رفتار.
چه بسا، رابطه ها و دوستی هایی که با ترشرویی؛ اخم کردن و عبوس شدن به هم خورده است. از سوی دیگر، مبدأ بسیاری از آشنایی ها یک تبسّم بوده است. وقتی، با چهره ی شکفته و باز، با کسی روبه رو می شوید، در واقع، کلید محبّت و دوستی را به دست او داده اید. برعکس، چهره ی اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته، دریچه ی ارتباط و صمیمیّت را می بندد. تبسّم، مبدأ بسیاری از آشنایی ها و زداینده ی بسیاری از غم ها و کدورت هاست. شگفت از کسانی که زا این کار بی زحمت و رنج و خرج که برکات فراوان دارد، گریزانند و به سختی حاضرت، گلخنده ی مسرّت را بر لبان خود چهره ی دیگران بیافرینند!
گشاده رویی با دیگران، باعث می شود، افراد، آماده تر شوند و به دوستی با شما دل بسپارند. خنده رویی و بشّاش بودن، دیگران را دل و جرأت می بخشد، تا بی هیچ هراس و نگرانی، باب آشنایی را به روی شما باز کنند و سفره ی دلشان را پیشتان بگشایند. اگر با خوشرویی، بتوانید، بار سنگین غم دوستان را سبک کنید، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسّم بتوانید، خاطری را شاد سازید، به خدا نزدیک تر شده اید.(۳)
به قول حافظ:
دائم گل این بستان، شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی(۴)

غم زدایی
وقتی، یک چهره ی گشاده و لبخند صمیمی، غمی را از دل می زداید، چرا باید از این احسان دریغ کرد؟
بعضی ها، حضوری غم آفرین دارند، برخی هم محضری غمزدا. گروه اخیر، آیت لطف الاهی اند که قدرشان ناشناخته است.
انسان ها به محبّت نیازمند هستند؛ این تشنگی، جز با ملاطفت و خوشرویی برطرف نمی شود.
اگر نخستین برخورد ما با کسی، به گونه ای باشد که غم او را به شادی و نگرانی اش را به اطمینان مبدّل سازد، دریچه ای، به دنیای صفا و سرور به رویش گشوده ایم. این نیز، نزد خداوند، حسنه و عبادت است.
کسی که از چهره ی برادر دینی اش، رنج و اندوهی را بزداید، خداوند، ده حسنه در نامه ی اعمالش می نویسد. مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟
البته این رفتار، نوعی هنرمندی در معاشرت است، قلبی مهربان می خواهد و عاطفه ای سرشار و خصلتی نوع دوست.
شاد کردن دیگران، چهره ای دیگر از همین غمزدایی است. گاهی با توجهّی، نگاهی، محبّتی، کلامی، هدیه ای و… می توان انسانی را مسرور ساخت و در نتیجه خدا را از خود راضی ساخت.
در این زمینه، سخنی از پیشوای صادق شیعه بیاموزیم که فرمود:
«أَیُّما مُسلِمٍ لَقِیَ مُسلِماً فَسَرَّهُ سَرَّهُ اللهُ عَزّوَجَلَّ»(۵)
هر مسلمانی که با مسلمانی دیدار کند و در برخورد، او را شادمان سازد، خدای متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.
وقتی، می توان با کلمات و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر، خاطری را خرسند ساخت، چرا، باید، با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه آفرین، بر چهره ی دیگری غم نشاند و او را به یاد روزهای تلخش انداخت و مأیوس و دلسرد ساخت؟(۶)

خوشگویی
از شاخه های دیگر حُسن خُلق که رابطه ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی تر می سازد، گفتار دلپذیر و شادی بخش است. متانت در سخن، و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی کینه و خلق و خوی اولیای دین است.
انسان ارزش و جوهره ی وجودی اش را با زبان و بیان روشن می سازد:
یکی تحقیر می کند، یکی تشویق.
یکی عیبجویی می کند، دیگری تحسین و تقدیر.
یکی ملامت می کند، دیگری پر و بال می دهد و امید می آفریند.
کدام یک بهتر است؟
پذیرایی از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینی نیست.
گاهی پذیرایی، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اِکرام، بالاتر از تغذیه و اطعام است؛ زیرا، گفتار شایسته و زیبا، غذای روح است.
تشویق کردن، آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته ی افراد نیز، از این گونه صالحات است. باز هم از امام صادق(ع) بشنویم:
«هر کس، به برادر دینی خود مرحبا بگوید، خدای متعال تا روز قیامت، برای او مرحبا و آفرین می نویسد».(۷)
غیر از پاداش الاهی، تأثیرات اجتماعی خوشگویی در نرم ساختن دل ها و جلب عاطفه ها و استوار ساختن رابطه ها مشهود است. آن که خوش سخن باشد، از دیگران نیز کلامی نیکو می شنود: «این جهان، کوه است و فعل ما ندا» و البته که حرف و سخن ما هم در کوهستان زندگی ها انعکاس دارد و خوبی آن به خود ما منعکس می شود.
کسی که گفتار مؤدّبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدّبانه سخن خواهند گفت، وگرنه…: «کلوخ انداز را پاداش سنگ است». از کلام مولا علی(ع) است که:
«اَجمِلُوا فِی الخِطاب تَسمَعُوا جَمِیلَ الجَوابِ»(۸)
زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!…
کیفیّت برخورد ما با انسان های دیگر، همان نتیجه را به ما برمی گرداند. ادب، ادب می آورد و توهین و فحش، بدزبانی و اهانت متقابل را در پی دارد.(۹)

خوشرویی
از رموز و موفقیت حضرت رسول(ص) در دعوت و رسالت خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذّاب با مردم بود و حُسن خُلق آن حضرت، امتیاز بارز مظهر رأفت و رحمت بود.
کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدّبانه و جاذبه دار، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره ی گشاده و بشّاش، از مظاهر و جلوه های حُسن خُلق است. به تعبیر دیگر، وقتی، محبّت خود را به دیگران ببخشید، در حوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده، خویش تن داری کنید، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت، عصبانیّت، بدزبانی، تحقیر، توهین و تکبّر به دور باشید، دارای حُسن خُلق هستید.
اگر خداوند، به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت می دهد، بی جا و گزاف نیست؛ زیرا، نوعی، مجاهده به شمار می آید.
پیامبراکرم(ص) برای تثبیت همین کمالات اخلاقی و خوشخویی برانگیخته شد. از کلمات نورانی اوست:
«اِنَّ الرَّجُلَ یُدرِکَ و بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجَهَ الصّائِمِ القائِمِ»(۱۰)
انسان، در سایه ی خوشخویی، به مقام و رتبه ی روزه داران شب زنده دار می رسد!
در معاشرت مسلمانان با هم، باید همدلی، بیش از وحدت فیزیکی و پیوند سطحی حاکم باشد، تا به انس و الفتی پایدار و رابطه های درونی بینجامد. با سلام، مصافحه، حُسن خلق، چهره ی باز، لبخند محبّت زا، غمزدا و برخورد نیک، این مهم تأمین می شود. میزان اسلامی بودن اخلاق هر مسلمان را باید، در نحوه ی معاشرتش با دیگران جست و جو کرد. خوش خلقی، دین و مرام، مسلمانی است. به فرموده ی حضرت رسول(ص):
«ایمان کسی کامل تر است که اخلاقش بهتر باشد؛ کسی به پیامبر شبیه تر و به او نزدیک تر است که خوش خلق تر باشد»(۱۱) و به تعبیر امام صادق(ع): «پس از عمل به واجبات الاهی، محبوب ترین کارها نزد خداوند، آن است که انسان، اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل مدارا باشد»(۱۲)
گفتار و رفتار ما آیینه ی شخصیت ماست.(۱۳)
اکنون که به اهمیت اخلاق خوش اسلامی در روابط اجتماعی پی بردیم به مسائل ویژه ی همسران برمی گردیم و جلوه ها و مصادیق آن را در رفتار و روابط همسران بررسی می کنیم.

