فارض نت اخی جهان

ADS
نويسنده : قدیر پیری سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٤, ۱:٥٧ ‎ق.ظ

pelakarde milade emam reza 93-1m

دریافت سایز اصلی :           DOWNLOAD

دریافت وکتور متن بکار رفته در طرح :               DOWNLOAD

 

 


پیامک ولادت حضرت معصومه (س)

 

 

 

خجسته باد میلاد بانوی قدسیه مطهره، فاطمه معصومه علیهاالسلام که بارگاه نورانی ‏اش محل دایمی نزول فرشتگان بر زمین و دروازه بهشت

است.

 

***

شهر قم آشیان آل عباست

حرم دختر ولى خداست

جلوه گاه تجلى حق است

اشرف از طور وادى سیناست

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

ز افق نور دیگرى پیداست

جلوه هاى منورى پیداست

شادى بر هر که بنگرى پیداست

شهد جان را چه شکرى پیداست

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

***

آسمان چشم گشاده تا از انوار الهی معصومه اهل بیت نورانی شود و ظرف دلش را پر از پرواز فرشتگان سازد. زمین دل گشوده تا همه

عطشش را با کرامت کریمه اهل بیت سیراب سازد. میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

***

خاک بهشت بهر قدمگاه تو کم است

آغوش نجمه بود سرای رسیدنت

قلب برادرت ز تب شوق آب شد

در التهاب ثانیه های رسیدنت

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

***

این بار حق به دامن موسی عطا نمود

آن کوثری که بال ملک گاهواره داشت

این سیب سرخ سیب بهشت پیمبر است

این دختر یگانه موسی بن جعفر است

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

بانویم معصومه علیها السلام ! میلادت، نور به چشم‏ها می ‏پاشد و سرور به دل‏ها؛ و رایحه بهشتی ‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏

نوازد؛ میلادت مبارک.

 

***

آن شب زمین هوای بهشتی دوباره داشت

آغوش آسمان به بغل ماهپاره داشت

چشمان ابر روی زمین را گرفته بود

هر قطره با خودش سبدی پرستاره داشت

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

میلاد نور دیده حضرت رضا علیه السلام، کعبه دل‏ها، حضرت معصومه علیها السلام خجسته باد.

 

***

بر آیینه جمال داور صلوات

بر روشنی چشم پیمبر صلوات

برحضرت معصومه فروغ سرمد

بر دسته گل موسی بن جعفر صلوات

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

بپوشانید چشم ای اهل معنا

که آید عصمت باری تعالی

خدا افزوده لطف خود به مردم

که آید حضرت معصومه در قم

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

ای روح محبت که به قم قائمه ای

یاد آور زهد و عفت فاطمه ای

معصومه و خواهر محبوب رضا

اوعالم اهل بیت و تو عالمه ای

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

بارگاهی که به شهر قم به پاست

هم برای نجف هم کربلاست

خاک او را غرق بوسه می کنم

چون که جای پای اربابم رضاست

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

آن که قبرش به قم سنگر عصمت است

بهر ایرانیان باعث رحمت است

ما همه ریزه خوار، او ولی نعمت است

معصومه ای که مظهر عصمت کبریاست

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

ای مظهر عصمت خدا معصومه

کن مرحمتی به سوی ما معصومه

از ما تو رضا باش به جان زهرا

ای نام برادرت رضا، معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

سلام بر تو، بانوی آب‏ها و آیینه ‏ها !

سلام بر تو، زیباترین مطلع غزل‏های عاشقی !

سلام بر نجابت دست‏ها و کرامت نگاه‏ هایت !

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطمه معصومه علیها السلام.

 

***

ای که به قم قدر و بها داده ای

کشور ما را تو صفا داده ای

نام تو بر قلب صفا می دهد

روضه تو بوی رضا (ع) می دهد

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی

هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه

از جود و سخای تو از لطف و عطای تو

قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

قم از تو صفا دارد هرکس که تو را دارد

غمگین نبود فردا یا حضرت معصومه

تو دختر موسایی چون فاطمه یکتایی

محبوب دل طاها یا حضرت معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

ای نور دل زهرا یا حضرت معصومه

وی بانوی بی همتا یا حضرت معصومه

تو تالی زهرایی چون زینب کبرایی

ای مظهر خوبی ها یا حضرت معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

چشم فلک ندیده و نشنیده گوش دهر

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

***

 

زائران، یک در بهشت اینجاست

تربتش با صفاست، معصومه

در توسل به عترت و قرآن

باب حاجات ماست، معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

عطر باغ محمدی دارد

زاده مصطفی است، معصومه

پرتوی از تلألوء زهرا (س)

گوهری پر بهاست، معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

آیتی از خداست معصومه

لطف بی انتهاست، معصومه

جلوه ای از جمال قرآنی

چهره ای حق نماست، معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

مزار حضرت معصومه اینجاست

رضا را خواهر مظلومه اینجاست

چو اینجا شد چراغ عشق روشن

به دلها این حرم شد پرتو افکن

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

به هر که مى نگرم جانب تو روى آرد

تو خود نظر مگر ازلطف سوى ما دارى

از آن که دختر موسى بن جعفرى به خدا

کنند مدح تو گر تا به حشر جا دارى

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

بالد بر آسمان ز شرف آسمان قم

ساید بر آستان تو سر آسمان قم

درگاه تو است مرکز دارالفنون علم

طلاب دین کواکبى از کهکشان قم

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

 

خاک قم گشته مقدس از جلال فاطمه

نورباران گشته این شهر از جمال فاطمه

گرچه شهر قم شده گنجینه علم و ادب

قطره اى باشد ز دریاى کمال فاطمه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

اى میوه شاخسار توحید

همشیره ماه و دخت خورشید

وى گوهر تاج آدمیت

فرخنده نگین خاتمیت

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد.

 

***

ای دختر عقل و خواهر دین

وى گوهر درج عز و تمکین

عصمت شده پاى بند مویت

اى علم و عمل مقیم کویت

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

***

 

عمه اطهر امام جواد

خواهر طاهر امام رضاست

رحمت کردگار بر حرمش

دائما نازل از طریق سماست

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

منبع: radsms.com

 

***

 

دانم این را که بهشت است و ندانم لیکن     قبر معصومه علیهاالسلام بُوَد یا حرم فاطمه علیهاالسلام است

 

صدای شادی افلاکیان از کوچه پس کوچه های مدینه به گوش می رسد. از خانه ساده و با صفای امام کاظم علیه السلام ، نوری به آسمان برخاسته است. ستاره ها نورانی تر شده اند و ماه، همچون خورشید می درخشد. صدای گریه ای سکوت آسمان ها را شکسته، انتظار عاشقانه پدری را به پایان رسانده، و لب های پر از نور پیشوای هفتم را به لبخند زینت داده و بر اماممان، حضرت رضا علیه السلام همدمی بخشیده، تا زینبی دیگر برای حسینی دیگر باشد. آری، مدینه از شمیم فاطمه معصومه علیهاالسلام معطر شده است.

چشمه کوثر و فرزندان امام کاظم علیهاالسلام

 

فراوانی فرزندان نسل رسالت و ولایت، از موضوعات انکار ناشدنی است. حقیقت این است که کوثر، همان کوثری که خداوند سوره ای را به نامش نازل کرده، کلید حل مشکل است. اعجاز سوره کوثر در حسن و حسین، فرزندان بی واسطه علی علیه السلام منحصر نبود؛ بلکه این معجزه جاوید در نسل های بعدی نیز جریان یافت. کوثری جوشان در نسل تمام ائمه به ودیعه گذاشته شد تا نسل نبوت و امامت هماره جاری باشد. یکی از امامان معصوم که به فراوانی اولاد مشهور است، امام موسی کاظم علیه السلام است. درباره تعداد فرزندان امام هفتم در بین تاریخ نویسان اختلاف است، ولی همگی دست کم سی فرزند را برای ایشان ذکر کرده اند. یکی از دختران با فضیلت آن امام همام، حضرت معصومه علیهاالسلام است که تاریخ نگاران نام ایشان را فاطمه ذکر کرده اند.

پایان انتظار

 

با توجه به اینکه امام صادق علیه السلام پیش از ولادت امام کاظم علیه السلام از ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام خبر داده بود، خاندان ولایت بیش از ۴۵ سال، در انتظار به دنیا آمدن این بانوی والا مقام بودند. آنچه این انتظار را عمیق تر می کند این است که مادر حضرت رضا علیه السلام و حضرت معصومه علیهاالسلام ، حضرت نجمه بود که در طول زندگی، دو فرزند بیشتر به دنیا نیاورد. امام رضا علیه السلام ۲۵ سال پیش از حضرت معصومه علیهاالسلام چشم به جهان گشوده بود، بنابراین حضرت نجمه و امام رضا علیه السلام در طول این مدت در انتظار آن بانوی گرامی به سر می بردند.

زمان تولد

 

در سال، ماه و روز تولد فاطمه معصومه علیهاالسلام اختلافات عمده ای وجود دارد که اصلی ترین عامل آن، خفقان حاکم بر ضد شیعیان و تقیه آنها بود. همچنین، منعکس نشدن تاریخ تولد و وفات بانوان اهل بیت عمومیت دارد، به طوری که تاریخ شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام ، مدفن حضرت زینب علیهاالسلام ، تولد و وفات ام کلثوم علیهاالسلام ، مادران همه امامان از امام زین العابدین علیه السلام تا امام عصر علیه السلام و دختران امامان از امام حسن علیه السلام تا امام عسکری علیه السلام کاملاً ناشناخته مانده است. با این حال، در میان محققان درباره تولد حضرت معصومه علیهاالسلام دو نظر وجود دارد: گروهی معتقدند تولد وی در سال ۱۸۳ اتفاق افتاد، و گروهی به ۱۷۳ اعتقاد دارند. نظر دوم طرفداران بیشتری داشته و از ابهام کمتری برخوردار است.

شرافت خانوادگی

 

یکی از بزرگ ترین فضیلت های حضرت معصومه علیهاالسلام ، انتساب ایشان به خانه وحی و امامت است. در زیارت نامه آن حضرت آمده است که او دختر رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، دختر ولی اللّه ، خواهر ولی اللّه و عمّه ولی اللّه است. این امر خود سرچشمه دیگر فضیلت ها و کمالات معنوی آن بزرگوار به شمار می آید. همچنین زندگی در کنار امامان معصوم و بهره بردن از تعالیم آن رهبران سعادت، عامل اساسی تکامل روح و والایی علمی و عملی آن حضرت بوده است.

پاکیزه نسب

 

تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان، امری بدیهی است. این ویژگی در وجود فاطمه معصومه علیهاالسلام نیز بروز یافت. او از پدر و مادر فضیلت هایی به ارث برد که تنها برادرش، علی بن موسی الرضا علیه السلام آنها را به صورت کامل در خود جمع کرده بود. به نظر می رسد بتوان سرّ برتری شخصیت والای فاطمه معصومه علیهاالسلام بر دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را در همین نکته یافت که فاطمه معصومه علیهاالسلام مانند برادرش از هر دو طرف، پاکیزه ترین ویژگی ها را به ارث برد. پدرش، موسی بن جعفر علیه السلام ، ملقب به کاظم، صابر و امین است؛ همان کسی که مظهر علم و فضیلت، زهد و تقوا و صاحب کمالات معنوی شگفت انگیزی بود. مادرش هم، نجمه، بانویی با فضیلت بود. در مقام والای او همین بس که مادر دو گوهر والا مقام، امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه علیهاالسلام می باشد.

مادر حضرت معصومه علیهاالسلام

 

حضرت معصومه علیهاالسلام و امام رضا علیه السلام ، هر دو از یک مادر به نام نجمه (ستاره) به دنیا آمده اند. در کتاب های تاریخی برای مادر حضرت ده ها نام و لقب ذکر شده است که عبارت است از: نجمه، تُکْتَم، طاهره، ام البنین، سمانه، خیزران و… . مادر فاطمه معصومه علیهاالسلام در روزگار خود بهترین زنان بود، از همین روی و بر اساس رؤیای صادقه ای که حمیده، مادر امام کاظم علیه السلام دیده بود، نجمه را به عقد امام کاظم علیه السلام درآورد. حمیده خود بارها به امام کاظم علیه السلام درباره نجمه سفارش می کرد و می گفت: «پسرم! نجمه بانویی است که هرگز بهتر از او ندیده ام». این چنین شخصیتی، این قابلیت را داشت که بذر آسمانی هشتمین پیشوای شیعیان را در جان پاکش پرورش دهد.

دختر جسمی و روحی امامان

 

در زیارت نامه ای که از حضرت رضا علیه السلام در شأن حضرت معصومه علیهاالسلام نقل شده، از آن حضرت به نام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، دختر حضرت فاطمه علیهاالسلام و خدیجه کبری علیهاالسلام ، دختر امیرمؤمنان علی علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام ، دختر ولی خدا(امام کاظم علیه السلام )، خواهر ولی خدا (حضرت رضا علیه السلام )، عمه ولی خدا (امام جواد علیه السلام ) یاد شده است. این سخنان، افزون بر این که از شرافت خانوادگی آن بانو خبر می دهد، بیانگر آن است که حضرت معصومه علیهاالسلام ، از نظر معنوی و مقامات عالی ملکوتی، به راستی فرزند روح و جسم پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت زهرا علیهاالسلام و خدیجه کبری علیهاالسلام و امیرمؤمنان و دیگر امامان معصوم علیهم السلام است.

عصری که او شکفت

 

دورانی که به شکفتن فاطمه معصومه علیهاالسلام انجامید، هم زمان با امامت امام موسی بن جعفر علیه السلام بود که در سال ۱۴۸ به امامت رسید و ۳۵ سال به امامت پرداخت. خلفای بنی عباس در این دوران آن چنان عرصه را بر امام و شیعیان تنگ کردند که راویان به هنگام روایت نمی توانستند به صراحت از نام حضرت یاد کنند و ناگزیر کنیه های حضرت مانند ابی ابراهیم و ابی الحسن و القاب وی مانند عبد صالح، عالم و… را به کار می بردند. هارون، آن گاه که به حکومت رسید، حضرت را زندانی کرد و گاهی ایشان را آزاد می کرد و دوباره زندانی می ساخت. این وضع تا چهارده سال ادامه یافت. در چنین زمانی، زمان تولد حضرت معصومه علیهاالسلام فرا رسید.

محیط تربیتی

 

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضیلت های اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی، پاک دامنی و یاد خدا، از صفات تبار پیامبر صلی الله علیه و آله بود و حضرت معصومه علیهاالسلام ، دختر بزرگوار هفتمین پیشوا، صاحب تمامی این فضیلت ها گردید.

حضرت معصومه علیهاالسلام و مبارزه با بنی عباس

 

امام رضا علیه السلام خواهران فراوانی داشت، ولی در میان همه آنها، حضرت معصومه علیهاالسلام با ابعادی متفاوت، سفری را در پیش می گیرد که همان ویژگی سفر حضرت زینب علیهاالسلام را دربردارد. در آن مرحله از تاریخ، حضرت معصومه علیهاالسلام همان رسالتی را به عهده داشت که حضرت زینب علیهاالسلام بعد از ماجرای خونین کربلا عهده دار آن شده بود؛ زیرا در آن روزگار، ظلم و خفقان دستگاه بنی عباس در همه جا سایه افکنده بود و حضرت معصومه علیهاالسلام و برادرش احمدبن موسی علیه السلام و چند تن دیگر، تنها شخصیت هایی بودند که از توطئه بنی عباس آگاهی داشتند و عواقب آن را پیش بینی می کردند. بدین جهت، حضرت معصومه علیهاالسلام برای افشای چینین خیانتی عازم شهرهای ایران شد و به افشاگری بر ضد آنان پرداخت.

اسامی و القاب حضرت معصومه علیهاالسلام

فاطمه، معصومه

 

دختر بزرگوار امام موسی بن جعفر علیه السلام ، همنام حضرت زهراست و فاطمه نامیده شده است. حضرت معصومه علیهاالسلام نیز چون فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای مقام شفاعت است و احتمالاً نامیده شدن وی به فاطمه، بی ارتباط با این مقام نیست. به واسطه این بانوی گرامی، بسیاری از شیعیان داخل بهشت می شوند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «آگاه باشید بهشت هشت در دارد که سه تا از آن ها به سوی قم باز می شود. در آنجا بانویی دفن خواهد شد که از فرزندان من، و نامش فاطمه دختر موسی علیه السلام است. به شفاعت او همه شیعیان داخل بهشت می شوند».

 

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام ، هموراه غرق در عبادت بود. ایشان از آلودگی به گناهان و زشتی ها پیراسته بود، عصمت مادرش زهرا علیهاالسلام در او تجلی یافته بود. براساس پاره ای از روایات، لقب معصومه از سوی امام رضا علیه السلام به این بانو داده شد.

کریمه اهل بیت

 

از حضرت معصومه علیهاالسلام در زبان دانشمندان و فقهای شیعه، به کریمه اهل بیت یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به فاطمه معصومه علیهاالسلام اختصاص یافته است. براساس رؤیای صادق و صحیح نسب شناس گران قدر مرحوم آیت اللّه مرعشی که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر پاک حضرت زهرا علیهاالسلام آغاز کرده بود، امام صادق علیه السلام به ایشان فرمود: «علیک بکریمه اهل البیت؛ بر تو باد به کریمه اهل بیت».