توجه به همسر
یکی از نیازهای همسر توجه به اوست؛ توجهی همه جانبه و در همه شرایط؛ در خانه، مهمانی، سفر و… به ویژه، در مناسبت های خاص، مثل سالگرد ازدواج، روز زن، روز تولد، برای همسرتان شرایط متفاوت با روزهای قبل به وجود آورید تا در زندگی تنوّع لازم پدید آید و همسرتان توجّه شما را احساس کند. اگر به همسرتان توجّه کنید، بسیاری از تنش ها و ناراحتی های روحی او برطرف می شود.
پیامبر(ص) فرمود:
«نشستن مرد نزد همسر و عیالش در پیشگاه خداوند، از اعتکاف در مسجد من محبوب تر است».(۱۴)

عذرخواهی
زندگی مشترک، سرشار از فراز و نشیب است. یکی از دست اندازهای این جاده، برخوردها و تنش هایی است که بین زوجین به وجود می آید. البته این تنش ها، امری طبیعی است؛ امّا، آنچه، اهمیت مسأله را بیش تر می کند، این است که چگونه می توان با این مسائل مواجه شد، به گونه ای که نه تنها خدشه ای در محبّت آنان پدید نیاید، بلکه، موجب افزونی عشق و محبّت در بین آنان گردد. عذرخواهی زوجین از یکدیگر، باعث می شود، زندگی زناشوئی از عشق و محبّت لبریز شود.
طبیعی است که اگر زن یا شوهر، دچار خطایی شود و همسر خود را رنجور و افسرده نماید؛ کانون خانواده که محمل محبّت و صفاست، متزلزل می گردد. اگر به دنبال خطا، عذارخواهی و پوزش نباشد، اثر ناگوار آن برای همیشه در روح و جان دیگری باقی می ماند؛ زیرا، او همواره همسر خطاکار خود را در برابر چشم خود می بیند و نفرت، بدبینی و کدورت، در خانه ی آنان حکمفرما می گردد. از عبارت معذرت می خواهم، به عنوان رهگشای مشکلات استفاده کنید. بسیار دیده شده که در اوج کشمکش ها و دلخوری ها جمله ی پیش گفته، التهاب ها را کاهش داده است.
یکی از زوج های موفق می گوید: «راز موفقیت زندگی مشترک من و همسرم این است که هرگز، در طول زندگی، عذرخواهی را فراموش نکرده ایم!».
در عذرخواهی، باید سه نکته را به یاد داشت:
۱. هرگاه، یکی، عذرخواهی کرد، شایسته است که طرف مقابل نیز عذر او را بپذیرد؛ چرا که حضرت علی(ع) فرمود:
«بدترین مردم کسی است که معذرت خواهی دیگران را نپذیرد و از خطاهایشان در نگذرد».(۱۵)
۲. عذرخواهی، باید، با مقدار خطا متناسب باشد، نه کم تر و نه بیش تر.
۳. جرم خطا مرتکب نشدن، از عذرخواهی بهتر است، همان طور که حضرت علی(ع) می فرمایند:
«بی نیازی از عذرخواهی، از عذرخواهی ارجمندتر است».(۱۶)

عفو و گذشت
هیچ کس، به جز معصومین(ع)، از خطا و اشتباه مصون نیست و زن و مردی که زندگی مشترک را آغاز می کنند، به ویژه، در ابتدای راه، ممکن است، برخی گفتار و رفتارهای یکدیگر را ناصواب بدانند. در این گونه موارد، باید، با سینه ای گشاده رفتار کنند و لغزش های یکدیگر را ندیده بگیرند. اغماض، عفو و گذشت، آبی است که آتش غضب و کینه را فرو می نشاند و به انسان آرامش روحی می بخشد.
اسحاق ابن عمّار می گوید:
«از امام صادق(ع) پرسیدم: زن چه حقی بر عهده ی همسر خویش دارد که اگر آن ها را برآورده سازد، نیکوکار خواهد بود؟
امام(ع)، در پاسخ فرمود: خوراک و پوشاک او را تأمین کند و نادانی او را ببخشد. سپس فرمود: پدرم، امام باقر(ع) همسری داشت که او را اذیت می کرد، ولی پدرم او را می بخشید».(۱۷)
پیامبر(ص) فرمود:
«تَعافُوا تَسقُطُ الضَّغائِنُ بَینَکُم»(۱۸)
از یکدیگر، درگذرید تا کینه ها از میانتان رخت بربندد.

صفا و صداقت
صفا و صمیمیت، برای همه ی انسان ها و در همه جوامع، مفید و ارزنده و در زندگی خانوادگی ارزنده تر و مؤثرتر است. با توجه به این که زن و شوهر پیوسته با یکدیگر در ارتباطند، بدون داشتن صداقت و صفا امکان همزیستی مسالمت آمیز نخواهد بود. صداقت و صمیمیت، می تواند، بسیاری از مشکلات را حل کند و بیش از ریاکاری و دروغ کارگر شود. زن و شوهر، به علت ارتباط نزدیکی که با یکدیگر دارند، چنانچه، خدعه ای از سوی یکی از آنان رخ دهد، دیر یا زود می فهمند. برای این که کیمیای محبّت را در دل های هم حفظ کنیم، باید با همسر خود صمیمی و صادق باشیم!

همیاری و همکاری
همکاری با زن در کارهای خانه، باعث تقویت محبّت و مودّت می شود. برخی، می پندارند، کار در خانه، مخالف حرمت و شخصیّت مرد است؛ در حالی که حضرت امیر(ع) در خانه کار می کرد، پس چه نیکوست که شوهر، بدون این که زن تقاضا کند، در امور خانه و خانه داری به او کمک کند! کمک به زن، به ویژه، هنگام بیماری او، محبّت بیش تر وی را فراهم می سازد و اجر معنوی نیز در بر دارد.
پیامبر(ص) فرمود:
«خِدمَهُ العِیالِ کَفّارَهٌ لِلکَبائِر وَ تُطفِئُ غَضَبَ الرَّبُّ؛ و تَزیدُ فِی الحَسَناتِ وَالدَّرَجاتَ»(۱۹)
خدمت کردن به خانواده، کفّاره ی گناهان بزرگ است و خشم پروردگار را فرو می نشاند و بر حسنات و نیکی ها می افزاید و درجات را بالا می برد.
اگر به دلیل مشغله ی زیاد و مسؤولیت سنگین، نمی توانید، به همسرتان کمک کنید، دست کم، وی را از انگیزه و نیت خود آگاه سازید تا از حمایت فکری شما احساس دلگرمی کند.
روزی، رسول خدا(ص) به خانه ی علی(ع) وارد شد، حضرت علی(ع) و فاطمه(ع) را دید که با هم مشغول آرد کردن گندم با آسیاب دستی هستند.
حضرت(ص) فرمود: «کدام یک خسته ترید؟».
علی(ع) عرض کرد: «فاطمه خسته تر است».
پیامبر(ص) به او فرمود: «برخیز دختر جان»!
فاطمه برخاست و پیامبر به جای او نشست و علی(ع) را در آرد کردن گندم کمک کرد.(۲۰)
البته، زن نیز باید، در شرایطی، به همسر خود کمک کند. کمک خانم خانه به همسر خود، صرفه جویی، عدم اسراف و کم کردن خواسته هایی است که از چشم و هم چشمی ناشی می شود.
زنان فداکاری هم هستند که با اجازه ی همسر، با بهره گیری از هنری خاص یا کار در اجتماع، در مشکلات اقتصادی به همسر خود کمک می کنند.