لقب های حضرت معصومه علیهاالسلام

 

برای حضرت معصومه علیهاالسلام سه زیارت نامه ذکر شد که فقط یکی از آنها مشهور است. اسامی و لقب هایی که برای حضرت معصومه علیهاالسلام در دو زیارتنامه غیر مشهور آمده، این چنین است: طاهره (پاکیزه)، حمیده(ستوده)، بِرّه (نیکوکار) رشیده (رشدیافته)، تقیه (پرهیزکار)، رضیه (خشنود از خدا)، مرضیه (مورد رضایت خدا)، سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو) و سیده رضیه مرضیه (بانوی خشنود از خدا و مورد رضای او).

ویژگی های حضرت معصومه علیهاالسلام

شفاعت گسترده

 

بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله است که در قرآن کریم از آن به مقام محمود تعبیر شده است. در این میان، دو تن از بانوان خاندان رسالت هم شفاعت گسترده ای دارند؛ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام . در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا علیهاالسلام همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است. به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن جمله «خداوند مهریه فاطمه زهرا علیهاالسلام را شفاعت گنهکاران از امت محمد صلی الله علیه و آله قرار داد»، با کلک تقدیر نقش بسته بود. پس از حضرت زهرا علیهاالسلام از نظر گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به حضرت معصومه علیهاالسلام نمی رسد.

عصمت

 

مقام عصمت در چهارده معصوم علیهم السلام منحصر نیست، بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند. علت شهرت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان علیهم السلام ، به چهارده معصوم آن است که آنها افزون بر مصونیت از گناهان صغیره و کبیره، از ترک اولی نیز که با عصمت منافات ندارد، پاک بودند. البته هیچ کس در مورد افرادی چون حضرت ابوالفضل علیه السلام ، حضرت علی اکبر علیه السلام ، حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت معصومه علیهاالسلام ادعا نکرده که آنها معصوم نبوده اند.

شواهد عصمت فاطمه معصومه علیهاالسلام

 

براساس روایتی که از امام رضا علیه السلام نقل شده، امام خواهر خود را معصومه خطاب کرده است و می دانیم امام هرگز در مورد شخصی مبالغه نمی کند. بنابراین این تعبیر بر عصمت آن حضرت دلالت دارد. شفاعت گسترده ای که همه شیعیان اهل بیت را در بر می گیرد؛ قداست شهر قم به احترام آن حضرت؛ صدور زیارت نامه آن حضرت از سوی معصوم؛ پیش گویی امام صادق علیه السلام از تشریف فرمایی آن حضرت به قم؛ و تشییع این بانو به دست امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام ، از دیگر شواهد عصمت و عظمت آن بانوی والا مقام به شمار می آید.

مقام علمی حضرت معصومه علیهاالسلام

 

حضرت معصومه علیهاالسلام ، در خاندانی رشد یافت که سرچشمه علم و تقوا و فضیلت های اخلاقی بودند. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی امام رضا علیه السلام عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و در اثر توجهات فراوان آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم علیه السلام به مقام والایی رسیدند. در میان فرزندان پیشوای هفتم، بعد از امام رضا علیه السلام ، حضرت معصومه علیهاالسلام از نظر علمی و اخلاقی والا مقام ترین آنان است. این حقیقت، از اسامی، لقب ها و توصیف هایی که پیشوایان معصوم از وی نموده اند، آشکار می شود. با توجه به این حقیقت که میان تهذیب نفس و طی مدارج اخلاقی و عرفانی و رسیدن علوم اصیل الهی و حکمت ارتباط جدانشدنی وجود دارد، می توان به رتبه و مقام علمی وصف ناشدنی حضرت معصومه علیهاالسلام پی برد و به این نکته رسید که ایشان نیز چون حضرت زینب علیهاالسلام عالمه غیر معلمه بوده است.

محدّثه

 

نقل سخنان معصومان علیهم السلام ، بیشترین خدمت را به حفظ روش شیوه زندگی و رفتار آنان انجام می دهد. بر همین اساس در کلام معصومان برای آنان که با نقل سخنان شان، گفتارشان را جاودانه می سازند، ارزش والایی می یابیم. تشویق به حفظ و ترویج حدیث و سخن معصومان، از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شروع شد. اهل بیت علیهم السلام مسلمانان را به فراگیری و نشر احادیث ترغیب می کردند تا افکار و اندیشه های آنان در گستره وسیع تری پخش گردد. در میان اصحاب حدیث، به تعدادی از بانوان با فضیلت بر می خوریم که حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از آنان است که احادیثی را با سلسله اسنادش از حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام روایت کرده است.

احادیث حضرت معصومه علیهاالسلام

 

حدیث غدیر: حضرت معصومه علیهاالسلام با چند واسطه از حضرت زهرا علیهاالسلام نقل کرده که فرمود: «آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز غدیر خم که فرمود: من مولای هر که باشم، علی نیز مولای اوست».

 

حدیث منزلت: فاطمه معصومه علیهاالسلام نقل کرده که پیامبر به علی علیه السلام فرمود: «تو برای من همانند هارون برای موسی هستی».

 

مقام شهادت برای دوستان آل محمد علیهم السلام : حضرت معصومه علیهاالسلام به نقل از فاطمه زهرا علیهاالسلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «بدانید آنکه با محبت آل محمد بمیرد، شهید از دنیا رفته است».

عبادت کریمه اهل بیت علیهاالسلام

 

هدف از آفرینش آدمی، چیزی جز عبادت و بندگی خداوند متعال نیست. آنان که به این هدف پی بردند، در راه رسیدن به عالی ترین مرتبه آن سر از پا نمی شناسند و بهترین ساعات زندگی خود را زمان عبادت و راز و نیاز با خدا می دانند. یکی از عالی ترین نمونه های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل بیت، فاطمه معصومه علیهاالسلام است؛ او که عبادت و شب زنده داریِ هفده روزه اش در واپسین روزهای زندگی، گوشه ای از عمری بندگی و فروتنی در برابر ذات پاک الهی است.

حضرت معصومه علیهاالسلام ؛ تجلّی حضرت زهرا علیهاالسلام

 

حضرت معصومه علیهاالسلام ، هم نام فاطمه علیهاالسلام بود. نام گذاری حضرت معصومه علیهاالسلام به این نام، نشان می دهد که او از هر گونه انحراف و بدی دور است. او و شیعیانش وارد آتش دوزخ نمی شوند و آن حضرت از نظر کمالات استثنایی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فراوان در شأن حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش قربانش گردد»؛ امام کاظم علیه السلام نیز زمانی که حضرت معصومه علیهاالسلام خردسال بود، سه بار فرمود: «پدرش به قربانش گردد». یکی دیگر از شباهت های حضرت معصومه علیهاالسلام به حضرت زهرا علیهاالسلام این است که حضرت زهرا علیهاالسلام برای اثبات ولایت حضرت علی علیه السلام ، آن چنان دفاع کرد که جان خود را فدا نمود و در جوانی به شهادت رسید؛ حضرت معصومه علیهاالسلام نیز برای حمایت از ولایت برادرش امام رضا علیه السلام ، از مدینه به سمت خراسان حرکت کرد و در نیمه راه، در قم به شهادت رسید.

راز بخش ابتدایی زیارت نامه

 

در زیارت نامه حضرت معصومه علیهاالسلام پس از درود و سلام به پیامبران اولواالعزم، به هنگام عرض ادب به پیشگاه پیامبر صلی الله علیه و آله ، آن حضرت و خانواده اش را هم مورد خطاب قرار می دهیم. در چندین حدیث از صادق آل محمد صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: «خداوند حرمی دارد و آن مکه است؛ رسول خدا حرمی دارد و آن مدینه است؛ امیرمؤمنان حرمی دارد و آن کوفه است؛ ما خاندان نیز حرمی داریم و آن قم است». بنابراین، حرم حضرت معصومه علیهاالسلام ، حرم امیرمؤمنان علیه السلام است، حرم فاطمه علیهاالسلام و حرم دیگر معصومان علیهم السلام است و زائر عارف به حق حضرت معصومه علیهاالسلام ، وقتی در حرم آن حضرت است، در حرم علی علیه السلام است، در کنار قبر مخفی زهرا علیهاالسلام است، در کنار ائمه بقیع علیه السلام است و… .

اصول شیعه در زیارت نامه فاطمه معصومه علیهاالسلام

 

در زیارت نامه کریمه اهل بیت علیهاالسلام یک دوره معارف شیعه به طور فشرده بیان شده است؛ مانند: اعتقاد به رسالت پیامبران، اعتقاد به ولایت امامان، اعتقاد به رستاخیز، دعا برای ورود به بهشت و محشور شدن در شمار اهل بیت، دعا برای ورود به حوض کوثر، دعا برای سرور اهل بیت، دعا برای استوار ماندن بر عقاید حق و راه ولایت، طلب رضوان خدا در سرای جاویدان آخرت و اظهار عقیده بر مقام والای حضرت معصومه علیهاالسلام در نزد خداوند متعال.

قم و حضرت معصومه علیهاالسلام

 

قم و حضرت معصومه علیهاالسلام پیوندی جدا نشدنی دارند. شرافت قم از حضرت معصومه علیهاالسلام است و وجود حضرت معصومه علیهاالسلام ، به دلیل شرافت این سرزمین می باشد. تقدیر الهی بود که سبب شد حضرت معصومه علیهاالسلام به قم بیاید و در این سرزمین از دنیا برود و برای همیشه، پناهگاه نیازمندان و دوستان اهل بیت علیهم السلام گردد.

سفارش مقام معظم رهبری

 

مقام معظم رهبری در ضمن بیاناتی می فرماید: «ما باید از این حضرت (حضرت معصومه علیهاالسلام ) بیشتر استفاده کنیم. به هر صورت ایشان امامزاده بلافصل است؛ دختر امام، خواهر امام، عمه امام است، خیلی عظمت دارد… . بنابراین باید خیلی مغتنم بشماریم، به خصوص مردم قم… . همه مسلمانان و پیروان اهل بیت عصمت به خصوص مردم قم، و بالاخص طلاب و علما باید زیارت او را مغتنم بدانند و از آن حضرت استمداد بنمایند».

سفارش آیت اللّه فاضل لنکرانی

 

حضرت آیت اللّه فاضل لنکرانی می فرماید: «لازم است مردم شریف ما از زیارت این بانوی بزرگ (حضرت معصومه علیهاالسلام ) غفلت نورزند. حتی آنان که در مناطق دوردست کشور زندگی می کنند، مقید باشند هم چنان که به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام مشرف می شوند، حداقل سالی یک بار به قصد زیارت کریمه اهل بیت علیهاالسلام نیز عزم سفر کنند. حضرت معصومه علیهاالسلام همانند برادر بزرگوارش میهمان ما ایرانیان است… . لذا زیارت ایشان عنوان میهمان نوازی نیز دارد. مردم عزیز ایران که به میهمان نوازی مشهورند، شایسته است تا آنجا که در توان دارند، در زیارت این کریمه اهتمام ورزند».

فرشته نور

 

ای دختر زهد و پارسایی     آیینه مهر کبریایی

ای مام عفاف را تو فرزند     سرچشمه عصمت خداوند

ای خواهر شمس آرزوها     خورشید زلال آبروها

ای در حرم عفاف مستور     معصوم ترین فرشته نور

ایمان، گل باغ باور تو     شرمنده حیا، برابر تو

فرزند فروغ و آفتابی     از نسل بهار و ماهتابی

آیینه بوتراب هستی     بانوی سپید آب هستی

«صائم» به حریم حرمت نور     سر کرد سرود عصمت نور

 

سیدعلی اصغر صائم کاشانی

 

 

مروری بر ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)

آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضا (علیهم السلام) و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه (سلام الله علیها) فرزندی جز حضرت رضا (علیه السلام) نداشت .

پایگاه تحلیلی ظهورآنلاین: آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضا (علیهم السلام) و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه (سلام الله علیها) فرزندی جز حضرت رضا (علیه السلام) نداشت. مدتها پس از ایشان صاحب فرزندی نشد (حضرت رضا (علیه السلام) در سال ۱۴۸ ه ق و حضرت معصومه (سلام الله علیها) در سال ۱۷۳، یعنی با ۲۵ سال فاصله متولد گردید) امام صادق (علیه السلام) نیز به ولادت چنین بانویی بشارت داده بود. روزی که حضرت معصومه (سلام الله علیها) دیده به جهان گشود، برای حضرت نجمه (سلام الله علیها) و حضرت رضا (علیه السلام) و پدر بزرگوارشان، روز شادی و سرور و وصف ناپذیری بود چرا که دختری از آسمان ولایت و امامت، طلوع کرده بود که قلبها را جلا می داد و چشمها را روشن می کرد و کانون مقدس اهل بیت (علیهم السلام) را گرم می نمود.

 

آن روز انتظار به سر آمد و حضرت معصومه (سلام الله علیها) در مدینه منوره در اول ماه ذیقعده سال ۱۷۳ ه ق متولد گردید. و او فروغی بود از کوثر و گُلی تابناک از گلشن آل محمد (صلی الله علیه و آله) که جهان مُلک و ملکوت را صفایی دیگر بخشید.

نامگذاری

 

نامگذاری در شریعت اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است. در روایات فراوانی انتخاب نام نیکو از وظایف والدین شمرده شده است. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) امر می فرمود، افرادی که نام نکوهیده دارند نامشان را تغییر دهند. ائمه (علیهم السلام) به جهت مقام و منزلت بسیار رفیعی که برای حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) قائل بودند به نامِ مقدس «فاطمه» احترام فوق العاده ای ابراز می کردند.

 

هنگامی که امام صادق (علیه السلام) مطلع شدند که یکی از اصحابشان به نام «سکونی» اسم دخترش را «فاطمه» نهاده، فرمود:

 

«آه، آه، آه» حالا که او را فاطمه نام نهادی، به او ناسزا نگو و او را کتک نزن.

 

نگاهی گذرا به اسامی فرزندان ائمه (علیهم السلام) نشان می دهد که همه امامان یک یا چند دخترشان را به نام «فاطمه» نامیده اند. حضرت علی (علیه السلام) که نام مادر و همسرش فاطمه بود یکی از دخترانش را نیز «فاطمه» نامیده اند.

 

برخی از امامان بیش از یک دختر را «فاطمه» نام نهاده اند، که از آن جمله حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) که حداقل نام دو تن از دخترانشان را «فاطمه» نهاده اند.

 

از سویی ابن جوزی، دانشمند معروف اهل تسنن در قرن هفتم، به هنگام شمارش فرزندان حضرت کاظم (علیه السلام) از چهار دختر آن حضرت به نام «فاطمه» یاد کرده است:

 

۱- فاطمه کبری ۲- فاطمه وُسطی ۳- فاطمه صغری ۴- فاطمه اُخری

 

علامه مجلسی نیز از «فواطم اربعه» یاد کرده است.

 

حضرت معصومه (سلام الله علیها) همانا فاطمه کبری است که چون نگینی شهر قم را آراسته است.

 

فاطمه صغری مشهور به «بی بی هیبت» در آذربایجان شوروی در جنوب «بادکوبه» مدفون است.

 

گفته می شود که «فاطمه وسطی» در اصفهان مدفون است و برخی تصور کرده اند که «زینبیه» موجود در اصفهان مربوط به ایشان است. هر چند که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) دختری به نام زینب داشته باشد جای تردید است. فاطمه اخری ملقب به «فاطمه طاهره» در رشت مدفون است که در این شهر به خواهر امام مشهور است.

 

بنیاد پاک

 

حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد و پارسایی و تقوا و راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و یاد خدا از صفات تبار پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، پدران این خاندان همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت بودند و هر یک در انتخاب همسر و تربیت فرزند، توجه کافی مبذول می داشتند، همانگونه که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) خدیجه کبری را به همسری برگزید تا به تربیت فرزندانش همت گمارد. او نخستین ایمان آورندگان به اسلام شد و شخصیت ملکوتی همچون حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را پرورش داد. ائمه طاهرین (علیه السلام) نیز به پیروی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در انتخاب همسر نهایت دقت را به عمل آوردند، تا فرزند معصومی که پس از آنها به امامت می رسد از مادری پاکدامن و پارسا متولد شود، امام کاظم (علیه السلام) نیز از این اصل پیروی نمود.

مادر حضرت معصومه (سلام الله علیها)

 

حُمیده مادر بزرگوار امام کاظم (علیه السلام) از مهاجران مغرب بود و به پیشنهاد امام باقر (علیه السلام) به همسری فرزندش امام صادق (علیه السلام) درآمده بود امام صادق (علیه السلام) درباره مقام والای همسرش که مادر امام کاظم (علیه السلام) شد می فرماید:

 

حُمیده مانند شمش طلای خالص، از ناپاکی ها و ناخالصی ها، پاک است. فرشتگان او را همواره نگهداری کردند تا به من رسید، به خاطر کرامتی که خدا نسبت به من و حجت پس از من (فرزندش امام کاظم (علیه السلام)) عنایت فرمود.

 

حُمیده بانویی آگاه و محدّثه بود و احادیثی را که از امام صادق (علیه السلام) و دیگران شنیده بود همچون یک راوی مورد اعتماد به مردم نقل می کرد و در واقع یکی از اساتید مجامع علمی بانوان در عصر امام صادق (علیه السلام) محسوب می شد. وی در حوزه آموزشی خویش با دختری از اهالی مغرب به نام «نجمه» آشنا شد. نجمه علوم اسلامی را از همسر امام صادق (علیه السلام) فرا می گرفت و نشانه های عقل و هوشیاری و ایمان به خدا از رفتار و سیره عملی وی مشهود بود.

 

حُمیده می گوید: روزی که نجمه به خانه ما راه یافت، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در عالم خواب دیدم که به من فرمود: (ای حمیده، نجمه را به پسرت موسی (علیه السلام) ببخش و همسر او کن، همانا به زودی بهترین فرد روی زمین از او متولد م شود. من به این دستور عمل کردم و نجمه را همسر فرزندم امام کاظم (علیه السلام) نمودم و از او حضرت امام رضا (علیه السلام) به دنیا آمد. پس از آنکه خانه حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در مدینه با تولد این دختر، عطری تازه یافت امام هفتم، فرزند را در آغوش گرفت و پس از آنکه در گوش وی اذان و اقامه گفت، او را فاطمه نامید. نجمه، بانوی پرهیزگاری که تقدیر الهی او را از قبایل شمال آفریقا به خانه امام هفتم (علیه السلام) آورده بود، از شادی در پوست خود نمی گنجید. چرا که او، پس از افتخارِ مادری علی بن موسی الرضا (علیه السلام) اینک با ولادت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)، افتخار و شرافتی افزون یافت.

 

او هم مثل بسیاری از مردم مدینه، این بشارت امام صادق (علیه السلام) را شنیده بود که در خانه پسرش (موسی بن جعفر (علیه السلام)) دختری به نام فاطمه متولد خواهد شد که شیعیان با شفاعتش، به بهشت می روند.

خاستگاه تربیتی

 

فاطمه (سلام الله علیها) در خانواده ای که همگی از دانایان، فرزانگان و پرهیزگاران عصر خویش بودند، تحت تربیت و ولایت پدر و مادر و برادر معصومش، دانش آموخت و به حدیث و سنّت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) تسلط یافت.

 

شش ساله بود که پدر بزرگوارش به دستور هارون الرشید، دستگیر و به عراق تبعید و زندانی شد و او به خانه برادر دلسوزش امام رضا (علیه السلام) منتقل گردید تا غم دوری پدر را کمتر احساس کند. به سال ۱۸۳ ه ق ده ساله بود که خبر شهادت پدر را شنید.

 

او و دیگر فرزندان موسی بن جعفر (علیه السلام) به خاطر سختگیری های شدید عباسیان نسبت به فرزندان امیر المؤمنین (علیه السلام) هرگز نتوانستند در شهادت پدر و پیشوای خویش، مجلس سوگواری برگزار کنند و آشکارا بگریند.

 

در تمامی این سالها، تنها پناه فاطمه معصومه (سلام الله علیها)، برادر مهربانش امام رضا (علیه السلام) بوده در پنج سال فتنه و جنگی که از (سال ۱۹۳ ه ق) بر سر جانشینی هارون بر پا بود، مدینه بیشترین خسارت را دید و باز هم سخت ترین فشارهای سیاسی و تنگناهای اقتصادی، متوجه امام رضا (علیه السلام) بود، تا مبادا به عنوان امام و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) قیام کند و سپاهی گرد آورد.

 

با به حکومت رسیدن مأمون (به سال ۱۹۸) زندگی برای خانواده موسی بن جعفر (علیه السلام) دشوارتر گردید. تا جایی که سرانجام امام رضا (علیه السلام) با اکراه، به خواست مأمون تن دادند و جانشینی ظاهری، او را پذیرفتند.

 

وقتی امام هشتم (علیه السلام) را در شعبان ۲۰۰ هجری از مدینه به خراسان می بردند، خانواده خویش را جمع نمود و به آنها فرمود: این آخرین دیدار ماست من دیگر حرم جدّم را نخواهم دید. و بدین سان، دیگر بار فاطمه معصومه (سلام الله علیها) به رنج دوری عزیزترین کَسِ خویش مبتلا گردید.

مسافری از مدینه به سوی ایران

 

در آغازین ماه های سال ۲۰۱ هجری، فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که در اشتیاق برادر می سوخت از آزادی و امنیت نسبی به دست آمده استفاده کرد و با کاروان خراسان، عازم دیدار برادر گردید. اما چون کاروان به نزدیک ساوه رسید، بیماری سختی آن بانو را از ادامه سفر باز داشت. کاروانیان که به شرافت و منزلت، آن محدثه آل طاها آگاه و برخی از آنان، خویشان وی بودند، در ساوه توقف نمودند و در صددِ مداوای آن حضرت برآمدند، لیکن او که اندوه دوری از برادر، سخت ناتوانش ساخته بود و احساس می کرد که خزان عمر کوتاهش فرا رسیده است، از اطرافیان در مورد «قم» پرس و جو نمود، چرا که بارها در حدیثی از پدر و جدش شنیده بود ک «قم، حرم ما اهل بیت، آشیان آل محمد و پناهگاه شیعیان است، خاک آن مقدس است، اهل آن از ما هستند و ما از آنهاییم».

 

گفتند: تا قم، ده فرسنگ فاصله است. فرمودند: پس مرا به قم ببرید.

 

خبر حضور فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در ساوه و بیماری ایشان به قم رسید. بزرگان شهر، از جمله موسی بن خزرج اشعری (صحابه امام رضا (علیه السلام) به سرعت به ساوه شتافتند تا آن حضرت را به قم دعوت کنند و در قم از ایشان مراقبت و پذیرایی نمایند.

 

قمی ها شبانگاه به ساوه رسیدند و بامدادان، پس از آنکه بانوان همراه و محارم حضرت، ایشان را در کجاوه نهادند، موسی خود، رسام ناقه را بر دوش و راه قم را در پیش گرفت و در قم نیز، در سرای خویش، میزبانی آن حضرت را عهده دار گردید.

 

مردم قم با شور و شادی از دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) استقبال نمودند. خانه موسی بن خزرج محل آمد و شد و عیادت زنان و مردان دوستدار اهل بیت (علیه السلام) و محدثان و راویان حدیث و جویندگان حکمت و معنویت گردیده بود.

القاب کوثر نور

معصومه

 

لقب «معصومه» را امام هشتم به خواهر گرامی شان اعطاء فرمودند آنجا که می فرماید:

 

مَنْ زارَ الْمَعْصُومَةَ بِقمْ کَمَنْ زارَنی

 

هر کس حضرت معصومه (سلام الله علیها) را در قم زیارت کند همانند کسی که مرا زیارت کرده باشد.

 

همچنین لقب حضرت «معصومه» را می توان از رویای صادقه ای که توسط محقق بزرگواری چون علامه نوری نقل شده استنباط کرد. مطابق این نقل، خود حضرت معصومه (سلام الله علیها) فرمودند:

 

اَنَا الْمَعْصُومَةُ اُخْتُ الرِّضا (علیه السلام)

 

من معصومه خواهر امام رضا (علیه السلام) هستم.

کریمه اهل بیت (س) و هجرت آیت الله مرعشی نجفی به قم

 

پدرِ بزرگوار مرحوم آیت اللّه العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی، بسیار علاقمند بود که به هر طریقی شده، محل قبر شریف حضرت صدیقه طاهره را به دست آورد، برای این مقصود ختم مجرّبی انتخاب کرده، چهل شب به آن مداومت نمود تا شاید به طریقی او را از محل قبر شریف حضرت زهرا (سلام الله علیها) آگاه فرمایند.

 

شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان استراحت کرد، در عالم رؤیا به محضر مقدس حضرت باقر (علیه السلام) (یا حضرت صادق (علیه السلام)) مشرّف شد. امام (علیه السلام) به ایشان فرمود:

 

عَلَیْکَ بِکَریمَةِ اَهْلِ الْبَیْتِ

 

بر تو باد توسل به کریمه اهل بیت.

 

ایشان به تصور اینکه منظور امام (علیه السلام) از «کریمه اهل بیت» حضرت زهرا (سلام الله علیها) است عرضه داشت:

 

بلی، قربانت گردم، من نیز این ختم را برای همین گرفتم که محل قبر شریف آن حضرت را به صورت دقیق تر بدانم و به زیارتش مشرف شوم.

 

امام (علیه السلام) فرمودند: منظور من قبر شریف حضرت معصومه (سلام الله علیها) در قم است. سپس اضافه فرمودند:

 

به جهت مصالحی خداوند اراده فرموده است، که محل قبر شریف حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای همیشه از همگان مخفی باشد و لذا قبر حضرت معصومه را تجلی گاه قبر شریف حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار داده است. اگر قرار بود قبر حضرت زهرا (سلام الله علیها) ظاهر باشد هر جلال و جبروتی که برای آن قبر شریف مقدّر بود، خداوند متعال همان جلال و جبروت را بر قبر مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) قرار داده است.

 

مرحوم مرعشی هنگامی که از خواب برخاست تصمیم گرفت که رخت سفر بر بندد و به قصد زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) رهسپار ایران شود. او بلافاصله مهیای سفر شده با همه اعضای خانواده اش نجف اشرف را به قصد زیارت «کریمه اهل بیت» ترک نمود.

القاب دیگر

 

القاب دهگانه ای از آن بزرگوار نقل شده است که عبارتند از:

 

۱- طاهره۲- حمیده۳- رشیده۴- تقیّه۵- نقیّه۶- رضیّه۷- مرضیّه۸- سیّده۹- اُخت الرضاء

 

در فرازی از زیارتنامه خطاب به حضرت معصومه (سلام الله علیها) آمده است:

 

اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیَّتُهَا الطّاهِرَةُ الحَمیدَةُ البَرَّةُ الرَّشیدَةُ، التَّقِیَّةُ الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ

 

سلام بر تو ای پاک سرشت و پاک روش، ای ستوده، ای نیکوکار، ای بانوی رشد یافته و پاک و پاکیزه، ای بانوی شایسته و پسندیده.

 

در این فراز به هشت لقب از القاب حضرت معصومه (سلام الله علیها) تصریح شده که هر کدام بیانگر یکی از ابعاد وجودی و ارزشهای والای زندگی درخشان او است.

 

هر یک از این القاب و صفات ما را به مقامهای عالی و درجات ممتاز معنوی او رهنمون می سازد. شخصیتی که همه ابعاد، روش، منش، فکر و عمل او بر اساس پاکی، صداقت، شایستگی، تفکر و رشد دینی و عرفانی و مورد پسند خدا و رسول و امامان پی ریزی شده بود و در ایشان صفاتی متجلّی گردید که پیام آور مقام عصمت و طهارت اوست و هر یک چون آیینه نشان دهنده جمال و کمال ایشان می باشد.

پی نوشتها:

 

۱٫ وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۹۰٫

 

۲٫ فروغ کافی، ج ۶، ص ۴۸٫

 

۳٫ ارشاد مفید، ج ۱، ص ۳۵۵٫

 

۴٫ ارشاد، ج ۲، ص ۲۴۴٫

 

۵٫ تذکرة الخواص، ص ۳۱۵٫

 

۶٫ بحار الانوار، ج ۴۸، ص ۳۱۷٫

 

۷٫ همان.

 

۸٫ ارشاد، ج ۲، ص ۲۴۴٫

 

۹٫ بحار الانوار، ج ۴۸، ص ۳۱۷٫

 

۱۰٫ اصول کافی، ج ۱، ص ۴۷۷٫

 

۱۱٫ اعلام الوری، ص ۳۰۲٫

 

۱۲٫ ناسخ التواریخ.

 

۱۳٫ دار السلام، ج ۲، ص ۱۷۰٫

 

۱۴٫ تردید از طرف مرحوم حضرت آیة الله مرعشی «ره» به هنگام نقل است.

 

پدید آورنده : سید حسین اسحاقی

 

***

دهه کرامت

 

پیامک

 

میلاد على بن موسى الرضا ، مأواى دل‏شکستگان و تکیه‏گاه درماندگان

 

بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد . . .

 

.

 

.

 

.

 

چون گل به بیابان خراســـان آمد

 

با لطف و کرم شـــاه غریـبان آمد

 

ای کاش منم خاک خراســـان بودم

 

آن لحظه که چون فصل بهاران آمد . . .

 

.

 

.

 

.

 

اس ام اس ولادت امام رضا(ع)

 

بر روی رضا شمس امامت صلوات / بر شافع ما روز قیامت صلوات

 

در شام ولادتش که شادند همه  / بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات

 

ولادت امام رضا(ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

 

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

 

داوود عاشقی به ترنم رسیده است

 

کعبه کجاست؟؟؟ قبله هشتم رسیده است

 

میلاد حضرت رضا (ع) مبارکباد

 

.

 

.

 

.

 

پیامک ولادت امام رضا(ع)

 

دلبری دارم که از صاحب دلان دل می برد

 

غمزه ای مشکل گشا دارد که مشکل می برد

 

گر نقاب از چهره گیرد آن نگار نازنین

 

پرتو رخساره اش دلهای مایل می برد

 

میلاد امام رضا مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس

 

شاه انیس النفوس، برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت . . .

 

.

 

.

 

.

 

شعر ولادت امام رضا(ع)

 

ذیقعــده شد و بهار ایـــران آمد

 

در مشهد و قم دو گنج پنهان آمد

 

در روز یکم کریمه آل رسول

 

در یازدهم شاه خراسان آمد . . .

 

.

 

.

 

.

 

آقامون آهو رو ضامن شده باز

 

آقامون مهمون دلها شده باز

 

آقامون اومده به شهر غریب

 

آقامون سرور دلها شده باز

 

یا امام رضا

 

.

 

.

 

.

 

متن تبریک ولادت امام رضا(ع)

 

یاد او در عمق دلها می شکوفد همچو نور  / نام او در کام جانها می تراود همچو قند

 

ای حضور هشتمین، افتادگان غربتیم  / دست ما را هم بگیر از لطف، ای بالابلند

 

میلاد امام رضا مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

می شود دل به امید تو تمنا نکند

 

روح برگشته به ایوان تو غوغا نکند

 

بعد چندی که میسر نشده دیدارت

 

چشم در صحن تو و سیر تماشا نکند . . .

 

.

 

.

 

.

 

دوبیتی ولادت امام رضا(ع)

 

خوشم به عشق ولای تو ای امام رئوف

 

دلم تپد ز برای تو ای امام رئوف

 

تو پاره تن احمد به ملک ایرانی

 

چه با صفاست سرای تو ای امام رئوف

 

میلاد امام رضا مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

این زمزمه در عرش برین است امشب

 

پیدایش نور شمس دین است امشب

 

مژده به محمد و علی و زهرا

 

میلاد امام هشتمین است امشب

 

.

 

.

 

.

 

جدیدترین اس ام اس های ولادت امام رضا

 

زخاک توس می جهد, ستارگان به آسمان / شمس همیشه در طلوع, مهر کران خاوران

 

سجده گه اهل فلک, بوسگه حور و ملک / بارگه قدس رضا, منشا فیض عرشیان . . .

 

.

 

.

 

.

 

بر در دوست به امید پناه آمده ایم

 

همره خیل غم و حسرت و آه آمده ایم

 

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

 

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ایم

 

میلاد امام رضا مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

امشب که خدا گناه عالم بخشد ما را به طفیل طفل تُکتَم بخشد

 

جا دارد اگر گناه هر امــت را بر بضعه پیغمبر خاتم بخشد . . .

 

.

 

.

 

.

 

باز صدا کنم ترا, ای سر و سامانی من / در گذر از حادثه ها, یار پریشانی من

 

سائل و مسکین توام, حاجت من وصال توست / از در خود مران گدا,شاه خراسانی من

 

.

 

.

 

.

 

امام رضا علیه السلام:

 

از نشانه های فهم، بردباری، دانش و خاموشی است . . .

 

.

 

.

 

.

 

ما دولت تسلیم و رضا می طلبیم

 

راهی سوی اقلیم بقا می طلبیم

 

اندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجات

 

از فیض ولایت رضا می طلبیم

 

میلاد امام رضا مبارک باد . . .

 

.

 

.

 

.

 

شعر تبریک ولادت امام رضا(ع)

 

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم

 

در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم

 

دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است

 

پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم

 

میلاد امام رضا مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

 

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

 

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

 

آنجا برای عشق شروعی مجدد است  . . .

 

.

 

.

 

.

 

دل در حرمش دارد عجب حال غریبی

 

برده است زدل خال لبش هر چه شکیبی

 

نوشی چو زلعل لب او قطره ای از عشق

 

یابی به دل عاشق خود حال عجیبی . . .

 

( پارس اس ام اس )

 

.

 

.

 

.

 

لحظه‌های شادی دلهای ما آغاز شد

 

باز ذکرِ حمد حقِ با سینه‌ها دمساز شد

 

امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا

 

غنچه‌‌ای از گلشن آل محمد باز شد

 

.

 

.

 

.

 

شمع جمع شاپرکهایی رضا / ای کلید ساده مشکل گشا

 

آن گل زیبا گل خوشبو تویی / ای رضا جان، ضامن آهو تویی

 

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا / تا بگیرم اوج، خوشحال و رها . . .

 

.

 

.

 

.

 

گر کمی از پیاله ات جرعه به نام ماکنی

 

ترک جهان ودین ودل به قصد جام میکنم

 

تا که بپرسی از دلم نام غریب آشنا

 

نام رضای فاطمه عطر کلام میکنم . . .

 

.

 

.

 

.

 

خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم

 

تبریک من پذری باشد همین دوایم

 

از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم

 

لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم

 

میلاد امام رضا مبارک باد . . .

 

.

 

.

 

.

 

مژده ای اهل رضا، روی رضا پیدا شد

 

جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد

 

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید

 

که گل روی معین الضعفا پیدا شد

 

میلاد امام رضا مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت

 

حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا را

 

بر عموم مسلمین گرامی تبریک عرض میکنم  . . .

 

.

 

.

 

.

 

طلوع زیباى شمس الشموس از مشرق کرامت و رأفت مبارک!

 

.

 

.

 

.