هدیه دادن
در روان شناسی، بحثی است، به نام کوچک های بزرگ؛ یعنی، ای بسا انسان، مسأله ای را کوچک می شمارد، در حالی که از نظر معنا و واقعیت، بسیار بزرگ است. محیط خانه نیز کوچک های بزرگ دارد که یکی از آن ها تهیه ی هدیه است. مردان، برای تحریک عواطف زنان و گرم کردن کانون خانه و خانواده، می توانند، از این شیوه استفاده کنند و با این کار، به همسر خود بفهمانند که به یادش بوده اند و این خود موجب محبّت بیش تر در کانون خانواده است.
رسول خدا(ص) فرمود:
«مردی که داخل بازار شود تا تحفه ای بخرد و آن را به خانواده اش برساند، ثوابش، برابر کسی است که صدقه ای را به نیازمندی برساند…»(۲۱)
اسلام، به مردان دستور می دهد، هرگاه، از مسافرتی دور یا نزدیک به خانه وارد می شوند، سوغاتی همراه داشته باشند، هرچند کوچک و اندک باشد.(۲۲)
رسول خدا(ص) فرمودند:
«برای یکدیگر هدیه ببرید، که هدیه، کینه ها را از دل بیرون می برد و انتقام و دشمنی ها را برطرف می سازد».(۲۳)

تشکر و قدردانی از زن
برای پر فروغ نگهداشتن شمع محبّت و صفا، فقط انجام دادن وظیفه و محبّت قلبی کافی نیست، بلکه، اظهار محبّت و تشکّر از زن، بسیار مهم است؛ زیرا، مرد، گاهی، در برابر کارهای خوب خود، تمجیدی صادقانه از جامعه دریافت می کند و ثمره ی کار خود را در آن می یابد، ولی، چه کسی کارهای زن را تحسین می کند؟ اگر از همسرِ خود قدردانی کنید، به شوق می آید و وظیفه اش را با دلگرمی بیشتر انجام می دهد و مشکلات زندگی را با چهره ی گشاده تحمّل می کند.
برخی از افراد، زنان خود را دوست می دارند؛ ولی، هیچ گاه دوستی خود را به آنان اظهار نمی کنند و تشکّری بر زبان نمی آورند.
دسته ای دیگر می پندارند، با پول دادن و کفش و لباس خریدن بسیار، می توانند، همسر خود را راضی نگه دارند؛ از این رو، چندان به تشکّر و اظهار محبّتِ زبانی اهمیت نمی دهند.
این دو دسته، غافلند که تأثیر روانی کلمات محبّت آمیز، مانند: متشکرم، دست شما درد نکند و آفرین بر شما، بیش از رضایت قلبیِ صِرف و خریدن لباس و کفش است.
امام صادق(ع) فرمود:
«از کسی که به تو احسان نموده، سپاسگزاری کن؛ زیرا، اگر، از احسان او سپاسگزاری کنی، آن نعمت پایدار می شود و اگر ناسپاسی کنی، دوام نمی یابد»(۲۴)!

ارزش گذاشتن به کار یکدیگر
وقتی، مرد، پس از چندین ساعت تلاش در خارج از منزل، با اعصاب خسته و ناراحت، به همسرش می اندیشد، احساس می کند، او در خانه، این درگیری ها و دردسر ها را ندارد. در حقیقت او برای فعالیت های زن در خانه حساب باز نمی کند. حال، وقتی، یک فرد خسته با اعصابی متشنّج، به یک فرد با نشاط برسد، چه توقّعی دارد؟ توقّع دارد، دست به سینه، فرمان های او را اجرا کند.
هرگاه، مرد، به این امر توجّه کند که فضای کار و فعالیت خسته کننده ی او بیرون خانه و درون خانه نیز کارگاه فعالیت های خسته کننده و طاقت فرسای همسر اوست، هرگز، هنگام بازگشت به منزل، طلبکارانه، رفتار نخواهد کرد؛ بلکه، برعکس، با زبان و عمل، از کار او در خانه قدردانی می کند و واکنش متقابل و مثبت این رفتار نیکو، در شخصیت و رفتار خانم خانه نیز به طور کامل روشن می گردد.
عکس این نیز ممکن است؛ زنانی هستند که فقط، کار و گرفتاری خود را می بینند و می پندارند، کار مرد، در بیرون مشقّت آور نیست؛ از این رو، وقتی شوهر، از سر کار بر می گردد، با چهره ی برافروخته و درهم او رو به رو می شود. این عمل نیز درست نیست. زن، باید، برای کار شوهرش اهمیت قائل شود؛ وقتی، شوهر به خانه می آید، طبعاً خسته است، باید مقداری به او رسیدگی کرد و محبّت و صفا نشان داد تا قدری از خستگی و رنج های بیرونی او کاسته شود.

برخورد با مسائل مالی
خانم ها، خواسته ها، گرایش ها، احساسات و عواطفی دارند که در حدّ معقول باید تأمین شوند؛ امّا، زیاده روی در این امر موجب می شود، مرد، برای تأمین نیازهای افراطی خانم، بیش از حد، به زحمت بیفتد و حتی در مواردی، برای کسب درآمد بیش تر به راه های غیر حلال کسب درآمد، روی آورد.
میهمانی، پذیرایی و هدیه دادن، امری بسیار مطلوب و شایسته است که دین مبین اسلام به آن فراوان تأکید دارد؛ امّا، اگر، این مسائل، بر اثر چشم و هم چشمی، در حدّی شود که مرد را دچار مضیقه و مشکل نماید، مذموم و ناپسند است و مرد، نباید، آن ها را تأمین کند. در عین حال، مردان نیز، نباید ذوق و احساسات خانم ها را به طور کلّی نادیده بگیرند و در حدّ لزوم و توان، به اجابت آن خواسته ها بپردازند، برخورد منطقی، معتدل و خیرخواهانه، از جانب زن و شوهر موجب استحکام پایه های ارتباطی، اخلاقی و اقتصادی خانواده می شود.

ابراز محبّت
لذتّ بخش ترین جمله برای زن این است که شوهرش به او بگوید: «عزیزم! دوستت دارم!»، «عشق منی!» و امید بخش ترین جمله برای مرد این است که همسرش به او بگوید: «تو امید من هستی!»، «من به وجود تو افتخار می کنم!».

توجه به رفتارهای مثبت
یکی از روش های تقویت محبّت و روابط همسری، توجه به رفتارهای مثبت یکدیگر است؛ به این منظور، زن و شوهر، هر کدام، رفتارهای خوشایند همسرشان را روی کاغذی یادداشت کنند و بعد، برای هر یک از این رفتارها، با توجه به شدّت و ضعف و میزان خوشایند بودن آن امیتاز بدهند. با گذشت مدّتی کوتاه به این نتیجه خواهند رسید که همسرشان از آنچه فکر می کردند، بهتر است و محبتشان بیش تر می شود.

کمک به پیشرفت شوهر
بشر به طور ذاتی، قابلیت ترقّی دارد، در نهادش عشق به کمال نهفته و برای تکامل آفریده شده است. هر کس، در هر مقام و هر شرایط و هر سنّی که باشد، می تواند، به پیشرفت خویش ادامه داده، کامل تر شود.
هر انسانی، خواهان ترقّی است؛ امّا، هر کسی در رسیدن به این هدف، موفّق نمی گردد، همّت بلند و کوشش فراوان لازم دارد. باید، زمینه ی کار را فراهم ساخت و موانع را برطرف نمود، آن گاه کوشید تا به مقصد رسید. شخصیّت مرد، تا اندازه ی بسیار، به خواسته های همسرش بستگی دارد، زن، می تواند، به پیشرفت و ترقّی شوهرش کمک کند، او را در مسیر ترقی قرار دهد؛ همان طور که می تواند، مانع پیشرفت وی شود.
خانم محترم! در حدّ شرایط و امکاناتی که برایتان فراهم است، شخصیّتی بزرگ تر و والاتر را برای شوهرت در نظر بگیر و برای رسیدن به آن تشویقش کن! اگر میل دارد، به تحصیلات خویش ادامه دهد، یا با مطالعه و خواندن کتاب به معلوماتش بیفزاید، نه تنها مخالفت نکن، بلکه، تشویق و ترغیبش کن! برنامه ی زندگی را طوری تنظیم کن که با کارهای او هماهنگ باشد. سعی کن، اسباب آسایش و راحتی او را فراهم سازی تا با فکر آزاد به پیشرفت خویش ادامه دهد.(۲۵)

کمک به ترقّی زن
زن نیز، مانند مرد، لیاقت ترقّی و تکامل دارد. شوهر، همان طور که به ترقّی خویش علاقه دارد، باید، به فکر تکامل همسرش باشد. مرد، باید، توجّه داشته باشد که همسرش شریک زندگی اوست. کمالات او موجب افتخار و سربلندی خانواده است و تحصیل این کمالات، همیشه امکان پذیر است. پس از عروسی و در خانه ی شوهر نیز می تواند، به کمالات خویش بیفزاید؛ البته، مشروط به این که شوهر بخواهد و در این راه به او کمک کند. سزاوار نیست، مرد، خودخواه باشد و تنها به ترقی خود بیندیشد و از تکامل همسرش غافل بماند.
شوهر، اگر احساس کرد، همسرش، برای ترقّی و تکامل، صلاحیت و آمادگی دارد، چه خوب است، در این باره، به او کمک کند، یا، اگر، برای تحصیلات دانشگاهی آمادگی و تمایل دارد، با ادامه ی تحصیل او موافقت کند و اگر تحصیلاتش به اتمام رسیده، یا میلی به ادامه ی تحصیل ندارد، دست کم، او را به مطالعه و تحقیق تشویق کند.
یک خانم، می تواند، در منزل، مطالعه و تحقیق کند، نقاشی، خیاطی، گلدوزی، خطاطی و یا هر رشته ی دیگر مورد علاقه اش را بیاموزد و تمرین کند.
لازمه ی همسرداری این است که مرد، در این زمینه، همسرش را تشویق کند و امکانات لازم را تا حد امکان برایش فراهم نماید.
یکی از مشکلات این است که اگر خانم خانه دار و بچّه دار بخواهد، در مسیر ترقّی و تکامل خویش گام بردارد، طبعاً از خانه داری، مقداری عقب می ماند و به طور معمول نمی تواند، در حدّ مطلوب، به انجام آن ها بپردازد. در چنین حالی، مقتضای صفا و صمیمیت خانوادگی این است که مرد، مقداری از این کارها را بر عهده بگیرد. مرد، اگر، در این زمینه، به همسرش کمک کند، نه تنها زیان نمی بیند، بلکه، در نهایت، به نفع او تمام خواهد شد؛ زیرا، داشتن یک زن دانشمند، از چند جهت به نفع خانواده است:
۱. در تربیت فرزندان موفق تر است.
۲. در مسائل خانوادگی، مفاهمه برقرار است.
۳. زندگی با یک همسر فهمیده و دانا خوش تر است.
۴. اسباب آبرو و شرافت شوهر و خانواده است.
۵. وجودش، ارزشمند است و بیش تر می تواند، به جامعه خدمت کند.
۶. بر اثر اشتغال، از ضعف اعصاب و افسردگی که لازمه ی بی کاری است، مصون می ماند.
۷. اگر، درآمد مادی داشت، می تواند، در تأمین هزینه ی زندگی کمک کند.
۸. اطمینان خاطری برای زن، در جهت حل مشکلات احتمالی آینده و روزهای مباداست.(۲۶)

نظم و برنامه
هر فردی، در زندگی، به برنامه ریزی نیاز دارد؛ زیرا، برنامه ریزی و نظم در زندگی، رمز موفقیت و پیشرفت است.
برای طرح یک برنامه ی مفید، رعایت موارد زیر لازم است:
۱. تهیه ی فهرستی از کارهایی که باید در طول هفته، ماه و سال انجام گیرد.
۲. تهیه ی لیست چیزهایی که باید، خریداری شود.
۳. زمان بندی دقیق کار، تفریح، خواب، رفت و آمد با بستگان و دوستان.

نظم و ترتیب در خانه
خانه ی مرتب، از جهاتی، بر یک خانه ی بی نظم و نامرتب برتری دارد.
۱. نظم و ترتیبِ ویژه، به منزل، صفا و رونق و زیبایی می بخشد. تماشای تکراری خانه، نه تنها موجب ملال نمی شود، بلکه، مسرّت بخش و دلپذیر نیز خواهد بود.
۲. کارهای خانه، به آسانی انجام می پذیرد، و اوقات کد بانوی خانه بیهوده تلف نمی شود؛ زیرا، تا به چیزی نیاز پیدا می کند، می داند، کجاست و برای دستیابی به آن معطّل نمی شود.
۳. رونق و صفای محیطِ مرتبِ منزل که از ذوق و سلیقه ی کدبانوی خانه حکایت می کند، مرد را به خانه و زندگی علاقه مند می سازد.
۴. چنین خانه ای سبب آبرومندی و سرافرازی خانواده است. هر کس آن را ببیند، از زیبایی اش لذّت می برد و به ذوق و سلیقه ی کدبانوی خانه آفرین می گوید(۲۷) با خرید و تهیه ی اسباب لوکس، زندگی زیبا نمی شود، بلکه، نظم و ترتیب خاص است که زیبایی را به وجود می آورد. شما، قطعاً خانواده های مرفّه و ثروتمند را دیده اید؛ با این که از انواع و اقسام لوازم لوکس زندگی برخوردارند، زندگی شان، به دلیل بی نظمی صفا و رونقی ندارد و دیدن آن ملال آور است؛ برعکس، خانواده های فقیری را نیز دیده اید که در عین فقر و ناداری، زندگی زیبا و مسرّت بخش دارند؛ زیرا، همان اسباب و لوازم مختصر را، مرتب، منظّم و تمیز نگه می دارند.
بنابراین، یکی از وظایف مهم در خانه، رعایت نظم و ترتیب است. خانم های خوش سلیقه و کدبانو، بهتر می دانند، چگونه باید، اسباب و لوازم خانه را مرتب سازند.
در پایان این قسمت، برای دانستی های بیش تر عروس و داماد، چکیده ی نظرسنجی صورت گرفته، میان صد نفر از دانشجویان یکی از دانشگاه های کشور را ضمن سؤال و جواب می آوریم:

۱. به نظر شما شاخص های یک زندگی موفّق چیست؟
برنامه ریزی درست، نظم در کارها، هماهنگی و همدلی خانواده، ایمان به خدا، رفاه و آسایش، همفکری و همزبانی، صداقت در زندگی.

۲. عوامل خوشبختی در زندگی را چگونه معرفی می کنید؟
داشتن تفاهم اخلاقی؛ قناعت کردن در زندگی؛ از خودگذشتگی و رفاه و آسایش.

۳. مهم ترین مسائل کسانی که تازه ازدواج کرده اند، چیست؟
شغل، مسکن، تأمین مخارج زندگی، کم تجربگی، استقلال از پدر و مادر، جلب رضایت طرف مقابل، مخارج عقد و ازدواج، اختلاف فرهنگی، حساسیت فوق العاده به رفتار یکدیگر.
۴. مهم ترین عوامل گرمی کانون خانواده را چه می دانید؟
محبّت والدین به فرزندان، تفاهم اخلاقی والدین، گذشت و درک متقابل.

۵. نقش زن و شوهر، در ایجاد عشق الاهی و تدام آن چیست؟
هم عقیده بودن زن و شوهر؛ یعنی، از لحاظ باورهای دینی به گونه ای باشند که آنان را از نظر معنوی اشباع کند و به دنبال آن، عشق الاهی را در وجودشان شعله ور سازد.
۶. بهترین توصیه ی شما، برای نوعروسان و تازه دامادها چیست؟
توکّل به خدا، مدارا و قناعت، صبر و استقامت، دوری کردن از تصمیمات عجولانه، حفظ حرمت ها، اهمیت به خواسته های یکدیگر، احترام متقابل، یکرنگی، تفاهم، صداقت، پنهان نکردن مسائل زندگی از یکدیگر، بزرگ نکردن مشکلات زندگی، فراموش نکردن خداوند، از بهترین توصیه هاست. دیگر این که زندگی را به خاطر خودشان دوست داشته باشند؛ سعی کنند، پایه ی زندگی را به پایه ی عشق قرار دهند، آینه ی همدیگر باشند؛ به جای رؤیاپردازی و وعده وعیده هایی که هیچ گاه عملی نمی شود، با واقعیات زندگی کنند؛ به پدر و مادر یکدیگر احترام بگذارند؛ قبل از هر تصمیمی، خوب و عاقلانه، به تمام جوانب زندگی فکر کنند؛ احساساتی و کورکورانه تصمیم نگیرند و به هم وفادار باشند؛ از عیوب یکدیگر چشم پوشی کنند؛ سعی کنند، روی پای خود بایستند و به دیگران تکیه نکنند.

۷. مهم ترین عوامل آسیب زا در زندگی خانوادگی چیست؟
اختلاف میان زن و شوهر، دروغگویی، بی توجهی به نیازهای عاطفی یکدیگر، چشم و هم چشمی، مخفی کاری، کم توجّهی به امور یکدیگر، بداخلاقی و تندخویی، لجبازی، عیب جویی، دخالت پدر و مادر طرفین، سوءظن، اعتیاد، عدم احساس مسؤولیت، انتظارهای بی جا، دوری از معنویت.