 

شما یک آسمان باران نابی / برای خشکی چشم خرابی

 

میان کاسه های خالی ما / نزول قطره های مستجابی . . .

 

ولادت امام رضا(ع) بر شما مبارک

 

.

 

.

 

.

 

میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات، آقا امام رضا (علیه السّلام) بر شما مبارکباد.

.

 

.

 

.

 

میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر عاشقان طریقش مبارک باد.

 

(پارس اس ام اس)

 

.

 

.

 

.

 

اس ام اس ولادت امام رضا(ع)

 

آمد بهار و صحنه گلزار دیدنیست

 

گل جوش سبزه از در ودیوار دیدنیست

 

چون عمر گل چو شادی امروز ما کم است

 

فرصت مده زدست که بسیار دیدنیست

 

میلاد امام رضا(ع) خجسته باد

 

.

 

.

 

.

 

پیامک ولادت امام رضا(ع)

 

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد / جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد

 

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید / که گل روی معین الضعفا پیدا شد . . .

 

.

 

.

 

.

 

شعر ولادت امام رضا(ع)

 

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده

 

اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .

 

میلاد آقا امام رضا مبارک

 

.

 

.

 

.

 

میلاد امام رضا(ع)

 

ز رحمت به موسى بن جعفر خدا / گران هدیه اى را عطا مى کند

 

به نجمه عطا کرده حق آیتى / که حق را ز باطل جدا مى کند

 

قدم زد على بن موسى به عالم / که عالم بر او اقتدا مى کند . . .

 

.

 

.

 

.

 

پیام تبریک میلاد امام رضا(ع)

 

مگذار مرا دراین هیاهو، آقا / تنها و غریب و سربه زانو آقا

 

ای کاش ضمانت دلم را بکنی / تکرار قشنگ بچه آهو آقا

 

عیدتون مبارک

 

.

 

.

 

.

 

خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم / تبریک من پذیــری باشد همین دوایم

 

از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم  / لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم . . .

 

.

 

.

 

.

 

حق معرفتی به هر نگاهم داده

 

در حلقه‌ی عشق خویش راهم داده

 

این ها همه علتش فقط یک چیز است

 

ایرانی‌ام و رضا پناهم داده . . .

 

.

 

.

 

.

 

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد / بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

 

گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف / به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد . . .

 

.

 

.

 

.

 

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند / موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

 

نام تو رخصت رویش است و طراوت / زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

 

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد / چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

 

ولادت غریب الغربا، معین الضعفا، حضرت رضا (ع) مبارک

 

.

 

.

 

.

 

یاد او در عمق دلها می شکوفد همچو نور / نام او در کام جانها می تراود همچو قند

 

ای حضور هشتمین، افتادگان غربتیم / دست ما را هم بگیر از لطف، ای بالابلند . . .

 

عید شما مبارک

 

.

 

.

 

.

 

رضای تو را من رضایم، رضا جان / به دربار تو من گدایم رضا(ع) جان

 

اگر دور از مکه و کربلایم / تویی مکه و کربلایم رضا(ع) جان . . .

 

.

 

.

 

.

 

اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایى / جان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایى

 

میوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایت / بحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى . . .

 

.

 

.

 

.

 

آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردند

 

باران مهر و رحمت و نور و صفا بارید / دل را بـه عـشق پاک “آقا” آشنا کردند . . .

 

.

 

.

 

.

 

بر در دوست به امید پناه آمده ایم  / همره خیل غم و حسرت و آه آمده ایم

 

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان / لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ایم . . .

 

.

 

.

 

.

 

لحظه‌های شادی دلهای ما آغاز شد / باز ذکرِ حمد حقِ با سینه‌ها دمساز شد

 

امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا / غنچه‌‌ای از گلشن آل محمد باز شد . . .

 

.

 

.

 

.

 

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم / در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم

 

دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است / پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم . . .

 

.

 

.

 

.

 

السلام ای حضرت سلطان عشق / یا علی موسی الرضا ای جان عشق

 

السلام ای بهر عاشق سرنوشت / السلام ای تربتت باغ بهشت . . .

 

.

 

.

 

.

 

ساقى که خود تجلى مستانه مى‏کند / ما را خمار وارد میخانه مى‏کند

 

بنیانگذار شیوه لیلائیان رضاست / کز دل جنون بسازد و دیوانه مى ‏کند . . .

 

.

 

.

 

.

 

*********************************************************

 

میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه علیهاالسلام مبارک باد . . .

.

 

.

 

.

 

به یمن میلادت، ذره ذره نور می‏شویم و قطره قطره حضور

 

و دل را به سرای کرامتت دخیل می‏بندیم تا در روز مقدس تولد تو با دست‏های پاکت تطهیر شویم . . .

 

.

 

.

 

.

 

بانویم معصومه علیهاالسلام

 

میلادت، نور به چشم‏ها می‏پاشد و سرور به دل‏ها

 

و رایحه بهشتی‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏نوازد میلادت مبارک

 

.

 

.

 

.

 

[ اس ام اس و پیامک ولادت حضرت معصومه (س) ]

 

برآیینه جمال داور صلوات / بر روشنی چشم پیمبر صلوات

 

برحضرت معصومه فروغ سرمد / بر دسته گل موسی جعفرصلوات . . .

 

.

 

.

 

.

 

میلاد نور دیده رضا، کعبه دل‏ها، حضرت معصومه علیهاالسلام خجسته باد

 

.

 

.

 

.

 

معصومه جان! عطر میلاد تو، چون نسیم بهشتی است که مشام دل‏ها را می‏نوازد

 

میلادت مبارک

 

.

 

.

 

.

 

حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)

 

دیده به جهان گشود و در بوستان معنویت، نسیم سبز بشارت وزیدن گرفت . . .

 

.

 

.

 

.

 

معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن

 

معصومه نگین ایران است که درقم، شهر اقامه مى درخشد . . .

 

.

 

.

 

.

 

بانویم معصومه علیهاالسلام

 

نگاه معصومانه‏ات، امید را در دل خسته زمین می‏رویاند و رایحه پاک بهشتی‏ات، نسیم را به وجد می‏آورد.

 

.

 

.

 

.

 

سلام بر تو، بانوی آب‏ها و آیینه‏ها

 

سلام بر تو، زیباترین مطلع غزل‏های عاشقی

 

سلام بر نجابت دست‏ها و کرامت نگاه‏هایت

 

«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطمة معصومه»

 

.

 

.

 

.

 

روز میلاد توست و تو روشنی به ما هدیه می‏دهی و ما با دستانی پر از روشنی

 

از این حُسن بازمی‏گردیم؛ با دل‏هایی که در حوضچه چشمانمان با آب دیده تطهیر شده است.

 

روز میلاد تو هر روز در ما تکرار می‏شود، ای تکرار روشنی در روح و روان ما . . .

 

.

 

.

 

.

 

مژده باد طلوع تو ای معصومه زکیّه که بارقه شهاب تو

 

روشنایی دیگر در شب‏های مناجات اهل زمین است . . .

 

.

 

.

 

.

 

معصومه، یعنی قداست مریم و عصمت فاطمه و ادامه قصه غصه‏های زینب در جست‏وجوی برادر . . .

 

.

 

.

 

.

 

خجسته باد میلاد بانوی قدسیه مطهره

 

فاطمه معصومه علیهاالسلام که بارگاه نورانی‏اش محل دایمی نزول فرشتگان بر زمین و دروازه بهشت است.

 

.

 

.

 

.

 

بانویم معصومه (ع)! شرافتِ زن در یاد توست، آن‏هنگام که قدسیان بر گلدسته‏های نورانی‏ات سلام می‏فرستند.

 

.

 

.

 

.

 

ای مظهر عصمت خدا معصومه / کن مرحمتی به سوی ما معصومه

 

ازما تورضا باش به جان زهرا / ای نام برادرت رضا،معصومه . . .

 

.

 

.

 

.

 

ای روح محبت که به قم قائمه ای

 

یادآور زهد و عفت فاطمه ای

 

معصومه و خواهر محبوب رضا

 

اوعالم اهلبیت و تو عالمه ای . . .

 

.

 

.

 

.

 

بپوشانید چشم ای اهل معنا / که آید عصمت باری تعالی

 

خدا افزوده لطف خود به مردم / که آید حضرت معصومه درقم . . .

 

.

 

.

 

.

 

ای که به قم قدر و بها داده ای / کشور ما را تو صفا داده ای

 

نام تو بر قلب صفا می دهد / روضه تو بوی رضا(ع)می دهد

 

میلاد مسعود حضرت فاطمه معصومه(س) بردوستداران حضرتش مبارکباد . . .

 

.

 

.

 

.

 

بارگاهی که به شهر قم به پاست / هم برای نجف هم کربلاست

 

خاک اورا غرق بوسه می کنم / چون که جای پای اربابم رضاست . . .

 

.

 

.

 

.

 

یا رب چه قشنگ است و چه زیبا حرم قم / چون جنت اعلا، حرم محترم قم

 

بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی / دردانه زهرا و ملائک خدم قم

 

این مژده بس او را که بهشت است جزایش / هر کس که زیارت کندش در حرم قم . . .

 

.

 

.

 

.

 

خاک قم گشته مقدس ازجلال فاطمه / نورباران گشته این شهرازجمال فاطمه

 

گرچه شهر قم شده گنجینه علم و ادب / قطره اى باشد ز دریاى کمال فاطمه . . .

 

.

 

.

 

.

 

از جوار دخت بی بی فاطمه / می‌شوم نائب زیارة از همه . . .

 

.

 

.

 

.

 

شهر قم آشیان آل عباست

 

حرم دختر ولى خداست

 

جلوه گاه تجلى حق است

 

اشرف از طور وادى سیناست

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

ز افق نور دیگرى پیداست

 

جلوه هاى منورى پیداست

 

شادى بر هر که بنگرى پیداست

 

شهد جان را چه شکرى پیداست

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

این بار حق به دامن موسی عطا نمود

 

آن کوثری که بال ملک گاهواره داشت

 

این سیب سرخ سیب بهشت پیمبر است

 

این دختر یگانه موسی بن جعفر است

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

ای روح محبت که به قم قائمه ای

 

یاد آور زهد و عفت فاطمه ای

 

معصومه و خواهر محبوب رضا

 

اوعالم اهل بیت و تو عالمه ای

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

ای مظهر عصمت خدا معصومه

 

کن مرحمتی به سوی ما معصومه

 

از ما تو رضا باش به جان زهرا

 

ای نام برادرت رضا، معصومه

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

ای که به قم قدر و بها داده ای

 

کشور ما را تو صفا داده ای

 

نام تو بر قلب صفا می دهد

 

روضه تو بوی رضا (ع) می دهد

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

خجسته باد میلاد بانوی قدسیه مطهره، فاطمه معصومه علیهاالسلام که بارگاه نورانی ‏اش محل دایمی نزول فرشتگان بر زمین و دروازه بهشت است.

 

.

 

.

 

.

 

مژده باد طلوع تو ای معصومه زکیّه که بارقه شهاب تو، روشنایی دیگر در شب‏های مناجات اهل زمین است.

 

.

 

.

 

.

 

آسمان چشم گشاده تا از انوار الهی معصومه اهل بیت نورانی شود و ظرف دلش را پر از پرواز فرشتگان سازد. زمین دل گشوده تا همه عطشش را با کرامت کریمه اهل بیت سیراب سازد. میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی

 

هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه

 

از جود و سخای تو از لطف و عطای تو

 

قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

.

 

.

 

.

 

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

 

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

 

چشم فلک ندیده و نشنیده گوش دهر

 

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

 

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

 

دهه کرامت . دهه باسعادت کرامت مبارک

 

منبع : پارس اس ام اس

 

 

 

 

گوشه ای از کرامات حضرت معصومه (س)

 

آب زمزم و تربت

دوست دانشمندم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج سید احسان الله سبزواری که از فضلای برجسته حوزه علمیه قم می باشد می فرمود : در سال ۱۴۱۴ هـ . که تولد یکی از فرزندان نزدیک بود به حرم مطهر بی بی مشرف شدم و عرض کردم :

برای تولد فرزندم سه چیز از شما می خواهم :

۱-مقداری تربت حائر مقدس امام حسین علیه السلام

۲-مقداری آب فرات

۳-مقداری آب زمزم که هر سه را برای برداشتن کام فرزندم می خواستم که در روایات بر آنها تاکید فراوان شده است .اینها را می خواستم و مطمئن شدم که انشاء الله درست می شود .

از حرم بیرون آمدم به کسی برخوردم بدون اینکه من چیزی بگویم گفت :

قدری آب زمزم آورده ام شیشه ای بیاور مقداری هم به تو بدهم .

به شخص دیگری برخورد کردم پرسیدم : شما تربت اصل ندارید ؟ استخاره کرد و بعد از استخاره گفت : بیا من مقداری از تربت ایوان طلا دارم .

وقتی رفتم و تربت را گرفتم همین که به دستم رسید حالم منقلب شد . تربت عجیبی بود وقتی آن را به منزل آوردم بدنم می لرزید .

اما حاجت سوم ( آب فرات ) را لیاقت نداشتم و آن وقت به دستم نرسید . سالها بعد به دستم رسید .

تربت را با آب زمزم ممزوج کردم وقتی بچه متولد شد ، امّ الزوجه آن را توسّط یکی از پرستارها به بچه داد و کامش را با آن برداشت .

امیر المومنان علیه السلام می فرماید : کام فرزندان خود را با آب فرات بردارید تا از دوستان ما بشوید .

 

(۲)

 

آزاد شدن اسیر جنگی

حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای ابن الرّضا از حاج آقای کشفی از خدمتگزاران بلند پایه حرم حضرت معصومه علیها السلام نقل کردند که در ایام جنگ، شبی از شبها گروهی از اسرای عراقی را به حرم مطهّر کریمه اهلبیت آورده بودند ، در طرف بالای سر حضرت میله هایی نهاده شده بود که اسرا در داخل میله ها و دیگر زائران در بیرون میله ها مشغول زیارت بودند . یکمرتبه دیدیم که زنی از میان تماشاگران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز جیغی کشید .

 

معلوم شد که این اسیر از شیعیان عراقی بوده ، به خدمت سربازی رفته ، توسّط ارتش عراقی او را اجباراً به جبهه برده اند و آنجا به اسارت نیروهای ایرانی درآمده است .

 

مادرش نیز به جرم شیعه بودن از عراق اخراج شده ، به ایران آمده ، در قم اسکان داده شده ، و به کلّی از سرنوشت پسرش بی خبر مانده است .

 

این مادر بیچاره ، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه علیها السلام مشرّف می شده ، به خدمت بی بی عرض می کرده : بی بی جان من پسرم را از تو می خواهم .

 

آن شب نیز چون شبهای دیگر به حرم مشرّف شده ، برای پسرش دعا کرده ، به حضرت معصومه علیها السلام متوسّل شده است که یکمرتبه پسرش را در میان اسیران دیده ، بی اختیار جیغ کشیده ، پسرش نیز متوجّه مادر شده ، متقابلاً جیغ کشیده و اینگونه از عنایات حضرت معصومه علیها السلام پس از سالها جدایی ، چشم مادر با دیدن میوه دلش روشن گردیده است .

 

پس از این رخداد جالب ، توسّط سازمان بین المللی ترتیبی داده شد که این پسر از اسارت آزاد شده به کانون گرم خانواده برگردد .

 

(۳)

 

ادای دیون

حاج آقا تقی کمالی پهلوان نامی و خادم گرامی حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ می گوید :

در تاریخ ۲۴ قوس ( آذر ماه ) ۱۳۰۲ شمسی ، که در آستانه مقدّسه متحصّن و پناهنده به این بی بی بودم ، در یکی از حجرات فوقانی صحن نو منزل داشتم و روزگار به تلخی و سختی می گذارنیدم و کاملاً تحت فشار و ضیق معیشت قرار داشتم و هزینه زندگی خود را با قرض از کسبه اطراف صحن تامین می کردم .

یک روز پس از ادای فریضه صبح ، به محضر بی بی مشرّف شدم و وضع ناهنجار خود را به عرض رسانیدم ، در این حال کیسه پولی روی دامانم قرار گرفت .

مدّتی در همانجا توقّف نمودم و در کار خود دچار حیرت شدم ، زیرا احتمال می دادم که از زوّار محترم افتاده باشد و لازم باشد به صاحبش رد کنم .

با آن پولها قرضهای خود را پرداخت کردم و از اندیشه دیون خود را حت شدم و مدّت چهارده ماه تمام خرج کردم و تمام نشد .

تا آنکه روزی حجّه الاسلام و المسلمین حاج شبخ حسین حرم پناهی ، فرزند گرانمایه آقا حسن مجتهد قدس سره تشریف آوردند و از وضع معیشت من جویا شدند ، من موضوع عنایت بی بی را به اطّلاع رسانیدم ، آن عطیه با برکت در آن ایام تمام شد . (۲۹)

نگارنده گوید : این کرامت باهره را در ذیل داستان ۱۸ همین کتاب آورده بودیم ، ولی چون در این نقل چند خصوصیت بود ، مناسب دیدیم که آن را جداگانه بیاوریم ، این خصوصیتها عبارتند از :

۱-تاریخ ( ۲۴ آذر ۱۳۰۲ ش . )

۲-مبلغ ( چهار تومان )

۳-مدّت ( ۱۴ ماه )

۴-شخص ( مرحوم حاج شیخ حسین حرم پناهی )

 

حاج آقای سبزواری فرمودند : روزی در مشهد مقدّس خدمت مرحوم آیت الله مجتهدی بودم و سید بزرگواری هم حضور داشت ، به مناسبتی از مقامات بی بی حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ صحبت شد ، ایشان فرمودند : از ویژگیهای حرم حضرت معصومه علیها السلام این است که حوائج قلبی را بی بی روا می کند و نیازی به ذکر آن نیست . ایشان روی این مطلب تاکید می کردند .