عُصاره ی سخن و احادیث زیبا درباره خوش خلقی
اکنون که با راه های جلب محبّت در زندگی خانوادگی آشنا شدیم شاخ و برگ های سخن را جمع می کنیم و به جهت اهمیت این بحث به روی مغز کلام و عصاره ی سخن انگشت تأکید می گذاریم.
از مهم ترین شرایط رضایت زن و شوهر در زندگی، خوش اخلاقی و رعایت اخلاق حسنه به یکدیگر است. خوش اخلاقی، در همه جا و از هر کس پسندیده است؛ ولی، از زن و شوهر، در محیط خانه پسندیده تر است.
پیامبر(ص) فرمود:
«اَحسِن خُلقَکَ مَعَ اَهلِکَ وجیرانِکَ و مَن تُعاشِرُ و تُصاحِبُ مِنَ الناسِ»(۲۸)
اخلاقت را با اهل و عیال و همسایگان و دوستان و همنشینان نیکو گردان.
علی(ع) فرمود:
«بحُسنِ الخُلقِ یطیبُ العَیشُ»(۲۹)
با خوش خلقی، زندگی، خوش و نیکو می گردد.
علی(ع) فرمود:
«حُسنُ الخُلقِ یُورِثُ المَحَبَّهَ»(۳۰)
خوش اخلاقی، موجب محبّت می شود.
از سوی دیگر، زن و شوهر موظفند، در برابر بدخلقی دیگری، خویشتن دار باشند. صبر پیشه کنند و پاسخ بدخلقی همسر را با بدخلقی ندهند. چنین واکنشی، سبب فروکش کردن خشم طرف مقابل و تنبه و سازندگی او می گردد و پاداش معنوی را نیز در پی دارد. پیامبر(ص) در این باره می فرماید:
«مَن صَبَرَ عَلی خُلقِ امرَأَهٍ سَیّئهِ الخُلقِ وَ احتَسَبَ فی ذلِکَ الاَجر اَعطاهُ اللهُ ثَوابَ الشّاکِرین»(۳۱)
کسی که بر رفتار زن بداخلاق خود صبر کند و در این کار امید پاداش داشته باشد، خداوند، ثواب شاکران را به او عطا می فرماید.
علی(ع) فرمود:
«داروُهُنَّ عَلی کُلِّ حالٍ وَ اَحسِنُوا لَهُنَّ المَقالَ لَعَلَّهُنَّ یُحسِنَّ المَقالَ»(۳۲)
همواره، با زنان مدارا کنید و با آنان، به نیکی سخن گویید تا آنان نیز سخن نیکو بگویند.
و این واقعیت را ملک الشعرای بهار چه زیبا به نظم کشیده، آن جا که می گوید:
مکرّر امتحان کردم که بهر زندگی کردن
به است از تندی و آشفتگی، نرم و آرامی
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاج ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
بدان که سفیر وحی الاهی، آنگاه که از فلسفه ی نبوت خویش، سخن می گوید، اخلاق را با ارزش ترین مطلب عنوان می کند؛ همو که دریای پرتلاطمِ اخلاق و کرامت انسانی بود.
عشق به خداوند لایزال، از جبین درخشانش هویدا بود. تمام وسعت زندگی اش، بوی گل های داوودی داشت و عطر نَفَس خداوندی اش، به هست و کل آفرینش پای آن، جان می خبشید و تَنَفّس هدایت می نمود.
همو که از سرزمین حجاز برخاست و جهان را از مهر و عطوفت جاودانه ی خود، مدهوش ساخت؛ مقام زن را از حَضیض تا اوج آسمان ها برد و به مردان رسم وفاداری و سازگاری آموخت. اکنون که دو زوج خوشبخت، به هم رسیده اید، در سایه سار فرامین آن پیامبر راستین، شیوه ی تکلم مهرآمیزش را با بندگان حضرت حق، به ویژه، شریک دلباخته ی خود، به کار بندید و گفتمان انسان دوستانه ی او را با زنان و کودکان، تمرین کنید!
از او، رازداری و روشن ضمیری را بیاموزید. کوچه باغ زندگانی خود را از طروات بارانِ مهر و وفا پر کنید و هرگز راضی نشوید، این گلستان زیبا را عیب تراشی و عیبجویی های بی مورد و غیرمنطقی، خزان نماید که او شما را بر عاج ها، ابرها و بلورهای راستین محمدی سوار کرده است و حیات شما را با اکسیر عشق، از شعر و شور، شعور و احساسِ بی پایان پر کرده است. زنده است پیامبر عشق، زنده است، سفیر هدایت…

پی نوشت ها :

۱. روم: ۲۱.
۲. راه زندگی، ص۱۹.
۳. پیامبر(ص) فرمود: «با مؤمنان، با چهره ی گشاده و روی باز دیدار کن که روی خوش و چهره ی باز، موجب جذب دل ها و افزونی محبّت هاست».
«اَلقِ اَخاکَ بِوَجهٍ مُنبَسِطٍ؛ با برادرت با چهره ی باز برخورد نما!».
وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۶۰؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۴۷.
۴. راه زندگی، ص۲۰.
۵. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲.
۶. راه زندگی، ص۲۰.
۷. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲.
۸. غررالحکم، ج۲، ص۲۶۶.
۹. راه زندگی، ص۲۱.
۱۰. میزان الحکمه، ج۱، ح۵۰۱۲، ص۷۹۹.
۱۱. همان، ح۵۰۲۴ و ۵۰۲۵، ص۸۰۰.
۱۲. اصول کافی، ج۲، ح۴، ص۱۰۵.
۱۳. راه زندگی، ص۲۳.
۱۴. التفسیرالمعین، ص۴۰۶.
۱۵. «شَرُّ النّاسِ مَن لا یَقبَلُ العُذرَ وَلا یُقیلُ الذَّنبَ»، غررالحکم، ج۴، ص۱۶۵.
۱۶. نهج البلاغه، حکمت ۳۲۹.
۱۷. وسائل الشیعه، ج۱۴، ح۱، ص۱۲۱.
۱۸. میزان الحکمه، ج۳، ح۱۳۱۷۶، ص۲۰۱۲.
۱۹. بحارالأنوار، ج۱۰۳، ص۲۴۷.
۲۰. همان، ج۴۳، ح۴۷، صص ۵۰ و ۵۱.
۲۱. وسائل الشیعه، ج۱۵، ح۱، ص۲۲۷.
۲۲. همان، ج۸، ح۱، ص۳۳۷.
۲۳. میزان الحکمه، ج۴، ح۲۱۷۴، ص۳۴۵۰.
۲۴. اصول کافی، ج۲، ح۳، صص ۹۹ و ۱۰۰.
۲۵. آیین همسرداری، ص۲۰۲.
۲۶. آیین همسرداری، ص۲۰۵.
۲۷. همان، ص۲۴۳.
۲۸. بحارالأنوار، ج۷۴، ح۶، ص۶۷.
۲۹. غررالحکم، (۷ج)، ج۳، ص۲۱۸.
۳۰. همان، ج۳، ح۳۹۴.
۳۱. وسائل الشیعه، ج۱۴، ح۵، ص۱۲۴.
۳۲. بحارالأنوار، ج۱۰۰، ح۱، ص۲۲۳.
منبع: اکبری، محمود، (۱۳۳۴)، صمیمانه با عروس و داماد، قم: نورالزهراء، چاپ بیست و سوم،(۱۳۸۹)

 

نیکى به والدین در آینه قرآن و حدیث


 

احسان به دیگران, صفتى پسندیده و ممدوح است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تأیید است. همه جوامع بشرى براى این صفت خداپسندانه, اهمیت خاصى قائلند و فاعل آن را محترم مى شمارند. در این میان, البته بعضى نیکى ها اهمیت دو چندان دارد, که نیکى به پدر و مادر از جمله آنهاست.

 

خداونددر قرآن بیش از ۲۳ بار صراحتاً و یا ضمناً انسان ها را به احسان و نیکى به پدر ومادر امر فرموده است. ۱ ائمه معصومین-ع- نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرموده اند. حضرت على(ع) فرمود: (برّ الوالدین من اکرم الطباع; نیکى به پدر و مادر, ارزش مندترین خلق هاست. )۲

 

پیامبراکرم(ص) در پاسخ مردى که از حقوق والدین پرسیده بود, فرمود: (هما جنّتک و نارک;۳ پدر و مادر, بهشت و جهنم تو هستند; بهشت در رضاى آنها و دوزخ در خشم آنهاست. )

 

حضرت رضا(ع) فرمود: از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکى و تواضع و خضوع و تکریم را معمول دار… خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داده وفرموده است: شکر گزار من و شکر گزار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوى من است.۴

 

همیشه مونس و یارم پدر بود        به وقت رنج, غمخوارم پدر بود

 

چو پروانه پر و بالم اگر سوخت        ولى شمع شب تارم پدر بود

 

طریق زندگى آموخت بر من            به هر سختى مدد کارم پدر بود

 

* * *

 

آبروى اهل دل از خاک پاى مادر است            هر چه دارند این جماعت از دعاى مادر است

 

آن بهشتى را که قرآن مى کند توصیف آن        صاحب قرآن بگفتا زیر پاى مادر است

 

نیکى به والدین در ادیان آسمانى

 

لزوم نیکى به والدین, اختصاص به شریعت اسلام ندارد, بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانى همواره مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن در سوره بقره, آیه ۸۳ وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند, جزء پیمان ها و وظایف حتمى بنى اسرائیل شمرده است.

 

حضرت نوح (ع) براى پدر و مادر خود چنین دعا مى فرماید (رب ّ اغفرلى و لوالدى ّ و لمن دخل بیتى مؤمناً و للمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظّالمین الاّ تبارا;۵ خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر که با ایمان وارد خانه من مى شود و نیز مردان مؤمن وزنان مؤمن را بیامرز و ستم کاران را جزء بر هلاک و عذابشان میفزاى. )

 

امام صادق (ع): فرمود: موسى بن عمران(ع) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردى را زیر سایه عرش خدا دید, عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وى افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد, داراى دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکى مى کند و براى سخن چینى گام برنمى دارد. ۶

 

نقل است روزى حضرت داوود(ع) هنگام قرائت قسمتى از کتاب (زبور) دلش شکست و منقلب شد. درآن حال کمى به خود بالید و گفت: در دنیا از من عابدتر نیست. همان ساعت به او وحى شد: برو بالاى کوه, کشاورزى را ببین که هفتصد سال مرا عبادت مى کند و از گناهى که انجام داده از درگاه من عذر مى خواهد, در صورتى که آن عمل نزد من گناه نبوده است. او روزى در پشت بام راه مى رفت که مختصر خاکى از پشت بام بر روى مادرش ریخت و اینک مدتى است که به حساب این گناه در درگاه ما مى نالد, برو او را به مغفرت و آمرزش من بشارت بده.

 

داوود (ع) به کوه رفت, دید مردى لاغر اندام که بر اثر عبادت, استخوان هایش در آمده, مشغول نماز است. وقتى از نماز فارغ شد, بر او سلام کرد. او جواب سلام داوود(ع) را داد و پرسید: تو کیستى؟ حضرت داوود(ع) فرمود: من (داوود) نام دارم. گفت: اگر مى دانستم که تو داوود هستى, جواب سلام تو را نمى دادم, به دلیل آن لغزشى که از تو سر زده است. اینک که به کوه بالا آمده اى, استغفار کن. به خدا سوگند, روزى به پشت بام رفتم, بر اثر عبور, مختصرى خاک بام بر سر مادرم ریخت, اینک هفتصد سال است که در این وضع هستم, نمى دانم مادرم از من راضى شده یا نه, با این حال استغفار مى کنم, به دلیل این که شاید او از من راضى نشده باشد. ۷

 

خداوند به موسى وحى نمود: همانا کسى که به پدر و مادر نیکى کند و مرا رها کند, اسم وى رانیکوکار بنویسم و کسى که مرا نیکى کند و پدر و مادرش را واگذارد, وى را عاق نویسم.۸

 

نکاتى چند در باره احترام به والدین

 

گر چه عواطف انسانى و مسئله حق شناسى به تنهایى, لزوم احترام نمودن به والدین را بیان مى کند, ولى از آن جا که اسلام حتى در مسائلى که عقل مستقلاً مى تواند داورى وقضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در مى یابد, سکوت روا نمى دارد; بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتى را صادر مى کند. ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین& احترام به والدین و مسائل و زوایاى مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان مى کنیم.

 

نکته اول: در چهار سوره از قرآن کریم, نیکى به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن, بیانگر این است که اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: بقره, آیه ۸۳; نساء, آیه ۳۶; انعام, آیه۱۵۱; لقمان, آیه ۴۱.

 

تأکیدقرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفى شرک, و عبادت و پرستش و شکر نعمت هاى الهى, به روشنى این مطلب را ثابت مى کند که عدم رعایت حق آنان, بزرگ ترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در (سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.

 

نکته دوم: خداونددر این آیات, نوع خاصى از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده, بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکى به پدر و مادر, دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودى نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلى و شرعى; به این معنا که هر چه انسان در توان دارد, باید براى پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهى نکند.

 

نکته سوم: این احسان و خیرخواهى و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت فرساى آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل مى کند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته, چند مطلب قابل توجه است:

 

۱ ـحق پدر و مادر به حدى بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمى تواند تمام و کمال زحمات و محبت هاى آنان را جبران کند.

 

۲ ـانسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعى, مقصر بداند; هم چنان که در انجام شکر الهى. آن گونه که سزاوار نعمت هاى بى کران اوست, همه انبیا و اولیا قاصرند ودیگران نه تنها قاصرند, بلکه مقصّرند.

 

۳ ـهمان گونه که در شکر نعمت هاى الهى نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد, بلکه باید بااطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت, در مقابل الطاف و محبت هاى پدر و مادر هم بایدعملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است; از احترام و خدمت و کمک بهعنوان تشکر, دریغ نکرد.

 

۴ ـشکر الهى, خود یک نعمتى است که باز هم نیاز به شکر دارد و همچنین است توفیق درانجام خدمت و تشکر عملى از مقام پدر و مادر.

 

نکته چهارم: خداوند متعال دستورات خاصى را به فرزندان پدر و مادرى که به سن پیرى رسیده اند, صادرفرموده است: (و به پدر و مادر نیکى کنید. هرگاه تا تو زنده هستى و هر دو یا یکى ازآن دو سالخورده شوند, آنان را میازار و به درشتى خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روى مهربانى سر تواضع فرود آور و بگو: اى پروردگار من! همچنانکه مرا در خردى پرورش دادند, بر آنها رحمت آور. )۹

 

نکته پنجم: دربرخى آیات, پدر و مادر را در صدر کسانى قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوندبه پیامبر مى فرماید: در پاسخ کسانى که از تو مى پرسند چه انفاق کنیم؟ بگو: (هر چهاز خیر انفاق مى کنید, به پدر و مادر و خویشان نزدیک و یتیمان و فقیران ودرماندگان انفاق کنید. )۱۰

 

نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(ع) در دعاىخویش مى فرماید: (پروردگارا! آن روز که حسابرسى بر پا مى شود, بر من و پدر و مادرمو همه مؤمنان ببخشاى. )۱۱

 

تواضع در برابر والدین

 

خفضِ جناح (تواضع) چند بار در قرآن آمده است, ولى (جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه. )۱۲

 

به گفته لغت شناسان, تواضع دو گونه است: گاهى تواضع, انسان را پست مى کند ; مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان, و گاهى انسان را بالا مى برد; مانند تواضع در برابر مؤمنان, پدر و مادر, معلم و امثال آنها. در چنین مواردى, تواضع را خفض جناح مى گویند. جناح به معناى بال پرنده است و خفض جناح, این معنا را به ذهن تداعى مى کند که تواضع به انسان بال مى دهد و با آن به اوج رفعت مى رسد. خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین;۱۳ در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروى مى کند, بال فروتنى فرود آر. )

 

(ذلّ) به معناى نرمى و تسلیم است و در موردى به کار برده مى شود که امرى از روى قهر و غلبه بر کسى وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر, مقهور و مغلوب مى بیند. با این که آنها به او نیازمندند, اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنانبا تواضع و فروتنى اوامرشان را اطاعت مى کند.به هر حال این (جناح ذل ّ) از روى رحمت و عطوفت است نه از روى ترس و یا احتیاج, زیرا پدر و مادر, سالخورده و در دوران نیازمندى اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.