نگارنده نیز این مطلب را بارها از ایشان شنیده بود .ایشان فرمودند : من از سفر مشهد به قم بازگشتم ، دَینی به گردن داشتم که فکرم را مشغول کرده بود . به حرم مطهر مشرّف شدم ، با یکی از خدّام به نام آقای کوه خضری که از دوستان بود ، مصادف شدم ، این مطلب را با ایشان بازگو کردم ، گفت : حقیقت است .

گفتم : من الآن حاجتی دارم ، گفت : بی بی آن را روا می کند ، گفتم : از کجا می دانی ؟ گفت : بر گردن من . گفتم : تعهّد می کنی ؟ گفت : آری .توی صحن کوچک رفتم ، مقابل ایوان طلا از دلم گذشت که بی بی کی از خدّام شما کاری را به عهده گرفته است . این را در دل حدیث نفس کردم و رفتم .یکی دوساعت نگذشته بود که یکی از رفقا را دیدم ، گفت : کجا بودی که الآن یک ساعت است دنبال تو می گردم . فلانجا رفتم به دنبال تو ، فلانجا رفتم ، پس کجا هستی ؟به همان مقدار دَینی که بر گردنم بود به من داد و این ویژگی حرم بی بی نیز ثابت شد .

 

(۵)آقای سبزواری خود داستان جالبی دارند که در کتاب کریمه اهلبیت فشرده آن را آورده بودیم ، (۳۰) مشروح آن را در اینجا از روی دستنویس ایشان می آوریم :

ما منزلی در کوچه جمکرانیهای قم خریدیم ، بیش از نصف آن را قرض کردیم و با تکلّف پرداخت کردیم . چون وامهای متعدّدی از صندوقهای قرض الحسنه گرفته بودیم ، اقساط هم عقب افتاده بود و مقداری هم دستی گرفته بودیم . سعی می کردیم وضع خودمان را به کسی نگوییم و راز خود را در درون نگهداریم .

 

وام هشتم ، نهم بود که مقدّماتش فراهم شد ، خواستم بگیرم ، کسی آمد برای ضمانت ، ولی در وسط گفت : ” من شرعاً ضمانت نمی کنم ، فقط امضا می کنم ” و لذا ضمانت او قبول نشد .

 

با هم بیرون آمدیم ، در کنار چهارراه بیمارستان آنقدر به من سرزنش کرد و دلم را آتش زد که پس از گذشت ۱۴ سال هنوز دلم می سوزد و جای زخم زبانهای او خوب نشده است .

 

به او گفتم : من توی چاه افتاده ام ، اگر می توانی دستم را بگیر ، چرا این قدر سرکوفت می زنی ؟ باز هم ادامه داد و سنگ تمام گذاشت .

 

قرضهای متفرقه ای را قرار بود با این وام بدهم که وقت آنها رسیده بود و همه نقشه ها فرو ریخت و با نومیدی کامل به منزل رفتم .

 

بعدازظهر حالم خیلی بد شد ، خانواده پرسید : چه شده ؟ چیزی نگفتم ، گرفتم خوابیدم .

 

شب به حرم حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ رفتم ، گفتم : عمّه جان ! من دیگر نه به وامها کاری دارم ، نه به قرضهای دستی ، هرچه بادا باد .

 

عبا را بر سر کشیدم و درگوشه ای نشستم و گفتم : عمّه جان من اگر جای دیگری داشتم می رفتم .

 

لذا با دل شکسته با عمّه جان به نجوا نشستم و برای بی بی روضه ای خواندم .

 

آن شب گذتش و من نیز از همه جا بریدم و به کسی مراجعه نکردم . شب دوّم و سوّم نیز به همان کیفیّت به محضر کریمه اهلبیت رفتم و همان برنامه را اجرا کردم که در آن سه شب حال و توجّه عجیبی بود.

 

آن شخص که دل ما را سوزانده بود ، نفهمید که چه شده ؟ ولی این کار به نفع ما و به ضرر او تمام شد ، اشاره ای کردم ، نگرفت ، حالا هم متوجّه نشده است . بعد هم از قم رفت و در تهران ساکن شد و قضایایی پشت سر هم انجام گرفت و ادامه دارد .

 

شب سوّم که از حرم بیرون آمدم ، شخصی با من مصادف شد و پرسید : شما برای این منزل چقدر بدهکار هستید ؟

 

گفتم : من به پدرم ، مادرم و خانواده ام نگفته ام ، هیچکس نمی داند و من به کسی نمی گویم .

 

گفت : من باید بدانم ، از او ا صرار و از من انکار ، سرانجام در اثر پافشاری زیاد ، به او گفتم .

 

روز بعد به منزل ما آمد و یک کیسه پلاستیکی آورد و قرضهای ما ادا شد .

 

من هرچه از او پرسیدم : این چیست ؟ در جواب گفت : عنایت حضرت معصومه سلام الله علیهاست ، چندین بار سوال خود را تکرار کردم ، همان پاسخ را داد . و بدین وسیله همه قرضهای ما ادا شد .

 

(۶)

 

یکی از دوستان اهل دل می گفت : من از ۱۸ سالگی تا الآن که ۴۱ سال گذشته هر وقت برای حاجتی به این خاتون دو سرا متوسّل شدم ، هرگز نومید نشدم . از جمله چند روز پیش احتیاج به قرض داشتم ، مشرّف شدم . و به عرض بی بی رساندم ، فردای َآن روز یکی از آشنایان آمد و مبلغ یکصد و پنجاه هزار تومان قرض الحسنه آورد .

 

(۷)

 

ارجاع امام رضا علیه السلام به حضرت معصومه علیهاالسلام

 

حجّه الاسلام والمسلمین آقای قاضی زاهدی شاهد یکی از کرامتهای حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ در بیست سال قبل بودند که متن آن به شرح زیر است :

 

می فرمودند : در حدود بیست سال قبل شبی در حرم مطهّر دعای توسّل برقرار بود و من در دعای توسّل شرکت نموده بودم ، در وسط دعای توسّل برق قطع شد و مدّتی حرم تاریک بود ، تا چراغها روشن شد احساس کردم مردم به نقطه خاصّی در حرم مطهّر _ همانجا که قبر شاه عباس هست _ متوجّه می باشند ، من نیز به آن نقطه کشیده شدم ، دیدم یک دختر ۱۷ _ ۱۸ ساله ای را در میان گرفته اند و همه متوّجه او هستند ، معلوم شد که این دختر از ده سال پیش به دنبال یک بیماری حادّ و مزمن زبانش گنگ شده بود و برای طلب شفا او را به مشهد مقدّس برده اند و آنجا متوسّل شده اند ، حضرت امام رضا علیه السلام در عالم رویا فرموده : او را به قم ببرید و اینک او را به قم آورده اند و از عنایات حضرت معصومنه علیهاالسلام زبانش گویا شده و شفای کامل یافته است .

 

(۸)

 

ارشاد زائر

 

مرحوم حیدر آقا تهرانی ، متخلّص به ” معجزه ” متوفّای ۱۴۱۸ هـ . از شاعران شایسته و زاهدان وارسته و صاحب دیوان ارزشمندی در مدایح و مراثی کریمه اهلبیت ، که به عنوان ” لمعات عشق ” منتشر شده ، در ایّام اقامتش در حوزه علمیّه قم به چلّه نشینی پرداخته ، مراتب ترک حیوانی را سپری کرده ، (۳۱) اوقات فراغت خود را با اذکار و اوراد واصله از خاندان عصمت و طهارت پر کرده ، تا شبی در حجره خود واقع بین مدرسه فیضیّه و دارالشّفا دچار تب و لرز شدیدی شده ، تعادل خود را از دست داده ، خود را در چند قدمی مرگ احساس نموده ، به حضرت معصومه علیها السلام توسّل جسته ، در عالم رویا جام آبی دریافت کرده ، سلامتی خود را بازیافته و همچنان به اذکار و اوراد روی آورده ، تا شبی در عالم رویا به محضر مقدّس حضرت معصومه علیها السلام شرفیاب شده ، کریمه اهلبیت او را از ادامه دادن به اذکار و اوارد نهی کرده و فرموده : ” اگر رضای خدا را خواستاری ، فقط واجبات را رعایت کن و دیگر دست از مستحبّات بردار ” .

 

خود مرحوم معجزه در این رابطه می گوید : بدین لحاظ است که سالها بر من می گذرد که از اوراد و اذکار دست برداشته ، به واجبات خود ادامه می دهم ، زنهار ، زنهار ، هرچه شارع مقدّس فرموده ، آنرا از دست ندهید ، زیرا اینگونه اوراد و اذکار برای تذکیه قلب و صفای دل در راه حبّ پروردگار ، تا به جایی مفید است ، که به جسم زیانی نرسد و روح را فرسوده نسازد . (۳۲)

 

در مورد سیر و سلوک و سوء استفاده شیطان احیاناً از اوراد و اذکار ، مطلب ارزشمندی از مرحوم آیت الله حاج سید موسی زر آبادی به دست ما رسیده ، در شرح حال ایشان آورده ایم ، به آنجا مراجعه شود . (۳۳)

 

(۹)

 

به صورت متواتر با اسناد مورد اعتماد از یکی از خدّام حرم مطهّر به نام مرحوم سیّد محمّد رضوی نقل شده که گفته : شبی در عالم رویا حضرت معصومه _سلام الله علیها _ را خواب دیدم ، فرمود : ” بلند شود چراغ گلدسته ها را روشن کن ” .

 

به ساعت نگاه کردم دیدم چهار ساعت به اذان صبح باقی است ، دوباره خوابیدم ، باز همان رویا تکرار شد . بار سوّم بی بی بر من نهیب زد و فرمود : ” مگر به تو نگفتم که بلند شود و چراغهای گلدسته ها را روشن کن ” .

 

از جای برخاستم و چراغهای گلدسته ها را روشن کردم . برف سنگینی آمده بود ، همه جا سفید پوش بود و هوا بسیار سرد بود .

 

فردا هوا آفتابی بود ، در صحن مطهّر ایستاده بودم ، دیدم گروهی از زائران با یکدیگر صحبت می کنند و می گویند : ما چقدر باید از این بی بی تشکّر کنیم ، اگر چند دقیقه چراغهای گلدسته ها دیرتر روشن می شد ما از سرما تلف شده بودیم .

 

معلوم شد که اینها در اثر بارش سنگین برف راه را گم کرده بودند و بدون وسیله در وسط بیابان مانده بودند ، وقتی چراغها به فرمان بی بی روشن می شود ، سمت شهر معلوم می شود و خود را به شهر می رسانند و از شرّ سرمای سوزان رهایی می یابند .

 

(۱۰)

 

انا المعصومه اخت الرّضا

 

درکتاب ” کریمه اهلبیت ” در پیرامون عصمت حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ بطور فشرده سخن گفتیم و به عرض خوانندگان گرامی رساندیم که حضرت امام رضا علیه السلام در حدیثی فرموده اند:

 

” مَن زارَ الْمَعْصومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی ”

 

” هر کس معصومه را در قم زیارت کند همانند کسی است که مرا زیارت کند”.(۳۴)

 

و گفتیم که این حدیث به صراحت بر عصمت حضرت معصومه علیهاالسلام دلالت می کند ، و یادآور شدیم که شخص حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ نیز در رویایِ صادقه ای از خود تعبیر به ” معصومه ” کرده است ، واینک متن این داستان را از زبان محدّث والامقام ، علاّمه بزرگوار مرحوم میرزا حسین نوری ، متوفّای ۱۳۲۰ هـ . می آوریم .

 

این واقعه یکی از معجزات باهرات باب الحوائج الی الله حضرت موسی بن جعفر علیه السلام است و حضرت معصومه علیها السلام در این داستان نقش دارند ، و میرزای نوری این داستان را از شخص صاحب قضیّه _ بدون واسطه _ شنیده و درکتاب گرانسنگ : ” دارالسلام ” آورده است ، و ما اینک ترجمه آن را به محضر شیفتگان این خاندان تقدیم می داریم :

یکی از نشانه های قدرت پروردگار که دلها را از زنگار شیطان پاکیزه می سازد اینست که در ایّام مجاورت با حرمین شریفین کاظمین علیها السلام در بغداد یک مرد نصرانی به نام ” یعقوب ” زندگی می کرد که به بیماری ” استسقاء ” دچار شده بود .

هر قدر به پزشکان مراجعه می کرد ” نتیجه نگرفت ، تا مرض کاملاً شدّت یافت و او را رنجور ساخت و از پا انداخت .آن مرد نصرانی می گفت : در آن ایّام من همه اش از خدا می خواستم که مرا یا شفا دهد و یا به وسیله مرگ از آن مرض رهایی بخشد .در حدود سال ۱۲۸۰ هـ . بود که شبی روی تخت خوابیده بودم ، در عالم رویا یک آقای بزرگوار بلند قد و بسیار نورانی را دیدم که در کنار بستر من حضور یافت و تخت مرا حرکت داد و فرمود ” اگر بخواهی از این بیماری شفا پیدا کنی ، تنها راهش اینست که به شهر کاظمین مشرّف شوی و کاظمین علیها السلام را زیارت نمایی ، تا از این مرض رهایی یابی ” .

او می گوید : من از خواب بیدار شدم ، رویای خود را برای مادرم نقل کردم ، مادرم گفت : این خواب خوابِ شیطانی است ! آنگاه صلیب و زُنار(۳۵) آورد و بر گردنم آویخت .

یکبار دیگر به خواب رفتم و در عالم رویا بانوی مجلّله ای را دیدم که سرتاسر بدنش پوشیده بود ، تخت مرا حرکت داد و فرمود :برخیز که صبح صادق طلوع کرده است ، مگر پدرم با تو شرط نکرد که به زیارت او مشرّف شوی ، تا ترا شفا عنایت کند ؟ “پرسیدم : پدر شما کیست ؟

فرمود : ” امام موسی بن جعفر علیه السلام است ” .پرسیدم شما کیستید ؟فرمود : ” اَنَا الْمَعْصُومَهُ اُخْتُ الرِّضا علیه السلام “” من معصومه خواهر حضرت رضا علیه السلام هستم ” .

چون از خواب بیدار شدم در حیرت بودم که چه کنم و کجا بروم ؟ به دلم افتاد که به خانه سیّد جلیل القدر سیّد راضی بغداد بروم .به منزل سیّد راضی بغدادی ، واقع در محلّه ” رواق ” بغداد رفتم ، حلقه در را کوبیدم . از پشت در صدا زد کیستی ؟ گفتم : باز کن .هنگامی که صدای مرا شنید ، دخترش را صدا کرد و گفت :

” دخترم در را باز کن ، او یک نفر مسیحی است که می خواهد به شرف اسلام مشرّف شود ” .

 

هنگامی که در باز شد و به خدمتش شرفیاب شدم ، عرض کردم ، از کجا متوجّه شدید که من مسیحی هستم و قصد تشرّف به اسلام را دارم ؟

فرمود : ” جدّم _ امام کاظم _ (ع) در عالم رویا به من خبر داده است ” .آنگاه مرا به کاظمین برد ، و در کاظمین به محضر شیخ جلیل القدر شیخ عبدالحسین تهرانی ( رحمه الله علیه ) رفتیم ، من سرگذشت خود را برای او نقل کردم ، او دستور داد که مرا به حرم مطهّر ببرند .پس مرا به حرم مطهّر بردند و در اطراف ضریح مقدّس مرا طواف دادند.در داخل حرم اثری ظاهر نشد ولی چون از حرم بیرون آمدم پس از گذشت اندک زمانی عطش بر من غلبه کرد ، آب خوردم و حالم دگرگون شد و بر زمین افتادم .با همین افتادن همه چیز تمام شد ، و گویی کوهی بر پشت من بود و برداشته شد ، ورم بدنم رفع گردید و زردی چهره ام به سرخی مبدّل گشت و هیچ اثری از بیماری در وجود من باقی نماند .به بغداد رفتم که از موجودی خود چیزی برای هزینه زندگی بردارم ، خویشان و بستگانم از سرگذشت من آگاه شدند ، مرا به خانه یکی از اقوام بردند که مادرم آنجا بود و گروهی در آنجا گرد آمده بودند .

مادرم به من گفت : ” رویت سیاه باد ، رفتی و از دین خود خارج شدی ! ” .گفتم : ” مادر ببین ، از مرض و بیماری هیچ اثری نمانده است ” .مادرم گفت : ” این سحر است !! ” .سفیر دولت انگلستان که در مجلس حضور یافته بود به عمویم گفت :” اجازه بدهید که من او را تادیب کنم ، زیرا امروز او خودش کافر شده ، فردا همه ایل و تبار ما را کافر می کند !! ” .آنگاه به دستور او مرا لخت کردند و بر روی زمین خوابانیدند و با چیزی که “قرپاچ” (۳۶)نامیده می شود بر بدنم نواختند .قرپاچ عبارت از یک رشته سیم بود که چیزهای تیزی چون سوزن بر سر سیمها نهاده بودند .سرتاسر بدنم خون آلود شد ولی اصلاً احساس درد نمی کردم .