 

علل ذکر نیکى به والدین بعد از وجوب عبادت پروردگار

 

فخر الدین رازى مى گوید: به چند دلیل, بعد از وجوب عبادت پروردگار, نیکى به پدر و مادرذکر شده است:

 

۱ ـ نعمت هاى پروردگار, بالاترین نعمت ها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم, پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند, نعمت هاى برتر عالم مى باشند. پس شکر اوّلین نعمت (خداوند) و بعد از آن, شکر نعمت هاى برتر عالم (پدر و مادر) واجب است.

 

۲ ـ خداوند, مؤثر حقیقى در وجود انسان و پدر و مادر, مؤثر وجود او در ظاهر (طبیعت) هستند, پس آن جا که نام مؤثر حقیقى ذکر شده, بعد از آن مؤثر ظاهرى را آورده است.

 

۳ ـ خداوند در مقابل نعمت هاى خود, از بنده چیزى نمى خواهد, پدر و مادر نیز در مقابل نعمت خود از فرزند چیزى طلب نمى کنند (نه طلب مالى و نه طلب ثوابى) لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.

 

۴ ـخداوند نعمت خود را از بنده اش دریغ نمى دارد, اگر چه بدترین گناهان را انجام داده باشد. همچنین است جاى پدر و مادر که نعمت و فداکارى خود را از کودکشان دریغ نمى دارند, هر چند به آنها بد کرده باشد.

 

۵ ـپدر مهربان در مال فرزندش تصرف مى کند تا سود بیشترى عاید وى شود و از ضایع شدن مال او جلوگیرى مى کند. خداوند نیز در اعمال عبادى بنده خود تصرف مى کند و آن را از آفات دور مى سازد و عملش را زیادتر مى نماید, زیرا خود فرموده است: مَثَل کسانى که در راه خدا انفاق مى کنند مانند دانه گندمى است که هفت خوشه از آن مى روید و در هر خوشه, صد دانه گندم وجود دارد.

 

۶ ـنعمت وجود خداوند, بالاتر از نعمت والدین است و این امر, با دلیل و برهان ثابت و معلوم مى گردد. اگر چه نعمت والدین نیز معلوم و مشهود است, اما رجحان با نعمت پروردگار است; از این رو نعمت والدین پس از نعمت خدا ذکر شده است. ۱۴

 

حقوق والدین

 

ازاربعین سلیمانى نقل شده که والدین را بر فرزند, هشتاد حق است: چهل, در حال حیاتایشان و چهل, در حال ممات آنها.  اما آن چهل که در حال حیات است, ده تا به تن, دهتا به زبان, ده تا به دل و ده تا به مال است.

 

آن ده که به تن است, عبارت است از:
۱ ـ به آنان خدمت کند, زیرا حق تعالى فرموده است: (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)۱۵;

 

۲ ـ حرمتشان را نگه دارد;

 

۳ ـ جلو ایشان ننشیند;

 

۴ ـفرمان آنها را اگر شرع نهى نکرده, انجام دهد و از نهیشان, اگر واجب نیست, خوددارى کند;

 

۵ ـروزه مستحبى را با اجازه آنان بگیرد;

 

۶ ـچون ظاهر شوند, برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند;

 

۷ ـبى رضاى ایشان به سفر (غیر واجب عینى) نرود;

 

۸ ـدر وقت راه رفتن, پشت سر آنان حرکت کند;

 

۹ ـهمیشه با مهربانى به آنان بنگرد;

 

۱۰ ـهمواره آماده خدمت کردن به آنان باشد.

 

اما آن ده حق که به زبان است, عبارت اند از:

 

۱ ـبا آنان به نرمى سخن بگوید;

 

۲ ـصداى خود را بر آنها بلند نکند;

 

۳ ـگستاخى و پر چانگى نکند;

 

۴ ـ آنانرا به نام نخواند, بلکه مثلاً بگوید پدر جان, پدر بزرگوارم;

 

۵ ـسخن ایشان را قطع نکند;

 

۶ ـگفته ایشان را رد نکند;

 

۷ ـبه امر و نهى, آنان را خطاب نکند;

 

۸ ـهمیشه آنان را دعا کند;

 

۹ ـبه آن دو اُف نگوید و روى خود را از آنان بر نگرداند;

 

۱۰ ـبا ایشان مؤدبانه سخن بگوید.

 

اماآن ده چیز که به دل است, عبارت اند از:

 

۱ ـهمیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند;

 

۲ ـهمواره آنان را دوست بدارد, اگر چه از حیث اقتصادى در مضیقه باشند;

 

۳ ـبه شادى آنان شاد باشد;

 

۴ ـدر غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد;

 

۵ ـ بادشمنان آنها دوستى نکند که آن دو مى رنجند;

 

۶ ـاز بدگویى یا کج خویى آنان نرنجد;

 

۷ ـاگر به او ستم کردند, بر آنان خشم نگیرد, حتى اگر او را زدند, دستشان را ببوسد;

 

۸ ـهر چند حق آن دو را رعایت مى کند, اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد;

 

۹ ـهمیشه در دل قصد کسب رضاى آنان را بنماید;

 

۱۰ ـدر دل, طول عمر آنان را بخواهد, هر چند از زحمت و فقر و بیمارى آن دو به تنگ آمده باشد.

 

اماآن ده چیز که به مال تعلق دارد, عبارت اند از:

 

۱ ـلباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند;

 

۲ ـآنان را از طعام خویش (بلکه بهتر) بخوراند, زیرا در هر انفاقى, آنان جلوترند;

 

۳ ـقرض آن دو را بدهد;

 

۴ ـمخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب, از زیارت بدهد ;

 

۵ ـاگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند, از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد;

 

۶ ـبا مال خود به آن دو عزت بخشد;

 

۷ ـاگر مسکن ندارند, برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد;

 

۸ ـاز مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند;

 

۹ ـامور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد;

 

۱۰ ـمال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند, به روى آنان نیاورد.

 

اماآن چهل حق که بعد از وفات ایشان است, عبارت اند از:

 

۱ ـدر غسل و کفن و دفنشان تسریع کند;

 

۲ ـاز هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود;

 

۳ ـمراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد;

 

۴ ـطبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد;

 

۵ ـشب دفن, نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند; ۶

 

۶ـمخارج و هزینه هاى مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزارى نماید;

 

۷ ـحساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند;

 

۸ ـاگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند;

 

۹- براىآنها هر روز قرآن بخواند;

 

۱۰ ـبعد از هر نماز براى آنها دعا کند, به ویژه در نماز شب و اوقات دعا;

 

۱۱ ـهر روز به نیابت آنها صدقه بدهد;

 

۱۲ ـاگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند;

 

۱۳ ـبر مصایب آنان صبر نماید;

 

۱۴ ـقضاى نمازهاى واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد;

 

۱۵ ـروزه هاى مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد; ۱۶ ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابى برابر حج دارد;

 

۱۷ ـدر قبرستان, آیه الکرسى و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و براى آنان هدیه کند;

 

۱۸ ـهنگامى که به زیارت مشاهد مشرفه مى رود, به نیابت آنان هم زیارت کند;

 

۱۹ ـبه نیابت از آنان عمره به جاى آورد و اگر در حج واجب است, در وقت فراغت طواف کند;

 

۲۰ ـاگر حج واجب خود را انجام داده و توانایى دارد, به نیابت از آنان حج واجب برود;

 

۲۱ ـاگر کسى را ناراحت کرده اند یا بر شخصى ستمى روا داشته اند, با زبان یا وجه یا هرامر دیگر, او را راضى کند;

 

۲۲ ـبه عنوان رد مظالم, وجهى را به فقیر بدهد تا اگر حقى از کسى به گرنشان است اداشود;

 

۲۳ ـتا حد امکان اگر مجلس روضه و عزادارى به صورت هفتگى یا ماهانه داشته است, آن راادامه دهد;

 

۲۴ ـاگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندى قربانى مى کرده, سنت هاى خوب او را به پادارد;

 

۲۵ ـاگر کار خیر ناتمامى از او مانده, به اتمام برساند;

 

۲۶ ـاگر آنان مالى را غصب کرده اند و بداند, باید براى خلاصى شان آن را به صاحبانش ردکند;

 

۲۷ ـاگر خمس یا زکات بدهکارند, حتما آن را رد کند;

 

۲۸ ـبه پدر و مادر کسى بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند;

 

۲۹ ـکارى نکند که بدگویى مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد;

 

۳۰ ـ بامردم به نیکى رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند;

 

۳۱ ـدوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند;

 

۳۲ ـاحتمال گرفتارى آنها را بدهد و در صدد نجاتشان برآید;

 

۳۳ ـآثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید;

 

۳۴ ـبه جاى زیارت پدر و مادر به زیارت عمو, عمه, دایى و خاله برود و خوبى هاى پدر ومادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد;

 

۳۵ ـاگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهى کرده, بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد;

 

۳۶ ـسعى کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود;

 

۳۷ ـخیرات, مبرّات و صدقات را براى آنان تداوم بخشد و فراموش نکند;

 

۳۸ ـاحترام اسامى و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسى آنان را به بدى یاد کند;

 

۳۹ ـچنانچه آنان مؤمن بوده اند, شوق لقاى آنها را داشته باشد; همان گونه که ائمه-ع-شوق پدران خود را داشتند;

 

۴۰ ـچنانچه قبر آنان ویران شده, ترمیم نماید.

 

پى‏ نوشت‏ها‏:۱
۱ـبقره, آیات ۸۲, ۱۸۰ و ۲۱۵; نساء, آیات ۳۶ و ۱۳۵ ; انعام, آیه ۱۵۱; ابراهیم, آیه

 

۴۰; مریم, آیات ۱۴ و ۳۲; اسراء, آیات ۲۳, ۲۴ و ۲۵; عنکبوت, آیه۸; لقمان, آیات ۱۴ و
۱۵; احقاف, آیات ۱۴, ۱۷, ۱۸ و ۱۹; نوح, آیه ۳۸; بلد آیه ۳.

 

۲ـ بحار الانوار, ج ۷۷, صفحه ۲۱۲.

 

۳ـمیزان الحکمه, ج ۱۰, ص ۷۰۸.

 

۴ـتفسیر مجمع البیان, جلد ۶, ص ۴۱۱.

 

۵ـنوح (۷۱) آیه ۲۸.

 

۶ـبحار الانوار, ج ۷۴, ص ۶۵; امالى صدوق, ص ۱۰۸.

 

۷ـالدین فى قصص, ج ۳, ص ۲۴.

 

۸ـمعراج السعاده, ص ۳۸۴.

 

۹ـاسراء (۱۷) آیه ۲۳ ـ ۲۵.

 

۱۰ـبقره(۲) آیه ۲۱۵.

 

۱۱ـابراهیم (۱۴) آیه ۴۱.

 

۱۲ـاسراء(۱۷) آیه ۲۴.

 

۱۳ـشعرأ(۲۶) آیه ۲۱۵. ۱۴ـ فخر الدین رازى, تفسیر کبیر, ج ۱, ص ۱۰۰.

 

۱۵ـاسراء(۱۷) آیه ۲۴.

 

۱۶ـبر گرفته از: حقوق والدین, ص ۱۳۹.



دسته بندي :


موضوعات متفرقه

لينک هاي مفيد

» 1000 سایت در یک سایت
» آپلود سنتر رایگان (1)
» آپلود سنتر رایگان (2)
» آپلود سنتر رایگان (3)
» آپلود سنتر رایگان (4)
» آپلود سنتر رایگان (5)
» ارسال و دریافت فاکس اینترنتی
» آرشیو موسقی
» آرشیو موسیقی سایت خبري ویستا
» آسان دانلود
» افکت گذاری آنلاین برروی تصاویر
» اوقات شرعی شهرهای ایران
» اوقات شرعی آذرشهر
» باشگاه خبر نگاران جوان
» پارس قرآن
» پایگاه خبری 598
» پایگاه خبری افق
» پرشین پرشیا ( موسیقی سنتی )
» پرشین گرافیک
» پرنیان ـ قرآن آنلاین
» پست بانک اخی جهان
» تبدیل آنلاین عکس به آیکون
» تبدیل آنلاین فایلهای صوتی
» تبدیل آنلاین ویدئو، صوت، عکس، متون و کتاب های الکترونیک
» ترجمه آنلاین متون انگلیسی
» تن سنجی آنلاین
» ثامن گرافیگ
» جدیدترین اخبار ایران و جهان
» جهت یاب قبله
» خبر گزاری فارس
» خوشنویسی آنلاین
» دانلود کتب فارسی
» دفتر یادداشت پارسی و تقویم آنلاین
» دهياري اخي جهان
» رادیو آنلاین اینترنتی
» رادیو دیروز
» رادیو معارف
» ساعت رسمی کشور
» سامانه تعویض دفترچه خدمات درمانی
» سامانه فيش حقوق فرهنگيان
» سايت تفريحي و يگ
» سايت توفارقان
» سایت خبری بولتن نیوز
» سایت خبری بی باک
» سایت خبری تعامل
» سایت خبری رصد خانه
» سایت خبری شفاف
» سایت خبری عصر ایران
» سایت خبری موسیقی ایرانی
» سایت خبری موسیقی روز
» سایت شهید آوینی
» سایت طرح های اسلیمی
» سایت غدیر
» سایت فارسی کودکان
» سایت قرآنی تنزیل
» سایت کودک و نوجوان
» سرویس ایمیل فارسی
» سلامت نیوز
» سمت خدا . شبکه سه
» سیستم پرداخت قبوض از طریق اینترنت
» شبکه خبری زمان
» شهدای اخی جهان
» شهر خبر ( موتور جستجوی خبر فارسی )
» شیعه والپیپر
» فرمول نویس آنلاین ریاضی
» قبله یاب آنلاین
» قرآن آنلاین : حوض کوثر
» كتابخانه عترت اخي جهان
» گالری صوتی صلوات
» گالری عکس های جذاب
» متن و ترجمه صوتی قرآن
» محاسبه آنلاین وزن ایده آل بدن
» محاسبه وزن ایده آل
» مدرسه راهنمایی غیر دولتی آزادگان
» مرجع موبایل ایران (تصاویر پس زمینه)
» موسیقی آنلاین
» موسیقی آنلاین
» نقاشی و ویرایش تصویر آنلاین با Picozu
» همشهری آنلاین
» وب سایت ختم قرآن
» وبگردي 20:30
» وبلاگ حاج آقا صالحی
» وبلاگ رضا پور زین العابدین ( اخی جهان )
» وبلاگ ناصر محمد حسيني
» ورزش ایرانی
» ورود به جهان خبر
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .1
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .2
» بزرگترين مرجع قرآني جهان اسلام
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .1
» مجموعه تصاویر بسم الله الرحمن الرحیم
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .2
» گالری تصاوير جالب
» 287 نوع بسم الله ...
» سامانه مدیریت اشیاء گمشده
» ورود به شات نت
» ورود به گالری عکس فارض نت
» فهرست کشورها بر پایه تاریخ ایجاد
» وبلاگ گروهی رضا پیری
» صنایع الماس چوب عابدی ( اخی جهان )
» جدول لیگ های فوتبال
» پیانو آنلاین
» ساخت کد موزیک
» انتخاب کد رنگ آنلاین
» نقاشی آنلاین
» با قطره ها ( میرزا علی اصغر رسولزاده)
» گنجینه عربی ( خانم علیزاده)
» پایگاه کشوری سیم کارت
» مرجع تخصصی موبایل
» نی نی نام
» دهکده موزیک
» فروشگاه شارژ تلفن همراه
» بازی ، مربیگری وباشگاه داری فوتبال در مستر کاپ
» فوتبال فانتزی . لیگ فانتزی
» ورزش سه (3)
» دریافت کد نتایج زنده و جداول لیگ
» جستجوگر هوشمند خبری تحلیل گری
» پایگاه اطلاع رسانی باشگاه تراکتور سازی تبریز
» تراکتور لینک
» آهنگ های تراختور
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 1
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 2
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 3
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 4
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 5

نويسنده

قدیر پیری

آمار روزانه بازديد


درباره ما


مرجع نرم افزار های کاربردی و آموزشی فرهنگی
ايجاد کننده وبلاگ :
لوگوی دوستان http://up.behtarin.com/ وبسایت گالری عکس با گوگل کروم قابل مشاهده نیست http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/