خواهرم چون وضع اسفناک مرا مشاهده کرد ، خودش را به روی من انداخت ، تا شلاّق زن ها از من دست کشیدند و به من گفتند : هر کجا که می خواهی برو .به سوی کاظمین علیها السلام برگشتم و به خدمت مرحوم شیخ عبدالحسین مشرّف شدم ، شهادتین را به من تلقین کرد ، و من رسماً به شرف اسلام مشرّف شدم.هنگام عصر بود که از طرف ” نامق پاشا ” استاندار متعصّب و لجوج بغداد ، فرستاده ای به خدمت شیخ عبدالحسین آمد و نامه ای آورد که در آن نوشته بود ” یکی از رعیّتهای ما که تبعه فرنگ است به خدمت شما آمده که وارد اسلام شود او باید در نزد قاضی حاضر شود و در آنجا آیین اسلام را برگزیند ” .شیخ عبدالحسین فرمود : ” بلی آن شخص نزد من آمد و سپس به دنبال کارش رفت ” .

مرحوم شیخ مرا مخفی کرد آنگاه مرا به کربلا فرستاد و در آنجا ختنه شدم ، سپس به زیارت نجف اشرف مشرّف شدم . آنگاه توسّط مرد نیکوکاری مرا به اصطهبانات _ از توابع شیراز _ فرستاد .

یک سال تمام در بلاد فارس اقامت نمودم ، آنگاه به عتبات برگشتم .داستان او در اینجا تمام نمی شود ، بلکه دنباله دارد ، که به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم ، علاقمندان به متن دارالسّلام مراجعه فرمایند . (۳۷)

 

 

(۱۱)

 

یک خانم فرهنگی از اهالی مشهد با همسرش به قم منتقل شده و در نیروگاه اقامت گزیده است .

 

این بانوی با اخلاص در فراق حرم مطهّر حضرت رضا علیه السلام بسیار محزون بوده ، و گاهی اشک می ریخته است .

 

یک روز که شدیداً دلش برای حرم باصفای آن حضرت تنگ شده بود ، به شدّت متاثّر می شود و ساعتها اشک می ریزد ، تا خوابش می برد .

 

در عالم رویا می بیند که دو بانوی مجلّله با چادر و نقاب وارد شدند و او را مورد نوازش قرار دادند و فرمودند : چرا غمگین هستی ؟

 

او در پاسخ عرض می کند که برای زیارت حضرت رضا علیه السلام دلم تنگ شده است . یکی از این دو بانو او را دلداری می دهد و می فرماید :

 

” شما اکنون در قم اقامت دارید و ملتزم هستید که همه روزه به حرم مطهّر مشرّف شوید ، مثل این است که در مشهد هستید ، اینجا و آنجا فرق نمی کند ” .

 

او می پرسد : بی بی ! شما کی هستید ؟ می فرماید :

 

” من حضرت معصومه هستم ” .

 

آنگاه نقاب از چهره اش می گیرد و خانه روشن می شود .

 

می پرسد : این مخدّره کیست ؟ می فرماید : ایشان حضرت فاطمه _ سلام الله علیها _ می باشند .

 

این رویای صادقه را گروهی از دوستان به توسّط خانواده هایشان از این خواهر فرهنگی برای نگارنده نقل فرمودند .

 

(۱۲)

 

انگیزه تالیف کتاب

 

کرامت بسیار مهّمی نگارنده سطور از این معدن کرم مشاهده کرده ، که به دلائل مختلف ناگزیر است بسیار فشرده و گذرا به آن اشاره کند :

 

دختری در چندین نقطه از مناطق مختلف کشور دست به اقدامهای مسلّحانه زده بود ، توسط نیروی انتظامی از او فیلم تهیّه شده بود ، ولی هویّت او به دست نیامده بود .

 

این فیلمها ظاهر شده بود ، و در همه شهرها در اختیار نیروی انتظامی قرار گرفته ، و تلاش فراوانی برای شناسایی آن دختر انجام پذیرفته بود .

 

این فیلمها در تبریز با دختری تشابه وصفی پیدا کرده بود که او از اقوام نزدیک نگارنده بود .

 

نگارنده و دیگر اقوام وابسته ، که از بی گناهی او کاملاً آگاه بودند ، شدیداً از این ماجرا متاثّر بودند و تلاشها بی نتیجه بود ، زیرا فیلمها با آن فرد کمال انطباق را داشت .

 

یکی از شخصیّتهای برجسته کشوری که از این ماجرا آگاهی یافته بود به نگارنده پیغام فرستاد که امشب جمعی از مقامات قضایی منزل ما هستند ، شما در مورد این حادثه شرحی برای من بنویسید ، من سعی می کنم که همین امشب این شخص مورد نظر آزاد شود .

 

نگارنده به جهت تاثّر شدید از این ماجرا ، شرح حادثه را نوشت و برای او فرستاد .

 

آن شخصیّت برجسته متّهم بود به این که مورد عنایت حضرت زهرا _ سلام الله علیها _ نیست .

 

پس از آنکه آن نوشته را به منزل او فرستادم شدیداً نادم شدم و گفتم این چه اشتباهی بود ؟ اگر او موفّق نشود که این محبّت را در حقّ این شخص انجام دهد ، وظیفه انسانی و اخلاقی ایجاب می کند که من به خدمت او بروم و از محبّتهایش تشکّر کنم و در این صورت خوفِ آن دارم که من نیز مورد بی مهری صدّیقه طاهره _ سلام الله علیها _ قرار بگیرم .

 

به حرم مطهّر مشرّف شدم و در یک حال انقطاع کامل به محضر مقدّس حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ عرض کردم : من کمترین غلام این درگاه هستم و همیشه در کنار سفره شما متنعّم بودم ، شما راضی نشوید که مشکل من از طریق دیگری حل شود .

 

پس از توسّل فراوان نذری کردم و عرض داشتم : شما دختر باب الحوائج هستید ، من از شما می خواهم که این شخص قبل از غروب آزاد شود ، تا برای اقدام آن آقا زمینه ای باقی نباشد .

 

در آن لحظه که من در حرم بودم و دستم در شبکه شرافت احتوای کریمه اهلبیت بود ، ساعت چهار و پانزده دقیقه بعداز ظهر روز پنجشنبه بود و درست سه ربع به اذان مغرب باقی بود .

 

از حرم بیرون آمدم و به منزل رفتم و پیش از اذان به منزل رسیدم ، چون به منزل رسیدم ، بچّه ها دویدند و بشارت دادند که از تبریز اطّلاع دادند که فلانی آزاد شده است .

 

با تبریز تماس گرفتم و از پدر دختر پرسیدم : چه وقت فلانی آزاد شد ؟ گفت: درست ساعت چهار و رُبع بعداز ظهر بود که تلفنی به ما اطّلاع دادند و گفتند که فلانی آزاد است ، بیایید و ببرید .

 

بلافاصله با بیت آن شخصیّت برجسته تماس گرفتم و گفتم : به ایشان بگویید در آن مورد اقدام نکنند ، که از فضل خدا آن شخص آزاد شده است .

 

کسانی که با برنامه دادگاهها آشنایی دارند می دانند که آزادی یک متّهم در بعد از ظهر روز پنجشنبه بیرون از روال عادی است ، ولی از کرامت کریمه اهلبیت ، درست در لحظه ای که دست توسّل به ضریح مطهّر این بزرگوار در قم چنگ زده بود این عنایت در تبریز به وقوع پیوست .

 

پس از آزادی او ، نگارنده برای وفا به نذر ، کتاب کریمه اهلبیت را به رشته تحریر در آورده ، به پیشگاه دختر باب الحوائج تقدیم نمود .

 

( ۱۳ )

 

اهانت به خدّام حرم

 

یکی از خدّام به نام علی عبدی روزی مشاهده می کند که خانمی در کنار قبری نشسته و مواظب حجاب خود نیست ، جلو می رود و می گوید : خواهر حجابت را رعایت کن ، اینجا حرم حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ است و حرمت دارد .

 

زن اخم کرده ، به نزد شوهرش رفت . شوهرش سرهنگ تمام بود ، پس از سعایت زن ، جناب سرهنگ با غرور نظامی به سوی آقای عبدی آمد و گفت : چیه ، چکار کردی ؟

 

وی در پاسخ گفت : هیچی ، به خانم گفتم سر و صورتش را بپوشاند .

 

سرهنگ گفت : به تو چه ، مگر تو فضولی ؟!

 

آنگاه دست سرهنگ بالا رفت و سیلی محکمی بر صورت خادم حضرت نواخته شد و سرهنگ به طرف زنش بازگشت و زنش دوباره به طرف آن قبر رفت .

 

اشک در چشمان آقای عبدی حلقه زد ، بدون اینکه با کسی حرف بزند به سوی ضریح بی بی رفت و خطاب به کریمه اهلبیت گفت :

 

بی بی ! من به احترام شما امر به معروف کردم و سیلی خوردم . آنگاه بغض گلویش را گرفت و با صدای بلند شروع به گریه کرد .

 

در همان حال صدای داد و هوار زن به هوا رفت ، معلوم شد که عقرب پایش را گزیده است .

 

سرهنگ عقرب را زیر چکمه هایش له کرد ، ولی زن به خود می پیچید و فریاد می کشید و سرهنگ سراسیمه به این سو و آن سو می رفت و از مردم کمک می طلبید .

 

خادم سیلی خورده با یکی از خدّام بیرون دویدند و درشکه ای را تهیّه کردند و به داخل صحن آوردند و زن را در قالیچه ای پیچیده ، سوار درشکه کردند و به بیمارستان فاطمی بردند .

 

سرهنگ گریه کنان به دنبال درشکه می دوید .دکترها پس از دیدن پای سیاه شده زن گفتند : اگر سم به بقیّه قسمتهای بدن سرایت کرده باشد مرگش حتمی است .پزشکان مشغول معالجه شدند و پای زن را با تیغ بردند تا زهر بیرون بیاید و سرهنگ نیز با خادم سیلی خورده به سوی حرم بازگشت .سرهنگ کنار ضریح رفت و در حال گریه می گفت : بی بی معذرت می خواهم ، نفهمیدم ، غلط کردم ، زنم مرا تحریک کرد .زن آن شب را در بیمارستان سپری کرد ، صبح با پای باند پیچ شده به حرم آمد ، از حضرت معصومه پوزش طلبید و سراغ آقای عبدی را گرفت و به او گفت : مرا ببخش ، من نفهمیدم .سرهنگ آدرس خادم را گرفت و به سوی تهران بازگشت ، تا ۱۵ سال هرماه ۱۵ تومان به آن خادم می فرستاد و بعد از ۱۵ سال درگذشت . (۳۸)

 

( ۱۴ )

 

اولاد صالح از برکت بی بی

 

حضرت حجه الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ عبدالرّسول ، فرزند برومند بقیِه السّلف آقای حاج شیخ موسی قمی و حفید گرامی اسوه تقوا و فضیلت ، مرحوم حاج شیخ علی زاهدی قدس سره ( متوفّای ۲۲ جمادی الثّانیه ۱۳۷۱ هـ . )

می فرمود :در سال ۱۳۹۱ هـ . هنگامی که ما را از نجف اشرف تسفیر کردند ، روز ۱۵ ذیقعده ( ۱۳/۱۰ /۱۳۶۰ ) وارد قم شدیم ، طرف عصر بود ، من هنوز نماز ظهر و عصر را نخوانده بودم ، وضو گرفتم و به حرم مطهّر حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ شرفیاب شدم ، قبل از نماز و زیارت ، عرض کردم : بی بی جان ! ما در عراق زیر سایه آبا و اجداد شما بودیم و همه حوائج ما توسّط آن بزرگواران تامین می شد ، اینک به شما پناه آورده ایم و زیر سایه شما هستیم ، سه حاجت مهم از شما می خواهیم :

۱-با دست خالی آمده ایم ، وسیله زندگی می خواهیم .

۲-در اینجا خانه و کاشانه ای نداریم ، منزل آبرومندی از شما می خواهیم .

۳-سالیان درازی است که ازدواج کرده ایم و اولاد دار نشده ایم ، فرزند صالحی از شما می خواهیم .

در اندک مدّتی منزل آبرومندی به راحتی تهیّه شد . در همان اوان صاحب اولاد شدیم واینک از برکت عنایات بی بی شش فرزند داریم ، و زندگی ما به بهترین وجه تامین شد ، که از نظر آسایش و آرامش ، هزاران مرتبه بهتر از ایّام اقامت در نجف اشرف است .

و لذا از روزی که وارد این شهر مقدّس شده ام ، هر کار مستحبّی انجام می دهم ، از طرف این ولی نعمتِ عُظمای خود انجام می دهم و یا در ثواب آن ایشان را شریک می کنم .

 

( ۱۵ )

 

ایثار و پاداش آن

 

مرحوم حاج میرزا خلیل تهرانی ، نیای خاندان معروف خلیلی نجف اشرف ، متولّد ۱۱۸۰ و متوفّای ۱۲۸۰ هـ . از پزشکان حاذق و از علمای عامل ، از شاگردان آیات عظام : میرزای قمی ، صاحب ریاض و کاشف الغطاء می باشد .در تهران متولّد شده ، در نجف وفات کرده ، در طب یونانی به مقامی بسیار والا دست یافته ، تا جایی که او را افلاطون زمان و جالینوس دوران لقب داده اند .در قم ، تهران ، کاظمین و کربلا شخصیّتهای برجسته ای را معالجه نموده ، به صورت اعجاز آمیزی بهبودی یافته اند و لذا آوازه اش در همه جا طنین انداخته است.(۳۹)

او رمز این توفیق و آوازه اش را چنین بیان می کند :

من درعلم طب چندان درس نخواندم و استاد ندیدم ، همه این مهارت و بصیرت از برکتِ دادن یک نان بود و آن چنان بود که در جوانی به قصد زیارت حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ به قم مشرّف شدم . در آن ایّام ، گرانی سختی بود ، که نان به زحمت به دست می آمد .

در آن زمان بین دولت ایران و روس درگیری بود ، اسیران فراوانی از زن و مرد، خرد و کلان آورده بودند ، و در شهرها پراکنده بودند .من در یکی از حجرات مدرسه دارالشّفا که معمولاً غربا در آن منزل می کردند، منزل کرده بودم .روزی به بازار رفتم و رنج فراوان کشیدم تا نانی به دست آوردم و به سوی منزل حرکت کردم .

در بین راه با زنی از اسیران مسیحی مصادف شدم که طفلی در بغل گرفته بود و از گرسنگی رنگش زرد شده بود . چون چشمش به من افتاد گفت : شما مسلمانها رحم ندارید ، مردم را اسیر می کنید و گرسنه نگه می دارید . !!

بر او رقّت کردم ، آن نان را به او دادم و رفتم ، آن روز چیزی نخوردم ، آن شب نیز چیزی نداشتم که بخورم .

در حجره نشسته ، در کار خود متحیّر بودم ، که یک نفر وارد حجره شد و گفت : بانوی مرا دردی رسیده که بی طاقت شده ، اگر طبیبی سراغ دارید برای ما معرّفی کنید .بر زبانم جاری شد که اگر فلان چیز را بخورد خوب است .او رفت و آن دوا را مهیّا کرد و به او داد و فوراً بهبودی یافت . طولی نکشید که آن مرد آمد و یک مجمعه ( سینی ) آورد که غذاهای رنگارنگ و یک عدد اشرفی در آن بود و معذرت خواهی کرد و رفت . این داستان شایع شد و بیماران از همه جا به سوی من سرازیر شدند و هرکدام با یک نسخه خوب می شدند . همه این اسم و رسمی که پیدا کرده ام از ایثار آن قرص نان و توجّه حضرت معصومه علیها السلام است .(۴۰)

 

نگارنده گوید : مطابق با برخی از نقلها ، آن بانوی مریضه همسر فتحعلی شاه بوده ، که در اوایل جلوس ایشان بر اریکه سلطنت ، با اعضای خانواده برای عتبه بوسی آستان مقدّس کریمه اهلبیت به قم مشرّف شده بودند و در یکی از حجرات صحن مطهّر که اختصاص به سلاطین قاجار داشت منزل کرده بودند . بر اساس همین نقل حاج میرزا خلیل نیز در اثر گرسنگی آنقدر بی حال شده بود ، که با آن فاصله اندک توان تشرّف به حرم مطهّر را از دست داده بود . لذا از حجره خود واقع در مدرسه دارالشّفا به حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ متوسّل شده بود و از برکت آن کریمه اهلبیت علاوه بر نان و نوا ، به آن مقام والا رسیده بود .

 

قسمتی از فضایل ، مناقب و کرامات مرحوم حاج میرزا خلیل در ” کلمه طیّبه ” و ” دارالسّلام ” از محدّث نوری ، ” تکمله ” از سیّد حسن صدر ، ” الحصون المنیعه ” از شیخ علی کاشف الغطاء ، و ” الکرام البرره ” از شیخ آغا بزرگ تهرانی آمده است.(۴۱)

 

و همه این کمالات و کرامات از برکت ایثار آن نان و عنایات حضرت معصومه علیها السلام بوده است .

 

(۱۶ )

 

ایجاد لیاقت

 

یکی از فضلای مورد اعتماد از یکی از روحانیون که توثیقش می کرد نقل فرمود که شبی در عالم رویا به او گفته اند : حضرت بقیه الله _ ارواحنا فداه _ برای زیارت عمه اش حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ به حرم مطهر تشریف فرما شده اند ، بعد از زیارت می خواهند به منزل شما تشریف بیاورند ، ولی در کتابخانه شما از کتابهای مخالفین فراوان است و آن حضرت این کتابها را دوست ندارد ، و لذا باید این کتابها را از کتابخانه تان بیرون بریزید .

 

او می گوید : من با شتابی فراوان همه کتابهای مخالفان را از کتابخانه جدا کرده ، بیرون بردم .

 

سپس گفتند : این فرشها را نیز باید جمع کنید ، این دوتا نمد بماند اشکال ندارد ، جز اینکه باید آنها را برگردانی تا این نقش و نگارش ظاهر نباشد .

 

از این رویای صادقه ظاهر می شود که برای ایجاد لیاقت دیدار باید در تقویت محبت اهلبیت و بغض دشمنان آنان تلاش فراوان نمود ، آنگاه زرق و برق دنیا را کنار گذاشت ، از حرام اجتناب کرده ، از حلال به ساده ترینش بسنده نمود .

 

( ۱۷ )

 

باران رحمت

 

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد ناصری دولت آبادی که در دولت آباد اصفهان خدمات برجسته ای دارند و دلهای مشتاقان را به طرف حضرت صاحب الزمان _ عجل الله تعالی فرجه الشّریف _ سوق می دهند ، از پدر بزرگوارشان مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد باقر ناصری ، متوفای ۱۴۰۷ هـ . نقل فرمودند که در ایام اقامتشان در نجف اشرف ، در جلسه ای که در منزلشان برگزار بود ، بر فراز منبر داستان جالبی را در رابطه با حضرت معصومه علیها السلام به شرح زیر بیان فرمودند :

 

در سال ۱۲۹۵ هـ . در اطراف قم قحطی و خشکسالی شدیدی پدید آمد ، اغنام و احشام در اثر کمبود علوفه در معرض تلف قرار گرفتند .اهالی آن منطقه چهل نفر از افراد متدین و شایسته را انتخاب کردند و به قم فرستادند ، تا در صحن مطهر حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ به بست بنشینند ، تا شاید از عنایات آن کریمه اهلبیت خداوند متعال باران بفرستد و منطقه را از خطر خشکسالی نجات دهد .سه شبانه روز آن گروه چهل نفری در حرم مطهر خاتون دو سرا به بست می نشینند ، شب سوم یکی از آن چهل نفر مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم قمی را خواب می بیند .میرزای قمی در عالم رویا به او می فرماید : < چرا در اینجا به بست نشسته اید؟ > .

او می گوید : مدتی است در محلّ ما باران نیامده ، اغنام و احشام در معرض تلف قرار گرفته اند .

میرزا می فرمایند : < برای همین ؟ > .می گوید : بلی .مرحوم میرزا می فرماید : < این که چیزی نیست ، این مقدار از دست ما نیز ساخته است ، هنگامی که شما حوائج این طوری داشتید به ما مراجعه کنید ، ولی هنگامی که شفاعتِ عالَم را خواستید ، در آن هنگام دست توسل به طرف این شفیعه روز جزا دراز کنید > . (۴۲)

این رویای صادقه موید است با حدیث شریف امام صادق علیه السلام که می فرماید : < همه شیعیان ما با شفاعت آن حضرت وارد بهشت می شوند > .()

 

( ۱۸ )

 

بست نشستن

 

مرحوم حاج آقا حسین گلکاران که صد درصد مورد اعتماد بودند ، از مرحوم حاج سید تقی کمالی ، پهلوانِ نامی ایران نقل کرد که زمان رضا خان در تهران زندانی بوده ، در زندان مشغول زیارت عاشورا می شود ، در سجده زیارت عاشورا خیلی گریه می کند تا خوابش می برد ، در عالم رویا حضرت علی علیه السلام را می بیند که بر او نهیب می زند و می فرماید : < چرا فلان کار را انجام می دهی ؟ > .

مرحوم کمالی گفته : من تا آن روز مفهوم ترس را نفهمیده بودم . هنگامی که مولای متّقیان بر من نهیب زدند تمام بدنم لرزید .چون بیدار شدم از آنچه مولی مرا نهی کرده بود ، توبه کردم و استغفار نمودم . روز دیگر با توجه بیشتری زیارت عاشورا را خواندم و تصادفا باز هم در سجده به خواب رفتم و مولی را به خواب دیدم ، به من فرمود : < روز عاشورا آزاد می شوید>به هم زندانها مژده دادم که آقا بشارت داده اند که روز عاشورا آزاد می شویم .از عنایات مولی روز عاشورا شمشیری به دستم رسید ، با شمشیر بر مسوول زندان حمله کردم و وادارش کردم که درِ زندان را بگشاید . آنگاه همه زندانیان از زندان فرار کردند و من آخرین کسی بودم که از زندان بیرون رفتم .شب را در یافت آباد تهران در منزل یکی از دوستان بودم ، فردا به قم رفتم . در مدخل قم یک نفر ژاندارم رو به طرف شهر ایستاده بود ، آرام آرام خودم را به او رسانیدم ، تفنگش را از دستش گرفتم . چون در برابر من قدرت مقابله نداشت , به التماس افتاد . گفتم : با تو کاری ندارم ، ترا تا صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام می برم و آنجا تفنگ را به تو بر می گردانم ، او نیز چاره ای جز تسلیم نداشت .

او را تا صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام بردم ، در صحن مطهر تفنگ را به او پس دادم و خود وارد حرم شدم و به بست نشستم .دوستان دور و برم را گرفتند ، همه روزه می آمدند و در حرم با من نشست می کردند و شبها به منزلشان بر می گشتند و من در حرم می ماندم .به حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ عرض کردم : اینها خرج دارند و من باید به اینها برسم . یک مرتبه دیدم دستمالی از ضریح مطهر افتاد ، برداشتم و در جیب نهادم . هر روز مقداری از آن بر می داشتم و به یکی از دوستان می دادم تا احتیاجات مرا تأمین کند.

حدود یکماه به این منوال گذشت . روزی این دوست اصرار کرد که شما اینجا این پولها را از کجا می آورید ؟ داستان را به او گفتم ، بلافاصله پول تمام شد .نگارنده گوید : < بَست > به جایی گفته می شود که مردم به هنگام ترس از دشمن به آنجا پناه می برند تا دستگیر نشوند ، مانند اماکن مقدسه ، مشاهد مشرفه و منازل علما و بزرگان .در زمان سلاطین جور هر کس تحت تعقیب قرار می گرفت ، اگر خودش را به یکی از مشاهد مشرفه و یا به منزل یکی از علما می رسانید از تعرض مصون بود و گفته می شد فلانی در فلانجا به بست نشسته است .

 

( ۱۹ )

 

بقای فرزندان

 

یکی از دوستان اهل دل که نگارنده کمال وثوق و ارادت را به ایشان دارد ، فرمود : در زمانهای قدیم که اوایل طلبگی من بود ، دختر عمویی داشتم که ساکن< خرم دره > بود ، چندین بار خداوند به او اولاد عنایت فرموده بود ولی در چند ماهگی تلف شده بودند و هرگز فرزندی برای ایشان باقی نمانده بود .

برای آستان بوسی حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ به قم مشرف شده بودند . من در آن ایام در مدرسه دار الشّفا حجره ای داشتم و در آنجا مشغول تحصیل بودم .دختر عمویم وضع خودش را برای من تعریف کرد و بسیار گریه نمود .من گفتم : شما الآن در قم هستید ، اینجا حرم اهلبیت است و این بزرگوار کریمه اهلبیت است ، به این دختر باب الحوائج متوسل شوید و از حضرتش بخواهید که بعد از این فرزندانتان باقی بماند .

او پرسید : چگونه متوسل شوم ؟در آن ایام که اوایل طلبگی من بود ، چیز دیگری به نظرم نرسید ، جز این که به او گفتم :شما یک روز روزه بگیرید و پیش از آن که افطار کنید با دهان روزه به حرم مطهر مشرف شوید و با توجه کامل حاجت خود را از دختر باب الحوائج بخواهید . او نیز روزه گرفت و پیش از افطار به حرم مطهر مشرف شد و تا صبح در حرم مشغول گریه و دعا و مناجات گردید .

در اواخر شب ، نزدیک اذان صبح ، در اثر شدت گریه و توسل بی حال در گوشه ای می نشیند و خوابش می برد .

در عالم رویا بانوی مجلّله ای را می بیند که تشریف فرما می شوند و قندانه بچه ای را که بر روی دست مبارکشان بود به او عنایت می فرمایند .

چون از خواب بیدار می شود شادمان به منزل بر می گردد و به محلّ اقامت خود مراجعت می کند .

بعد از این توسل خداوند متعال سه فرزند به ایشان عنایت فرموده است که هر سه باقی مانده اند و بزرگ شده اند ، و خود آن بانو الآن زنده است و در < خرّم دره> سکونت دارد .

 

( ۲۰ )

 

بی نیاز شدن از عمل جراحی

آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی نقل فرمودند که همشیره حجه الاسلام و المسلمین آقای سید احمد روضاتی ( همسر آقا حسام الدین ) مریض بودند و احتیاج به عمل جراحی داشتند ، روز چهارشنیه ای قرار بود در تهران تحت عمل جراحی قرار بگیرند . دکتر گفته بود : چون روز جمعه من در تهران نیستم ، صلاح می دانم که شما روز شنبه و یا یکشنبه بیایید که من همان روز شما را عمل می کنم .

اینها به قم آمدند و در منزل ما بودند ، شب جمعه این خانم به حرم مشرف می شوند والتماس فراوان می کنند که این بی بی دو عالم شما می دانید برای زن بسیار سخت است که خود را در اختیار جراح نامحرم قرار بدهد ، شما راضی نشوید من این مشقت روحی را تحمل کنم .

روز موعود به تهران رفتند دکتر بعد از معاینه مجدد گفت : شما اصلا احتیاج به عمل ندارید . و همان روز با خوشحالی برگشتند . با این که دکترهای اصفهان و تهران ، از جمله خود همین دکتر ، متّفق القول بودند که باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد .

( ۲۱ )

مولّفِ انوار المشعشعین از یکی از خدام حرم ، به نام آقا سید حسن فرزند آقا سید صفی ، نقل می کند که عمویم به مرضی مبتلا شد که ا نگشتهایش سیاه گردید ، معالجات موثّر نشد ، قرار شد که عمل کنند ، و پایش را قطع کنند ، روزی که قرار بود فردایش او را عمل کنند ، و پایش را قطع نمایند ، عمویم گفت : امشب مرا در حرم بی بی تنها بگذارید .

او را به حرم بردیم و درهای حرم را بستیم ، او در کنار ضریح مشغول گریه و دعا و توسل بود .

نزدیک سحر صدایش شنیده شد که می گوید : در را باز کنید حضرت مرا شفا دادند .

وقتی در را باز کردند با چهره شاداب و خندان او مواجه شدیم . چون از کیفیت شفا یافتنش جویا شدیم ، گفت :

بانوی مجلّله ای در عالم رویا تشریف فرما شدند و فرمودند : چرا ناراحت هستی ؟ بیماری خود را شرح دادم و گفتم : از خدا می خواهم یا مرا شفا دهد و یا مرگم را برساند .

آن بانوی بزرگوار گوشه مقنعه اش را به انگشتان من رسانید و فرمود : < ترا شفا دادیم > .

عرض کردم شما کیستید ؟ فرمود : < چگونه مرا نمی شناسی در حالی که از خدام من هستی ؟ من فاطمه دختر موسی بن جعفرم > .(۴۳)

( ۲۲ )

 

داستان دیگری در همین رابطه به خانواده آقای فهیمی مربوط می شود که تقریبا ۳۰ سال پیش اتّفاق افتاده است .آقای فهیمی فرمودند : با زحمت فراوان پاسپورت و ویزای عراق گرفته بودیم که به عتبات مشرف بشویم ، همسرم مریض بود و کم کم از پا افتاد و دیگر قدرت حرکت نداشت .

در قم و تهران پزشکان ، متّفق القول شدند که بیماری او < فیستول مزمن > است و باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد .تصمیم گرفتیم که در قم بستری کنیم ، آقای دکتر بنی فاطمی تخت او را مشخّص کرد که ببریم و بستری کنیم .شب به حرم مطهر مشرف شدم و به محضر حضرت معصومه علیها السلام عرض کردم : بی بی جان ! من خدمتگذار شما هستم ، پدرم نیز یک عمر خدمتگذار این آستان بود ، شما خانم هستید و مشکل ما را لمس می کنید ، من راضی نیستم همسرم برای چنین عملی زیر دست مرد نامحرمی قرار بگیرد ، شما هم راضی نباشید. خیلی التماس کردم و به خانه برگشتم .صبح یکی از صبیه ها آمده بود که برای بردن مادرش ما را همراهی کند ، چون مهیای رفتن شدیم ، همسرم گفت : من امروز حالم بهتر است ، امروز نمی رویم . گفتم : در بیمارستان اطاق و تخت رزرو شده . جالب نیست ؟ گفت : به آقای دکتر بنی فاطمی تلفن بزن ، بگو : انشاءالله فردا می آییم .به دکتر تلفن کردم ، گفت : بهتر شدن معنی ندارد ، باید عمل شود ، گفتم : اجازه بدهید امروز نیائیم ، چون نمی خواهم بر خلاف میل مریض رفتار شود ، گفت: مانعی ندارد .

فردا که خواستیم برویم ، گفت : امروز حالم خیلی بهتر است . آن روز هم نرفتیم ، روز سوم دیدم بلند شده در اتاق راه می رود ، با اینکه مدتها بود قدرت نشستن و برخاستن نداشت .گفت : من دیگر احتیاج به عمل ندارم ، شما بروید مقدمات سفر را فراهم کنید ، عازم کربلا بشویم .

ده روز گذشت و از ناراحتی او هیچ اثری نبود و ما مهیای عتبات شدیم به عتبات عالیات رفتیم و برگشتیم و پس از گذشت این مدت از عنایات حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ هیچ ناراحتی از این ناحیه پیدا نشد .

 

(۲۳ )

 

پاداش گرامیداشت خادم

مرحوم حاج میرزا محمد تنکابنی ، متوفای ۱۳۰۲ هـ . تألیفات فراوانی دارد که اسامی ۲۱۲ جلد از آنها را در کتاب < قصص العلماء > آورده است . (۴۴)

کتاب قصص العلماء بطوری که از عنوانش پیداست ، در مورد شرح حال علمای اعلام تألیف شده است .

مرحوم تنکابنی در این کتاب به سبک قدما شرح حال خودش را نیز نوشته است .

او در ضمن شرح حال خویش به عنایاتی از حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ اشاره کرده ، که یک نمونه آن را در اینجا می آوریم :در سالی که برای زیارت حضرت فاطمه دختر موسی بن جعفر علیهما السلام ملقب به حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ به قم مشرف شدم ، کیسه ای داشتم که مخصوص پول طلا بود ، همواره مقدار معینی طلای مسکوک در آن می گذاشتم و همراه خود می بردم .

در یک شب جمعه ای دو اشرفی طلا در آن کیسه نهادم و برای آستان بوسی دختر باب الحوائج به حرم مطهر مشرف شدم .در حرم مطهر به دلم گذشت که به یکی از خدام هدیه ای بدهم ، چون هوا تاریک بود به جای دو روپیه ، دو اشرفی طلا را به او داده بودم .

هنگامی که به منزل مراجعت کردم ، کیسه پول را خالی یافتم و متوجه شدم که اشرفی ها را سهواً به جای روپیه داده ام .صبح هنگامی که می خواستم از منزل بیرون بروم آن کیسه را برداشتم که تعدادی اشرفی در آن بگذارم و برای خرجی همراه خود بردارم ، با کمال تعجب مشاهده کردم که دو اشرفی طلا در آن هست .

من مطمئن هستم که شب آن کیسه خالی بود و مطمئن هستم که احدی در آن تصرف نکرده بود .

سپس ایشان اضافه می کند که این قضیه دو بار برایم ا تّفاق افتاد . (۴۵)

( ۲۴ )

پناهگاه محرومان

یک خانم محترمی از اهالی یزد و مقیم قم می گوید : در حدود چهل سال پیش از این ، شوهرم مرتّب مرا کتک می زد و به من نفقه نمی داد . گاهی آنقدر می زد که من از حال می رفتم .

یکبار که کتک فراوان زده بود ، آنقدر ناراحت شدم که تصمیم گرفتم انتحار کنم ، و لذا به مغازه عطّار رفتم و از او یک مثقال تریاک به یک تومان خریدم که بخورم و خود را نابود کنم .

به دلم گذشت که به حرم مشرف شده ، زیارت کنم و بعد از زیارت آن را بخورم . در صحن مطهر دیدم آقای شمس نائینی روی منبر صحبت می کند ، پای منبر ایشان نشستم و خیلی گریه کردم .

بعد از منبر ایشان به حرم مشرف شدم ، آنجا به نظرم رسید که این کار من اشتباه است ، چون من که دنیا ندارم ، با این کار آخرتم را نیز از دست می دهم . چون می دانستم کسی که خود کشی کند به جهنم می رود . لذا از تصمیم خود برگشتم و توبه کردم .

به هنگام بازگشت به منزل ، به مغازه عطّار رفتم و آن را با قند و چایی عوض کردم .

شب در عالم رویا دیدم که در صحن مطهر کنار حوض ایستاده ام خانم سیاه پوشی که تمام بدنش پوشیده بود ، حتّی صورت مبارکش نیز پوشیده بود و در دستشان دستکش داشتند ، به کنار من آمدند و فرمودند :

< از شما خیلی ممنون هستم > .عرض کردم : مگر من چه کردم که مورد رضایت شما قرار گرفته است ؟

فرمودند : به خاطر این که ، آن را در حرم من نخوردی .سپس مرا با خود تا ایوان آیینه بردند ، نزدیک درب حرم ۲ عدد کلید به من دادند و فرمودند : این اطاق از آنِ شماست .سپس فرمودند : می دانم که چرا ناراحت هستی ، برای اینکه همسرت ترا کتک می زند . من کاری می کنم که کتک او در تو اثر نکند .انگاه دست مبارکشان را بر سر و صورت من کشیدند و فرمودند : دیگر کتک او در تو اثر نخواهد کرد.

عرض کردم : بی بی شما کی هستید ؟ روپوش از صورت خود کنار زدند ، نور تمام صورت مبارکشان را احاطه کرده بود ، فرمودند :< من فاطمه معصومه هستم > .من چادر مبارکشان را گرفتم و گفتم : من حاجتم را از شما می خواهم . فرمودند : حاجت تو را دادیم .از خواب بیدار شدم و دیدم در عالم رویا اشک فراوان ریخته ام .

از آن تاریخ به بعد هر وقت شوهرم مرا کتک می زد اصلاً اذیت نمی شد و بدنم درد نمی کرد .

این داستان را یکی از دوستان مورد اعتماد که با ایشان همسایه است برای نگارنده نقل کرد و اضافه نمود :

من مکرر شاهد کتک زدن شوهرش بودم و بعداً از او می پرسیدم : آیا دردت نمی آید ؟ ! می خندید و می گفت : نه ، به برکت حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ اصلاً متوجه نمی شوم و دردم نمی آید .

 

( ۲۵ )

 

صاحب انوار المشعشعین می نویسد : به خاطر دارم که شتری به جهت آزار و ایذاء صاحبش به حرم مطهر حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ پناه آورده ، در پایین ایوان آرمیده بود ، تا صاحبش آمد و برد . (۴۶)

 

منبع : تبیان مبلغین گیلان

 

 

پیامک دلانه زیارت امام رضا (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

یا اَبَا الْحَسَنِ یا عَلِىَّ بْنَ مُوسى اَیُّهَا الرِّضا یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّهَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

یک نفر نیست بگوید که میان خوبان   /    این گنه کار زمین خورده کجا می آید؟!

 

آقا سلام ، حال من از قبل بدترست …

ای باوفا طبیب دلم سخت مضطرست

مثل همیشه باز تهی دست آمدم

تا روز حشر دست نیازم بر این درست

***

آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده

ای حَرمَت ملجأ در ماندگان دور مران از درو ، راهم بده

ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده

***

وقتی وارد حرم شدم ، خادمینت مرا گشتند تا بدانم در پیشگاهت که ۀمدم با دستان تهی آمدم ؛ پر از کوله بار گناه و به یقین برسم بجز هیچ ، چیزی ندارم

***

امام رضا علیه السلام فرمود :

آگاه باشید ، کسی که مرا در غربتم در طوس زیارت کند ، با گناهان آمرزیده هم درجه ی من خواهد بود.

وسائل الشیعه    ج۱۰   ص۴۳۸

***

من ماه هاست که منتظر یک زیارتم

آخر چرا امام رضایی نمی رسد

***

یک نفر نیست بگوید که میان خوبان

این گنه کار زمین خورده کجا می آید؟!

***

آقا! آهو به تو قول داد و من هم ، اما

او کرد به عهد خود وفا و من ، نه!

***

کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت

یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت

کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد

سجده ای کرد سپس شیعه ی مولا برگشت

خسته بود از همه ی آینه ها تا اینکه

زشت آمد،متحول شد وزیبا برگشت

آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود

با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت

زائری گفت چرا اشک ندارم آقا

نگهش کردی و با دیده ی دریا برگشت

یک جوان حاجتش این بود: که زن میخواهم

رفت تا اینکه شبی پیش تو بابا برگشت

به گمانم که به طور تو مشرف شده بود

آنکه با معجزه و با ید بیضا برگشت

صبح درقامت یک مردگدا رفت حرم

ظهر نزدیک اذان بود که آقا برگشت

جبرئیل آمده بود ازوسط عرش، حرم

دوسه تا فرش تکان داد و به بالا برگشت

نفس خادمتان خورد به آن نصرانی

در حرم شیعه شد،از مذهب ترسا برگشت

***

هر که آمد در حرم او را هوایی میکنم
قلب او را مثل یک گنبد طلایی میکنم
میدهم برگ برات کربلا با یا حسین
مشهدی را مطمئنا کربلایی میکنم

***

آقا جان!

روز محشر تو خودت دنبال کار ما بیفت

پشت ما توصیه ی شاهانه باشد بهترست

***

امام جواد علیه السلام فرمود :

هیچکس پدرم را زیارت نمی کند ، مگر از شیعیان خاص و خالص ما باشد .

کامل الزیارات   ص۹۲۶

***

یا ضامن آهو!

لب روزه / بدنی داغ / نشستم حرمت

سنگ سرد حرمت به چه صفایی دارد

***

هوای گریه ی پایین پایتان کرده ام

و گیوه های مرا رد پای غمگینت

مسافر سحر کوچه هایتان کردست

***

کبوتر هم که باشی ، گاهی
دود شهر پرو بالت را سیاه می کند
به یک هوای پاک نیاز داری ، چیزی شبیه
هوای حرم…

***

دست من نیست اگر بی سر و پا آمده ام
دست مــن نیست اگــــر شوقزیارت دارم
قصّه ی پنجــــــره فـولاد و مـــرا می دانــی
مــــن به بوسیدن این پنجـــــره عادت دارم

***

جز گوشه‌های صحن تو آقا کجا روم
کی با کبوتران حرم کربلا روم؟

***

دل بهونه گرفته      کجا لونه گرفته       مرغ دلم تو صحنت       آشیونه  گرفته

ای محبتت        آب و دونه ی دلم         روی گنبدت         آشیونه ی دلم

یا امام رضا یا امام رضا مدد (۳)

تو حرمت همیشه     دل می شه مثل شیشه   هیچ کسی دست خالی    از اینجا رد نمیشه

یا امام رضا     درد مارو میدونی        یا امام رضا      رو تو بر نگردوی

یا امام رضا یا امام رضا مدد (۳)

دلم مثل کبوتر      گرفته از شما پر        میخوام زبون بگیرم         بگم غریب مادر

جون مادرت      از تو ایوون طلا      بال و پر بده      تا برم به کربلا

یا امام رضا یا امام رضا مدد (۳)

***

توی قبرم آقا جون منتظرم

که بزاری کف پاتو رو سرم

***

آقا سلام از دور…

بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور

هر شب دو زانو می زنم با احترام از دور

دستی به روی سینه و دستی به سوی تو

روی لبم گُل می‌کند آقا سلام از دور

تصویر زیبایی ست از بالا که می‌بینی

سوی تو می‌آیند آهوهای رام از دور

گاهی نسیمی سوی مشتاقان خود بفرست

گاهی بده این زخم‌ها را التیام از دور

بین من و تو چارده ساعت زمان راه ست

از منزل این هیچ تا ماه تمام از دور

من آشنا هستم به این درگاه از نزدیک

من حتم دارم دعوتم کرده امام از دور

مهدی رحیمی

***

هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق

خیل ملائکند رضا یا رضا کنند

***

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید :

به زودی پاره ای از تن من در سرزمین خراسان به خاک سپرده خواهد شد. هیچ مؤمنی نیست که او را زیارت کند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و بدنش را بر آتش دوزخ حرام می سازد.
من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵

***

با نام رضا به سینه ها گل بزنید
با اشک به بارگاه او پل بزنید
فرمود که هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید

***

بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم
همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم
چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان
لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

***

بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز
تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

***

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج
شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج

***

بنویسید به روی قبرو به روی کفنم
عاقلا دیوونه امام رضا منم منم

***

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

***

یک بلیط
باز یک حال عجیب
پر شده از رنگ حرم
رنگ یک اذن ورود
رنگ یک گنبد زرد
هر حیاطی یک حوض
پر ز آب کوثر
و وضو بر لب حوض
باز هم اذن ورود
یک قدم تا مقصود
در همین حین میان رویا
ناگهان بغض مرا می گیرد
گویی انگار مشرف شده ام
به خودم می آیم
چند روزی به سفر هست هنوز …

***

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد
ناگهان بر دل آلوده ی من شور افتاد
اولین بار که دیدم حرمت را گفتم
ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد

***

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام
دل تو رامی طلبد ، دیده تو را می جوید !

***

از کار من گره نگشاید کسی مگر
دست گره گشای تو یا ثامن الحج (ع)

***

ما را کرمش داد ز هر غصه نجات
بر معرفت و مرام سلطان صلوات

***

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد
لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دل پردرد صدا برخیزد
آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد
جراتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کار گنهکار ز جا برخیزد
زائر آن است که در کوی تو اتراق کند
آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد ؟
تا به دست کرم تو به نوایی نرسد
از سر راه محال است گدا برخیزد
بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد
حرمت زودتر از کعبه مرا حاجی کرد
حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد

***

بر نمی گردم از این پنجره رویایی
تا تبسم بوزد از لب آن دریایی
صحن در صحن حرم اشک کبوتر جاری ست
موج در موج تنیده ست به هم شیدایی
چشم ها دوخته بر قامت گلدسته یار
شور بر پا شده از این همه بی پروایی
من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم
عشق باریده بر این دل شده صحرایی
خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی
دست ها باز هم آهنگ شکفتن دارند
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی

***

جذابیت تمام ایران ، مشهد
سرسبزتر از خطه ی گیلان ، مشهد
قالی سلیمان به گمانم میگفت :
من عبد توام قطار تهران-مشهد

***

باز هم در به در شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام
با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام
به سلیمان برسد از طرف مور سلام

***

چه کسی گفت که در عالم بالاست بهشت ؟
دل من دید همینجاست ، همین تکه ی دنیاست بهشت !

***

بی نگاه تو غریبیم غریب الغربا
چون گدایی به درِ حجره ی بازاری ها

***

غم های زمانه ام که بی حد باشد
یا آب و هوای دل من بد باشد
در تَق تَقِ این قطار حل خواهد شد
وقتی حرکت به سمت “مشهد” باشد !

***

هرکس که ترا شناخت جان را چه کند ؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند ؟
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو ، هر دو جهان را چه کند ؟

***
دل در بر من زنده برای غم تست
یگانه ی خلق و آشنای غم تست
لطفی است که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست ؟

***
السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ، ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت

***
و هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست و چای میخورم و حسرت خراســـان را …
***
خورشید به من بتاب و تطهیرم کن
آیینه کن و بشکن و تکثیرم کن
یک بار سر سفره لطف و کرمت
بنشانم و یک عمر نمک گیرم کن

***
ای صفای حرمت بیشتر از کوی بهشت
به مشامم رسد از تربت تو بوی بهشت
باغ جنت به دل انگیزی درگاه تو نیست
می برد دل بخدا کوی تو از کوی بهشت
گفته ای هرکه زیارت کند از صدق مرا
میکنم بدرقه اش تا در مینوی بهشت
به امید کرمت در حرمت آمده ام
نا امیدم منما ای گل خوشبوی بهشت
بخدا دلخوشیم مهر و تولای شماست
جذبه مهر شما میکِشدم سوی بهشت

***

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام
دل تو رامی طلبد ، دیده تو را می جوید !

***

از میان تمام سالنامه های قمری و میلادی ، تقویم دل من در این سرزمین تا ابد شمسی ست وقتی که خورشید نام کوچک توست …

***

و هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست و چای میخورم و حسرت خراســـان را …

***

زیر ایوان طلایت بخت با من یار شد
ماجرایم قیل و قال کوچه و بازار شد
یک ضمانت کردی و صیاد آهو را رهاند
چاقوی صیاد از آن تاریخ ضامن دار شد…

منابع : اینجا و اینجا و اینجا


دسته بندي :


» صفحه آغازین ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» خبرها و رویدادهای اخی جهان ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» خبرهای فوری و آنلاین ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» یوزر نیم و پسورد های روزانه نود 32 ( شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ )
» قرآن درسی هفتم هشتم و نهم ـ 95 ( سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳٩٥ )
» ترتیل سه بار تکرار جزء 30 ( جمعه ٥ آذر ۱۳٩٥ )
» سورة یوسف : مشاری بن راشد العفاسی ( جمعه ٥ آذر ۱۳٩٥ )
» آهنگ زیارت سامی یوسف برای امام رضا (ع) ( جمعه ٥ آذر ۱۳٩٥ )
» دانلود ترتیل قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری به تفکیک ۳۰ جزء ( یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٥ )
» قرآن اندروید با قلم نسخ قرآنی ( جمعه ٢۸ آبان ۱۳٩٥ )
موضوعات متفرقه

لينک هاي مفيد

» 1000 سایت در یک سایت
» آپلود سنتر رایگان (1)
» آپلود سنتر رایگان (2)
» آپلود سنتر رایگان (3)
» آپلود سنتر رایگان (4)
» آپلود سنتر رایگان (5)
» ارسال و دریافت فاکس اینترنتی
» آرشیو موسقی
» آرشیو موسیقی سایت خبري ویستا
» آسان دانلود
» افکت گذاری آنلاین برروی تصاویر
» اوقات شرعی شهرهای ایران
» اوقات شرعی آذرشهر
» باشگاه خبر نگاران جوان
» پارس قرآن
» پایگاه خبری 598
» پایگاه خبری افق
» پرشین پرشیا ( موسیقی سنتی )
» پرشین گرافیک
» پرنیان ـ قرآن آنلاین
» پست بانک اخی جهان
» تبدیل آنلاین عکس به آیکون
» تبدیل آنلاین فایلهای صوتی
» تبدیل آنلاین ویدئو، صوت، عکس، متون و کتاب های الکترونیک
» ترجمه آنلاین متون انگلیسی
» تن سنجی آنلاین
» ثامن گرافیگ
» جدیدترین اخبار ایران و جهان
» جهت یاب قبله
» خبر گزاری فارس
» خوشنویسی آنلاین
» دانلود کتب فارسی
» دفتر یادداشت پارسی و تقویم آنلاین
» دهياري اخي جهان
» رادیو آنلاین اینترنتی
» رادیو دیروز
» رادیو معارف
» ساعت رسمی کشور
» سامانه تعویض دفترچه خدمات درمانی
» سامانه فيش حقوق فرهنگيان
» سايت تفريحي و يگ
» سايت توفارقان
» سایت خبری بولتن نیوز
» سایت خبری بی باک
» سایت خبری تعامل
» سایت خبری رصد خانه
» سایت خبری شفاف
» سایت خبری عصر ایران
» سایت خبری موسیقی ایرانی
» سایت خبری موسیقی روز
» سایت شهید آوینی
» سایت طرح های اسلیمی
» سایت غدیر
» سایت فارسی کودکان
» سایت قرآنی تنزیل
» سایت کودک و نوجوان
» سرویس ایمیل فارسی
» سلامت نیوز
» سمت خدا . شبکه سه
» سیستم پرداخت قبوض از طریق اینترنت
» شبکه خبری زمان
» شهدای اخی جهان
» شهر خبر ( موتور جستجوی خبر فارسی )
» شیعه والپیپر
» فرمول نویس آنلاین ریاضی
» قبله یاب آنلاین
» قرآن آنلاین : حوض کوثر
» كتابخانه عترت اخي جهان
» گالری صوتی صلوات
» گالری عکس های جذاب
» متن و ترجمه صوتی قرآن
» محاسبه آنلاین وزن ایده آل بدن
» محاسبه وزن ایده آل
» مدرسه راهنمایی غیر دولتی آزادگان
» مرجع موبایل ایران (تصاویر پس زمینه)
» موسیقی آنلاین
» موسیقی آنلاین
» نقاشی و ویرایش تصویر آنلاین با Picozu
» همشهری آنلاین
» وب سایت ختم قرآن
» وبگردي 20:30
» وبلاگ حاج آقا صالحی
» وبلاگ رضا پور زین العابدین ( اخی جهان )
» وبلاگ ناصر محمد حسيني
» ورزش ایرانی
» ورود به جهان خبر
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .1
» آشنائی با سوره های قرآن کریم .2
» بزرگترين مرجع قرآني جهان اسلام
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .1
» مجموعه تصاویر بسم الله الرحمن الرحیم
» گالری بسم الله الرحمن الرحیم .2
» گالری تصاوير جالب
» 287 نوع بسم الله ...
» سامانه مدیریت اشیاء گمشده
» ورود به شات نت
» ورود به گالری عکس فارض نت
» فهرست کشورها بر پایه تاریخ ایجاد
» وبلاگ گروهی رضا پیری
» صنایع الماس چوب عابدی ( اخی جهان )
» جدول لیگ های فوتبال
» پیانو آنلاین
» ساخت کد موزیک
» انتخاب کد رنگ آنلاین
» نقاشی آنلاین
» با قطره ها ( میرزا علی اصغر رسولزاده)
» گنجینه عربی ( خانم علیزاده)
» پایگاه کشوری سیم کارت
» مرجع تخصصی موبایل
» نی نی نام
» دهکده موزیک
» فروشگاه شارژ تلفن همراه
» بازی ، مربیگری وباشگاه داری فوتبال در مستر کاپ
» فوتبال فانتزی . لیگ فانتزی
» ورزش سه (3)
» دریافت کد نتایج زنده و جداول لیگ
» جستجوگر هوشمند خبری تحلیل گری
» پایگاه اطلاع رسانی باشگاه تراکتور سازی تبریز
» تراکتور لینک
» آهنگ های تراختور
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 1
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 2
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 3
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 4
» معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر 5

نويسنده

قدیر پیری

آمار روزانه بازديد


درباره ما


مرجع نرم افزار های کاربردی و آموزشی فرهنگی
ايجاد کننده وبلاگ :
لوگوی دوستان http://up.behtarin.com/ وبسایت گالری عکس با گوگل کروم قابل مشاهده نیست http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/ http://up.behtarin.com/